لباخته‌ آنان‌ خواهم‌ گشت‌ «و از جمله ‌نادانان‌ خواهم‌ شد» يعني: از كساني‌ خواهم‌ شد كه‌ كار جهال‌ و نادانان‌ را مرتكب ‌مي‌شوند. بدين‌گونه‌ بود كه‌ يوسف‌(ع)  به‌سوي‌ خداي‌ عزوجل‌ التجا كرد، آن‌گاه‌ كه‌ بلا بر او گران‌ و سنگين‌ شد و از در افتادن‌ در فتنه‌ بزرگ‌ ترسيد. در حديث‌ شريف ‌به‌ روايت‌ بخاري‌ و مسلم‌ از رسول‌ خداص آمده‌ است: «هفت‌ كس‌اند كه‌خداي‌ عزوجل‌ ايشان‌ را در سايه‌ خويش‌ جاي‌ مي‌دهد، روزي‌ كه‌ سايه‌اي‌ جز سايه‌ او نيست‌...» و از اين‌ هفت‌ كس‌ مردي‌ را نام‌ بردند كه ‌او را زني‌ صاحب‌ جاه‌ و جمال‌ به‌سوي‌ خود فرامي‌خواند، اما او مي‌گويد: من‌ از خداي‌ عزوجل‌ مي‌ترسم‌.
 
آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ پروردگارش‌ دعاي‌ او را اجابت‌ كرد و نيرنگ‌ زنان‌ را از او بگردانيد» يعني: پروردگار يوسف‌(ع)  به‌ او لطف‌ كرد و او را از افتادن‌ در معصيت‌ در پناه‌ عصمت خويش‌ قرار داد زيرا آن‌گاه‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ نيرنگشان‌ را از او بازداشت، چيزي‌ از خواستها و هواهايشان‌ در او كارگر نيفتاد «همانا او شنواست‌» دعاي‌ دعاكنندگان ‌را «داناست‌» به‌ احوال‌ التجا كنندگان‌ به‌ سوي‌ خويش‌.
 
	آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ بَدَا لَهُم مِّن بَعْدِ مَا رَأَوُاْ الآيَاتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سپس‌ به‌ نظرشان‌ آمد» رأي‌ و انديشه‌اي‌ دركار يوسف‌(ع)  «بعد از آن‌ كه ‌نشانه‌ها را ديدند» يعني: نشانه‌هايي‌ را كه‌ دال‌ بر برائت‌ و پاكدامني‌ وي‌ بود «كه ‌البته‌ او را تا مدتي‌» نامعلوم‌ «به‌ زندان‌ افگنند» آري‌! رأي‌ عزيز و ديگران‌ در به ‌زندان‌ افگندن‌ يوسف‌(ع)  بدين‌ خاطر بود تا بساط اين‌ رسوايي‌ خود را جمع‌ كرده‌ و به‌ شايعه‌هايي‌ كه‌ در اين‌ باره‌ ميان‌ مردم‌ افتاده‌ بود، پايان‌ دهند و در قضاوت‌ مردم، برائت‌ زليخا را به‌ كرسي‌ بنشانند. همچنان‌ احتمال‌ دارد كه‌ عزيز خواسته‌ باشد تا با زنداني‌ نمودن‌ يوسف‌(ع) ، ميان‌ وي‌ و زنش‌ مانع‌ ايجاد كند.
نشانه‌هاي‌ دال‌ بر برائت‌ يوسف‌(ع)  كه‌ در اين‌ آيه‌ بدانها اشاره‌ شده، به‌ قولي‌ عبارت‌ بود از: پيراهن‌ چاك‌ شده، گواهي‌ آن‌ طفل‌ و بريدن‌ زنان‌ دستان‌ خود را. ولي‌ مشاهده‌ آن‌ نشانه‌ها هيچ‌ تأثيري‌ در آنان‌ نكرد بلكه‌ زليخا زن‌ عزيز همچنان‌ بر عشق‌ خويش‌ پايدار و بر رأي‌ خويش‌ استوار بود و هر چه‌ را كه‌ از نظر وي‌ به‌ امر دستيابي‌ به‌ يوسف‌(ع)  كمك‌ مي‌كرد، انجام‌ مي‌داد و يكي‌ از اقدامات‌ وي‌ در اين‌ راستا، به‌ اجرا گذاشتن‌ تهديد قبلي‌ فرستادن‌ يوسف‌(ع)  به‌ زندان‌ بود.
 
	آيه  152
‏متن آيه : ‏
‏ فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُواْ لِي وَلاَ تَكْفُرُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم‌» يعني: ياد كنيد مرا به‌ طاعت‌ تا ياد كنم‌ شمارا به‌ پاداش‌ و مغفرت‌. بعضي‌ از سلف‌ در معناي‌ آن‌ گفته‌اند: «كسي‌ كه‌ مرا درحالي‌ ياد مي‌كند كه‌ مطيع‌ است، بر من‌ سزاوار است‌ كه‌ او را به‌ مغفرت‌ خود يادكنم‌». در حديث‌ شريف‌ قدسي‌ آمده‌ است: «خداي‌ عزوجل‌ فرمود: اي‌ فرزند آدم‌! هركه‌ مرا نزد خود ياد نمايد، من‌ نيز او را نزد خود ياد مي‌كنم‌ و هركه‌ مرا در محضرجماعتي‌ ياد كند، او را در حضور جماعتي‌ بهتر از آن‌ ياد مي‌كنم‌». «و مرا شكرگزاريد» شكر: شناخت‌ احسان‌ منعم‌ و سخن‌گفتن‌ از آن‌ است‌ «و مرا كفران‌ نكنيد» كفر: در اينجا به‌ معناي‌ پوشيدن‌ نعمت‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «خداونددوست‌ دارد كه‌ اثر نعمتش‌ را بر كسي‌ از خلقش‌ كه‌ به‌ او نعمتي‌ مي‌بخشد، ببيند».
 
آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ وَدَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيَانَ قَالَ أَحَدُهُمَا إِنِّي أَرَانِي أَعْصِرُ خَمْراً وَقَالَ الآخَرُ إِنِّي أَرَانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزاً تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِهِ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و دو جوان‌ همراه‌ يوسف‌ به‌ زندان‌ درآمدند» يعني: سرانجام‌ آنها يوسف‌(ع)  را به‌ زندان‌ انداختند و با او دو جوان‌ (يعني‌ دو برده‌) به‌ زندان‌ افگنده‌ شدند كه ‌به‌ روايتي‌ يكي‌ از آنها نانواي‌ ملك‌ و ديگري‌ ساقي‌ وي‌ بود، آن‌ دو غلام‌ چون‌ يوسف‌(ع)  را ديدند به‌ او انس‌ و الفت‌ يافتند. به‌ قولي: آن‌ دو با همدستي‌ يك‌ديگر در غذاي‌ ملك‌ سمي‌ ريختند، سپس‌ ساقي‌ از اين‌ كار پشيمان‌ شد و به‌ پادشاه‌ گفت: اين‌ غذا را نخور كه‌ مسموم‌ است‌. ابن‌جرير طبري‌ مي‌گويد: آن‌ دو از يوسف‌(ع)  راجع‌ به‌ علم‌ و دانشش‌ پرسيدند، گفت: من‌ تعبير خواب‌ را مي‌دانم‌. آن‌گاه‌ از وي‌ درباره‌ خوابهايي‌ كه‌ ديده‌ بودند، سؤال‌ كردند چنان‌كه‌ خداوند متعال‌ حكايت‌ مي‌كند: «يكي‌ از آن‌ دو گفت: من‌ خويشتن‌ را به‌ خواب‌ ديدم‌ كه‌ انگور مي‌فشارم‌» يعني: در خواب‌ ديدم‌ كه‌ براي‌ ساختن‌ شراب، انگور مي‌فشارم‌ «و ديگري‌» يعني: آن‌ غلام‌ نانوا «گفت: من‌ خويشتن‌ را به‌ خواب‌ ديدم‌ كه‌ روي‌ سرم‌ ناني‌ را برداشته‌ام‌ كه‌ پرندگان‌ از آن‌ مي‌خورند. ما را از تعبير آن‌ آگاه‌ كن‌» يعني: از تعبير خوابهايي‌ كه‌ بر تو حكايت‌ كرديم‌ «همانا ما تو را از نيكوكاران‌ مي‌بينيم‌» يعني: تو را از كساني‌ مي‌يابيم‌ كه‌ خواب‌ را به‌ نيكويي‌ تعبير مي‌كنند، يا تو را از نيكوكاران‌ با زندانيان‌ مي‌يابيم‌.
 
آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لاَ يَأْتِيكُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلاَّ نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَن يَأْتِيكُمَا ذَلِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت: غذايي‌ را كه‌ روزي‌ داده‌ مي‌شويد براي‌ شما نمي‌ آورند» در همين‌ روز و روزهاي‌ ديگر «مگر آن‌كه‌ من‌ از تعبير آن‌» يعني: بيان‌ ماهيت‌ و كيفيت‌ آن‌ «به‌ شماخبر مي‌دهم، پيش‌ از آن‌كه‌ به‌ شما برسد» يعني: پيش‌ از آن‌ كه‌ آن‌ غذا يا چگونگي ‌آن‌ به‌شما برسد. اين‌ سخن‌ يوسف‌(ع)  نظير اين‌ سخن‌ عيسي‌(ع)  است: (و به‌شما از آنچه‌ مي‌خوريد، خبر مي‌دهم‌) «آل ‌عمران/‌49». يوسف‌(ع)  اين‌ سخن‌ را به‌ آن‌ دو جوان‌ به‌ اين‌خاطر گفت‌ تا آنان‌ به‌ دعوتي‌ كه‌ بعدا در مورد ايمان‌ به‌ خداوند(ج)  وترك‌ كفر از آنان‌ مي‌كند، منقاد گردند و اين‌ خود، زمينه‌اي‌ براي‌ نفوذ دعوت‌ وي ‌در آنان‌ گردد لذا بدانند كه‌ او از اهل‌ بيت‌ نبوت‌ است‌ و به‌ اذن‌ خداوند(ج)  از غيب ‌خبر مي‌ده