‌ همه‌ افق‌هاست‌ و نمازگزاري‌ كه‌ در كعبه‌ حضور دارد و آن‌ را مشاهده‌ مي‌كند، روي‌آوردن‌ به‌ عين‌ آن‌ بر وي‌ فرض‌ است‌. همچنين‌ ايشان‌ اجماع‌ دارند بر اين‌ كه: نمازگزاراني‌ كه‌ از كعبه‌ دورند، بايد به‌ جهت‌ و سمت‌ آن‌ روي‌ آورند.
 
آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ يَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَن يَصِلُواْ إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَلاَ يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصِيبُهَا مَا أَصَابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
فرشتگان‌ «گفتند: اي‌ لوط! همانا ما فرستادگان‌ پروردگار توييم‌» يعني‌: تكيه‌گاهت ‌سخت‌ محكم‌ و استوار است‌ زيرا ما فرستادگان‌ پروردگار تو هستيم‌ و بنابراين‌ «آنان‌ هرگز به‌ تو دست‌ نخواهند يافت‌» هرگز قدرت‌ آن‌ را نخواهند يافت‌ كه‌ بر تو دست‌ يافته‌ و گزندي‌ به‌ تو برسانند زيرا ما فرشتگان‌ خداييم‌ كه‌ ما را به‌سويت ‌فرستاده‌ است‌ تا از تو و مؤمنان‌ دفاع‌ كرده‌ و كفار فجار را به‌ هلاكت‌ رسانيم‌. آن‌گاه‌ به‌ وي‌ دستور دادند تا از ميانشان‌ بيرون‌ رود و گفتند: «پس‌ پاسي‌ از شب‌گذشته‌» يعني‌: در ساعتي‌ از شب‌ كه‌ تاريك‌ باشد «كسان‌ خود را ببر» با خود به ‌قصد كوچ‌ از اين‌ شهر «و هيچ‌ كس‌ از شما نبايد واپس‌ بنگرد» يعني‌: هيچ‌كس‌ از شما نبايد به‌ دنبال‌ خود نگاه‌ كند، يا نبايد به‌ آنچه‌ كه‌ پشت‌ سر خود از مال‌ و غيره‌ دارد، مشغول‌ شود «مگر زنت‌» يعني‌: ليكن‌ زنت‌ از اين‌ دستور مخالفت‌ كرده‌ و به ‌واپس‌ مي‌نگرد زيرا «كه‌ به‌ او رسيدني‌ است‌ آنچه‌ به‌ آنان‌ رسد» از عذاب‌ «بي‌گمان ‌وعده‌گاه‌ آنان‌ صبح‌ است‌» گويي‌ لوط(ع)  پرسيد: وعده‌گاه‌ نابوديشان‌ چه‌ وقت ‌است‌؟ پس‌ به‌ او گفته‌ شد: صبح‌ هنگام‌! گويي‌ او مدتي‌ سريعتر از اين‌ را خواست‌ پس‌ به‌ او گفتند: «آيا صبح‌ نزديك‌ نيست‌؟» خداوند(ج)  صبح‌ را وقت‌ هلاكشان ‌گردانيد زيرا مردم‌ در آن‌ هنگام‌ در آرامش‌ به‌سر مي‌برند و از سوي‌ ديگر، آنها در آن‌ وقت‌ در منازل‌ خود مجتمع‌ اند و براي‌ پرداختن‌ به‌ مشاغل‌ و كارهاي‌ خود، پراكنده‌ نشده‌اند.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1822.txt">آيه  82</a><a class="text" href="w:text:1823.txt">آيه  83</a><a class="text" href="w:text:1824.txt">آيه  84</a><a class="text" href="w:text:1825.txt">آيه  85</a><a class="text" href="w:text:1826.txt">آيه  86</a><a class="text" href="w:text:1827.txt">آيه  87</a><a class="text" href="w:text:1828.txt">آيه  88</a></body></html>آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ مَّنضُودٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏ 
«پس‌ چون‌ فرمان‌ ما آمد» بر وقوع‌ عذاب‌ «آن‌ شهر را زير و زبر كرديم‌» يعني‌: شهر لوط و نواحي‌ آن‌ را چنان‌ واژگون‌ كرديم‌ كه‌ بلنداي‌ آن‌ زيرين‌ آن‌ شد و زيرين ‌آن‌ بلنداي‌ آن‌. به‌ قولي‌: خداوند(ج)  به‌ جبرئيل‌(ع)  فرمان‌ داد كه‌ آن‌ منطقه‌ را به‌وسيله‌ بال‌ خود از زمين‌ برداشته‌ و با ساكنانش‌ جملگي‌ واژگون‌ كند و او چنين‌ كرد «و بر آن‌، سنگ‌ پاره‌هايي‌ از سجيل‌ لايه‌ به‌ لايه‌ بارانديم‌» يعني‌: بر آنها سنگ‌ و گل ‌پياپي‌، لايه‌ به‌ لايه‌، بعضي‌ بر بالاي‌ بعضي‌ ديگر بارانديم‌. سجيل‌: گلي‌ است‌ كه‌ با پختن‌ در كوره‌، يا غير آن‌ به‌ سنگ‌ تبديل‌ مي‌شود. از عبدالله بن‌ عباس‌ك نقل‌ شده‌است‌ كه‌ فرمود: «سجيل‌، معرب‌ سنگ‌ و گل‌ است‌ و اين‌ كلمه‌ در اصل‌ فارسي ‌است‌».
آيه  83
‏متن آيه : ‏
‏ مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ وَمَا هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سنگهايي‌ كه‌ نزد پروردگارت‌ نشان‌ كرده‌ بود» يعني‌: آن‌ سنگها در خزانه‌هاي‌ پروردگارت‌، يا در حكم‌ وي‌ نشانه‌گذاري‌ شده‌ بود و نشانه‌ قومي‌ را داشت‌ كه‌ به‌ آن‌ رجم‌ مي‌شوند. به‌ قولي‌: بر سنگها علامتهايي‌ مانند مهر نهاده‌ شده‌ بود. به‌ قولي‌ديگر: بر هر سنگي‌ نام‌ كسي‌ كه‌ بايد بر او زده‌ شود، نوشته‌ شده‌ بود. بايسته ‌يادآوري‌ است‌ كه‌ شهرهاي‌ قوم‌ لوط در ميان‌ شام‌ و مدينه‌ منوره‌ قرار دارد و از مردم‌ مكه‌ ـ كه‌ در هنگام‌ نزول‌ آيه‌ از ستمكاران‌ مشرك‌ بودند ـ دور نيست‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «در آخر امت‌ من‌ قومي‌ خواهند آمد كه‌ مردانشان ‌به‌ مردان‌ اكتفا مي‌كنند و زنانشان‌ به‌ زنان‌ پس‌ چون‌ وضع‌ چنين‌ شد، شما عذاب‌ قوم ‌لوط را انتظار داشته‌ باشيد: اين‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ برآنان‌ سنگهايي‌ از سجيل‌بفرستد. سپس‌ آن‌ حضرت‌ص آخر اين‌ آيه‌ را تلاوت‌ كردند: ﴿ وَمَا هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ ‏﴾: «اين‌ نقمت‌ و عذاب‌ سخت‌ از ستمگران‌ دور نيست‌».
ابن‌كثير مي‌گويد: «امام‌ شافعي‌ ـ در روايتي‌ از وي‌ ـ و جمعي‌ ديگر از علما برآنند كه‌: لواط كار بايد كشته‌ شود، چه‌ محصن‌ باشد چه‌ غير محصن‌. اما امام ‌ابوحنيفه‌ بر آن‌ است‌ كه‌ لواط كار بايد از مكان‌ بلندي‌ به‌ پايين‌ افگنده‌ شود، آن‌گاه‌ اگر زنده‌ ماند، با پرتاب‌ سنگ‌ مورد هدف‌ قرار داده‌ شود»[3].
 
[3] آراي‌ فقها در باره‌ لواط كار ، در سوره‌ [اعراف‌/ 81 ] گذشت.
	آيه  84
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْباً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ وَلاَ تَنقُصُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ إِنِّيَ أَرَاكُم بِخَيْرٍ وَإِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُّحِيطٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» فرستاديم‌ «به‌سوي‌ مدين‌ برادرشان‌ شعيب‌ را» يعني‌: به‌سوي‌ قوم‌ مدين ‌برادر نسبي‌شان‌ شعيب‌(ع)  را فرستاديم‌. قوم‌ مدين‌ را به‌ نام‌ پدرشان‌ مدين ‌بن‌ابراهيم‌، «مدين‌» ناميدند و داستانشان‌ در سوره‌ اعراف‌: «آيات‌ 85 ـ 93» گذشت‌. شعيب‌(ع)  را خطيب‌ انبيا ناميده‌اند، به‌ سبب‌ آن‌كه‌ او در امر دعوت‌، به‌ رسايي‌ و شيوايي‌ هر چه‌ تمام‌ با قومش‌ گفت‌وگو و محاجه‌ مي‌كرد «گفت‌: اي‌ قوم‌ من‌! خدا را بپرستيد، براي‌ شما جز او معبودي‌ نيست‌» بدين‌گونه‌ او مانند همه‌ پيامبران‡، دعوت‌ خويش‌ را با نداي‌ توحيد آغاز كرد «و پيمانه‌ و ترازو را كم‌ نكنيد» بلكه‌ آن‌را به‌ تمام‌ و كمال‌ بپردازيد «به‌ راستي‌ من‌ شما را در نعمت‌ مي‌بينم‌» يعني‌: من‌ شما را در ثروت‌ و رفاه‌ و آسايش‌ مي‌بينم‌ پس‌ نعمت‌ خدا(ج)  را بر خود با معصيت‌ وي ‌و زيان‌رساني‌ به‌ بندگانش‌ تغيير ندهيد زيرا در اين‌ نعمت‌ چنان‌ گشايشي‌ فراروي‌ شما قرار دارد كه‌ شما را از گرفتن‌ اموال‌ مردم‌ به ‌ناروا، بي‌نياز مي‌كند «و در حقيقت‌، من ‌بر شما از عذاب‌ روزي‌ فراگير 