لم‌ جديد در اين‌ راستا روشني‌هايي‌ افگنده‌ است‌. «تا شما را بيازمايد كه‌ كدام‌يك‌ نيكوكار تريد» در امتثال‌ اوامر و نواهي‌ خداوند(ج) ، آن‌گاه‌ نيكوكار را در برابر نيكوكاري‌ اش‌ و بدكردار را در برابر بدكرداري‌اش ‌پاداش‌ مي‌دهد. دليل‌ اين‌كه‌ فرمود: ﴿ أَحْسَنُ عَمَلاً!﴾: (نيكو كردار تريد) و نفرمود: «اكثر عملا !: بيشتر عمل‌ كننده‌ تريد»، اين‌ است‌ كه‌ مدار عمل‌ بر كيفيت‌ است‌ نه ‌بر كميت‌ و عمل‌ نيكو نيست‌ تا براي‌ خداي‌ عزوجل‌ خالص‌ نبوده‌ و با شريعت ‌پيامبرش‌ص منطبق‌ نباشد. پس‌ هرگاه‌ عملي‌ فاقد يكي‌ از اين‌ دو شرط بود، آن ‌عمل‌ هدر و بي‌ثمر است‌ «و اگر بگويي‌: شما پس‌ از مرگ‌ برانگيخته‌ خواهيد شد، قطعا كساني‌ كه‌ كافر شده‌اند مي‌گويند: اين‌ سخن‌ جز سحري‌ آشكار نيست‌» يعني‌: جز باطلي‌ همانند بطلان‌ سحر و فريبي‌ چون‌ فريب‌ آن‌ نيست‌.
 
آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ لَّيَقُولُنَّ مَا يَحْبِسُهُ أَلاَ يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ‏
 
‏ترجمه :
 ‏«و اگر عذاب‌ را از آنان‌ تا مدتي‌ شمرده‌ شده‌ به‌ تأخير افگنيم‌» يعني‌: تا مدتي ‌اندك‌ شمار. و به‌ قولي‌: تا آن‌ هنگام‌ كه‌ عمر گروهي‌ شمرده‌ شده‌ از مردم‌ سپري ‌شود «مي‌گويند: چه‌ چيز آن‌ را باز مي‌دارد؟» يعني‌: منافقان‌ در اين‌ هنگام‌ مي‌گويند: چه‌ چيز عذاب‌ را از فرود آمدن‌ باز مي‌دارد؟ اين‌ سخن‌ را از روي‌ شتابزدگي‌ و استهزا و تكذيب‌ مي‌گويند «آگاه‌ باش‌، روزي‌ كه‌ عذاب‌ به‌ آنان‌ برسد از آنان‌ بازگشتني ‌نيست‌» يعني‌: از آنان‌ بازداشتني‌ نيست‌ بلكه‌ حتما و خواه‌ناخواه‌ بر آنان‌ فرودمي‌آيد «و آنچه‌ را كه‌ مسخره‌ مي‌كردند آنان‌ را فروخواهد گرفت‌» يعني‌: عذابي‌ كه‌ آن ‌را از روي‌ استهزا و تمسخر به‌ شتاب‌ مي‌طلبيدند، بر آنان‌ احاطه‌ خواهد كرد و اين ‌امري‌ قطعي‌ است‌. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ «امت‌» در قرآن‌ كريم‌ در معاني‌ متعددي ‌به‌كار رفته‌ كه‌ از آن‌ جمله‌ است‌: 1 ـ امام‌. 2 ـ دين‌ و آيين‌. 3 ـ جماعت‌.4 ـ فرقه‌ و طائفه‌. 5 ـ زمان‌.
 
	 آيه  138
‏متن آيه : ‏
‏ صِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌» ايمان‌ ناب‌ و تسليم‌ همه‌ جانبه‌ «رنگ‌ الله است‌» لذا خود و خانواده‌هايتان‌ را به‌ آن‌ رنگ‌ زنيد. آري‌! اسلام‌ رنگ‌ الهي‌ است‌ و همان‌گونه‌ كه‌رنگ‌ كل‌ يك‌ شي‌ء رنگ‌ آميزي‌شده‌ را دربر مي‌گيرد، همچنين‌ است‌ اسلام‌ كه‌حال‌ مسلمانان‌ متعهد را كاملا دگرگون‌ مي‌كند. پس‌ مراد از «رنگ‌ خدا» در اينجا ايمان، يا دين‌ خداي‌ عزوجل‌ است‌ كه‌ او مردم‌ را بر آن‌ سرشته‌ است‌.
گفتني‌ است‌ كه‌ اصطلاح‌ «رنگ‌ خدا» اصلا در معارضه‌ با اين‌ عمل‌ نصاري ‌به ‌كار گرفته‌ شد كه‌ فرزندان‌ خود را بعد از تولد آنها در درون‌ رنگي‌ زرد غوطه‌ داده‌ و آن‌ را غسل‌ تعميد مي‌ناميدند و سبب‌ تطهير نوزاد مي‌شناختند و چون‌ اين‌كار را انجام‌ مي‌دادند، مي‌گفتند: اكنون‌ او نصراني‌اي‌ راستين‌ گرديد. پس‌ خداي‌عزوجل‌ با اين‌ آيه‌ اين‌ عمل‌شان‌ را رد كرد. «و كيست‌ بهتر از خداوند به‌ اعتبار رنگ‌؟» يعني: آيا در عرصه‌ وجود، رنگي‌ بهتر از رنگ‌ خداي‌ حكيم‌ دانا هم‌هست‌؟ رنگ‌ ايمان‌ كه‌ خداوند متعال‌ بندگانش‌ را به‌ آن‌ مزين‌ و آراسته‌ ساخته‌ و با آن‌ از پليديهاي‌ شرك، پاك‌شان‌ مي‌گرداند؟ پس‌ بدانيد كه‌ ما مسلمانان‌ از رنگ‌ها و انگ‌هاي‌ قلابي‌ بشري‌ كه‌ دين‌ يگانه‌ خداوند متعال‌ را آلوده‌ و پارچه‌ پارچه‌ ساخته‌ و امت‌ واحده‌ را به‌ احزابي‌ متعارض‌ با هم‌ تبديل‌ مي‌كنند، پيروي‌ نمي‌كنيم‌ «و ما پرستندگان‌ او هستيم‌» به‌ اخلاص‌ و انقياد تمام، لذا راه‌ كشيشان‌ و راهبان‌ راكه‌ پيوسته‌ در دين‌ حق‌ كم‌ و افزون‌ نموده‌ حلال‌ و حرام‌ وضع‌ مي‌كنند و رنگ ‌توحيد را از نهاد و ضمير بشريت‌ پاك‌ نموده‌ رنگ‌ پليد شرك‌ را بر آن‌ مي‌آلايند، پيروي‌ نمي‌كنيم‌ و جز خداوند(ج)، پروردگاري‌ ديگر را نمي‌پرستيم‌.
آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَؤُوسٌ كَفُورٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر از جانب‌ خود به‌ انسان‌ رحمتي‌ بچشانيم‌» مانند آماده‌ كردن‌ روزي‌، بخشيدن‌ سلامتي‌ و دور ماندن‌ از رنجها و محنتها. رحمت‌: نعمت‌ است‌ «سپس‌ آن‌ را از وي‌ برگيريم‌» يعني‌: آن‌ نعمت‌ را از وي‌ سلب‌ كنيم‌ «قطعا او نا اميد است‌» از رحمت‌ ما و از بازگشت‌ آن‌ نعمت‌ و امثال‌ آن‌ سخت‌ مأيوس‌ است‌ «و ناسپاس‌» كفور: بسيار ناسپاس‌ و كفران‌كننده‌ نعمت‌ است‌ لذا همه‌ نعمتهايي‌ را كه ‌در گذشته‌ از آنها بهره‌ مند بوده‌، فراموش‌ مي‌كند و بر نمي‌گردد تا بعد از زوال‌ آنها شكر و سپاس‌ نعمتهاي‌ از دست‌ رفته‌ را بكند.
البته‌ نا اميدي‌ پس‌ از زوال‌ نعمت‌ و غفلت‌ بعد از زوال‌ مصيبت‌، از طبيعت‌ بشر است‌ و شامل‌ انسان‌ مؤمن‌ و كافر ـ هر دو ـ مي‌شود.
 
	آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر به‌ آدمي‌ پس‌ از محنتي‌ كه‌ به‌ او رسيده‌ نعمتي‌ بچشانيم‌، مي‌گويد: سختي‌ها از من‌ دور شد» يعني‌: اگر خداي‌ سبحان‌ به‌ بنده‌ خود ـ بعد از آن ‌كه‌ در رنج‌ و بلاي ‌فقر، يا بيماري‌، يا ترس‌ و بيم‌ گرفتار بوده‌ است‌ ـ نعمتهاي‌ خود ـ از جمله ‌سلامتي‌ و توانگري‌ ـ را بچشاند، او اين‌ نعمت‌ها را به‌ آنچه‌ كه‌ از شكرش‌ سزاوار است‌ مقابله‌ نمي‌كند بلكه‌ مي‌گويد: مصيبتها و رنج‌ و محنتهايم‌ از من‌ دور شد و اثر آنها از بين‌ رفت‌! بي ‌آن‌كه‌ در برابر دوركردن‌ آن‌ حال‌ و روز بد، شكرگزارخداوند متعال‌، يا منت‌پذير وي‌ باشد «بي‌گمان‌ او شادمان‌ و فخر فروش ‌است‌» يعني‌: او به‌ آنچه‌ كه‌ خداوند(ج)  بر وي‌ از نعمتهاي‌ آماده‌ خود منت‌ نهاده‌، بسيار فخر فروش‌، گردنكش‌، خودستا و برتري‌ جو و از روي‌ سرمستي‌، سبكسري‌، تكبر و ناسپاسي‌ بسيار شادمان‌ و به‌ خود بالنده‌ است‌.
آري‌! اين‌ طبيعت‌ انسان‌ است‌، به‌جز كساني‌ كه‌ به‌ وصف‌ صبر و عمل‌ صالح‌ موصوف‌ باشند: 
 
آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مگر كساني‌ كه‌ شكيبايي‌ ورزيده‌ و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند»