مان‌ هم‌ كه‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ انسان‌ را از حق‌ بي‌نياز نمي‌كند «و آنان‌ جز دروغگو نيستند» يعني: آنان‌ به‌ حدس‌ و گمان‌، معبودات‌ باطل‌ را شركاي‌ خداي‌ سبحان ‌فرض‌ مي‌كنند، درحالي‌كه‌ اين‌ حدس‌ و گمان‌، فرضيه‌اي‌ باطل‌ و دروغي‌ محض ‌است‌.
 
	آيه  133
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِي قَالُواْ نَعْبُدُ إِلَهَكَ وَإِلَهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَهاً وَاحِداً وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خداوند بزرگ‌ در رد پندار يهود و نصاري‌ كه‌ به‌ ابراهيم‌u و فرزندانش‌نسبت‌ يهوديت‌ يا نصرانيت‌ مي‌دهند و در رد عقيده‌ مشركان‌ كه‌ از آيين‌ توحيدي‌ابراهيم‌(ع) انحراف‌ ورزيدند، مي‌فرمايد: «آيا وقتي‌ كه‌ مرگ‌ يعقوب‌ فرا رسيد، حاضربوديد؟» يا كه‌ بر او افترا مي‌بنديد؟ حضور مرگ: حضور نشانه‌ها و مقدمات‌ آن‌است‌. آري‌! شما حاضر نبوديد، ولي‌ ما حاضر و ناظر بوديم‌ «هنگامي‌ كه‌ به‌ پسران‌خود گفت: پس‌ از مرگ‌ من‌ چه‌ كسي‌ را مي‌پرستيد؟» فرزندان‌ وي‌ در پاسخش‌«گفتند: خداي‌ تو و خداي‌ پدرانت‌ ابراهيم‌ و اسماعيل‌ و اسحاق‌ را كه‌ خدايي‌ يگانه‌ است، مي‌پرستيم‌» هر چند اسماعيل‌(ع) عموي‌ يعقوب‌(ع) بود، اما فرزندانش‌ او را نيز پدر ناميدند زيرا اعراب‌ عمو را نيز پدر مي‌نامند «و ما در برابر او تسليم‌ هستيم‌» بدين‌گونه‌ بود كه‌ يعقوب‌(ع) در هنگام‌ مرگ‌ از فرزندانش‌ پيمان‌ گرفت‌ كه‌ خداي‌يگانه‌ را بپرستند و با او چيزي‌ را شريك‌ نگيرند، و آنها بر اين‌ پيمان‌ اقرار كردند، پس‌ اين‌ اقرارشان‌ خود گواه‌ اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ آنان‌ موحد و مسلمان‌ بوده‌اند و يعقوب‌u نيز براساس‌ اين‌ اعتراف‌ به‌ مسلمان‌ بودنشان‌ گواهي‌ داد. ابن‌كثير مي‌گويد: «ظاهرا يعقوب‌ فرزند اسحاق، در حيات‌ ابراهيم‌(ع) و ساره‌ به‌دنيا آمد».
آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُواْ فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِراً إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اوست‌ آن‌كه‌ شب‌ را براي‌ شما آفريد تا در آن‌ بياراميد» يعني: در آن‌ از حركت‌ و خستگي‌ به‌ سكون‌ و آرامش‌ پيوسته‌ و خود را از رنج‌ كار و مشغله‌ روزگار، فارغ‌بال‌ و راحت‌ گردانيد «و روز را روشن‌» و روشنگر «گردانيد» كه‌ در آن ‌ديدني‌ها، آشكار و قابل‌ رؤيت‌ مي‌شوند و در نتيجه‌، انسانها در اين‌ عرصه‌گاه ‌روشن‌، به‌ كار و تلاش‌ منفعت‌ بار پرداخته‌ اسباب‌ و اوضاع‌ زندگي‌ و معيشت‌ خويش‌ را سامان‌ مي‌بخشند «بي‌گمان‌ در اين‌ امر، براي‌ گروهي‌ كه‌ مي‌شنوند» آنچه‌ راكه‌ بر آنان‌ از آيات‌ تنزيلي‌ خوانده‌ مي‌شود و در آن‌ انديشه‌ و تأمل‌ كرده‌ و به‌ ديده ‌عبرت‌ مي‌نگرند؛ «نشانه‌هايي‌ است‌» زيرا اين‌ انديشه‌ و تأمل‌، خود از بزرگترين ‌اسباب‌ ايمان‌ مي‌باشد.
 
آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ اتَّخَذَ اللّهُ وَلَداً سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَذَا أَتقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ نمونه‌هايي‌ از سخنان‌ فاسد اين‌ مشركان‌ را بيان‌ كرده‌ و مي‌فرمايد: «كافران‌ گفتند: خدا فرزندي‌ براي‌ خود اختيار كرده‌ است‌، او منزه‌ است‌، او بي‌نياز است‌» بدين‌گونه‌، خداي‌ سبحان‌ از اين‌ باطل‌ آشكار تنزيه‌ جسته‌ و اين ‌حقيقت‌ را كه‌ از چنين‌ تعلقي‌ بي‌نياز است‌، روشن‌ مي‌سازد زيرا فرزند فقط از روي ‌نيازمندي‌ خواسته‌ مي‌شود در حالي‌كه‌ بي‌نياز مطلق‌، هيچ‌ حاجتي‌ ندارد كه‌ فرزندآن‌ را برايش‌ برآورده‌ گرداند. همچنين‌، كسي‌ محتاج‌ فرزند است‌ كه‌ خود در معرض‌ انقراض‌ بوده‌ و خواستار فرزندي‌ است‌ كه‌ جانشين‌ وي‌ گردد در حالي‌كه ‌خداي‌ عزوجل‌ زنده‌ پاينده‌اي‌ است‌ كه‌ بر او مرگ‌ يا فنايي‌ عارض‌ نمي‌شود از اين‌رو، او به‌ اين‌ تعلق‌ و تعلقاتي‌ مانند آن‌ هيچ‌ نيازي‌ ندارد «آنچه‌ در آسمانها و آنچه‌ در زمين‌ است‌ از آن‌ اوست‌» پس‌ درست‌ نيست‌ كه‌ چيزي‌ از آنها فرزند وي‌ باشد زيرا ميان‌ مالكيت‌ و پدري‌ و فرزندي‌، منافات‌ وجود دارد «شما را بر اين‌ ادعا» كه‌ خداوند(ج)  داراي‌ فرزند است‌ «هيچ‌ حجتي‌ نيست‌» و هيچ‌ دليل‌ و برهاني‌ بر اين ‌ادعا نداريد «آيا چيزي‌ را كه‌ نمي‌دانيد» بي‌پشتوانه‌ علم‌ و حجت‌ و برهان‌ «به‌ دروغ‌ بر خدا مي‌بنديد؟» اين‌، تهديد و توبيخي‌ سخت‌ براي‌ آنان‌ است‌.
	آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: در حقيقت‌ كساني‌ كه‌ بر خدا دروغ‌ مي‌بندند» با نسبت ‌دادن‌ فرزند و شريك ‌براي‌ وي‌ «رستگار نمي‌شوند» به‌ بهشت‌ و نجات‌ يافتن‌ از عذاب‌ دوزخ‌.
	 آيه  70
‏متن آيه : ‏
‏ مَتَاعٌ فِي الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ نُذِيقُهُمُ الْعَذَابَ الشَّدِيدَ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«متاعي‌ است‌» فاني‌ «در دنيا» يعني: اگر هم‌ صاحب‌ اين‌ افترا به‌ چيزي‌ از خواسته‌هاي‌ گذراي‌ خود نايل‌ شود، قطعا آن‌ بهره‌منديي‌ اندكي‌ در دنياست ‌«سپس‌ بازگشتشان‌ به‌سوي‌ ماست‌» با مرگ‌ «آن‌گاه‌ به‌ سزاي‌ آن‌كه‌ كفر مي‌ورزيدند، به‌ آنان‌ عذاب‌ سخت‌ مي‌چشانيم‌» يعني: افتراكنندگان‌ را به‌ سبب‌ كفرشان‌ كه‌ عللي ‌چون‌ دروغ ‌بستن‌ بر خداي‌ سبحان‌ در پشت ‌سر آن‌ قرار دارد، به‌ عذابي‌ ابدي‌ معذب ‌مي‌كنيم‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1685.txt">آيه  71</a><a class="text" href="w:text:1686.txt">آيه  72</a><a class="text" href="w:text:1687.txt">آيه  73</a><a class="text" href="w:text:1688.txt">آيه  74</a><a class="text" href="w:text:1689.txt">آيه  75</a><a class="text" href="w:text:1690.txt">آيه  76</a><a class="text" href="w:text:1691.txt">آيه  77</a><a class="text" href="w:text:1692.txt">آيه  78</a></body></html>آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُم مَّقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللّهِ فَعَلَى اللّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُواْ أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءكُمْ ثُمَّ لاَ يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُواْ إِلَيَّ وَلاَ تُنظِرُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خبر نوح‌ را بر آنان‌ بخوان‌» يعني: داستان‌ وي‌ را با قومش‌ كه‌ به‌پيام‌ حق‌ وي‌ كفر ورزيدند چنان‌كه‌ كفار قريش‌ با تو چنين‌ كردند، بر آنان‌ بخوان‌ «آن‌گاه‌ كه‌ به‌قوم‌ خود گفت: اي‌ قوم‌ من‌، اگر اقامت‌ م