 بخواهد» از خلقش‌ «مورد اصابت‌ قرار مي‌دهد» و بدين‌گونه‌ او را نابود مي‌كند «در حالي‌ كه‌ آنان‌ درباره‌ خدا مجادله‌ مي‌كنند و او شديدالمحال‌ است‌» محال‌: مكر است‌. مكر خداوند(ج) : رساندن‌ ناخوشي‌ و بدي‌ به‌ هر كسي‌ است‌ كه‌ مستحق‌ آن‌ باشد.
ابن‌كثير در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ مي‌گويد: رسول‌ خدا ص مردي‌ را به‌سوي‌ كسي‌ از فراعنه‌ عرب‌ فرستاده‌ به‌ آن‌ فرستاده‌ فرمودند: «برو و او را به‌سوي‌ من‌ فراخوان». آن‌ مرد رفت‌ و به‌ او گفت‌: رسول‌ خدا ص تو را فرامي‌خوانند. آن‌ فرعون‌ متكبردر پاسخ‌ وي‌ گفت‌: مگر رسول‌ خدا كيست‌ و خدا(ج)  چيست‌؟ آيا او از طلاست‌،يا از نقره‌، يا از سرب‌؟ آن‌ مرد نزد رسول‌ خدا ص بازگشت‌ و به‌ ايشان‌ گفت‌: يارسول‌ا ! من‌ به‌ شما گفتم‌ كه‌ او سركش‌تر از آن‌ است‌ كه‌ چنين‌ دعوتي‌ را اجابت ‌گويد، رفتم‌ و او در پاسخم‌ چنين‌ و چنان‌ گفت‌. رسول‌ خدا ص براي‌ بار دوم‌ او رابه‌ سويش‌ فرستادند، او رفت‌ و اين ‌بار نيز از وي‌ چنين‌ پاسخي‌ شنيد. بار سوم‌ در اثنايي‌ كه‌ فرستاده‌ رسول‌ خدا ص با وي‌ در حال‌ گفت‌وگو بود، ناگهان ‌خداي‌ عزوجل‌ ابري‌ را بر سر آن‌ مرد فرعون‌ منش‌ فرستاد، آن ابر غريدن‌ گرفت‌ واز آن‌ صاعقه‌اي‌ جهيد و بر فرق‌ سرش‌ فرود آمد و نابودش‌ كرد. همان‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ را نازل‌ فرمود. در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌، روايات ‌ديگري‌ نيز آمده‌ است‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص چون‌ صداي‌ رعد را مي‌شنيدند وبرق‌ صاعقه‌ را مي‌ديدند، مي‌گفتند: «اللهم لا تقتلنا بغضبك ولا تهلكنا بعذابك وعافنا قبل ذلك‌: بار خدايا! ما را با غضب‌ خود نكش‌، با عذاب‌ خود هلاك‌ نكن‌ و قبل ‌از اينها ما را عافيت‌ بخش». همچنان‌ طبراني‌ از ابن‌عباس‌(رض)  روايت‌ مي‌كند كه‌ رسول‌ خدا ص در حديث‌ شريف‌ فرمودند: «چون‌ صداي‌ رعد را شنيديد، خدا(ج)  را ياد كنيد زيرا رعد بر ذاكر خدا(ج)  اصابت‌ نمي‌كند». لذا خواندن‌ اين‌ دو آيه‌ در هنگام‌ رؤيت‌ رعد و برق‌ سنت‌ است‌. همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت ‌ابوهريره‌(رض)  آمده‌ است‌ كه‌ چون‌ رسول‌ خدا ص صداي‌ رعد را مي‌شنيدند، اين‌ آيه ‌را مي‌خواندند: «سبحان من يسبح الرعد بحمده والملائكة من خيفته وهو على كل شيء قدير : پاكا خدايي‌ كه‌ رعد به‌ حمد وي‌ و فرشتگان‌ نيز از بيم‌ وي‌ تسبيح‌ مي‌گويند و او بر همه‌ چيز تواناست». سپس‌ فرمودند: «اگر كسي‌ اين‌ دعا را خواند و باز صاعقه‌ بر او اصابت‌ كرد، ديت‌ وي‌ بر من‌ است». و از آنجا كه‌ صاعقه‌ نقمتي‌ است ‌كه خداي‌ عزوجل‌ با آن‌ انتقام‌ مي‌گيرد پس‌ اين‌ پديده‌ در آخرالزمان‌ بسيار واقع‌ مي‌شود. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «هنگامي‌ كه‌ قيامت‌ نزديك‌ شود، صاعقه‌ها بسيار مي‌شود...».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2013.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:2014.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:2015.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:2016.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:2017.txt">آيه  18</a></body></html>آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ يَسْتَجِيبُونَ لَهُم بِشَيْءٍ إِلاَّ كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْمَاء لِيَبْلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَالِغِهِ وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلاَلٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«دعوت‌ حق‌ براي‌ اوست‌» ابن‌عباس‌(رض)  مي‌گويد: «دعوت‌ حق‌، كلمه‌ حق‌ يعني ‌لا اله‌ الا الله  است». يعني‌: براي‌ خدا(ج)  است‌ بر عهده‌ خلق‌ وي‌ كه‌ او را به‌ يگانگي ‌بخوانند و دين‌ خويش‌ را براي‌ او خالص‌ گردانند. امام‌ شوكاني‌ در تفسير «دعوت‌حق» مي‌گويد: «يعني‌ دعاي‌ حق‌ از آن‌ خداي‌ سبحان‌ است‌ و آن‌ عبارت‌ است‌ از دعاي‌ انسان‌ به‌ بارگاه‌ الهي‌ در هنگام‌ ترس‌ و بيم‌ زيرا در اين‌ حال‌ جز خداي‌ سبحان ‌كسي‌ ديگر به‌ ياري‌ خوانده‌ نمي‌شود چرا كه‌ در هنگام‌ انقطاع‌ اسباب‌ مادي‌، فقط حق‌ تعالي‌ قادر به‌ اجابت‌ گفتن‌ انسان‌ درمانده‌ است‌. پس‌ كسي‌ كه‌ او را در اين‌ حال‌ بخواند، بي‌گمان‌ او را به‌ حق‌ خوانده‌ است». «و كساني‌ كه‌ جز خدا را مي‌خوانند، به‌هيچ‌ وجه‌ جوابي‌ به‌ آنان‌ نمي‌دهند» يعني‌: خداياني‌ كه‌ مشركان‌ آنها را بجز خداي‌ سبحان‌ مي‌خوانند و پرستش‌ مي‌كنند، هيچ‌ پاسخي‌ به‌ هيچ‌ خواسته‌اي‌ از خواسته‌هايشان‌ ـ هر چه‌ كه‌ باشد ـ نمي‌دهند «مگر مانند كسي‌ كه‌ دو دستش‌ را به‌سوي‌ آب‌ بگشايد تا آب‌ به‌ دهانش‌ برسد درحالي‌ كه‌ هرگز آن‌» آب‌ «به‌ او رسنده ‌نيست‌» يعني‌: خدايان‌ به‌ پرستشگران‌ خويش‌ در دعاهايشان‌ هيچ‌ پاسخي‌ نمي‌دهند مگر مانند پاسخ‌ دادن‌ آب‌ براي‌ كسي‌ كه‌ دو دوستش‌ را از دور به‌سوي‌ آن‌ دراز نموده‌ و مي‌خواهد تا آب‌ از همان‌ دوردست‌ حركت‌ كند و خود را به‌ او برساند، طبيعي‌ است‌ كه‌ آب‌ هيچ‌ پاسخي‌ به‌ اين‌ شخص‌ نمي‌دهد زيرا آب‌ نياز آن‌ شخص ‌را به‌ خود احساس‌ نمي‌كند و قادر نيست‌ كه‌ خواسته‌ وي‌ را اجابت‌ گويد. به‌ قولي‌: كساني‌ كه‌ بتان‌ و مردگان‌ را مي‌خوانند، به‌ كسي‌ تشبيه‌ شده‌اند كه‌ دستش‌ را بدون ‌در كار بودن‌ ريسمان‌ و دلوي‌، به‌سوي‌ چاه‌ آب‌ دراز نموده‌ و از آن‌ آب‌ مي‌طلبد «و دعاي‌ كافران‌ جز در بي‌فايدگي‌ نيست‌» يعني‌: دعاي‌ كافران‌ هدر و باطل‌ و نابود است‌ زيرا اين‌ دعا به‌ هيچ‌ وجهي‌ از وجوه‌ به‌ حالشان‌ سودي‌ نمي‌بخشد.
 
	آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِلّهِ يَسْجُدُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَظِلالُهُم بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هر كه‌ در آسمانها و زمين‌ است‌ براي‌ خدا ـ خواهان‌ و ناخواهان‌ ـ سجده ‌مي‌كند» به‌ سجده‌ تعبد و انقياد در برابر امر و حكم‌ پروردگار، چون‌ امر وي‌ به‌ صحت‌ و بيماريشان‌، زندگي‌ و مرگشان‌ و فقر و توانگريشان‌، چه‌ اين‌ سجده‌ به‌ رضا و رغبت‌ باشد؛ مانند سجده‌ فرشتگان‌ و مؤمنان‌ و چه‌ ناخواسته‌ و از روي‌ كراهيت‌؛ مانند سجده‌ كافران‌ و منافقان‌ در سختي‌ها و تنگناها، يا تسليم ‌بودن‌ اجباري‌ آنها به‌سنت‌هاي‌ مسلط الهي‌ زيرا كفار به‌طور ناخواسته‌ در حالات‌ سختي‌ و ضرورت‌ و از ترس‌ شمشير مجاهدان‌، به‌ حكم‌ خداي‌ عزوجل‌ گردن‌ مي‌نهند چنان‌كه‌ مؤمنان‌ به ‌دلخواه‌ خود منقاد اويند و حق‌ تعالي‌ را آن‌گونه‌ كه‌ به‌ آنان‌ فرمان‌ دهد، عبادت ‌مي‌كنند «و سايه‌هايشان‌ به‌ وقت‌ صبح‌ و شام‌ سجده‌ مي‌كنند» مراد از آن‌: سايه ‌انسان‌ است‌ كه‌ او را دنبال‌ مي‌كند و اين‌ سايه‌ به‌ فرمان‌ خدا(ج)  در هيأت‌ سجده‌ قرار داده‌ ش