ِنْ أَوْلِيَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌سوي‌ كساني‌كه‌ ستم‌ كرده‌اند، متمايل‌ نشويد كه‌ آتش‌ دوزخ‌ به‌ شما خواهد رسيد» به‌ سبب‌ گرايش‌ و تمايلتان‌ به‌ ستمگران‌. تمايلي‌ كه‌ از آن‌ نهي‌ به‌ عمل ‌آمده‌، راضي ‌بودن‌ به‌ حال‌ و وضعي‌ است‌ كه‌ ستمگران‌ بر آن‌ قراردارند، يا نيكو جلوه ‌دادن‌ و آراستن‌ روش‌ ظالمان‌ در نزد ديگران‌ و مشاركت‌ با آنان‌ در چيزي‌ از اين‌ گونه‌ اعمال‌ است‌، اما آميزش‌ و معاشرت‌ با ظالمان‌ براي‌ دفع‌ زيان‌ و جلب ‌منفعت‌ عاجلي‌، شامل‌ حكم‌ تمايل‌ و گرايش‌ به‌ آنان‌ نيست‌. قتاده‌ مي‌گويد: «معني‌آيه‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ شرك‌ برنگرديد كه‌ در آن‌ صورت‌ آتش‌ دوزخ‌ به‌ شما مي‌رسد» «و در برابر خدا براي‌ شما دوستاني‌ نيست‌» يعني‌: هنگامي‌ كه‌ آتش ‌دوزخ‌ به‌ شما رسيد، ديگر كسي‌ وجود ندارد كه‌ شما را ياري‌ داده‌ و از آن‌ برهاند، از جمله‌ اين‌ گروه‌ ظلمه‌اي‌ كه‌ به‌سويشان‌ گرايش‌ يافته‌ايد، براي‌ خود و شما هيچ ‌كاري‌ از پيش‌ برده‌ نمي‌توانند «و سرانجام‌ نصرت‌ داده‌ نمي‌شويد» از جانب ‌خداي‌ سبحان‌ زيرا اين‌ امر در علم‌ وي‌ سبقت‌ گرفته‌ كه‌ شما را به‌ سبب‌ اين‌ گرايش‌كه‌ از آن‌ نهي‌ شده‌ايد، عذاب‌ مي‌كند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «المرء على دين خليله‌، فلينظر أحدكم‌ من‌ يخالل: انسان‌ بر دين‌ دوستش‌ مي‌باشد پس‌ يكي‌ از شما بايد بنگرد كه‌ با چه‌ كسي‌ دوستي‌ مي‌كند».
 
آيه  114
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفاً مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در دو طرف‌ روز نماز را برپادار» مراد از آن‌: اوقات‌ بامداد و عصر، وبه‌ قولي‌: اوقات‌ بامداد و شام‌ است‌. آيه‌ كريمه‌ دليل‌ بر اين‌ قول‌ امام‌ ابوحنيفه‌ است ‌كه‌: تأخير اداي‌ نماز بامداد تا سپيده‌ صبح‌ و تأخير اداي‌ نماز عصر افضل‌ است‌ زيرا اين‌ آيه‌ بر اقامه‌ نماز در دوطرف‌ روز، يعني‌ زمان‌ اول‌ نزديك‌ به‌ طلوع‌ و زمان‌ اول ‌نزديك‌ به ‌غروب‌، دلالت‌ مي‌كند «و ساعتي‌ چند از شب‌» زلفا: يعني‌: ساعتي‌ بعداز ساعت‌ ديگر نماز شب‌ را برپادار، يا مراد نماز «عشاء» است‌ «همانا حسنات‌» به‌طور مطلق‌ كه‌ نماز از جمله‌ آنها بلكه‌ ستون‌ آنهاست‌ «گناهان‌ را» به‌طور مطلق‌ «از ميان‌ مي‌برد». به‌ قولي‌: مراد از سيئات‌، گناهان‌ صغيره‌ است‌ كه‌ حسنات‌: يعني‌طاعات‌ و عبادات‌ از بين‌ برنده‌ آنهاست‌، به‌گونه‌اي‌ كه‌ گويي‌ اصلا وجود نداشته‌اند «اين‌» اوامري‌ كه‌ ذكر شد «پندي‌ براي‌ پندپذيران‌ است‌».
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوبكر صديق‌(رض)  از رسول‌ خداص آمده‌ است‌ كه ‌فرمودند: «ما من‌ مسلم‌ يذنب‌ ذنباً فيتوضأ ويصلي‌ ركعتين‌ إلا غفر له‌: هيچ‌ مسلماني ‌نيست‌ كه‌ گناهي‌ مرتكب‌ شود سپس‌ وضو گيرد و دو ركعت‌ نماز بگزارد  مگر اين‌كه‌ بر وي‌ آمرزيده‌ مي‌شود». همچنين‌ آن‌ حضرت‌ص در حديث‌ شريف‌ فرمودند: «الصلوات الخمس والجمعة إلى الجمعة ورمضان إلى الى رمضان مكفرات لما بينهن ما اجتنبت الكبائر: نمازهاي‌ پنجگانه‌ و جمعه‌ تا جمعه‌ و رمضان‌ تا رمضان‌، كفاره‌ گناهاني ‌است‌ كه‌ در ميان‌ آنهاست‌، به‌ شرط آن‌كه‌ از ارتكاب‌ گناهان‌ كبيره ‌اجتناب‌ شده‌ باشد». همچنين‌ آن‌ حضرت‌ص در حديث‌ شريف‌ فرمودند: «اتقالله حيث كنت، وأتبع السيئة الحسنة تمحها وخالق الناس بخلق حسن‌: هر كجا كه‌ هستي‌، از خدا(ج)  بترس‌ و گناه‌ را با نيكي‌ و ثواب‌ دنبال‌ كن‌ كه‌ آن‌ را از بين‌ مي‌برد و با مردم‌ به‌ خلقي‌ نيكو رفتار كن‌».
اما شروط توبه‌ راستين‌ چهار چيز است‌: 
1 ـ دست‌ كشيدن‌ از گناه‌. 2 ـ پشيماني‌ از آن‌. 3 ـ تصميم‌ به‌ عدم‌ بازگشت‌ به‌آن‌ در آينده‌. 4 ـ انجام‌ دادن‌ عمل‌ صالحي‌ كه‌ به‌ از بين‌ بردن‌ اثر گناه‌ كمك‌ كند.
ترمذي‌ در سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ از ابي‌ايسر(رض)  روايت‌ مي‌كند كه‌ فرمود: زني‌ نزدم ‌آمد تا از من‌ خرمايي‌ بخرد پس‌ به‌ او گفتم‌: در خانه‌ بهتر از اين‌ را دارم‌. و چون‌ به ‌خانه‌ام‌ آمد، او را بوسيدم‌. آن‌گاه‌ پشيمان‌ شده‌ نزد رسول‌ خداص رفتم‌ و حكايت ‌را به‌ ايشان‌ باز گفتم‌. فرمودند: با زن‌ مجاهدي‌ كه‌ در راه‌ خدا(ج)  به‌ جهاد رفته‌، در غيابش‌ اين‌ گونه‌ عمل‌ كردي‌؟ آيا آن‌ مجاهد را با چنين‌ عملي‌ پشتيباني‌ كردي‌؟! پس‌ ازآن‌، لحظاتي‌ دراز درنگ‌ كردند، آن‌گاه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد.
 
	آيه  115
‏متن آيه : ‏
‏ وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و شكيبايي‌ پيشه‌ كن‌» بر آنچه‌ كه‌ به‌ آن‌ مأمور شده‌اي‌؛ از استقامت‌ و پايداري‌، عدم‌ طغيان‌ و سركشي‌، عدم‌ گرايش‌ به‌سوي‌ ظالمان‌ و برپا داشتن‌ نماز «كه‌ خدا پاداش‌ محسنين‌ را ضايع‌ نمي‌گرداند» بلكه‌ آن‌ را به‌ تمام‌ و كمال‌ به‌ ايشان ‌مي‌دهد. اين‌ تعبير اشاره‌ بدان‌ دارد كه‌ «محسنين: نيكوكاران‌» كساني‌ هستند كه ‌اين‌ اوامر و نواهي‌ را به‌ معرض‌ اجرا گذاشته‌ باشند.
 
	آيه  116
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَوْلاَ كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُوْلُواْ بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الأَرْضِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّنْ أَنجَيْنَا مِنْهُمْ وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِيهِ وَكَانُواْ مُجْرِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چرا از قرنهايي‌» يعني‌: از امت‌هايي‌ كه‌ «پيش‌ از شما» عذاب‌ شدند «صاحبان‌ فضلي‌ نبودند» بقيه‌: آنچه‌ كه‌ از يك‌ چيز بعد از ميان‌ رفتن‌ اكثر آن‌ باقي‌ مي‌ماند، اين‌ كلمه‌ اكثرا در چيز اصلحي‌ كه‌ باقي‌ مي‌ماند، به‌كار مي‌رود زيرا عادتا آنچه‌ پست‌ و دني‌ است‌ از بين‌ رفته‌ و آنچه‌ كه‌ خوب‌ و با ارزش‌ است‌ باقي‌ مي‌ماند و اين‌ است‌ همان‌ قانون‌ «بقاي‌ اصلح‌». از همين‌ باب‌ است‌ اين‌ سخن‌ اعراب‌: «فلان من بقية القوم‌: فلان‌ از برگزيدگان‌ قوم‌ است‌». پس‌ معناي‌ بقيه‌ در اينجا اين ‌است‌: چرا باقي‌مانده‌اي‌ از اهل‌ انديشه‌ و خرد و دين‌ در امتهاي‌ گذشته‌ نبودند «كه‌ نهي‌ كنند» مردم‌ را «از فساد در زمين‌، جز اندكي‌» يعني‌: ليكن‌ اندكي‌ بودند «از كساني‌ كه‌ از ميان‌ آنان‌ نجاتشان‌ داديم‌» يعني‌: اين‌ شمار اندك‌ از فسادافگني‌ در زمين‌ نهي‌ مي‌كردند لذا ما نجاتشان‌ داديم‌ «و كساني‌ كه‌ ستم‌ كردند، به‌ دنبال‌ ناز ونعمتي‌ كه‌ در آن‌ بودند، رفتند» يعني‌: نازپروردگان‌ تنعم‌ و سرمستان‌ باده‌ رفاه‌ وعشرت‌، اين‌ ناز و نعمت‌ را بر مشغول ‌شدن‌ به‌ اعمال‌ آخرت