‌ آيات‌ دربرگيرنده‌ آن‌ بود، اذعان‌ ننمودند «و قومي‌ مجرم‌ بودند» به‌ سبب‌ استكبار و گردنكشي‌ از پيروي‌ آنچه‌ كه‌ موسي‌ و هارون‌ (علیهما السلام) با خود آورده‌ بودند، به‌ همين‌ جهت‌، موضعي‌ هماهنگ‌ با طبيعت‌ تبه‌كارانه‌ و مجرمانه‌ خود در پيش‌ گرفتند.
 
آيه  134
‏متن آيه : ‏
‏ تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ امتي‌ است‌ كه‌ درگذشته‌ است‌» تلك: به‌ ابراهيم‌(ع)و فرزندانش‌ و يعقوب‌(ع) و فرزندانش‌ اشاره‌ دارد. امت: يعني: گروه‌ و جماعت‌ «دست‌آوردشان‌ براي‌خودشان‌ و دست‌آورد شما براي‌ خودتان‌ است‌ و از آنچه‌ آنان‌ مي‌كرده‌اند، شما بازخواست ‌نمي‌شويد» اين‌ هشداري‌ است‌ به‌ يهود زيرا آنان‌ با تكيه‌ بر اين‌ پندار كه‌ منسوب‌ به ‌پيشينيان‌ صالحي‌ هستند و با مغرورشدن‌ به‌ اين‌ تكيه‌گاه، از پيروي‌ رسول‌ اكرم‌ص سرباز زدند. آري‌! يهوديان‌ بايد بدانند كه‌ دست‌آورد هر گروهي‌ به‌ خودش‌مربوط بوده‌ و كارنامه‌ پدران، هيچ‌ سودي‌ به‌ حال‌ فرزندانشان‌ ندارد و هرگز به‌دردشان‌ نخواهد خورد. اين‌ آيه‌ همچنين‌ ردي‌ است‌ بر كساني‌كه‌ به‌ عمل‌گذشتگان‌ خويش‌ اتكا كرده‌ و دل‌ خود را با چنين‌ آرزوهاي‌ باطلي‌ خوش‌ مي‌كنند.چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ نيز آمده‌است: «من‌ ابطأ به‌ عمله‌ لم‌ يسرع‌ به‌ نسبه‌: هركس‌ عملش‌ بر وي‌ كند آيد، نسبش‌ به‌ نفع‌ وي‌ شتاب‌ نمي‌كند». مراد اين‌ است‌ كه‌شما از حسنات‌ گذشتگان‌ نسبي‌ خود سودي‌ نمي‌بريد، به‌ گناهانشان‌ هم‌ مؤاخذه ‌نمي‌شويد و از اعمالشان‌ مورد بازپرسي‌ قرار نمي‌گيريد، چنان‌كه‌ آنان‌ نيز از اعمال‌شما مورد بازپرسي‌ قرار نمي‌گيرند.
 
آيه  76
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا جَاءهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُواْ إِنَّ هَذَا لَسِحْرٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ حق‌ از جانب‌ ما به‌سويشان‌ آمد، گفتند» از روي‌ مكابره‌ و عناد «بي‌گمان‌ اين‌ سحري‌ آشكار است‌» فرعونيان‌ حق‌ را با تأكيد هر چه‌ تمامتر، سحر و جادو خواندند، در حالي‌كه‌ مي‌دانستند اين‌ سخنشان‌ دروغي‌ بيش‌ نيست‌.
	آيه  77
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ مُوسَى أَتقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءكُمْ أَسِحْرٌ هَذَا وَلاَ يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«موسي‌ گفت‌» اعتراض‌كنان‌ برآنان‌ «آيا وقتي‌ حق‌ به‌سوي‌ شما آمد، مي‌گوييد اين ‌سحر است‌؟ آيا اين‌ سحر است‌؟» در حالي‌كه‌ همين‌ معجزه‌ حق‌ بود كه‌ سحر ساحران‌ را تماما بي‌اثر كرد پس‌ اين‌، دورترين‌ چيز از سحر مي‌باشد «و حال‌ آن‌كه ‌ساحران‌ رستگار نمي‌شوند» يعني: به‌ مطلوبي‌ دست‌ نيافته‌ و به‌ خيري‌ نمي‌رسند و از شر و بلايي‌ نجات‌ نمي‌يابند پس‌ چگونه‌ كسي‌ كه‌ فرستاده‌ الله(ج)  و از اهل‌ نجات‌ و رستگاري‌ است‌، به‌ اين‌ وادي‌ سراسر زيان‌ در مي‌افتد؟
	آيه  78
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ أَجِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا عَمَّا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا وَتَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِيَاء فِي الأَرْضِ وَمَا نَحْنُ لَكُمَا بِمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» فرعونيان‌ «آيا به‌سوي‌ ما آمده‌اي‌ تا ما را از ديني‌ كه‌ پدرانمان‌ را بر آن ‌يافته‌ايم‌» يعني‌ از پرستش‌ بتان‌ «بازداري‌ و تا كبريا در زمين‌ براي‌ شما باشد» اي‌ موسي‌ و هارون‌؟ مراد از كبريا: رياست‌ و پادشاهي‌ است‌. پس‌ فرعون‌ و فرعونيان‌، علت‌ عدم‌ پذيرش‌ دعوت‌ موسي‌(ع)  را به‌ دو امر مربوط ساختند: يكي‌ تمسك‌ به ‌تقليد از پدرانشان‌ و ديگري‌ حرص‌ بر رياست‌، چه‌ اگر آنان‌ دعوت‌ موسي‌(ع)  را اجابت‌ گفته‌ و او را تصديق‌ مي‌كردند، در اين‌ صورت‌، كليدهاي‌ امر امت‌ وي‌ در اختيارش‌ قرار مي‌گرفت‌ و براي‌ فرعون‌، رياست‌ تام‌ و كاملي‌ باقي‌ نمي‌ماند، چرا كه‌ تدبير و اداره‌ شئون‌ مردم‌ به‌وسيله‌ دين‌، اداره‌ فرعون‌ را با سياستها و روشها ومنشهاي‌ وي‌، ملغي‌ و بي‌اعتبار مي‌گردانيد. «و ما به‌ شما دوتن‌ ايمان ‌نمي‌آوريم‌» اين‌ همان‌ قرار نهايي‌ و فيصله‌ آخريني‌ بود كه‌ آن‌ را اعلان‌ كردند.
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1694.txt">آيه  79</a><a class="text" href="w:text:1695.txt">آيه  80</a><a class="text" href="w:text:1696.txt">آيه  81</a><a class="text" href="w:text:1697.txt">آيه  82</a><a class="text" href="w:text:1698.txt">آيه  83</a><a class="text" href="w:text:1699.txt">آيه  84</a><a class="text" href="w:text:1700.txt">آيه  85</a><a class="text" href="w:text:1701.txt">آيه  86</a><a class="text" href="w:text:1702.txt">آيه  87</a><a class="text" href="w:text:1703.txt">آيه  88</a></body></html>آيه  79
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِي بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
و چون‌ فرعون‌ معجزه‌ يد بيضا و عصاي‌ موسي‌(ع)  را ديد، براي‌ اين‌كه‌ موضع‌ خويش‌ در قبال‌ دعوت‌ موسي‌(ع)  را به‌ مردم‌، موضعي‌ درست‌ و بر حق‌ نمايش ‌دهد، به‌ گردآوردن‌ جادوگران‌ و ترتيب‌ دادن‌ نمايشنامه‌اي‌ بدين‌ مضمون‌ دستور داد: «و فرعون‌ گفت: هرجادوگر دانايي‌ را پيش‌ من‌ آوريد» زيرا او بر اين‌ باور بود كه ‌معجزات‌ موسي‌(ع)  از نوع‌ سحر و جادوست‌ پس‌ بر آن‌ شد تا مردم‌ را تحميق‌ كند و بفريبد و با سحر و شعبده‌بازي‌ و ايجاد آشوب‌ و هياهو و غوغاسالاري‌، با پيام‌موسي‌(ع)  معارضه‌ نمايد پس‌ خداي‌ متعال‌ اين‌ نيرنگ‌ و توطئه‌ وي‌ را بي‌اثر كرد چنان‌كه‌ مي‌فرمايد:
 
	آيه  80
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُواْ مَا أَنتُم مُّلْقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ جادوگران‌ آمدند، موسي‌ به‌ آنان‌ گفت: آنچه‌ را اندازنده‌ هستيد، بيندازيد» يعني: آنچه‌ را كه‌ با خود از ريسمانها و عصاها داريد به‌ ميدان‌ افگنيد.
دليل‌ اين‌كه‌ موسي‌(ع)  آنهارا به‌ پيشگام‌ شدن‌ در اجراي‌ نمايششان‌ فراخواند اين ‌بود كه: او مي‌دانست‌؛ نمايش‌ آنها خيالاتي‌ بيش‌ نيست‌ و آنها نمي‌توانند عصاها و ريسمانهاي‌ خود را در ميدان‌ واقعيت‌ به‌ مارها و اژدهاي‌ حقيقي‌ تبديل‌ كنند و چون ‌آنها اين‌ خيال‌افگني‌هايشان‌ را به‌ ميدان‌ افگنند، او با ابطال‌ و در هم‌ چيدن‌ عصاها و ريسمانهايشان‌، جادويشان‌ را محو و بي‌اثر مي‌گرداند و بدين‌گونه‌، عجز وناتواني‌شان‌ براي‌ همه‌ كساني‌ كه‌ در صحنه‌ حاضرند، آشكار مي‌شود چرا كه‌ او عصايش‌ را مي‌افگند و پس‌ از تبديل‌ آن‌ به‌ اژدها، مجددا آن‌ را به‌ حال‌ اولش‌ برمي‌گرداند و مردم‌ هم‌ آن‌ را در دستش‌ مي‌بينند كه‌ موجود است‌، اما ريسمانها و عصاهاي‌ ساحران‌ نابود مي‌شود، از آن‌رو كه‌ تخيل‌افگني‌اي‌ بيش‌ نبوده‌ كه‌ بر باد رفته‌ است‌ و اثري‌ واقعي‌ و برجاي‌ ماندني‌ از خ