‌دانند كه‌ برحق‌ نيستند، پس‌ هر كس‌ در چنين‌ وضع‌ وحالي‌قرارداشته‌ باشد، بي‌گمان‌ از معجزه‌ و برهان‌ نفعي‌ نمي‌برد «و تو» نيز «پيرو قبله ‌آنان‌ نيستي‌» تصريح‌ بر اين‌ امر، به‌ منظور دفع‌ طمع‌ اهل‌ كتاب‌ و قطع‌ اميدشان‌ ازبازگشت‌ مجدد رسول‌ خداص به‌ قبله‌ سابق‌ است‌ «و خود آنان‌ پيرو قبله‌ يك‌ديگرنيستند» بدان‌ جهت‌ كه‌ يهود در نماز خود به‌ سوي‌ بيت‌المقدس‌ روي ‌مي‌آورند و نصاري‌ به‌ سوي‌ طلوعگاه‌ خورشيد «و اگر پس‌ از علمي‌ كه‌ بر تو آمده‌است، از هوسهاي‌ آنان‌» يعني: از قبله‌ آنان‌ «پيروي‌ كني‌» قبله‌ آنان، هوي‌ وهوسشان‌ تلقي‌ شد زيرا بعد از صدور امر روي‌آوردن‌ به‌ سوي‌ كعبه، پيروي‌ از اين‌حكم‌ بر آنان‌ نيز لازم‌ گرديد، لذا باقي‌ماندنشان‌ بر قبله‌ ديگري‌ غير از كعبه، چيزديگري‌ جز پيروي‌ از هوي‌ و هوس‌ نيست‌ و اگر تو از هوي‌ و هوسهاي‌ آنان‌ پيروي‌كني‌ «در آن‌ صورت‌ از ستمكاران‌ خواهي‌ بود». اين‌ خطاب‌ هرچند متوجه‌رسول‌ اكرم‌ص است، اما مراد از آن، برخي‌ از امت‌ ايشان‌ مي‌باشند زيرارسول‌ خداص از ستم‌ و گناه‌ معصومند. دليل‌ اين‌ كه‌ رسول‌ خداص مورد اين‌خطاب‌ قرار گرفته‌اند، بزرگ‌ساختن‌ شأن‌ قبله‌ و نيز وجود اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌قرآن‌ بر ايشان‌ نازل‌ مي‌شود، پس‌ طبيعي‌ است‌ كه‌ ايشان‌ مخاطب‌ آن‌ باشند.
 
 آيه  89
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَا قَوْمِ لاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي أَن يُصِيبَكُم مِّثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِّنكُم بِبَعِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اي‌ قوم‌ من‌! زنهار تا مخالفت‌ شما با من‌، شما را بدانجا نكشاند كه‌ بلايي‌ مانندآنچه‌ به‌ قوم‌ نوح‌ يا قوم‌ هود يا قوم‌ صالح‌ رسيد، به‌ شما نيز برسد» يعني‌: مبادا دشمني‌و ستيزه‌جويي‌، شما را به‌ تكذيب‌ من‌ وادارد كه‌ در آن‌ صورت‌ مجازات‌ شما فرودآمدن‌ عذاب‌ خواهد بود چنان‌كه‌ اين‌ عذاب‌ بر پيشينيانتان‌ فرود آمد «و قوم ‌لوط چندان‌ از شما دور نيست‌» منطقه‌ آنها از منطقه‌ شما، يا زمان‌ آنها از زمان‌ شما دور نيست‌ زيرا قوم‌ لوط از نظر زماني‌، نزديكترين‌ قوم‌ نابود شده‌ به‌ شما هستند پس‌، اگر شما نيز مانند آنان‌ خدا(ج)  را عصيان‌ كنيد، بايد از تكرار ايامي‌ برخود مانند ايام‌ آنان‌ بيمناك‌ باشيد.
از اين‌ آيه‌ چنين‌ بر مي‌آيد كه‌ ترتيب‌ ميان‌ داستانها در اين‌ سوره‌، ترتيبي‌ زماني ‌است‌، يعني‌ از نظر زمان‌ ابتدا نوح‌، سپس‌ هود، بعد از آن‌ صالح‌، سپس‌ ابراهيم‌ و لوط و در نهايت‌ شعيب‌(ع) مي‌زيسته‌اند.
 
	آيه  90
‏متن آيه : ‏
‏ وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از پروردگار خود آمرزش‌ بخواهيد» در گناهان‌ گذشته‌ خود «سپس‌ به‌ درگاه‌ او توبه‌ كنيد» از گناهاني‌ كه‌ بعدا از شما سر مي‌زند «همانا پروردگار من‌ مهربان‌» است ‌بر تائبان‌ و «دوستدار است‌» بندگان‌ به‌فرمان‌ را زيرا او آنچه‌ را كه‌ مقتضاي‌ محبت ‌است‌، با توبه‌كاران‌ آمرزش‌خواه‌ انجام‌ مي‌دهد؛ از لطف ‌كردن‌ به‌ آنان‌، سوق ‌دادن‌ خير به‌سويشان‌ و دفع‌ شر از ايشان‌.
 
	آيه  91
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيراً مِّمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَاكَ فِينَا ضَعِيفاً وَلَوْلاَ رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ وَمَا أَنتَ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند: اي‌ شعيب‌! بسياري‌ از آنچه‌ را كه‌ مي‌گويي‌، نمي‌فهميم‌» تو به‌ ما خبرهايي‌ از عالم‌ غيب‌ مي‌دهي‌ كه‌ ما نسبت‌ به‌ آنها هيچ‌ آشنايي‌ و معرفتي‌ نداريم‌، همچون‌ خبر رستاخيز و حشر و نشر و ما آن‌ گونه‌ كه‌ امور محسوس‌ قابل‌ مشاهده‌ را درك‌ مي‌كنيم‌، اين‌ سخنانت‌ را نمي‌فهميم‌ و درك‌ نمي‌كنيم‌. يا معني‌ اين‌ است‌: ما صحت‌ و درستي‌ سخنانت‌ را در نمي‌يابيم‌ «و واقعا تو را در ميان‌ خود ناتوان ‌مي‌بينيم‌» يعني‌: تو چنان‌ نيرويي‌ نداري‌ كه‌ با آن‌ از خود در مقابل‌ ما دفاع‌ كني‌ وتوان‌ مخالفت‌ با ما را داشته‌ باشي‌ «و اگر قبيله‌ تو نبود قطعا سنگسارت ‌مي‌كرديم‌» رهط: عشيره‌ و قبيله‌ شخص‌اند كه‌ او به‌ آنان‌ تكيه‌ كرده‌ و از توان‌ و نيرومندي‌ آنان‌ نيرو مي‌گيرد. دليل‌ اين‌كه‌ آنها قبيله‌ شعيب‌(ع)  را مانع‌ زيان‌ رساندن ‌خود به‌ وي‌ معرفي‌ كردند ـ در حالي‌كه‌ قبيله‌ وي‌ از نظر شمار اندك‌ و آنان‌ هزاران ‌هزار تن‌ بودند ـ اين‌ بود كه‌ قبيله‌ شعيب‌ نيز بر دين‌ و آيين‌ آن‌ كفار قرار داشتند. پس‌آنها چنين‌ وانمود كردند كه‌ به‌ احترام‌ هم‌كيشان‌ خود و نه‌ به‌ خاطر ترس‌ از آنان‌، از شعيب‌ درمي‌گذرند «و تو بر ما عزيز نيستي‌» كه‌ گرامي‌ات‌ بداريم‌ بلكه‌ سنگسار كردنت‌ را به‌ خاطر حرمتي‌ كه‌ به‌ قبيله‌ات‌ قايل‌ هستيم‌، فروگذاشته‌ايم‌.
 
	آيه  92
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَهْطِي أَعَزُّ عَلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَاتَّخَذْتُمُوهُ وَرَاءكُمْ ظِهْرِيّاً إِنَّ رَبِّي بِمَا تَعْمَلُونَ مُحِيطٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» شعيب‌(ع)  «اي‌ قوم‌ من‌! آيا قبيله‌ من‌ پيش‌ شما از خدا گرامي‌تر است‌؟» زيرا توهين‌ به‌ انبيا(ع) در حقيقت‌ توهين‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌ مي‌باشد پس ‌چگونه‌ شما به‌ خداي‌ عزوجل‌ در مورد رعايت‌ حق‌ پيامبرش‌ حرمت‌ نگذاشته‌ و به ‌قبيله‌ام‌ بيشتر از حرمتي‌ كه‌ به‌ خدا(ج)  قايليد، حرمت‌ مي‌گذاريد؟ «و خدا را» به‌سبب‌ عدم‌ اعتنا و ارج‌گذاري‌ به‌ پيامبري‌ كه‌ به‌سوي‌ شما فرستاده‌ است‌ «پشت‌ سر خويش‌ گرفته‌ايد» يعني‌: او را فراموش‌ كرده‌ و با او همانند چيزي‌ كه‌ پس‌ پشت ‌افگنده‌ مي‌شود، رفتار كرده‌ايد، بي‌آن‌كه‌ هيچ‌ اهميتي‌ به‌ او قايل‌ شويد؟ «درحقيقت‌ پروردگارم‌ به‌ آنچه‌ انجام‌ مي‌دهيد، احاطه‌ دارد» بنابراين‌، چيزي‌ از اعمال‌ شما بر او پنهان‌ نمانده‌ و او شما را در برابر آن‌ مجازات‌ مي‌كند.
 
آيه  93
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَمَنْ هُوَ كَاذِبٌ وَارْتَقِبُواْ إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
و چون‌ شعيب‌(ع)  اصرار آنان‌ بر كفر و تصميمشان‌ بر دين‌ پدرانشان‌ و عدم‌ تأثير پندواندر ز را در آنان‌ ديد، از آنان‌ مأيوس‌ شد و آنان‌ را تهديد كرد كه‌ هر چه‌ در توان‌ و امكان‌ دارند، فروگذار نكنند: «و اي‌ قوم‌ من‌! بر حالت‌ خود عمل‌ كنيد» علي‌مكانتكم‌: بر روش‌ و حالت‌ و بر حسب‌ توان‌ و امكانات‌ خود عمل‌ كنيد «همانا من‌نيز عمل‌ مي‌كنم‌» بر حسب‌ امكا