ام‌ مي‌زند». علماي‌ اسلام‌ برآنند كه: اگر عالم‌ به‌ قصد كتمان‌ علم‌ خويش‌ احكام‌ را نگويد، گنهكار مي‌شود، اما اگر قصد وي‌ اين‌ نباشد، بيان‌ احكام‌ بر وي‌ لازم‌ نيست، به‌شرط آن‌ كه‌ مطمئن‌ باشد ديگران‌ از آن‌ حكم‌ آگاهي‌ دارند، ولي‌ اگر كسي‌ ازمسئله‌اي‌ مورد سؤال‌ قرار گرفت‌؛ تبليغ‌ آن‌ بر وي‌ واجب‌ است‌. بعضي‌ از علما برآنند كه‌ آيه‌ كريمه‌ بر عدم‌ جواز مزد گرفتن‌ در برابر تعليم‌ به‌ ديگران‌ دلالت‌مي‌كند، ليكن‌ علماي‌ متأخر بر جواز گرفتن‌ مزد در برابر تعليم‌ علوم‌ ديني‌ فتوي ‌داده‌اند.
 
آيه  107
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَأَمِنُواْ أَن تَأْتِيَهُمْ غَاشِيَةٌ مِّنْ عَذَابِ اللّهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا ايمنند از اين‌كه‌ عذاب‌ فراگير خدا به‌ آنان‌ در رسد» غاشيه: عذابي‌ است ‌همه‌گير كه‌ همگان‌ را پوشش‌ دهد. به‌ قولي: مراد از غاشيه، همان‌ برپا شدن‌ قيامت‌است‌. به‌ قولي‌ ديگر: غاشيه‌ عبارت‌ از صاعقه‌ها و كوبنده‌هاست‌ «يا قيامت‌ ناگهان ‌برآنان‌ فرارسد» يعني: غافل‌گيرانه‌ «در حالي‌ كه‌ بي‌خبر باشند» از آمدن‌ آن‌؟ پس‌اگر كار چنين‌ است‌ كه‌ آنان‌ در ميان‌ فرود آمدن‌ عذاب‌ يا فرا رسيدن‌ قيامت‌ قراردارند، ديگر چرا ايمان‌ نمي‌آورند و باز هم‌ بر شرك‌ خويش‌ اصرار مي‌ورزند؟.
 
آيه  108
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: اين‌ است‌ راه‌ من‌» اين‌ دعوتي‌ كه‌ به‌سوي‌ آن‌ فرامي‌خوانم‌ و اين‌ راه‌ و روشي‌ كه‌ برآن‌ هستم، راه‌ من‌ است؛ يعني‌ سنت‌ من‌ است‌. سپس‌ اين ‌«راه‌» را چنين‌ تفسير مي‌كند: «با بصيرت‌ به‌سوي‌ خدا دعوت‌ مي‌كنم‌» يعني: با حجت‌ آشكار و با يقين‌ و برهان‌ و شناختي‌ كه‌ از صحت‌ و درستي‌ پيام‌ خود دارم، به‌سوي‌خدا(ج)  دعوت‌ مي‌كنم‌ «من‌ و پيروانم‌» يعني: كساني‌ كه‌ پيرو من‌اند و به‌ راه‌ و روش‌ من‌ رهنمون‌ شده‌ اند نيز به‌سوي‌ اين‌ راه‌ دعوت‌ مي‌كنند. يا معني‌ اين‌ است: من‌ و پيروانم‌ هر دو بر حجتي‌ آشكار از سوي‌ خداوند(ج)  قرارداريم‌ «و خدا منزه ‌است‌» يعني: او را از هرگونه‌ شريك‌ و همتايي‌ تنزيه‌ و تقديس‌ مي‌كنم‌ «و من‌ از مشركان‌» به‌ خداي‌ سبحان، يعني‌ از كساني‌كه‌ به‌ او شركا و همتاياني‌ مقرر مي‌كنند «نيستم‌».
	آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِم مِّنْ أَهْلِ الْقُرَى أَفَلَمْ يَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَيَنظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ اتَّقَواْ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و پيش‌ از تو نيز جز مرداني‌ از اهل‌ شهرها را» به‌ رسالت‌ «نفرستاديم‌ كه‌ به‌ آنان‌ وحي‌ مي‌فرستاديم‌» يعني: به‌ آن‌ رسولان‌ بشر وحي‌ مي‌فرستاديم‌ چنان‌كه‌ به‌ تو وحي‌ مي‌فرستيم‌ و رسولان‌ ما در ميان‌ بشر، فرشته‌ نبوده‌اند پس‌ چگونه‌ آنها فرستادن‌ تو را به‌ رسالت‌ انكار كرده‌ و بعيد مي‌پندارند.
نظر جمهور علماي‌ اهل‌ سنت‌ اين‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ پيامبرانش‌ را از مردان‌ برانگيخت‌ نه‌ از زنان، از آدميان‌ برانگيخت‌ نه‌ از فرشتگان‌ و جنيان‌ و از اهل‌ شهرها برانگيخت‌ نه‌ از اهل‌ صحرا و بيابان؛ زيرا مردم‌ شهرها عاقل‌تر، بردبارتر، فاضل‌تر وداناترند، در حالي‌ كه‌ مردم‌ دهات‌ و بيابان، خشك‌ مزاج‌ و خشن‌ مي‌باشند، از اين‌جهت‌ علما گفته‌اند: از شرايط رسول‌ اين‌ است‌ كه‌ آدمي، مرد و مدني‌ باشد. بنابراين، روايتي‌ كه‌ مي‌گويد: «در ميان‌ زنان‌ نيز چهار تن‌ از انبيا‡ بوده‌اند: حوا،آسيه، مريم‌ و مادر موسي‌»، روايتي‌ بي‌پايه‌ است‌.
«آيا در زمين‌ سير نكرده‌اند تا فرجام‌ كساني‌ را كه‌ پيش‌ از آنان‌ بوده‌اند، بنگرند؟» يعني: آيا مشركان‌ در زمين‌ خدا(ج)  سير و سفر نكرده‌اند تا به ‌هلاكت‌گاه‌هاي‌ امت‌هاي‌ گذشته‌ نگريسته‌ و از آنان‌ درس‌ عبرت‌ بگيرند و در نهايت ‌از تكذيب‌ و شرك‌ خود دست‌ بردارند «و قطعا سراي‌ آخرت‌» يعني: بهشت‌ «براي‌ متقيان‌ بهتر است‌» از سراي‌ دنيا «آيا نمي‌انديشيد؟» و فهم‌ نمي‌كنيد؟!
 
آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُواْ جَاءهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَن نَّشَاء وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا اين‌كه‌ چون‌ فرستادگان‌ ما نوميد شدند» يعني: قبل‌ از تو جز مرداني‌ را به ‌پيامبري‌ برنينگيختيم‌ ولي‌ پيروزي‌ ايشان‌ به‌ تأخير افتاد تا سرانجام‌ از پيروزي‌ نااميدشده‌ و پنداشتند كه‌ ما اقوام‌ منكرشان‌ را عذاب‌ نمي‌كنيم‌ «و پنداشتند كه‌ به‌ دروغ‌ وعده‌ داده‌ شده‌اند» به‌ قولي، معني‌ اين‌ است: پيامبران‡ بر اثر ديركرد پيروزي ‌تحت‌ تأثير اين‌ القاء دروني‌ قرارگرفتند كه‌ در وعده‌ پيروزي‌ مورد خلف‌ وعده ‌قرارگرفته‌اند و گمان‌ كردند كه‌ به‌ آنان‌ دروغ‌ گفته‌ شده‌. اين‌ معني‌ كه‌ بنابر قرائت ‌تخفيف‌ يعني: (كذبوا) به‌ تخفيف‌ ذال‌ است، از ابن‌عباس، عاصم، حمزه‌ و كسائي‌ روايت‌ شده‌. به‌ قولي‌ ديگر معني‌ اين‌ است: امتها پنداشتند كه‌ پيامبران‡ در آنچه‌كه‌ از پيروزي‌ وعده‌ داده‌اند، مورد خلف‌ وعده‌ قرار گرفته‌اند. يا معني‌ بنابر قرائت ‌ديگر كه‌ قرائت‌ تشديد: «كذبوا» است‌ و اين‌ قرائت‌ از عائشه‌ رضي‌الله عنها نقل‌شده، چنين‌ است: پيامبران‌‡ از ايمان‌ تكذيب‌ پيشه‌گان‌ قوم‌ خويش‌ مأيوس‌ شده ‌و پنداشتند كه‌ مؤمنان‌ امت‌هايشان‌ نيز آنان‌ را دروغ‌گو شناخته‌اند. ابوالليث‌ سمرقندي‌ در تفسير خويش‌ نقل‌ مي‌كند كه: اين‌ تفسير عائشه‌ رضي‌الله عنها نيكوترين‌ تفسير و شايسته‌تر به‌ مقام‌ انبياي‌ الهي‌ است‌. «آن‌گاه‌ بود كه‌ نصرت‌ ما به‌ آنان‌ در رسيد» يعني: بعد از آن‌ بود كه‌ نصرت‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ طور ناگهاني‌ به‌پيامبران‡ در رسيد «پس‌ كساني‌ را كه‌ مي‌خواستيم، نجات‌ يافتند» كه‌ آنان، پيامبران‡ و مؤمنان‌ همراهشان‌ بودند و تكذيب‌كنندگان‌ هلاك‌ شدند «و عذاب‌ ما از گروه‌ مجرمان‌» در هنگامي‌ كه‌ برآنان‌ فرود مي‌آيد «برگشت‌ ندارد».
 
	آيه  111
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِي الأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثاً يُفْتَرَى وَلَكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِن