 دسترسي‌ نيست‌ زيرا قرآن‌ مشتمل‌ بر اعجازي‌ است‌ كه‌ احاطه‌ بر آن‌ از توان‌ وامكان‌ بشر خارج‌ است‌ «و بدانيد كه‌ هيچ‌ معبودي‌ جز او نيست‌» يعني‌: حق‌ تعالي‌ در الوهيت‌ منفرد و يكتاست‌ و ديگران‌ بر آنچه‌ كه‌ او بر انجام‌ آن‌ تواناست‌، توانا نيستند «پس‌ آيا شما گردن‌ مي‌نهيد؟» يعني‌: آيا شما مسلمانان‌ بر اسلام‌ ثابت‌ قدم‌ و براي‌ خداي‌ عزوجل‌ مخلص‌ هستيد و بر طاعات‌ خود مي‌افزاييد؟ آري‌! اين‌گونه‌ باشيد و براي‌ خدا(ج)  گردن‌ نهيد زيرا با عجز كفار از آوردن‌ نظير ده‌ سوره‌ مانند قرآن‌، براي‌ شما آرامش‌ و بينشي‌ افزونتر از آنچه‌ كه‌ قبلا بر آن‌ قرار داشته‌ايد، حاصل‌ شده‌ است‌، هرچند كه‌ از قبل‌ نيز، مسلمان‌ و مطيع‌ بوده‌ايد. اما اگر مخاطب‌ كفار باشند، معني‌ چنين‌ است‌: اي‌ كافران‌! شما بايد بعد از اين‌ حجت‌ قاطع ‌مسلمان‌ شويد زيرا عجزتان‌ از آوردن‌ قرآن‌، خود مستلزم‌ گردن‌ نهادن‌ به‌ اعجاز آن ‌است‌ و لازمه‌ آن‌ اين‌ است‌ كه‌: يگانگي‌ خدا(ج)  را باور نموده‌ و اسلام‌ را بپذيريد.
 
آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ مَن كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لاَ يُبْخَسُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ زندگي‌ دنيا و تجمل‌ آن‌ را خواسته‌ باشند، حاصل‌ اعمالشان‌ را در همين ‌دنيا به‌ تمامي‌ به‌ آنان‌ مي‌دهيم‌ و به‌ آنان‌ در دنيا كم‌ داده‌ نخواهد شد» يعني‌: كساني‌ كه‌بعد از حجت‌ قاطع‌ ياد شده‌، باز هم‌ به‌ قرآن‌ ايمان‌ نياورند، مسلما با اين‌ اعراض‌، جز دستيابي‌ به‌ دنيا هيچ‌ هدف‌ و مقصود ديگري‌ ندارند و هر كس‌ با عمل‌ خويش‌ فقط طالب‌ بهره‌ دنيا باشد، به‌ پاداش‌ دنيا  ـ چون‌ سلامتي‌، امنيت‌، گشايش‌ در روزي‌، بالارفتن‌ ميزان‌ برخورداري‌، برآورده‌ شدن‌ خواسته‌هاي‌ مادي‌ و مانند اينها ـ دست‌ مي‌يابد و اين‌ امر نيز بر اساس‌ مشيت‌ خداي‌ سبحان‌ است‌، به‌ دليل ‌اين‌كه‌ مي‌فرمايد: ‏ مَّن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاء لِمَن نُّرِيدُ  (هر كس ‌خواهان‌ دنياي‌ زودگذر است‌، به‌ زودي‌ هر كه‌ را بخواهيم‌ نصيبي‌ از آن‌ مي‌دهيم‌) «اسراء / 18».
شاه‌ ولي‌ الله دهلوي‌؛ در تفسير ﴿وَهُمْ فِيهَا لاَ يُبْخَسُونَ ‏﴾   مي‌گويد: «پاداش‌ صدقه ‌و صله‌ رحمي‌ كه‌ كفار انجام‌ مي‌دهند، در دنيا ـ با گشاده‌ ساختن‌ روزي‌ و سلامت ‌بدني‌ آنان‌ ـ داده‌ مي‌شود».
 
آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اينان‌ كساني‌ هستند كه‌ در آخرت‌ جز آتش‌ برايشان‌ نيست‌» به‌ سبب‌ آن‌كه‌ در قبال‌ چيزي‌ از اعمال‌ نيك‌ خود قصد پاداش‌ آخرت‌ را نداشته‌اند تا به‌خاطر آن ‌پاداش‌ نيك‌ سراي‌ آخرت‌ را دريافت‌ نمايند «و آنچه‌ در آنجا كرده‌اند به‌ هدر رفته‌» يعني‌: آنچه‌ كه‌ در دنيا از اعمال‌ به‌ ظاهر نيك‌ انجام‌ داده‌اند، در سراي ‌آخرت‌ به‌ هدر رفته‌ زيرا آنان‌ با فساد در اهداف‌ و عدم‌ خلوص‌ نيت‌، اعمال‌ خود را فاسد و تباه‌ گردانيده‌اند «و آنچه‌ به‌ عمل‌ مي‌آوردند، باطل‌ گرديده‌ است‌» يعني‌: اعمالشان‌ از اصل‌ و اساس‌، باطل‌ بوده‌ است‌ زيرا آن‌ اعمال‌ به‌ وجه‌ درستي‌ كه‌ موجب‌ پاداش‌ اخروي‌ باشد، انجام‌ نگرديده‌ است‌.
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ هر دو آيه‌ فوق‌ در حكم‌ خود عام‌اند و شامل‌ تمام‌ كساني ‌مي‌شوند كه‌ با عمل‌ خويش‌ خواستار دنيا باشند؛ چه‌ كافر و چه‌ مؤمن‌.
 
	آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إَمَاماً وَرَحْمَةً أُوْلَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا كسي‌ كه‌ از جانب‌ پروردگارش‌ بر بينه‌اي‌ روشن‌ قراردارد» در ايمان‌ به‌ او و پيروي‌ از پيامبرشص ، همانند كسي‌ است‌ كه‌ تمام‌ هدف‌ و مقصدش‌ زندگاني‌ دنيا و آرايش‌ها و آسايشهاي‌ آن‌ است‌؟ مراد از بينه‌: قرآن‌ است‌ كه‌ حجت‌ روشن‌ حق‌ تعالي‌ مي‌باشد. به‌ قولي‌: مراد از كسي‌ كه‌ بر حجت‌ روشن‌ قرار دارد، رسول‌اكرمص اند «و شاهدي‌ از جانب‌ پروردگار او پيرو اوست‌» آن‌ شاهد، قرآن‌ كريم‌ است‌. و به‌ قولي‌: شاهد، معجزات‌ پيامبر اكرم‌ص ، يا انجيل‌ است‌. به‌ قولي‌ ديگر: شاهد، فطرت‌ و قلب‌ و عقل‌ است‌. ابن‌عباس‌ و مجاهد مي‌گويند: «شاهد، جبرئيل‌(ع)  است‌». يعني‌: آيا كسي‌ كه‌ بر حجتي‌ روشن‌ قرار دارد و پيوست‌ به‌ آن‌حجت‌، گواه‌ و شاهدي‌ از جانب‌ پروردگار خويش‌ نيز دارد؛ همانند خواستاران ‌دنياي‌ دون‌ است‌؟ هرگز! «و پيش‌ از  قرآن‌، كتاب‌ موسي‌ امام‌ و مايه‌ رحمت ‌بود» تقدير آيه‌ چنين‌ است‌: با آن‌ گواه‌، گواه‌ ديگري‌ كه‌ پيش‌ از آن‌ است‌ پيوسته‌ مي‌باشد، آن‌ گواه‌ كتاب‌ موسي‌(ع)  است‌، كتابي‌ كه‌ مژده‌آور بعثت‌ محمد ص گرديد و از اين‌ حقيقت‌ كه‌ ايشان‌ فرستاده‌ خداوند متعال‌ اند خبر داد. آري‌! كتاب‌ موسي‌(ع)  راهنما و مايه‌ رحمت‌ و نعمت‌ بزرگي‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ وسيله‌ آن‌ بر امت‌ موسي‌(ع)  منت‌ گذاشت‌. امام‌: كسي‌ يا چيزي‌ است‌ كه‌ در دين‌ به‌ آن‌ اقتدا شود. «اين‌ گروه‌» يعني‌: كساني‌كه‌ از جانب‌ پروردگار خويش‌ بر حجتي‌ روشن ‌قرار دارند و به‌ گواهي‌ آن‌ دو شاهد ذكر شده‌، دانا هستند «به‌ آن‌ ايمان ‌مي‌آورند» يعني‌: پيامبراكرم‌ص يا قرآن‌ را تصديق‌ مي‌كنند و بهشت‌ از آن‌ ايشان‌ است‌ «و هر كس‌ از احزاب‌ به‌ آن‌ كفر ورزد» اعم‌ از مردم‌ مكه‌ و غير آنها از تمامي ‌اهل‌ اديان‌. احزاب‌: گروه‌ها. «پس‌ آتش‌ وعده‌گاه‌ اوست‌» يعني‌: او خواه‌ناخواه‌ از اهل‌ آتش‌ است‌ چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «سوگند به‌ ذاتي‌ كه‌ جانم‌ در دست‌ اوست‌، احدي‌ از اين‌ امت‌ پيام‌ من‌ را به‌ گوش‌ يهودي‌ يا نصراني‌اي ‌نمي‌رساند و سپس‌ او به‌ من‌ ايمان‌ نمي‌آورد  مگر اين‌كه‌ به‌ آتش‌ وارد مي‌شود». «پس‌، از آن‌ در شبهه‌ مباش‌» يعني‌: از نزول‌ قرآن‌، يا از وعده‌گاه‌ آتش‌ براي ‌آنان‌، در شك‌ و شبهه‌ مباش‌ «كه‌ آن‌ حق‌ است‌ از جانب‌ پروردگارت‌» پس‌ در آن‌ مجال‌ هيچ‌ شك‌ و شبهه‌اي‌ نيست‌ «ولي‌ بيشتر مردم‌ ايمان‌ نمي‌آورند» به‌ سبب‌ عنادي‌ كه‌ دارند، با وجود آشكار بودن‌ 