دلايل‌ موجبه‌ ايمان‌ و روشن‌ بودن‌ حجت ‌و برهان‌.
 
آيه  139
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَتُحَآجُّونَنَا فِي اللّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ پيامبر! به‌ اهل‌ كتاب‌ «آيا درباره‌ خدا با ما بحث‌ و گفت‌وگو مي‌كنيد؟» يعني: آيا از روي‌ عناد با ما درباره‌ دين‌ خدا(ج) ستيزه‌ و جدال‌ نموده‌ و ادعا مي‌كنيد كه‌ دين‌ حق، همانا يهوديت‌ و نصرانيت‌ است‌ و لاغير؟ «حال‌ آن‌ كه‌ او پروردگار ما و پروردگار شماست‌» و ما و شما در پناه‌ پروردگاري‌ او و عبوديتمان‌برايش‌، در پيشگاهش‌ باهم‌ برابريم، پس‌ چگونه‌ ادعا مي‌كنيد كه‌ شما از ما به‌خداوند متعال‌ ذي‌ حق‌تر و سزاوارتريد؟ و باز در اين‌ باره‌ با ما بحث‌ و مشاجره‌ هم‌مي‌كنيد؟ «و ما را كردارهايمان‌ و شمارا كردارهايتان‌ است‌» و هيچ‌كس‌ از عمل‌ديگري‌ مورد پرسش‌ قرار نمي‌گيرد. آري‌! اين‌ قاعده‌ كلي‌ همه‌ اديان‌ برحق‌ است‌كه‌ مسئوليت‌ فردي‌ است، لذا شما هرگز به‌ خداي‌ عزوجل‌ از ما سزاوارتر نيستيد «و ما به‌ او اخلاص‌ مي‌ورزيم‌» آري‌! ميان‌ ما و شما اين‌ تفاوت‌ فاحش‌ وجود دارد كه ‌ما در عبادت‌ پروردگارمان‌ اهل‌ اخلاصيم، اما شما چنين‌ نيستيد و ملاك‌ برتري‌ وخصلتي‌ كه‌ صاحبش‌ را به‌ قرب‌ و فضل‌ خداي‌ سبحان‌ از ديگران‌ سزاوارترمي‌سازد، نيز همين‌ است، پس‌ چگونه‌ آنچه‌ را كه‌ ما به‌ آن‌ نسبت‌ به‌ شما سزاوارترو ذي‌ حق‌تر هستيم، براي‌ خود ادعا مي‌كنيد؟ با آن‌ كه‌ شما در شرك‌ به‌ خداي‌سبحان‌ و ادعاي‌ الوهيت‌ براي‌ غير وي‌ مستغرق‌ هستيد و ما در اخلاص‌ و عبادت‌ بي‌شائبه‌ در پيشگاه‌ الوهيت‌ وي؟
 

 آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِباً أُوْلَئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الأَشْهَادُ هَؤُلاء الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى رَبِّهِمْ أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چه‌ كسي‌ ستمكارتر از آن‌ كس‌ است‌ كه‌ بر خدا دروغ‌ بر بست‌» با اين‌ سخن ‌خويش‌ كه‌ بتان‌ نزد خداوند(ج)  براي‌ ما شفاعت‌ مي‌كنند و فرشتگان‌ دختران ‌خدا(ج)  اند و مانند اين‌ از ياوه‌ها و اراجيف‌ ديگر «آنان‌ بر پروردگارشان‌ عرضه‌ مي‌شوند» در صحراي‌ محشر پس‌ آنان‌ را در برابر اعمالشان‌ مورد محاسبه ‌قرارمي‌دهد «و گواهان‌ مي‌گويند» مراد از گواهان‌: فرشتگان‌ و پيامبران‌ و علمايي‌اند كه‌ آنچه‌ را خداي‌ عزوجل‌ به‌ تبليغ‌ آن‌ دستور داده‌ است‌، به‌ آنان‌ ابلاغ‌ كرده‌اند.آري‌! اين‌ گواهان‌ در هنگامي‌ كه‌ آن‌ ستمكاران‌ بر پروردگارشان‌ عرضه‌ مي‌شوند، مي‌گويند: «اينان‌» يعني‌: اين‌ عرضه‌شدگان‌ «همان‌ كساني‌ بودند كه‌ بر پروردگارشان‌ دروغ‌ بستند» با شركي‌ كه‌ به‌ او نسبت‌ دادند «هان‌! لعنت‌ خدا بر ستمگران‌ باد» يعني‌: بر كساني‌ باد كه‌ با دروغ‌ بستن‌ بر خداي‌ عزوجل‌، بر خود ستم‌كرده‌اند.
بخاري‌ و مسلم‌ و غير آنها از ابن‌عمر رضي‌الله عنهما روايت‌ كرده‌اند كه‌ گفت‌: از رسول‌ خداص در حديث‌ شريف‌ شنيدم‌ كه‌ فرمودند: «خداي‌ عزوجل‌ در روز حساب‌، مؤمن‌ را به‌ خود نزديك‌ مي‌كند تا بدانجا كه‌ او را در پناه‌ رحمتش‌ قرار داده‌ و از چشم‌ مردم‌ مستور مي‌گرداند، سپس‌ او را به‌ گناهانش‌ مقر و معترف‌ ساخته‌ و به‌ او مي‌گويد: آيا فلان‌ گناه‌ را كه‌ در دنيا مرتكب‌ شده‌اي‌ به‌ ياد مي‌آوري‌؟ آيا فلان‌ گناه‌ ديگر... را به‌ ياد مي‌آوري‌؟ مؤمن‌ مي‌گويد: پروردگارا! به‌ ياد مي‌آورم‌! و چون‌ او را به‌ گناهانش‌ معترف‌ و مقر گردانيد و او نزد خود متيقن ‌شد كه‌ به‌ هلاكت‌ رسيده‌ است‌، در اين‌ هنگام‌ مي‌فرمايد: اما من‌ اين‌ گناهان‌ را در دنيا بر تو ستر نمودم‌ و پوشاندم‌ و امروز هم‌ آنها را برايت‌ مي‌آمرزم‌. سپس‌ نامه‌ حسناتش‌ به‌ وي‌ داه‌ مي‌شود. اما گواهان‌ درباره‌ كافر و منافق‌ مي‌گويند: ﴿هَؤُلاء الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى رَبِّهِمْ أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ‏!﴾ اينان‌ همان‌ كساني‌ بودند كه ‌بر پروردگار خويش‌ دروغ‌ بستند؛ هان‌! لعنت‌ خداوند(ج)  بر ستمگران‌ باد».
آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجاً وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانان‌ كه‌ مردم‌ را از راه‌ خدا باز مي‌دارند» يعني‌: اين‌ ستمگران‌ همان‌ كساني‌ هستند كه‌ هر كه‌ را مي‌توانند از دين‌ خدا(ج)  باز دارند، از آن‌ باز مي‌دارند «و براي ‌آن‌ راه‌، كجي‌ را مي‌خواهند» يعني‌: راه‌ خدا(ج)  را به‌ كجي‌ وصف‌ مي‌كنند تا مردم‌ را از آن‌ متنفر و بدان‌ بدانديش‌ كنند «و هم‌ آنان‌ آخرت‌ را منكرند» و باور ندارند.
آري‌! در عصر حاضر نيز بسياري‌ از شياطين‌ انسي‌ را مي‌يابيم‌ كه‌ هميشه‌ در پي ‌يافتن‌ نقطه‌ ضعفي‌ براي‌ دين‌ خدا(ج)  هستند و هرگاه‌ به‌ ظن‌ خود در آن‌ كجي‌ و عيبي ‌تراشيدند، آن‌ را در بوق‌ و كرنا گذاشته‌ اينجا و آنجا تبليغ‌ مي‌كنند. كه‌ لعنت ‌خداوند(ج)  بر اين‌ ستمگران‌ باد.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1753.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:1754.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:1755.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:1756.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:1757.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:1758.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:1759.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:1760.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:1761.txt">آيه  28</a></body></html>آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ أُولَئِكَ لَمْ يَكُونُواْ مُعْجِزِينَ فِي الأَرْضِ وَمَا كَانَ لَهُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ مَا كَانُواْ يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَمَا كَانُواْ يُبْصِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنان‌ در زمين‌ عاجزكننده‌ نيستند» يعني‌: آنان‌ از عذاب‌ خدا(ج)  در دنيا گريزي ‌ندارند؛ چنانچه‌ بخواهد آنان‌ را مجازات‌ كند بلكه‌ در زير قهر و غلبه‌ و در قبضه‌ و سلطه‌ وي‌ قراردارند «و جز خدا دوستاني‌ براي‌ آنان‌ نيست‌» تا عقوبت‌ وي‌ را از آنان ‌دفع‌ كند. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «همانا خداوند(ج)  به‌ ستمگر مهلت ‌مي‌دهد تا اين‌كه‌ چون‌ او را فروگرفت‌، ديگر او را از در گرفت‌ وي‌ نجاتي‌ نيست‌». هم‌ به‌ اين‌ دليل‌ مي‌فرمايد: «عذاب‌ براي‌ آنان‌ دو چندان‌ مي‌شود» به‌ سبب‌ افترايشان ‌بر خداي‌ عزوجل‌، بازداشتنشان‌ از راه‌ او و وصف ‌نمودن‌ امت ‌اسلامي‌ به‌ كجي‌ ونقص‌ و بنابر همه‌ اين‌ عوامل‌ است‌ كه‌ عذاب‌ آنان‌ نسبت‌ به‌ عذاب‌ كفاري‌ كه‌ افعالي ‌مانند افعال‌ آنها را مرتكب‌ نشده‌اند، مضاعف