 و بنه‌ ننهاده‌ بودند «آگاه‌ باشيد كه‌ ثمود به ‌پروردگارشان‌ كفر ورزيدند» پس‌ سزاوار عذاب‌ شدند «هان‌! دوري‌ بر ثمود باد» از رحمت‌ خداوند(ج) ، و چنين‌ هم‌ شد.
قطعا اين‌ عذاب‌، درسي‌ بزرگ‌ براي‌ دعوتگران‌ راه‌ حق‌ و عبرتي‌ سهمگين‌ براي‌ منكران‌ آن‌ است‌.
 
آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ جَاءتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُواْ سَلاَماً قَالَ سَلاَمٌ فَمَا لَبِثَ أَن جَاء بِعِجْلٍ حَنِيذٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ راستي‌ فرستادگان‌ ما براي‌ ابراهيم‌ مژده‌ آوردند» چون‌ خداوند(ج)  فرشتگان ‌را فرستاد تا بر قوم‌ لوط عذاب‌ فرود آورند، آنان‌ در راه‌ رفتن‌ به‌سوي‌ شهر لوط (ع) نزد ابراهيم‌(ع)  فرود آمدند تا او را به‌ تولد اسحاق‌(ع)  فرزندش‌، و به‌ قولي‌: به ‌هلاكت‌ قوم‌ لوط مژده‌ دهند «آنها سلام‌ گفتند، ابراهيم‌ جواب‌ سلام‌ را داد» فرشتگان ‌به‌ صيغه‌ (سلاما) كه‌ به‌ تقدير (سلمنا سلاما) است‌ و مفيد گذرا بودن‌ سلامشان ‌مي‌باشد، به‌ ابراهيم‌(ع)  سلام‌ گفتند، اما او با صيغه‌ (سلام‌) كه‌ اسم‌ مرفوع‌ است‌ و مفيد دوام‌ و استمرار مي‌باشد، به‌ آنها سلام‌ گفت‌ بنابراين‌، سلام‌ گفتن‌ ابراهيم‌(ع) بليغ‌تر بود «پس‌ ديري‌ نپاييد كه‌» ابراهيم‌(ع)  «گوساله‌اي‌ بريان‌ آورد» حنيذ: يعني‌: گوشت‌ بريان‌ شده‌ با سنگ‌ داغ‌، بي‌آنكه‌ آتش‌ به‌ آن‌ برسد. آري‌! ابراهيم‌(ع)  از ميهمانان‌ ناشناخته‌ خود اين‌گونه‌ به‌ گرمي‌ پذيرايي‌ كرد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «من كان يؤمن بالله واليوم الآخر فليكرم جاره ومن كان يؤمن بالله واليوم الآخرفليكرم ضيفه: هر كس‌ به‌ خداوند(ج)  و روز آخرت‌ ايمان‌ دارد، بايد كه‌ همسايه‌ خود را گرامي‌ بدارد و هر كس‌ به‌ خداوند(ج)  و روز آخرت‌ ايمان‌ دارد، بايد كه‌ ميهمان‌ خود را گرامي‌ بدارد».
 
	آيه  70
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا رَأَى أَيْدِيَهُمْ لاَ تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُواْ لاَ تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ ديد كه‌ دستهايشان‌ به‌ غذا نمي‌رسد» يعني‌: چون‌ ابراهيم‌(ع)  ديد كه‌ آنها دستهاي‌ خود را به‌سوي‌ گوساله‌ دراز نمي‌كنند «ناپسند يافت‌ از آنان‌» يعني‌: اين‌ كارشان‌ را ناپسند تلقي‌ كرد و پنداشت‌ كه‌ آنها برايش‌ شري‌ به‌ همراه‌ آورده‌اند زيرا عرف‌ و عادت‌ بر اين‌ بود كه‌ چون‌ ميهمان‌ وارد خانه‌ مي‌شد اما از غذايشان ‌نمي‌خورد، گمان‌ بر اين‌ مي‌رفت‌ كه‌ او با خود شري‌ آورده‌ و در حق‌ ميزبان‌ قصد بدي‌ دارد «و از آنان‌ در دل‌ خود ترسي‌ احساس‌ كرد» و از آنان‌ وحشتي‌ در دل ‌گرفت‌ «گفتند: نترس‌، همانا ما فرستاده‌ شده‌ايم‌» با عذاب‌ «به‌سوي‌ قوم‌لوط» يعني‌: ما فرستادگان‌ پروردگاريم‌ و به‌سوي‌ قوط لوط(ع)  فرستاده‌ شده‌ايم‌ تا عذابشان‌ كنيم‌.
 
	آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ وَامْرَأَتُهُ قَآئِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِن وَرَاء إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و زن‌ ابراهيم‌ ايستاده‌ بود پس‌ خنديد» زيرا در حالي‌كه‌ ابراهيم‌(ع)  با فرشتگان ‌نشسته‌ بود، او به‌ خدمت‌ ايستاده‌ بود پس‌ به‌ سبب‌ از بين‌ رفتن‌ ترس‌ و نگراني‌، خنديد، يا از غفلت‌ قوم‌ لوط با وجود نزديكي‌ عذاب‌ برآنان‌ خنديد. شاه‌ ولي‌ الله دهلوي‌ مي‌گويد: «خنده‌ او به‌ سبب‌ خوشحالي‌اش‌ از نابودي‌ قوم‌ لوط بود». به‌ قولي‌ ديگر، معني‌ (ضحكت‌) اين‌ است‌ كه‌: زن‌ ابراهيم‌(ع)  در اين‌ اثنا حيض‌ شد در حالي‌كه‌ پيره‌زني‌ نازا بود و در سن‌ يائسگي‌ قرار داشت‌. پس‌ بنابراين‌ توجيه‌، (ضحكت‌) به‌ معني‌ خنده‌ نيست‌ بلكه‌ بدين‌ معني‌ است‌ كه‌: او حيض‌ شد. «پس ‌مژده‌ داديمش‌ به‌ اسحاق‌» كه‌ او را براي‌ ابراهيم‌(ع)  به‌ دنيا مي‌آورد «و» مژده ‌داديمش‌ «از پي‌ اسحاق‌ به‌ يعقوب‌» كه‌ از فرزندش‌ اسحاق‌ به‌ دنيا مي‌آيد. دليل ‌اين‌كه‌ ساره‌ زن‌ ابراهيم‌(ع)  به‌ فرزند مژده‌ داده‌ شد نه‌ خود وي‌، اين‌ بود كه‌ زنان‌ از به‌ دنيا آمدن‌ فرزند شادتر مي‌شوند، نيز به‌ اين‌ دليل‌ كه‌ ابراهيم‌(ع)  از هاجر فرزند ديگري‌ داشت‌ كه‌ اسماعيل‌(ع)  است‌ در حالي‌كه‌ ساره‌ فرزندي‌ نداشت‌.
ابن‌كثير مي‌گويد: «اين‌ آيه‌ از صحيح‌ترين‌، واضح‌ترين‌ و نيكوترين‌ دلايل‌ بر اين‌ امر است‌ كه‌ ذبيح‌ اسماعيل‌ است‌ نه‌ اسحاق‌ زيرا ممتنع‌ است‌ كه‌ از يكسو مژده‌ تولد اسحاق‌ و سپس‌ به‌ دنيا آمدن‌ يعقوب‌(ع)  از صلب‌ وي‌ داده‌ شود و باز در عين‌ حال‌ كه‌ او هنوز طفل‌ خردسالي‌ است‌، فرمان‌ قربان‌ كردن‌ وي‌ صادر گردد».
 
آيه  143
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و همچنين‌ شما را امتي‌ وسط گردانيديم‌» وسط در لغت: ميانه‌ يا مركز دايره‌ يك‌چيز است، سپس‌ براي‌ صفات‌ پسنديده‌ عاريت‌ گرفته‌ شد زيرا هر صفت‌ پسنديده‌اي‌ در ميانه‌ افراط و تفريط قرار دارد. پس‌ وسط يعني‌ برگزيده‌ و بهتر، يا ميانه‌ رو. ابن‌كثير در اينجا معناي‌ «برگزيده‌ و بهتر» را براي‌ «وسط» ياد كرده‌ و مي‌گويد: «از آنجا كه‌ خداوند متعال‌ اين‌ امت‌ را، امت‌ برگزيده‌ گردانيد، آن‌ را به‌ كامل‌ترين‌ شريعتها و استوارترين‌ برنامه‌ها و روشن‌ترين‌ روشها مخصوص‌ ساخت‌؛ چنان‌كه‌مي‌فرمايد: ﴿‏ وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَج مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ..﴾ (او شما را برگزيد و در دين‌ هيچ‌ دشواريي‌ بر شما قرار نداد، اين‌ دين‌، آيين‌ پدرتان‌ ابراهيم‌ است‌... ). آري‌! شما در همه‌ امور دين‌ و دنيا، بهترين‌ امتها و ميانه‌روترين‌ آنها بوده‌ و از هرگونه‌ افراط و تفريط به‌ دور هستيد؛ نه‌ مانند يهود ومشركان‌ مادي‌گرا هستيد و نه‌ مانند برخي‌ از مسيحيان، روحاني‌ محض، بلكه‌ شماحق‌ جسم‌ و روح‌ - هر دو - را ادا كرده‌ و با فطرت‌ انساني‌ هم‌آوا مي‌باشيد «تا برمردم‌ گواه‌ باشيد» يعني: شما را امت‌ وسط گردانيديم‌ تا در روز قيامت‌ براي‌ انبياي ‌الهي‌ عليه‌ امتهايشان‌ گواهي‌ بدهيد كه: ايشان‌ قطعا پيام‌ خدا(ج) را كه‌ مأمور تبليغ‌ آن ‌براي‌ امتهايشان‌ 