ي‌ترسم‌» كه‌ هيچ‌ يك‌ از شما را استثنا نكند و كسي‌ از شما را از آن‌ گريزگاه‌ يا پناهگاهي‌ نباشد. مراد از اين‌ عذاب‌ فراگير، يا عذاب ‌ريشه‌كن‌ كننده‌ در دنيا، يا عذاب‌ آخرت‌ است‌.
 
آيه  85
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَا قَوْمِ أَوْفُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اي‌ قوم‌ من‌! پيمانه‌ و ترازو را تمام‌ و كمال‌ دهيد به‌ قسط» يعني‌: به‌ عدل‌ و داد كه‌ اين‌ عدل‌ و داد عبارت‌ از عدم‌ كاستن‌ و افزودن‌ در آن‌ است‌ «و به‌ مردم‌اجناسشان‌ را كم‌ ندهيد» با كاستن‌ از حقشان‌؛ از طريق‌ غش‌ و خيانت‌، يا تردستي‌ و فريبكاري‌، يا معامله‌ به‌ شيوه‌ نادرست‌ و رويه‌اي‌ ناهنجار «و در زمين‌ فسادكنان ‌تبهكاري‌ نكنيد» عيث‌: شديدترين‌ فتنه‌ و فساد ـ مانند دزدي‌ و غارت‌ و راهزني‌است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «هيچ‌ قومي‌ روش‌ كم‌فروشي‌ را در پيمانه‌ و ترازو در پيش‌ نگرفت‌  مگر اين‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ آنان‌ را به‌ قحطي‌ و گراني‌ مبتلا كرد».
 
	آيه  86
‏متن آيه : ‏
‏ بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«باقيمانده‌ حلال‌ خدا براي‌ شما بهتر است‌» يعني‌: خير و بركت‌ در آن‌ چيزي ‌است‌ كه‌ خداوند(ج)  از حلال‌ براي‌ شما باقي‌ مي‌گذارد ـ بعد از تمام‌ و كمال‌ دادن‌ حقوق‌ مردم‌ به‌ عدل‌ و قسط ـ و در كم ‌دادن‌ و كم‌فروشي‌ و فساد در زمين‌ هيچ‌ خير و بركتي‌ نيست‌ «اگر مؤمنيد» زيرا اين‌ مؤمنانند كه‌ از حلال‌ خدا(ج)  بهره‌ مي‌گيرند، نه‌ كفار «و بر شما نگهبان‌ نيستم‌» كه‌ بر اعمال‌ شما نظارت‌ و مراقبت‌ و نگهباني ‌كنم‌ و شما را در قبال‌ آن‌ محاسبه‌ كرده‌ پاداشتان‌ دهم‌ يا مجازاتتان‌ كنم‌ بلكه‌ من ‌ابلاغگري‌ بيش‌ نيستم‌.
	آيه  87
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ يَا شُعَيْبُ أَصَلاَتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَّتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَن نَّفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاء إِنَّكَ لَأَنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» قوم‌ شعيب‌(ع)  به‌ شيوه‌ تهكم‌ و استهزا «اي‌ شعيب‌! آيا نمازت‌ به ‌تو دستور مي‌دهد كه‌ آنچه‌ را پدران‌ ما مي‌پرستيده‌اند» از بتان‌ «ترك‌ كنيم‌؟» هدفشان‌ ازاين‌ سخن‌، به‌ ريشخند گرفتن‌ نماز شعيب‌(ع)  بود. و از آنجا كه‌ شعيب‌(ع)  بسيار نماز مي‌خواند، آنان‌ به‌ ويژه‌ از نماز ياد كردند. حسن‌ مي‌گويد: «آري‌ والله! اين‌ نماز شعيب‌(ع)  بود كه‌ به‌ او فرمان‌ مي‌داد تا آنها پرستش‌ بتان‌ را ترك‌ كنند». «يا» آيا نمازت‌ به‌ تو دستور مي‌دهد كه‌ «در اموالمان‌ به‌ ميل‌ خود تصرف‌ نكنيم‌» از گرفتن‌ و دادن‌ و افزودن‌ و كاستن‌؟ آخر اين‌ اموال‌ ماست‌ پس‌ بر ما هيچ‌ حرج‌ و مانعي‌ نيست‌ كه‌ در آنها هر طور كه‌ مي‌خواهيم‌ و مي‌پسنديم‌ تصرف‌ كنيم‌ «بدون‌ شك‌ تو بردبار و رشيدي‌» اين‌ سخن‌ را نيز به‌ شيوه‌ استهزا و تمسخر به‌ شعيب‌(ع)  گفتند زيرا آنان ‌معتقد بودند كه‌ او برخلاف‌ اين‌ دو وصف‌ است‌. به‌ قولي‌: او در باور آنان‌ به ‌راستي‌ بردبار و فهيم‌ و فرزانه‌ بود لذا آن‌ امر و نهي‌هايي‌ را كه‌ به‌ پندارشان‌ برخلاف ‌بردباري‌ و رشد بود، از وي‌ ناپسند شمردند.
	آيه  88
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىَ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» شعيب‌(ع)  در مقام‌ برپاداشتن‌ حجت‌ عليه‌ آنان‌، همانند هر پيامبر ديگري‌: «اي‌ قوم‌ من‌! به‌ من‌ خبر دهيد اگر از جانب‌ پروردگار خود بر بينه‌اي ‌باشم‌» يعني‌: اگر در آنچه‌ كه‌ شما را به‌ آن‌ امر، يا از آن‌ نهي‌ مي‌كنم‌ بر حجتي ‌روشن‌ از جانب‌ پروردگار خود قرار داشته‌ باشم‌ «و به‌ من‌ از جانب‌ خود روزي‌ نيك‌ داده‌ باشد» باز هم‌ سزاوار اين‌ سرزنش‌ و اين‌ گونه‌ برخوردي‌ هستم‌؟ آيا باز هم‌ امر و نهي‌ شما را به‌ صرف‌ اين‌كه‌ شما آن‌ را رد مي‌كنيد فروگذارم‌؟ نقل‌ است‌ كه ‌شعيب‌(ع)  توانگر بود و مال‌ بسياري‌ داشت‌. ولي‌ به‌ قولي‌: هدفش‌ از «روزي ‌نيك‌» نبوت‌ بود. به‌ قولي‌ ديگر: هدف‌ وي‌ برخورداري‌ از انديشه‌ و حكمت‌ بود «و من‌ نمي‌خواهم‌ كه‌ در آنچه‌ شما را از آن‌ باز مي‌دارم‌، با شما مخالفت‌ كنم‌» يعني‌: در شأن‌ من‌ نيست‌ كه‌ شما را از چيزي‌ نهي‌ كنم‌ و باز خود مرتكب‌ آن‌ گردم‌ «من ‌قصدي‌ جز اصلاح‌ ندارم‌» يعني‌: از امر و نهيي‌ كه‌ مي‌كنم‌، قصدي‌ جز اصلاح‌ شما و دفع‌ فساد در دين‌ و معاملاتتان‌ ندارم‌ «تا آنجا كه‌ بتوانم‌» تا حدي‌ كه‌ در گنجايش‌توان‌ و طاقتم‌ باشد «و توفيق‌ من‌ جز به‌ تأييد خدا نيست‌» يعني‌: من‌ پيامبر و هدايتگر و راهبر نشده‌ام‌ مگر به‌ تأييد خداي‌ سبحان‌ و توان‌بخشي‌ و فضل‌ و بخشايش‌ وي‌ برمن‌، در تفويض‌ اين‌ موهبتهاي‌ بزرگ‌ «بر او توكل‌ كردم‌» در تمام‌ امور خويش‌ «و به‌سوي‌ او باز مي‌گردم‌» يعني‌: تمام‌ امورم‌ را به‌ انتخاب‌ او تفويض‌ مي‌كنم‌ و در همه‌ حال‌ به‌سوي‌ او باز مي‌گردم‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1830.txt">آيه  89</a><a class="text" href="w:text:1831.txt">آيه  90</a><a class="text" href="w:text:1832.txt">آيه  91</a><a class="text" href="w:text:1833.txt">آيه  92</a><a class="text" href="w:text:1834.txt">آيه  93</a><a class="text" href="w:text:1835.txt">آيه  94</a><a class="text" href="w:text:1836.txt">آيه  95</a><a class="text" href="w:text:1837.txt">آيه  96</a><a class="text" href="w:text:1838.txt">آيه  97</a></body></html>آيه  145
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَةٍ مَّا تَبِعُواْ قِبْلَتَكَ وَمَا أَنتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَمَا بَعْضُهُم بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم مِّن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذَاً لَّمِنَ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر هرگونه‌ آيه‌اي‌ براي‌ اهل‌ كتاب‌ بياوري، از قبله‌ تو پيروي‌ نمي‌كنند» يعني: هيچ‌برهان‌ و حجت‌ و معجزه‌اي‌ در آنان‌ تأثير نمي‌گذارد و به‌ حق‌ بازنمي‌گردند، هرچندهمه‌گونه‌ برهان‌ و حجت‌ هم‌ به‌ آنان‌ ارائه‌ شود زيرا آنان‌ پيروي‌ از حق‌ را به‌ سبب‌آن‌ ترك‌ نكرده‌اند كه‌ دليلي‌ داشته‌اند يا شبهه‌اي‌ بر آنان‌ روي‌ نموده‌ است، بلكه‌ترك‌ حق‌ از سوي‌ آنان، جز تمرد و عناد هيچ‌ انگيزه‌ ديگري‌ نداشته‌ و ندارد.آري‌! آنان‌ نيك‌ م