ا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و او قرآن را براي آنان مي‌خواند ( به گونه كاملاً رسا و گويا و صحيح و زيبا ) به آن ايمان نمي‌آوردند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ » : مراد اين است كه قرآن چه رسد به اين كه توسّط پيغمبري از خودشان آمده است ، اگر توسّط فردي غير عرب هم به دستشان مي‌رسيد و اعجاز آن را بيش از پيش هم مي‌ديدند و به فرض مي‌دانستند كه چنين كلامي ساخته چنين فردي نمي‌تواند باشد ، باز هم ايمان نمي‌آوردند .‏
 
سوره شعراء آيه  200
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما اين گونه قرآن را ( با بياني گويا و رسا ، و به شيوه ساده و آسان ، توسّط فردي از خودشان ) به دلهاي بزهكاران وارد مي‌گردانيم ( و فصاحت و بلاغت و اعجاز آن را بديشان مي‌فهمانيم . امّا . . . ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سَلَكْنَاهُ » : آن را داخل و وارد مي‌گردانيم ( نگا : حجر / 12 ) .‏
 
سوره شعراء آيه  201
‏متن آيه : ‏
‏ لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( امّا ايشان ، به سبب دلهاي بيماري كه دارند ) بدان ايمان نمي‌آورند ، تا عذاب دردناك را ( و مجازات شديدي را كه بدان بيم داده شده بودند ) مي‌بينند .  ( امّا چه فايده كه ديگر ايمان ايشان پذيرفته و سودمند نيست ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْعَذَاب‌ » : مراد عقاب و عذابي است كه از آن بيم داده شده‌اند .‏
 
سوره شعراء آيه  202
‏متن آيه : ‏
‏ فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏عذاب ، ناگهاني گريبانگير ايشان مي‌گردد . به گونه‌اي كه نمي‌فهمند ( چگونه و از كجا سر رسيده است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَغْتَةً » : ناگهاني . « وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ » : به گونه‌اي كه از آمدن آن خبردار و آگاه نمي‌شوند و غافلگير مي‌گردند .‏
 
آيه  93
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِباً أَوْ قَالَ أُوْحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنَزلَ اللّهُ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلآئِكَةُ بَاسِطُواْ أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُواْ أَنفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ستمكارتر از كسي‌ كه‌ بر خدا دروغ‌ بر مي‌بندد كيست‌؟» همچون‌ كساني‌ كه ‌گفتند: خداوند(ج) بر هيچ‌ بشري‌ هيچ‌ چيز نازل‌ نكرده‌است‌. يا معني‌ اين‌ است: چگونه‌ مي‌گوييد كه‌ خداوند(ج) بر هيچ‌ بشري‌ چيزي‌ نازل‌ نكرده ‌است‌ درحالي‌ كه‌اين‌ سخن‌ شما مستلزم‌ تكذيب‌ انبيا(ع) است‌ و هيچ‌ كس‌ ستمكارتر نيست‌ از آن ‌كس‌ كه‌ بر خدا(ج) دروغ‌ بربندد و چنين‌ بپندارد كه‌ پيامبر است‌ درحالي‌ كه‌ در واقع ‌امر پيامبر نيست‌، يا بر خداي‌ سبحان‌ در چيزي‌ از چيزهاي‌ ديگر ـ همچون‌ تحريم‌ حيوانات‌ اختصاص‌يافته‌ به‌ بتان‌ ـ دروغ‌ بربندد «يا» كيست‌ ستمكارتر از آن‌ كس‌كه‌ «مي‌گويد: به‌ من‌ وحي‌ شده‌، حال‌ آن‌ كه‌ در حقيقت‌ چيزي‌ بر وي‌ وحي ‌نشده ‌است‌» همچون‌ كساني‌ كه‌ به‌ دروغ‌ مدعي‌ نبوت‌ مي‌شوند پس‌ اينان‌ نيزستمكارترين‌ مردم‌اند. آري‌! بي‌گمان‌ خداي‌ عزوجل‌ انبيايش‌ را از گفتن‌ دروغ‌، مصون‌ و محفوظ نگه‌ داشته‌ است‌، بر خلاف‌ آنچه‌ شما مشركان‌ در مورد ايشان‌ مي‌پنداريد زيرا ادعاي‌ دروغ‌، شأن‌ و شيوه‌ رهبران‌ كذاب‌ جريانهاي ‌ضلالت‌ ـ همچون‌ مسليمه‌ كذاب‌، اسود عنسي‌ و سجاح‌ است‌ ـ كه‌ به‌دروغ‌ مدعي‌نبوت‌ شدند «و» كيست‌ ستمكارتر از «آن‌ كس‌ كه‌ گفت: به‌زودي‌ نظير آنچه‌ را خدانازل‌ كرده‌ است‌، نازل‌ مي‌كنم‌» چراكه‌ بر معارضه‌ قرآن‌ توانا هستم‌ و مي‌توانم‌ قرآني‌ همانند آن‌ انشا كنم‌. «انشاء» را از باب‌ مشاكلت‌، «انزال‌» ناميد.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: آيه‌ كريمه‌ در مورد كساني‌ نازل‌ شد كه‌ گفتند: ﴿ لَوْ نَشَاء لَقُلْنَا مِثْلَ هَذَا ﴾  (اگر مي‌خواستيم‌، قطعا مانند اين‌ قرآن‌ را مي‌گفتيم‌) «انفال/‌31».يك‌ روايت‌ ديگر در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ اين‌ است‌ كه: آيه‌ كريمه‌ در باره‌عبدالله بن‌ابي‌سرح‌ نازل‌ شد كه‌ نويسنده‌ وحي‌ بود و چون‌ رسول‌ خداص آيه: ﴿ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ ‏﴾  را بر او املا كرد ند، بي‌درنگ‌  با خود گفت: ﴿فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ﴾. آن‌ حضرت‌ص به‌ او فرمودند: «بنويس‌؛ اين‌چنين‌ نازل‌ شده‌ است‌ كه‌ توخواندي‌». پس‌ چون‌ سخنش‌ با وحي‌ موافق‌ گرديد، در شك‌ افتاد و با خود گفت: اگر محمد در ادعاي‌ نبوت‌ راستگو باشد؛ در واقع‌ به‌ من‌ نيز مانند او وحي‌ فرستاده‌ شده‌ و اگر دروغگو باشد؛ من‌ هم‌ سخني‌ همسان‌ سخن‌ وي‌ گفته‌ام‌! بنابراين‌، ازاسلام‌ مرتد شد و به‌ مشركان‌ پيوست‌. اما در روز فتح‌ مكه‌ مجددا اسلام‌آورد ـ چنان‌كه‌ داستان‌ وي‌ معروف‌ است‌.
«و اگر بنگري‌ آن‌گاه‌ كه‌ ظالمان‌ در غمرات‌ مرگ‌ باشند» غمرات: جمع‌ غمره‌، به‌معني‌ شدت‌ است‌ يعني: اگر بنگري‌ آن‌گاه‌ كه‌ ظالمان‌ ـ يعني‌ منكران‌ وحي‌خدا(ج)، يا مدعيان‌ دروغين‌ نبوت‌، يا پرچمداران‌ معارضه‌ با قرآن‌ ـ در سكرات ‌مرگ‌ و سختي‌هاي‌ جان‌كندن‌ قرار دارند؛ بي‌گمان‌ كار بزرگي‌ را ديده‌اي‌ «وفرشتگان‌ دستهايشان‌ را بر آنان‌ گشوده‌اند» براي‌ گرفتن‌ ارواحشان‌، يا براي‌ عذاب ‌نمودنشان‌ درحالي‌كه‌ پتكهاي‌ آهنين‌ در دستهايشان‌ است‌ و به‌ آنان‌ چنين‌ نهيب‌ مي‌زنند: «روح‌هاي‌ خود را بيرون‌ آريد» از اين‌ شدايد و سختي‌هاي‌ جان‌كندن‌ كه‌ در آن‌ در افتاده‌ايد، يا جانهاي‌ خود را از دست‌ ما بيرون‌ آريد و آنها را از عذاب‌ نجات‌ دهيد، يا ارواح‌ خود را بيرون‌ آريد تا آن‌ را از اجساد شما برگيريم‌ وجانهايتان‌ را براي‌ ما تسليم‌ كنيد «امروز به‌سبب‌ آنچه‌ به‌ناحق‌ به‌ خداوند نسبت‌ مي‌داديد» از انكار فرودآوردن‌ كتابها از سوي‌ خداي‌ متعال‌ بر پيامبرانش‌ و ادعاي ‌اين‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ شركايي‌ دارد «و به‌ سبب‌ آن‌ كه‌ از آيات‌ او سركشي ‌مي‌كرديد» يعني: از تصديق‌ آيات‌ الهي‌ و عمل‌ به‌ آنها تكبر مي‌ورزيديد؛ «به‌ كيفر عذاب‌ خواركننده‌ مي‌رسيد» پس‌ اين‌ عذاب‌ خواركننده‌اي‌ كه‌ بدان‌ كيفر يافته‌ايد، كيفري‌ متناسب‌ و برابر با جرم‌ شماست‌.
 
سوره شعراء آيه  203
‏متن آيه : ‏
‏ فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( و به هنگام نزول عذاب فرياد برمي‌آورند ) و مي‌گويند : آيا به ما مهلتي و فرصتي داده مي‌شود ؟ !  ( آخر اكنون همه چيز را مي‌دانيم