ِي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ياد كن‌» اي‌ محمدص! «زماني‌ را كه‌ يوسف‌ به‌ پدرش‌ گفت‌» پدر يوسف؛ يعقوب‌ فرزند اسحاق‌ فرزند ابراهيم‡ است‌ چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «الكريم‌ ابن‌ الكريم‌ ابن‌ الكريم‌ ابن‌ الكريم، يوسف‌ بن‌ يعقوب ‌بن‌ اسحاق‌ بن‌ابراهيم: گرامي‌ فرزند گرامي‌ فرزند گرامي‌ فرزند گرامي، يوسف ‌فرزند يعقوب‌ فرزند اسحاق‌ فرزند ابراهيم‌». آري‌! يوسف‌ به‌ پدرش‌ گفت: «اي‌پدر! من‌» در خواب‌ «يازده‌ ستاره‌ را با خورشيد و ماه‌ ديدم‌» تأويل‌ يازده‌ ستاره، برادران‌ يوسف‌(ع)  اند كه‌ يازده‌ تن‌ بودند ـ چنان‌كه‌ در آخر سوره‌ خواهد آمد ـ و تأويل‌ خورشيد و ماه؛ مادر و پدر يوسف‌(ع)  اند «ديدم‌ آنها براي‌ من‌ سجده ‌مي‌كنند» يوسف‌(ع) ، در تعبير بياني‌ خود ستارگان‌ و ماه‌ و خورشيد را به‌جاي‌ عقلا نشاند زيرا آنها را به‌ وصف‌ عقلا كه‌ سجده‌ است، توصيف‌ كرد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1876.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:1877.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:1878.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:1879.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:1880.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:1881.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:1882.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:1883.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:1884.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:1885.txt">آيه  14</a></body></html>آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ يَا بُنَيَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُواْ لَكَ كَيْداً إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يعقوب‌ گفت: اي‌ پسرك‌ من‌! خوابت‌ را براي‌ برادرانت‌ حكايت‌ نكن‌» زيرا يعقوب‌(ع)  تأويل‌ خواب‌ فرزندش‌ را دانست‌ و از آن‌ ترسيد كه‌ اگر خوابش‌ را به ‌برادرانش‌ بيان‌ كند، آنها نيز تأويل‌ آن‌ را بفهمند و لذا بر وي‌ رشك‌ برند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «براي‌ برآوردن‌ حوايج‌ خويش، از كتمان‌ آنها ياري‌جوييد زيرا هر صاحب‌ نعمتي‌ محسود حاسدان‌ است‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌آمده‌ است: «رؤيا ـ تا آن‌گاه‌ كه‌ صاحبش‌ از آن‌ سخني‌ نگويد ـ به‌ پاي‌ پرنده‌اي ‌آويخته‌ است‌ اما اگر آن‌ را حكايت‌ كرد، آن‌ رؤيا به‌ واقعيت‌ مي‌پيوندد لذا خواب ‌خود را جز به‌ شخص‌ عاقل، يا دوست، يا شخص‌ خيرانديشي‌ حكايت‌ نكنيد». يعني: آن‌ را به‌ كسي‌ بازگو كنيد كه‌ از آن‌ تعبيري‌ نيكو به‌ شما ارائه‌ دهد.
«كه‌ آن‌گاه‌ در حق‌ تو نيرنگي‌ مي‌انديشند» يعني: اگر خوابت‌ را به‌ برادرانت‌ بيان‌كني، مبادا در باره‌ تو نيرنگي‌ پنهاني‌ كه‌ تو به‌ آن‌ پي‌نبري، سازمان‌ دهند وبنابراين، تو را به‌ انگيزه‌ حسد به‌ هلاكت‌ رسانند «زيرا شيطان‌ براي‌ آدمي‌ دشمني ‌آشكار است‌» و چه‌ بزرگ‌ دشمني‌ كه‌ دشمني‌ خود با انسان‌ را اعلان‌ مي‌كند! پس ‌قطعا او برادرانت‌ را بر اين‌ نيرنگ‌ واخواهد داشت‌.
	آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَعَلَى آلِ يَعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَيْكَ مِن قَبْلُ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اينچنين‌ پروردگارت‌ تو را بر مي‌گزيند» يعني: همان‌ گونه‌ كه‌ پروردگارت‌ تو را با نماياندن‌ اين‌ خواب‌ برگزيد، همچنين‌ تو را بر ساير بندگان‌ به‌ نبوت‌ بر مي‌گزيند و برادرانت‌ را برايت‌ رام‌ و مطيع‌ مي‌گرداند چنان‌كه‌ اجرام‌ آسماني‌اي‌ را كه‌ در خواب‌ ديدي، برايت‌ رام‌ كرد و آنها را در پيشگاهت‌ به‌ سجده‌ انحنا و تعظيم ‌واداشت‌ «و به‌ تو از علم‌ تأويل‌ الاحاديث‌» يعني: تعبير و تفسير خواب‌ «مي‌آموزد و نعمتش‌ را بر تو و بر خاندان‌ يعقوب‌ تمام‌ مي‌كند» و نبوت‌ و پادشاهي‌ را ـ هر دو ـ برايت‌ فراهم‌ مي‌آورد كه‌ بدون‌ شك‌ در اجتماع‌ اين‌ دو نعمت، خير دنيا و آخرت‌ هر دو وجود دارد. پس‌ بدان‌ كه‌ اين‌ رؤيايي‌ كه‌ خداوند(ج)  به‌ تو در خواب ‌نمايانده‌ است، بر همه‌ اين‌ معاني‌ دلالت‌ مي‌كند «همان‌گونه‌ كه‌ قبلا آن‌ را» يعني: نعمت‌ خود را «بر پدرانت‌ تمام‌ كرد; ابراهيم‌» كه‌ خداوند(ج)  او را از آتش‌ نجات ‌داد، به‌ نبوتش‌ برگزيد و او را به‌ موهبت‌ خليل‌اللهي‌ خويش‌ مفتخر ساخت‌ «واسحاق‌» كه‌ به‌ قولي: خداوند متعال‌ او را نيز به‌ نبوت‌ برگزيد و از اين‌ دو بزرگوار، نسل‌ و تباري‌ پاكيزه‌ و موحد پديد آورد. از اين‌ آيه‌ دانسته‌ مي‌شود كه‌ اسم‌ پدر گاهي‌ بر پدربزرگ‌ (جد)، و بر پدر پدر بزرگ‌ (جد جد) نيز اطلاق‌ مي‌شود «همانا پروردگار تو  داناست‌» به‌ خلق‌ خويش‌ و به‌ كساني‌ كه‌ سزاوار اين‌ گزينش ‌هستند «حكيم‌ است‌» در صنع‌ خويش؛ پس‌ كارها را چنان‌ كه‌ بايد سامان‌ مي‌دهد.
 
	آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ لَّقَدْ كَانَ فِي يُوسُفَ وَإِخْوَتِهِ آيَاتٌ لِّلسَّائِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ راستي‌ در سرگذشت‌ یوسف‌ و برادرانش‌ براي‌ پرسندگان‌ نشانه‌هاست‌» كه‌ اين ‌نشانه‌ها بر بسياري‌ از حقايق‌ و از جمله‌ بر نبوت‌ حضرت‌ محمدص دلالت‌ مي‌كند. پرسندگان؛ يهوديان‌ بودند زيرا در يكي‌ از روايات‌ وارده‌ در سبب‌ نزول‌ اين‌ سوره‌ آمده‌ است: رسول‌ خداص هنوز در مكه‌ بودند كه‌ يهوديان‌ از ايشان‌ درباره ‌داستان‌ يوسف‌(ع)  سؤال‌ كردند و در مكه‌ احدي‌ از اهل‌ كتاب‌ يا كساني‌ كه‌ از سرگذشت‌ انبيا‡ آگاهي‌اي‌ داشته‌ باشند وجود نداشت، در چنين‌ حالي‌ بود كه‌ خداوند(ج)  سوره‌ «يوسف‌» را به‌ يكباره‌ بر آن‌ حضرت‌ص نازل‌ فرمود.
همچنين‌ جابر(رض)  روايت‌ مي‌كند كه‌ مردي‌ از يهود مشهور به ‌«بستانه‌ يهودي‌»، نزد آن‌ حضرت‌ص آمد و گفت: اي‌ محمد! مرا از ستارگاني‌ كه‌ يوسف‌(ع)  درخواب‌ ديد خبر ده‌ كه‌ نامهاي‌ آنها چيست‌؟ راوي‌ مي‌گويد: رسول‌ خداص ساعتي سكوت‌ كرده‌ و در پاسخ‌ وي‌ چيزي‌ نگفتند، در اين‌ اثنا جبرئيل‌(ع)  فرود آمد و ايشان‌ را از نامهاي‌ آن‌ ستارگان‌ با خبر ساخت، آن‌گاه‌ ايشان‌ به‌ دنبال‌ آن‌ يهودي ‌فرستاده‌ و به‌ او فرمودند: «اگر من‌ تو را از نامهاي‌ آن‌ ستارگان‌ آگاه‌ كنم، ايمان ‌مي‌آوري‌؟» بستانه‌ گفت: آري‌! فرمودند: «نامهاي‌ آنها عبارت‌ است‌ از: جريان، طارق، ذيال، ذوالكنفات، قابس‌ وثاب، عمودان، فليق‌ مصبح، ضروح، ذوالفرغ، ضياء و نور». يهودي‌ گفت: آري‌ والله! نامهاي‌ آنها همين‌هاست‌ كه‌ برشمرديد. برادران‌ يوسف‌(ع)  نيز يازده‌ تن‌ بودند، به‌ نامهاي: يهوذا، روبيل، شمعون، لاوي، ربالون، يشجر، دينه، دان، نفتالي، جاد و آشر كه‌ اين‌ يازده‌ تن، از «ليا» دختر خاله‌ ي