او خود بر وي‌ رحم‌ كند; بدان‌ جهت‌ كه ‌بيشتر مردم‌ بينايي‌ باطني‌ خود را از دست‌ داده‌ و بر كفر پدران‌ خويش‌ مصمم‌اند.
بنا به‌ روايتي: قريش‌ و يهود از رسول‌ خداص داستان‌ يوسف‌(ع)  و برادرانش‌ را پرسيدند پس‌ رسول‌ خداص از طريق‌ وحي‌ از اين‌ داستان‌ آگاه‌ و آن‌ را به‌ شيوايي ‌تمام‌ به‌ آنان‌ تشريح‌ كردند، به‌ اميد آن‌كه‌ اين‌ امر سبب‌ ايمانشان‌ گردد اما آنها ايمان‌ نياورده‌ و شيوه‌اي‌ را درپيش‌ گرفتند كه‌ دور از انتظار رسول‌ خداص بود واين‌ امر رسول‌ خداص را سخت‌ محزون‌ گردانيد، بدين‌ جهت‌ خداوند متعال‌ آن‌ حضرت‌ص را به‌ صبر و شكيبايي‌ دعوت‌ كرد و دلجويي‌ نمود.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1987.txt">آيه  104</a><a class="text" href="w:text:1988.txt">آيه  105</a><a class="text" href="w:text:1989.txt">آيه  106</a><a class="text" href="w:text:1990.txt">آيه  107</a><a class="text" href="w:text:1991.txt">آيه  108</a><a class="text" href="w:text:1992.txt">آيه  109</a><a class="text" href="w:text:1993.txt">آيه  110</a><a class="text" href="w:text:1994.txt">آيه  111</a></body></html>آيه  104
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا تَسْأَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و تو از آنان‌ براي‌ آن‌ مزدي‌ نمي‌طلبي‌» يعني: تو در برابر تبليغ‌ قرآن‌ و تلاوت‌ آن ‌برايشان، مزدي‌ از آنان‌ نمي‌طلبي‌. يا از آنان‌ در برابر ايمان‌ آوردنشان‌ يا در برابر داستانهايي‌ كه‌ برايشان‌ حكايت‌ مي‌كني، مزد و مقرري‌اي‌ نمي‌طلبي‌ چنان‌كه‌ علما واحبار يهود چنين‌ كرده‌ و در برابر ابلاغ‌ آيات‌ تحريف‌ شده‌ تورات، از مردم‌ اغوا شده‌ خويش‌ مزد و پاداش‌ مي‌طلبند «آن‌» يعني: قرآن‌ «جز پندي‌ براي‌» عموم ‌«عالميان‌ نيست‌» پس‌ فقط به‌ قريش‌ اختصاص‌ ندارد.
 
	آيه  105
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَأَيِّن مِّن آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چه‌ بسيار نشانه‌ها در آسمانها و زمين‌ است‌» كه‌ آنان‌ را به‌ يگانگي‌ خداوند(ج)  دلالت‌ و راهنمايي‌ مي‌كند; كه‌ از جمله‌ نشانه‌ها در آسمانها; استوار بودن‌ آنها بدون‌ ستون‌ و آراسته‌ بودن‌ آنها به‌ ستارگان‌ درخشان‌ اعم‌ از سيارات‌ و ثوابت‌ است‌ و از جمله‌ نشانه‌ها در زمين؛ كوه‌ها، بيابانها، درياها، سبزيها وجاندارانند كه‌ بشر را به‌ يگانگي‌ خداي‌ سبحان‌ و اين‌كه‌ او آفريننده‌ همه‌ اين ‌پديده‌هاست، دلالت‌ و راهنمايي‌ مي‌كنند ولي‌ بيشتر مردم‌ «بر آنها» يعني: از برابر آن‌ نشانه‌ها «مي‌گذرند در حالي‌ كه‌ از آنها» يعني: از تأمل‌ در آنها «روي‌ برمي‌گردانند» و بي‌اعتنا و بي‌توجه‌ به‌ آنچه‌ كه‌ اين‌ نشانه‌ها از دلايل‌ و براهين‌ دربردارند، وجود آفريننده‌ و يگانگي‌ وي‌ را انكار مي‌كنند و اگر هم‌ به‌ چشم‌ خويش ‌در آنها بنگرند، اما قطعا از تفكر و انديشه‌ و استدلال‌ و عبرت‌گرفتن‌ و درس‌آموختن‌ از آنها روي‌گردانند.
 
آيه  106
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاَّ وَهُم مُّشْرِكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بيشترشان‌ به‌ خدا ايمان‌ نمي‌آورند جز اين‌كه‌ شريك‌ مي‌گيرند» يعني: بيشتر مردم‌ يگانگي‌ آفريننده‌ روزي‌دهنده‌ زنده‌كننده‌ ميراننده‌ را انكار نموده‌ و غير او را با وي‌ در عبادت‌ شريك‌ مي‌گردانند چنان‌كه‌ اهل‌ جاهليت‌ چنين‌ مي‌كردند زيرا آنان‌ از يك‌سو به‌ خداي‌ سبحان‌ و به‌ اين‌كه‌ او آفريننده‌ آنهاست‌ مقر و معترف‌ بودند ولي‌ از سوي‌ ديگر براي‌ او شركايي‌ قرارداده‌ و آنها را پرستش‌ مي‌كردند تا به‌ظن‌ و گمانشان‌ آن‌ شركا به‌ خداوند(ج)  نزديك‌شان‌ گردانند.
بايد يادآور شويم‌ كه‌ يهوديان‌ و نصاري‌ كه‌ كشيشان‌ و خاخام‌هاي‌ خود را بجز خدا(ج)  به‌ الوهيت‌ مي‌گيرند، نيز مانند آن‌ گروهند. همچنين‌ مانند آنانند معتقدان‌ به‌ مردگان؛ يعني‌ كساني‌ كه‌ مردگان‌ را بر آنچه‌ كه‌ هيچ‌ نيروي‌ ديگري‌ جز خداي‌ سبحان‌ بر آن‌ قادر نيست، توانا مي‌پندارند چنان‌كه‌ بسياري‌ از پرستشگران‌ قبور و مزارات‌ را بر اين‌ اعتقاد مي‌بينيم‌. اينان‌ از سويي‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌ ايمان‌ دارند ولي ‌در عين‌ حال، غير وي‌ را صاحب‌ اختيار نفع‌ و زيان‌ مي‌پندارند و بدين‌گونه، بخشي‌ از عبادت‌ و نيايش‌ را صرف‌ آنان‌ مي‌كنند ـ كه‌ البته‌ اين‌ عين‌ شرك‌ است‌.
از ابوموسي‌اشعري‌(رض)  روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص در حديث‌ شريف ‌فرمودند: «هان‌ اي‌ مردم‌! از شرك‌ بپرهيزيد زيرا اين‌ شرك‌ از خزيدن‌ موريانه ‌پنهان‌تر است‌»، سپس‌ به‌ يارانشان‌ روش‌ پرهيز از شرك‌ خفي‌ را اين‌گونه‌ بيان‌كردند; بگوييد: اللهم إنا نعوذ بك من أن نشرك بك شيئا نعلمه ونستغفرك لما لا نعلمه: بار خدايا! به‌ تو پناه‌ مي‌بريم‌ از اين‌كه‌ چيزي‌ را با تو شريك‌ آوريم‌ كه‌ مي‌دانيم‌ و از تو براي‌ آنچه‌ كه‌ نمي‌دانيم، آمرزش‌ مي‌خواهيم‌».
	 آيه  159
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ آيات‌ روشن‌ و رهنمودهايي‌ را كه‌ نازل‌ كرده‌ايم، كتمان‌ مي‌كنند» كتمان: آشكار نكردن‌ چيزي‌ در عين‌ نياز و انگيزه‌ براي‌ آشكار ساختن‌ آن‌ است‌. اين‌كتمان‌ كنندگان‌ چنان‌كه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است، احبار يهود و راهبان‌ نصاري‌رسالت‌ محمدص را پنهان‌ مي‌كردند و جز آنان‌ هر كس‌ ديگر هم‌ كه‌ حق‌ را پنهان ‌كند، مشمول‌ اين‌ خطاب‌ مي‌شود. آري‌! حق‌ را كتمان‌ مي‌كنند؛ «بعد از آن‌ كه‌ آن‌را براي‌ مردم‌ در كتاب‌ روشن‌ ساخته‌ايم‌» كتاب: اسم‌ جنس‌ است‌ كه‌ شامل‌ تمام‌كتابهاي‌ آسماني‌ مي‌شود «خدا آنان‌ را لعنت‌ مي‌كند» لعنت‌ وي: دورساختن‌ و طردكردن‌ آنها از رحمت‌ خويش‌ است‌ «و لعنت‌كنندگان‌» يعني: فرشتگان‌ ومؤمنان‌ «لعنتشان‌ مي‌كنند» بعضي‌ گفته‌اند: هر كس‌ كه‌ مي‌تواند لعنت‌ بفرستد، آنان‌ را نفرين‌ مي‌كند، كه‌ جنيان‌ نيز در زمره‌ آنان‌ قرار مي‌گيرند.
ابن‌كثير از ابوالعاليه‌ و قتاده‌ نقل‌ مي‌كند: «كافر در روز قيامت‌ برپاساخته‌مي‌شود، آن‌گاه‌ خداوند او را لعنت‌ مي‌كند، سپس‌ فرشتگان‌... و سرانجام‌ همه‌مردم‌ او را لعنت‌ مي‌كنند». تهديد و هشدار اين‌ آيه، آن‌قدر سخت‌ است‌ كه‌نمي‌توان‌ براي‌ آن‌ اندازه‌اي‌ تصور كرد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «من سئل عن علم فكتمه ألجم يوم القيامة بلجام من نار: هر كس‌ از علمي‌ مورد سؤال‌ قرار گيرد وآن‌ را كتمان‌ كند، خداوند او را در روز قيامت‌ با دهنه‌اي‌ از آتش‌ لگ