ود، آن‌ وقت‌ چه‌ كسي‌ مرا در برابر مجازات‌ او ياري‌ خواهدكرد؟ «آيا پند نمي‌گيريد» و نمي‌فهميد كه‌ هر كس‌ به‌ خداوند(ج)  ايمان‌ آورد، نبايد طرد شود بلكه‌ بايد مورد اكرام‌ و تجليل‌ قرار گيرد؟
اين‌ خواسته‌ قوم‌ نوح‌(ع)  همانند خواسته‌ كافران‌ همانندشان‌، از خاتم ‌پيامبران‌ص است‌ كه‌ ضعفا را از خود طرد كرده‌ و با اشراف‌ قوم‌ نشست‌ مخصوصي ‌داشته‌ باشد و به‌ آنان‌ شأن‌ و منزلتي‌ ويژه‌ قايل‌ شود.
 
آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلاَ أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلاَ أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ وَلاَ أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَن يُؤْتِيَهُمُ اللّهُ خَيْراً اللّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِي أَنفُسِهِمْ إِنِّي إِذاً لَّمِنَ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
نوح‌(ع)  افزود: «و به‌ شما نمي‌گويم‌ كه‌ گنجينه‌هاي‌ خدا پيش‌ من‌ است‌» تا به‌ اين ‌طريق‌ براي‌ خود فضيلتي‌ را مدعي‌ شوم‌ كه‌ شما با نيافتن‌ آن‌ در من‌، بر دروغگو بودنم‌ استدلال‌ نماييد. مراد از گنجينه‌هاي‌ خدا(ج) : گنجينه‌هاي‌ روزي‌ وي‌ است ‌«و غيب‌ نيز نمي‌دانم‌» يعني‌: اين‌ ادعا را نيز ندارم‌ كه‌ غيب‌ خداوند(ج)  را مي‌دانم‌ و بر نهان‌ كار پيروان‌ خويش‌ دانايم‌ بلكه‌ جز اين‌ به‌ شما نمي‌گويم‌ كه‌: من‌ هشداردهنده‌ آشكاري‌ هستم‌ و بس‌ «و نمي‌گويم‌» به‌ شما «كه‌ من‌ فرشته‌ام‌» تا شما بگوييد كه‌ ما تو را جز بشري‌ مانند خويش‌ نمي‌بينيم‌ «و درباره‌ كساني‌ كه‌ ديدگان‌ شما به‌ خواري‌ در آنان‌ مي‌نگرد» از مؤمنان‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌ «نمي‌گويم‌ كه‌ خدا هرگز بديشان‌ هيچ‌ خيري‌ نخواهد داد» بلكه‌ بي‌گمان‌ خداي‌ عزوجل‌(ج)  با بخشيدن‌ گوهر ايمان‌، به‌ آنان‌ خير و نعمت‌ داده‌ است‌ و او يقينا برتري‌ دهنده‌ آنهاست‌ در دنيا وپاداش‌دهنده‌ آنهاست‌ به‌ پاداشي‌ عظيم‌ در آخرت‌ «خدا به‌ آنچه‌ در ضمير آنهاست‌» از صدق‌ ايمان‌ و اخلاص‌ «داناتر است‌» پس‌ در قبال‌ آن‌ به‌ آنها پاداش‌مي‌دهد. يعني‌: اگر در دلهايشان‌ خيري‌ وجود داشته‌ باشد، قطعا خداي‌ عزوجل‌مطابق‌ آن‌، از فضل‌ خود به‌آنان‌ ارزاني‌ مي‌دارد و اين‌ امر كه‌ آنها ضعيف‌ و فقيرند، هرگز مانع‌ دادودهش‌ الهي‌ و ريزش‌ نعمتهايش‌ بر آنان‌ نيست‌ و اگر جز اين‌ بگويم‌: «من‌ در آن‌ صورت‌ از ستمكاران‌ خواهم‌ بود» يعني‌: اگر ايشان‌ را طرد كرده‌ و ايمانشان‌ را نپذيرم‌ و بگويم‌ كه‌ خداوند(ج)  هرگز به‌ ايشان‌ خير و نعمتي ‌نمي‌دهد ـ در حالي‌ كه‌ بدانچه‌ در ضميرشان‌ است‌ هيچ‌ علمي‌ ندارم‌ ـ بي‌شك‌ از ستمكاران‌ خواهم‌ بود.
نوح‌(ع)  اين‌ گونه‌ با پاسخ‌هاي‌ بليغ‌، حكيمانه‌، قاطع‌ و در عين‌ حال‌ نرم‌ خود، سخنانشان‌ را رد كرد.
 
	آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ يَا نُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتَنِا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند: اي‌ نوح‌! به‌راستي‌ با ما مجادله‌ كردي‌ و بسيار هم‌ جدال‌ كردي‌» يعني‌: سخنان‌ ما را با هر گونه‌ حجتي‌ دفع‌ كردي‌ «پس‌ آنچه‌ را به‌ ما وعده‌ مي‌دهي‌» ازعذاب‌، همان‌ كه‌ از يك‌سو ما را از آن‌ مي‌ترساني‌ و از سويي‌ خود نيز از فرودآمدن‌ آن‌ بر ما بيمناكي‌ «براي‌ ما بياور، اگر از راستگويان‌ هستي‌» در اين‌ وعده ‌خويش‌.
 
	آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ إِنَّمَا يَأْتِيكُم بِهِ اللّهُ إِن شَاء وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌: تنها خداست‌ كه‌ اگر بخواهد آن‌ را براي‌ شما مي‌آورد» چه‌ آن‌ را بر شما به‌ تعجيل‌ بفرستد، چه‌ به‌ تأخير. پس‌ آوردن‌ عذاب‌ در اختيار من‌ نيست‌ بلكه‌ دراختيار كسي‌ است‌ كه‌ شما منكر وي‌ هستيد «و شما عاجزكننده‌ نيستيد» كه‌ توان‌ بازداشتن‌ تحقق‌ اراده‌ الهي‌ را در مورد خود داشته‌ باشيد و بدانيد كه‌ با گريختن‌ يا دفاع ‌از خود، از دست‌ رفتني‌ هم‌ نيستيد بلكه‌ هر جا كه‌ باشيد، در قلمرو قدرت‌ و علم‌ و اراده‌ او هستيد.
 
آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ يَنفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدتُّ أَنْ أَنصَحَ لَكُمْ إِن كَانَ اللّهُ يُرِيدُ أَن يُغْوِيَكُمْ هُوَ رَبُّكُمْ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر خدا خواسته‌ باشد كه‌ شما را» به‌ سبب‌ كبر و ستمتان‌ «گمراه‌ كند» از راه ‌رشد و هدايت‌ و جدا كند از راه‌ حق‌ «نصيحت‌ من‌» كه‌ آن‌ را براساس‌ حق‌ نصيحت‌ و خيرخواهي‌ براي‌ خدا(ج)  ـ با ابلاغ‌ رسالت‌ و روشن‌كردن‌ حقيقت‌ ـ به‌شما نثار كرده‌ام‌ و بسيار هم‌ نثار كرده‌ام‌ «به‌ شما سود نمي‌بخشد اگر بخواهم‌» باز هم‌ «شما را نصيحت‌ كنم‌» و من‌ نمي‌دانم‌ كه‌ خداوند(ج)  درباره‌ شما چه‌ اراده ‌دارد؟ «او پروردگار شماست‌» پس‌ گمراه‌ كردن‌ و راه ‌نمودن‌ همه‌ در اختيار او و مفوض‌ به‌سوي‌ اوست‌ «و به‌سوي‌ او بازگردانيده‌ مي‌شويد» پس‌ شما را در قبال‌ اعمالتان‌ جزا مي‌دهد.
 
	آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي وَأَنَاْ بَرِيءٌ مِّمَّا تُجْرَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اكنون‌ در ميانه‌ داستان‌ نوح‌(ع) ، آيه‌ معترضه‌اي‌ مي‌آيد كه‌ رفتار قوم‌ محمدص را در قبال‌ داعي‌ حق‌ به‌ زير سؤال‌ مي‌برد: «آيا مي‌گويند آن‌ را بر بسته‌ است‌» يعني‌:آيا كفار مكه‌ مي‌گويند: محمدصداستان‌ نوح‌(ع)  را از نزد خود بر بسته‌ است‌؟ «بگو: اگر آن‌ را به‌ دروغ‌ سر هم‌ كرده‌ باشم‌» اين‌ جرمي‌ است‌ عظيم‌ «در آن‌ صورت‌ گناه‌ من‌» و جزاي‌ عملكرد من‌ «بر عهده‌ خود من‌ است‌ ولي‌ من‌ از جرمي‌ كه‌ به‌ من ‌نسبت‌ مي‌دهيد بر كنارم‌» بنابراين‌، فرجام‌ خفت‌بار اين‌ افتراي‌ شما در باره‌ من‌، گريبانگير خود شماست‌ و من‌ از آن‌ بيزار و بركنارم‌.
 
	آيه  141
‏متن آيه : ‏
‏ تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ امتي‌ است‌ كه‌ درگذشته‌ است، براي‌ آنان‌ است‌ آنچه‌ به‌دست‌ آورده‌اند و براي ‌شماست‌ آنچه‌ به‌دست‌ آورده‌ايد و شما از آنچه‌ آنان‌ مي‌كرده‌اند، بازخواست‌ نمي‌شويد» و هيچ‌كس‌ از عمل‌ ديگري‌ مورد بازپرسي‌ قرار نگرفته‌ بلكه‌ فقط از عمل‌ خودش‌ مورد پرسش‌ قرار مي‌گيرد. چنان‌كه‌ گفتيم، اصل‌ مسؤوليت‌ شخصي‌ يا فردي، قاعده‌ كلي‌ اديان‌ الهي‌ است، به‌ همين‌ جهت‌ است‌ كه‌ حتي‌ اين‌ گروه‌ انبيا(ع) نيز باوجود پيشوايي‌ و فضل‌ خويش، در برابر عمل‌ و كاركردشان‌ پاداش‌ داده‌ مي‌شوند، پس‌ مردم‌ ديگر سزاوارتر به‌ آن‌ هستند كه‌ با آنان‌ برابر اعمال