‌ ترجيح‌ دادند و عمرخويش‌ را در شهوات‌ و خواهشهاي‌ فاني‌ غرق‌ كردند «و آنان‌ مجرم‌ بودند» يعني‌: چون‌ از شهوات‌ خويش‌ پيروي‌ كردند لذا با اين‌ كار، مجرم‌ و تبهكار بودند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «هنگامي‌كه‌ مردم‌ منكر را ديدند ولي‌ آن‌ را تغيير ندادند، نزديك‌ است‌ كه‌ خداوند(ج)  همه‌ آنان‌ را به‌ عذاب‌ خويش‌ فروگيرد».
آيه  147
‏متن آيه : ‏
‏ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«حق‌ از جانب‌ پروردگار توست‌» يعني: حق‌ همان‌ چيزي‌ است‌ كه‌ از سوي‌پروردگارت‌ نازل‌ شده‌است، نه‌ آنچه‌ كه‌ اهل‌ كتاب‌ به‌ تو خبر داده‌اند «پس‌ هرگزاز ترديدكنندگان‌ نباش‌» لذا هنگامي‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ پيامبرشص را از شك‌ وترديد در امر قبله‌ و غيرآن‌ نهي‌ مي‌كند، ديگران‌ به‌ پرهيز از اين‌ شك‌ و دودلي ‌سزاوارترند. يا خطاب‌ متوجه‌ رسول‌ اكرمص است‌ اما مراد از آن، امت‌ ايشانند.
 
آيه  117
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداوند متعال‌ سنت‌ خويش‌ در نابود كردن‌ مردم‌ شهرها را بيان‌ داشته‌ ومي‌فرمايد: «و هرگز پروردگار تو برآن‌ نبوده‌ است‌ كه‌ شهرها را به‌ ستم‌ هلاك‌ كند در حالي‌كه‌ مردمانش‌ اصلاحگر باشند» و با يك‌ديگر به‌ عدل‌ و انصاف‌ رفتار نمايند. پس‌ خداي‌ عزوجل‌ آنها را به‌ مجرد شك‌ و شركشان‌ هلاك‌ نمي‌سازد تا آن‌كه‌ فساد در زمين‌ را با شك‌ و شرك‌ ضميمه‌ نكنند و اين‌ از فرط رحمت‌ خداي‌ عزوجل‌ و سهل‌گيري‌ وي‌ در حقوق‌ خويش‌ است‌، از اين‌ جهت‌، فقها در هنگام‌ تزاحم ‌حقوق‌، حقوق‌ العباد را بر حقوق‌ الله مقدم‌ ساخته‌اند.
سپس‌ به‌ بيان‌ حكمت‌ اختلاف‌ پرداخته‌ مي‌فرمايد: 
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1862.txt">آيه  118</a><a class="text" href="w:text:1863.txt">آيه  119</a><a class="text" href="w:text:1864.txt">آيه  120</a><a class="text" href="w:text:1865.txt">آيه  121</a><a class="text" href="w:text:1866.txt">آيه  122</a><a class="text" href="w:text:1867.txt">آيه  123</a></body></html>آيه  118
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر پروردگار تو مي‌خواست‌، قطعا همه‌ مردم‌ را امت‌ واحدي‌ قرار مي‌داد» به‌طوري‌ كه‌ همه‌ بر حق‌ استوار و پايدار مي‌بوده‌ و در آن‌ اختلاف‌ نمي‌كردند و همه ‌بر دين‌ اسلام‌ گرد آمده‌ و اديان‌ ديگر را رها مي‌كردند «و هميشه‌ در اختلافند» يعني‌: پيوسته‌ مردم‌ در اختلافند؛ بعضي‌ به‌ راه‌ حق‌ روانند و بعضي‌ به‌ راه ‌باطل‌، بعضي‌ كافرند و بعضي‌ مؤمن‌. يا معني‌ اين‌ است‌: مردم‌ پيوسته‌ ـ به‌ سبب ‌پيروي‌ از هوي‌وهوس‌ و سركشي‌ و استكبارشان‌ ـ در حق‌ اختلاف‌ مي‌كنند آيه  119
‏متن آيه : ‏
‏ إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مگر كساني‌ كه‌ پروردگار تو به‌ آنان‌ رحم‌ كرده‌» با هدايت‌ نمودنشان‌ به‌سوي‌ دين‌ حق‌. پس ‌اينان‌ بر اصول‌ و اركان‌ عمده‌ دين‌ حق‌، اتفاق‌ نظر دارند و در آن‌ اختلاف‌ نمي‌ورزند «و» حق‌ تعالي‌ «براي‌ همين‌» چيزي‌ كه‌ ذكر شد از اختلاف‌، يا براي ‌رحمت‌ خويش‌ «آنان‌ را آفريده‌ است‌» به‌ قولي‌: اشاره‌ «ذلك‌» به‌ مجموعه‌ اختلاف ‌و رحمت‌ برمي‌گردد. يعني‌: آنان‌ را براي‌ اين‌ آفريده‌ است‌ كه‌ در حق‌ و باطل ‌اختلاف‌ كنند، در نتيجه‌ او حق‌پرستان‌ را به‌ رحمت‌ خويش‌ دريابد. ابن‌جرير طبري ‌به‌ نقل‌ از امام‌ مالك‌ در تفسير: ﴿ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ﴾ مي‌گويد: «يعني‌: آنان‌ را براي‌ اين ‌آفريده‌ تا گروهي‌ در بهشت‌ و گروهي‌ در دوزخ‌ باشند». «و تمام‌ شد كلمه‌ پروردگار تو» يعني‌: و عده‌ و هشدار و قضا و امر وي‌ ثابت‌ شد و در آن‌ هيچ‌ تغيير و تبديلي ‌نيست‌. به‌ قولي‌: مراد از «كلمه‌» اين‌ سخن‌ پروردگار است‌: «البته‌ جهنم‌ را از جن‌ و انس‌» يعني‌: از كساني‌ كه‌ سزاوار آنند از اين‌ دوگروه‌ «يكسره‌ پر مي‌كنم‌» زيرا در ازل‌ چنين‌ مقدر كرده‌ام‌ و اين‌ قضا و فرمان‌ من‌ است‌ كه‌ از هر نوع‌ تغيير و تبديلي ‌به‌دور است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «خداوند متعال‌ به بهشت‌ فرمود: تو رحمت‌ مني‌ پس‌ به‌وسيله‌ تو بر هركه‌ بخواهم‌ رحم‌ مي‌كنم‌ و به‌ دوزخ‌ فرمود: توعذاب‌ مني‌ پس‌ به‌وسيله‌ تو هر كه‌ را بخواهم‌ عذاب‌ مي‌كنم‌ و بر من‌ است‌ پر ساختن ‌هر يك‌ از شما».
 
آيه  120
‏متن آيه : ‏
‏ وَكُلاًّ نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ وَجَاءكَ فِي هَذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هر يك‌ از سرگذشتهاي‌ پيامبران‌ را كه‌ بر تو حكايت‌ مي‌كنيم‌، چيزي‌ است‌ كه‌ دلت ‌را بدان‌ استوار مي‌گردانيم‌» با افزودن‌ بر يقينت‌، تقويت‌ طمأنينه‌ و آرامشت‌ ومستحكم‌تر كردن‌ تكيه‌گاه‌هاي‌ روحي‌ات‌ «و براي ‌تو در اين‌» سوره‌ «حق ‌آمده‌» يعني‌: برتو در اين‌ سوره‌ برهان‌هاي‌ قاطعي‌ نازل‌ شده‌ كه‌ دال‌ بر درستي ‌عقيده‌ به‌ مبدأ و معاد است‌ «و موعظه‌ و تذكري‌ براي‌ مؤمنان‌ است‌» كه‌ مؤمنان‌ آگاه ‌از آن‌ پند مي‌گيرند و كسي‌ از ايشان‌ كه‌ در آن‌ تفكر كند، به‌ وسيله‌ آن‌ متذكر و متنبه‌ مي‌شود. مؤمنان‌ را از آن‌ جهت‌ به‌ اين‌ امر مخصوص‌ گردانيد كه‌ فقط ايشان ‌اهليت‌ و شايستگي‌ پند گرفتن‌ و توجه‌ و تنبه‌ به‌ آيات‌ قرآن‌ را دارند.
اين‌ سوره‌ دربرگيرنده‌ موعظه‌ها، تذكرات‌ و اندرزهاي‌ بسياري‌ در ضمن‌ طرح ‌داستانهاي‌ پيامبران‌(ع) با امتهايشان‌ است‌؛ و روشن‌ مي‌سازد كه‌ چگونه‌ آن ‌پيامبران‌، دعوت‌ امتهايشان‌ به‌سوي‌ خداي‌ عزوجل‌ را تداوم‌ و استمرار بخشيده‌ و مجادله‌ها، مخاصمه‌ها، آزار و اذيت‌هاي‌ اقوامشان‌ را در اين‌ راه‌ تحمل‌ كرده‌اند. همچنين‌ در اين‌ سوره‌، خداوند(ج)  كيفيت‌ نجات‌ دادن‌ پيامبرانش‌ و مؤمنان‌ همراهشان‌ را به‌ تفصيل‌ تمام‌ بيان‌ كرده‌ و اين‌ امر را روشن‌ كرده‌ است‌ كه‌ او چگونه‌ ستمگران‌ را نابود كرده‌ و آنها را بعد از آن‌كه‌ وجود عيني‌ داشته‌اند، به‌ آثار برجاي‌ مانده‌اي‌ از يك‌ ويرانه‌ نابود شده‌، تبديل‌ كرده‌ است‌.
مراد از بيان‌ همه‌ اين‌ درسها و ماجراها، استوار ساختن‌ قلب‌ رسول‌ گرامي ‌اسلام‌ص در دعوتشان‌ و تذكر دادن‌ و توجيه‌ اهل‌ حق‌ به‌سوي‌ اين‌ حقيقت‌ است‌ كه ‌سرانجام‌ نيك‌ و عاقبت‌ خوش‌ و پيروزمندانه‌، در نهايت‌ از آن‌ ايشان‌ است‌.
در اينجا منا