‌ مي‌باشد «آنان‌ توان‌ شنيدن‌ حق‌ را نداشتند و حق‌ را نمي‌ديدند» يعني‌: آنان‌ در اعراض‌ از حق‌ و بغض‌ وكين‌ در برابر آن‌ تا بدانجا افراط كردند كه‌ گويي‌ از شدت‌ تنفر نسبت‌ به‌ حق‌، نه‌ توان‌ شنيدن‌ آن ‌را داشتند و نه‌ ياراي‌ ديدن‌ آن‌ را.
 
		آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اينانند كه‌» با پرستش‌ غير خدا(ج)  «به‌ خود زيان‌ زده‌اند» زيرا خود را به‌ عذاب ‌ابدي‌ دوزخ‌ در افگنده‌اند «و آنچه‌ بر مي‌بستند از آنان‌ گم‌ شد» يعني‌: شركاي‌ باطلي ‌كه‌ بر خداي‌ سبحان‌ افترا مي‌بستند و مدعي‌ شفاعتشان‌ بودند، ناپديد شد و جز زيان ‌و خسران‌ چيز ديگري‌ برايشان‌ باقي‌ نماند.
 
	آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الأَخْسَرُونَ ‏
 
‏ترجمه :
«بدون‌ شك‌ آنان‌ در آخرت‌ زيانكارترند» زيرا بهشت‌ برين‌ را به‌ دوزخ‌ جحيم ‌فروخته‌اند.
 
	آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُواْ إِلَى رَبِّهِمْ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ حق‌ تعالي‌ بعد از بيان‌ حال‌ اشقيا و سيه‌ روزان‌، به‌ بيان‌ حال‌ نيك‌بختان ‌مي‌پردازد: «بي‌گمان‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌ و فروتني‌ كرده‌اند رو نموده‌ به‌سوي‌ پروردگار خويش‌» يعني‌: در برابر پروردگار خود خشيت‌ و خشوع ‌داشته‌ و در پناه‌ ياد و نام‌ او آرامش‌ يافته‌اند «آنان‌ اهل‌ بهشتند و در آن‌ جاودانند».
 
آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالأَعْمَى وَالأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلاً أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداوند متعال‌ براي‌ كافران‌ و مؤمنان‌ مثلي‌ زده‌ و مي‌فرمايد: «مثل‌ اين‌ دو گروه‌، چون‌ نابينا و ناشنوا با بينا و شنواست‌» پس‌ كافر به‌ كسي‌ تشبيه‌ شده‌ كه‌ هم‌ كور و هم‌ كر است‌ و مؤمن‌ به‌ كسي‌ تشبيه‌ شده‌ كه‌ هم‌ شنوايي‌ دارد و هم‌ بينايي‌ «آيا در مثل‌ يكسانند؟» يعني‌: آيا آن‌ دو گروه‌ در حال‌ و وصف‌ خود برابرند؟ هرگز! «پس‌ آيا پند نمي‌گيريد» از تأمل‌ در عدم‌ برابري‌ ميان‌ آنها و در تفاوت‌ آشكاري ‌كه‌ ميان‌ آنها وجود دارد تا به‌ خود آييد و از اهل‌ ايمان‌ گرديد؟.
 
	آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحاً إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏ 
«و به‌ راستي‌ نوح‌ را به ‌سوي‌ قومش‌ فرستاديم‌» درحالي‌كه‌ مي‌گفت‌: «بي‌گمان ‌من‌ براي‌ شما بيم‌دهنده‌اي‌ آشكار هستم‌» از جانب‌ حق‌ تعالي‌ و با من‌ حجتي‌ است ‌روشن‌ بر اين‌كه‌ پيامبر او هستم‌.
 
	آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ أَن لاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ نوح‌(ع)  افزود؛ مضمون‌ دعوت‌ من‌ اين‌ است‌: «كه‌ جز خدا را نپرستيد زيرا من‌ از عذاب‌ روزي‌ سهمگين‌ بر شما بيمناكم‌» نوح‌(ع)  اين‌ روز سهمگين‌ را به‌طور مبهم‌ ياد نمود و آن‌ را برايشان‌ تفسير نكرد. و تفسير آن‌: روز قيامت‌، يا روز طوفان‌ است‌.
 
	آيه  140
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطَ كَانُواْ هُوداً أَوْ نَصَارَى قُلْ أَأَنتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَادَةً عِندَهُ مِنَ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مي‌گوييد كه‌ ابراهيم‌ و اسماعيل‌ و اسحاق‌ و يعقوب‌ و اسباط، يهودي‌ يا نصراني‌بوده‌اند» و بر دين‌ شما قرارداشته‌ اند؟ «بگو: شما داناتريد يا خداوند؟» يعني: خداوند(ج)به‌ ما خبر داده‌است‌ كه‌ اين‌ پيامبرانش‌ يهودي‌ و نصراني‌ نبوده‌اند، ولي‌شما ادعا مي‌كنيد كه‌ آنان‌ يهودي‌ و نصراني‌ بوده‌اند، پس‌ آيا شما داناتريد ياخداي‌ سبحان؟ «و كيست‌ ستمكارتر از آن‌ كس‌ كه‌ شهادتي‌ را كه‌ از جانب‌ خداوند بر اومقرر شده‌ است، پنهان‌ دارد؟» قطعا كسي‌ از چنين‌ انساني‌ ستمكارتر نيست‌. هدف‌؛ نكوهش‌ اهل‌ كتاب‌ بر اين‌ امر است‌ كه‌ آنان‌ به‌ خوبي‌ از اين‌ حقيقت‌ كه‌ اين‌ جمع‌انبيا(ع) يهودي‌ و نصراني‌ نبوده‌ بلكه‌ بر آيين‌ اسلام‌ بوده‌اند، آگاهند، اما با پنهان‌ساختن‌ اين‌ گواهي، بلكه‌ حتي‌ با ادعايي‌ كاملا مخالف‌ با آن، بر خود ستم‌نموده‌اند. قتاده‌ مي‌گويد: «اين‌ گروه‌ ستمكار، اهل‌ كتاب‌ هستند كه‌ اسلام‌ راكتمان‌ كردند - درحالي‌كه‌ مي‌دانند اسلام‌ دين‌ خدا(ج) است‌ - و به‌ يهوديت‌ ونصرانيت‌ چنگ‌ زده‌ و رسالت‌ محمد ص را كتمان‌ كردند، درحالي‌كه‌ مي‌دانند اورسول‌ برحق‌ خداوند(ج) است‌». «و خدا از آنچه‌ مي‌كنيد، غافل‌ نيست‌» و در برابراين‌ ستم‌ ننگين‌ از عذابتان‌ دست‌ برنخواهد داشت‌. ابوحيان‌ مي‌گويد: «اين‌ جمله ‌در قرآن‌ كريم‌ نمي‌آيد، مگر به‌ دنبال‌ ارتكاب‌ معصيتي، پس‌ اين‌ جمله، دربرگيرنده‌ وعيد و تهديد آنهاست‌».
 

آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ فَقَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قِوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلاَّ بَشَراً مِّثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلاَّ الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ ملاي‌ كه‌ كافر بودند از قوم‌ او گفتند» ملأ: سران‌ و اشرافند. اين‌ تعبير متضمن ‌آن‌ است‌ كه‌ برخي‌ از اشراف‌ قوم‌ نوح‌(ع) ، كافر نبودند. آري‌! اشراف‌ كافر از قوم ‌نوح‌(ع)  پاسخ‌ او را به‌ گونه‌اي‌ دادند كه‌ از سه‌ وجه‌ مقتضي‌ طعنشان‌ در نبوت‌ وي ‌است‌: 
وجه‌ اول‌ اين‌ سخنشان‌ است‌: «ما تو را جز بشري‌ مانند خويش‌ نمي‌بينيم‌» اي‌ نوح‌! نه‌ تو فرشته‌ هستي‌ و نه‌ فرمانروا، از اين‌ رو، تو از چنان‌ مزيت‌ خاصي‌ برخوردار نيستي‌ كه‌ با آن‌ سزاوار نبوت‌ باشي‌ ولي‌ ما نباشيم‌.
وجه‌ دوم‌ اين‌ سخنشان‌ است‌: «و نمي‌بينيم‌ كسي‌ جز اراذل‌ ما از تو پيروي‌ كرده ‌باشد» اراذل‌: از نظر آنان‌ فقرا و كساني‌ بودند كه‌ مشاغل‌ و حرفه‌هاي‌ فرومايه‌اي‌ داشته‌ و از حسب‌ و شرف‌ ظاهري‌اي‌ برخوردار نبودند. يعني‌: كسي‌ از اشراف‌ از تو پيروي‌ نكرده‌ است‌ پس‌ تو را با اين‌ مشت‌ فرومايه‌ از پيروانت‌، بر ما هيچ‌ مزيتي ‌نيست‌ زيرا اين‌ فرومايگان‌ در آنچه‌ مي‌شنوند به‌ نقاط ضعف‌ و اشتباه‌ پي‌ نمي‌برند بلكه‌ هر كسي‌ را كه‌ به‌سوي‌ مذهب‌ و راه‌ و روش‌ جديدي‌ فراخواند، بي‌آنكه‌ ازسخن‌ وي‌ 