هد پيوست‌. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «خواب‌ به‌پاي‌ پرنده‌اي‌ آويخته‌ است‌ تا آن‌گاه‌ كه‌ تعبير نشود پس‌ چون‌ تعبير شد، محقق‌ مي‌شود».
 
آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و يوسف‌ به‌ يكي‌ از آن‌ دو كه‌ گمان‌ مي‌كرد نجات‌ مي‌يابد گفت: مرا نزد مولاي‌ خود ياد كن‌» يوسف‌(ع)  فقط گمان‌ مي‌كرد كه‌ آن‌ شخص‌ آزاد مي‌شود و به‌ اين‌ امر يقين‌ نداشت‌ زيرا تعبيركننده‌ خواب‌ فقط گمان‌ مي‌كند و گمان‌ مبناي‌ داوري ‌اوست‌. آري‌! يوسف‌(ع)  به‌ آن‌ شخص‌ سفارش‌ كرد كه‌ او را نزد مولاي‌ خويش ‌(پادشاه‌ مصر) به‌ياد آورد و به‌ آنچه‌ كه‌ در او از تعبير خواب‌ و آگاهي‌ بر اموري ‌از علم‌ غيب‌ مشاهده‌ كرده، توصيفش‌ نمايد تا اين‌ يادآوري، سبب‌ جلب‌ توجه ‌پادشاه‌ به‌ ستم‌ آشكاري‌ گردد كه‌ با به‌ زندان‌ افگندنش‌ بر وي‌ رفته‌ است، بعد از آن‌كه‌ پادشاه‌ نشانه‌هايي‌ را كه‌ دال‌ بر برائت‌ وي‌ است، مورد توجه‌ و تأمل‌ قرار دهد «ولي‌ شيطان‌ يادآوري‌ به‌ مولايش‌ را از ياد او برد» آن‌ برده‌ ساقي‌ از زندان‌ آزاد شد و از سوي‌ پادشاه‌ مجددا به‌ كار ساقي‌گري‌ گمارده شد ولي‌ شيطان‌ سفارش ‌يوسف‌(ع)  را از ياد و خاطر وي‌ برد. در روايتي‌ از ابن‌عباس‌ و مجاهد، ضمير«ربه‌» به‌ يوسف‌(ع)  برمي‌گردد، يعني: شيطان‌ ياد پروردگار را از خاطر يوسف‌(ع)  برد و در نتيجه‌ او چند سال‌ در زندان‌ ماند. اما صواب‌ تفسير اول‌ است‌ «در نتيجه‌ يوسف‌ چند سال‌ در زندان‌ ماند» بضع‌ سنين: مابين‌ سه‌ تا نه‌ سال‌. اكثر مفسران‌ بر اين ‌نظرند كه‌ يوسف‌(ع)  هفت‌ سال‌ در زندان‌ ماند.
	آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنبُلاَتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ يَا أَيُّهَا الْمَلأُ أَفْتُونِي فِي رُؤْيَايَ إِن كُنتُمْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و پادشاه‌ گفت‌» پادشاه‌ مصر در اين‌ دوران، ريان‌ بن‌ وليد بود كه‌ عزيز شوهر زليخا وزير وي‌ بود «من‌ ديدم‌» در خواب‌ «هفت‌ گاو فربه‌ است‌ كه‌» به‌ دنبال‌ آنها «هفت‌ گاو لاغر آنها را مي‌خورند» گاوهاي‌ لاغر به‌ گاوهاي‌ فربه‌ حمله‌ برده‌ و آنها را مي‌خورند «و ديدم‌ هفت‌ خوشه‌ سبز» كه‌ دانه‌هاي‌ آنها شيرازه‌ بسته‌ «و هفت‌ خوشه‌ خشكيده‌ ديگر» كه‌ به‌ حد درو رسيده‌اند. يعني: ديدم‌ كه‌ هفت‌ خوشه‌ خشك‌ به‌ هفت‌ خوشه‌ سبز رسيده‌ و بر آنها پيچيده‌اند و بر آنها چيره‌ شده‌ و نابودشان ‌ساخته‌اند «اي‌ سران‌ قوم‌! درباره‌ خواب‌ من‌ به‌ من‌ نظر دهيد» يعني: مرا از تعبير اين‌خواب‌ آگاه‌ سازيد «اگر تعبير خواب‌ مي‌كنيد» اين‌ خواب‌ پادشاه‌ مصر به‌ خواست‌ وتقدير الهي‌ سبب‌ شد تا يوسف‌(ع)  به‌ طور آبرومندانه‌ و با عزت‌ و كرامت‌ از زندان ‌آزاد شود.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1920.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:1921.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:1922.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:1923.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:1924.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:1925.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:1926.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:1927.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:1928.txt">آيه  52</a></body></html>آيه  153
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
چون‌ حق‌ تعالي‌ از بيان‌ موضوع‌ «شكر» فارغ‌ شد، به‌ بيان‌ «صبر» مي‌پردازد زيرا بنده‌ از دو حال‌ خالي‌ نيست‌؛ يا در نعمتي‌ است‌ كه‌ بايد بر آن‌ شكرگزار باشد، يا در بلا و مصيبتي‌ است‌ كه‌ بايد بر آن‌ صبر كند.
«اي‌ مؤمنان‌! از صبر و نماز ياري‌ بجوييد» بر انجام ‌دادن‌ اوامرم‌ و دفع‌ محنتها ودشواريهايي‌ كه‌ براي‌ شما پيش‌ مي‌آيد. صبر بر سه‌ نوع‌ است: 
1- صبر بر ترك‌ محرمات‌ و گناهان‌.
2- صبر بر انجام‌دادن‌ طاعات‌ و عبادات، كه‌ ثواب‌ بيشتري‌ از اولي‌ دارد زيرا مقصود اصلي‌ همان‌ است‌.
3- صبر بر مصايب‌ و ناملايمات‌.
«زيرا خدا با صابران‌ است‌» و آنان‌ را به‌ مطلوبشان‌ مي‌رساند.
 آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الأَحْلاَمِ بِعَالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» سران‌ و درباريان‌ پادشاه‌ مصر در پاسخ‌ وي‌ «اين‌ خوابهايي‌ پريشان ‌است‌» حلم: خواب‌ شوريده‌ و درهم‌ و دروغيني‌ است‌ كه‌ داراي‌ هيچ‌ حقيقتي ‌نيست، همان‌ گونه‌ كه‌ بر اثر تشويش‌هاي‌ دروني‌ و وسواس‌ شيطان، خيالات ‌دروغين‌ و تصورات‌ بي‌اساسي‌ به‌ انسان‌ دست‌ مي‌دهد «و ما به‌ تعبير خوابهاي‌ آشفته‌ دانا نيستيم‌» و تفسير خوابهاي‌ آشفته‌ و پريشان‌ را نمي‌دانيم‌. به‌ قولي: قصدشان ‌اين‌ بود كه‌ تصوير آن‌ خواب‌ را از خاطر پادشاه‌ محو كنند تا ذهن‌ وي‌ بدان‌ مشغول‌ و مشوش‌ نباشد.
 
	آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الَّذِي نَجَا مِنْهُمَا وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَاْ أُنَبِّئُكُم بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و گفت‌ آن‌ كس‌ از آن‌ دو تن‌ كه‌ نجات‌ يافته‌ بود» يعني: آن‌ جوان‌ ساقي‌ كه ‌زنداني‌ بود «و بعد از مدتي‌ به‌ يادآورد» يعني: بعد از سالهايي‌ كه‌ يوسف‌(ع)  در زندان‌ گذرانده‌ بود، يوسف‌(ع)  را و آنچه‌ كه‌ در وي‌ از علم‌ تعبير خواب‌ مشاهده ‌كرده‌ بود، به‌ يادآورد «من‌ شما را از تعبير آن‌ آگاه‌ مي‌سازم‌» با سؤال‌ كردن‌ از كسي‌كه‌ در تعبير خواب‌ دانشي‌ دارد و او كسي‌ جز يوسف‌(ع)  نيست‌ «پس‌ مرا بفرستيد» پادشاه‌ را با تعظيم‌ مورد خطاب‌ قرار داد و خواست‌ كه‌ او را به‌ زندان‌ نزد يوسف‌(ع)  بفرستد تا خواب‌ وي‌ را بر او حكايت‌ كرده‌ و با تعبير آن‌ نزد وي ‌برگردد.
 
آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنَا فِي سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنبُلاَتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ لَّعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
پس‌ او را به‌ زندان‌ فرستادند و او نزد يوسف‌(ع)  آمد و گفت: «اي‌يوسف‌! اي ‌مرد راستگوي‌! درباره‌ اين‌ خواب‌ كه‌ هفت‌ گاو فربه، هفت‌ گاو لاغر آنها را مي‌خورند و هفت‌ خوشه‌ سبز و هفت‌ خوشه‌ خشكيده‌ ديگر، به‌ ما نظر بده‌» يعني: اين‌ خواب‌ را تعبير كن‌ «تا به‌سوي‌ مردم‌ بر گردم‌» يعني: به‌سوي‌ پادشاه‌ و كساني‌ كه‌ نزد وي ‌انداز سران‌ و بزرگان‌ برگردم‌ «تا آنان‌ بدانند» تعبير اين‌ خواب‌ را و بدا