 كه‌ از آن‌ در روياندن‌ گياهان‌ و درختان‌ زمين‌ و كسب‌ حيات‌ و طراوت‌ موجودات‌ زنده ‌بهره‌برداري‌ مي‌شود و منفعت‌ آن‌ همانند منفعت‌ طلا و نقره‌ و ساير جواهر و فلزاتي ‌است‌ كه‌ در معرض‌ بهره‌گيري‌ مردم‌ قرار مي‌گيرند. اما مثل‌ كافر و كفرش‌، همانند كفي‌ است‌ كه‌ برباد مي‌رود و بسان‌ پليدي‌ آهن‌ و پليديهاي‌ ديگري‌ است‌ كه‌ آتش‌ از جوهر طلا و نقره‌ به‌ بيرون‌ مي‌افگند و به‌ هيچ‌ دردي‌ نخورده‌ از بين‌ مي‌رود و به‌ زباله‌دانها افگنده‌ مي‌شود «خداوند مثلها را اين ‌چنين‌ مي‌زند» يعني‌: به‌ مانند اين‌ مثل ‌زدن‌ عجيب‌، خداوند(ج)  در هر بابي‌ مثلها مي‌زند. چنان‌كه‌ در سوره‌ «بقره» براي‌ منافقان‌ دو مثل‌ زده‌ و در سوره‌ «نور» براي‌ كفار دو مثل‌ زده‌ ـ كه‌ بيان‌ آن ‌مي‌آيد ـ همچنين‌ در سوره‌هاي‌ ديگر.
خلاصه‌ اين‌كه‌ مثل‌ قرآن‌ كريم‌ ـ اين‌ كلام‌ نور و تجلي‌گاه‌ حقيقت‌ و ايمان‌ ـ در زنده‌ كردن‌ دلها، مانند آبي‌ است‌ كه‌ زمين‌ را پس‌ از مردن‌ آن‌ زنده‌ مي‌كند و مانند معدن‌ خالص‌ و بي‌آلايشي‌ است‌ كه‌ منافع‌ بسياري‌ را براي‌ مردم‌ تأمين‌ مي‌كند. اما كفر و عقيده‌ باطل‌ مشركان‌، همانند كف‌ روي‌ آب‌ يا غش‌ و پليدي‌ بي‌سود و ثمر برآمده‌ از معادن‌ است‌.
در سنت‌ نيز مثلهاي‌ مشابهي‌ آمده‌ است‌. چنان‌كه‌ رسول‌ خدا ص حال‌ بهره‌گيران ‌از سنت‌ خود را به‌ حال‌ سه‌ نمونه‌ مختلف‌ زميني‌ تشبيه‌ كرده‌اند كه‌ آب‌ بر آنها فرودمي‌آيد؛ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوموسي‌ اشعري‌(رض)  از رسول‌ خدا ص آمده ‌است‌: «در حقيقت‌ مثل‌ آنچه‌ ـ از هدايت‌ و علم‌ ـ كه‌ خداوند(ج)  مرا بر آن ‌مبعوث‌ كرده‌، مانند مثل‌ باراني‌ است‌ كه‌ بر زمين‌ فرود مي‌آيد پس‌ بخشي‌ از آن ‌زمين‌، آب‌ را پذيرفته‌ و جذب‌ مي‌كند و درنتيجه‌ گياه‌ و علف‌ فراوان‌ مي‌روياند و بخشي‌ از آن‌، خشك‌ و سخت‌ است‌ كه‌ آب‌ را جذب‌ نكرده‌ و بر روي‌ خود نگه‌ مي‌دارد و در نتيجه‌ مردم‌ از آن‌ بهره‌مند مي‌شوند؛ مي‌نوشند و به‌ حيوانات‌ خودنوشانده‌ و آبياري‌ و كشت‌وكار مي‌كنند ولي‌ بخشي‌ از آن‌ آب‌ بر زميني‌ فرودمي‌آيد كه‌ دشت‌ و هامون‌ است‌، به‌طوري‌ كه‌ نه‌ آبي‌ را در خود نگه‌ مي‌دارد و نه‌ گياهي‌ را مي‌روياند. پس‌ اين‌ است‌ مثل‌ كسي‌ كه‌ در دين‌ خدا(ج)  فقيه‌ شده‌ و خداي‌ عزوجل‌ او را از آنچه‌ كه‌ مرا بدان‌ برانگيخته‌ و بهره‌مند ساخته‌، بهره‌مند گردانيده ‌است‌. چنين‌ كسي‌ خود مي‌داند و به‌ ديگران‌ هم‌ مي‌آموزاند. همچنين‌ اين‌ است ‌مثل‌ كسي‌ كه‌ سري‌ براي‌ آن‌ برنيفراشته‌ و هدايت‌ خداي‌ عزوجل‌ را كه‌ بدان‌ فرستاده‌ شده‌ام‌، نمي‌پذيرد».
 
آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ لِلَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِرَبِّهِمُ الْحُسْنَى وَالَّذِينَ لَمْ يَسْتَجِيبُواْ لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً وَمِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْاْ بِهِ أُوْلَئِكَ لَهُمْ سُوءُ الْحِسَابِ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«براي‌ كساني‌ كه‌ پروردگارشان‌ را اجابت‌ كرده‌اند» آن‌گاه‌ كه‌ ايشان‌ را به‌سوي ‌يگانگي‌ خود و تصديق‌ انبيا و عمل‌ به‌ برنامه‌هايش‌ فراخواند «حسني‌ است‌» يعني‌: پاداشي‌ بس‌ نيكو است‌ كه‌ همانا بهشت‌ برين‌ است‌ «و كساني‌ كه‌ وي‌ را اجابت ‌نكرده‌اند» يعني‌: كساني‌ كه‌ دعوت‌ حق‌ تعالي‌ را رد كرده‌اند «اگر سراسر آنچه‌ در زمين‌ است‌» از انواع‌ و اصناف‌ اموال‌ «و مانند آن‌ را با خود داشته‌ باشند» يعني‌: مانند سراسر آنچه‌ در زمين‌ است‌، نيز به‌ آن‌ ضميمه‌ شود و از آنان‌ باشد «قطعا آن‌را براي‌ بازخريد خود» يعني‌: براي‌ برطرف ‌كردن‌ عذاب‌ بزرگ‌ و هول‌ عظيم‌ روز قيامت‌ كه‌ در آن‌ قرار دارند «خواهند داد» اما ـ برفرض‌ اگر اين‌ هم‌ در توانشان ‌باشد ـ از آنان‌ هرگز پذيرفته‌ نخواهدشد بلكه‌ «آن‌ گروه‌» يعني‌: كساني‌ كه‌ نداي ‌پروردگارشان‌ را نشنيده‌ گرفته‌ و او را اجابت‌ نكرده‌اند «براي‌ آنان‌ سختي‌ حساب ‌است‌» در سراي‌ آخرت‌. سختي‌ حساب‌ آن‌ است‌ كه‌ شخص‌ در برابر كل‌ گناهانش ‌مورد محاسبه‌ قرار گيرد و هيچ‌ چيز از گناهانش‌ آمرزيده‌ نشود «و جايشان‌ در دوزخ ‌است‌» يعني‌: دوزخ‌ مسكن‌ و مأوايشان‌ است‌ «و چه‌ بدجايگاهي‌ است‌» دوزخ‌ كه ‌در آن‌ مستقر مي‌شوند.
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2019.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:2020.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:2021.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:2022.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:2023.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:2024.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:2025.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:2026.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:2027.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:2028.txt">آيه  28</a></body></html>آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا كسي‌ كه‌ مي‌داند آنچه‌ از سوي‌ پروردگارت‌ به‌ تو نازل‌ شده‌ حق‌ است‌» و هيچ‌شك‌ و شبهه‌اي‌ در آن‌ نيست‌ «مانند كسي‌ است‌ كه‌ نابيناست‌» و كوردل‌ لذا اين ‌حقيقت‌ را نمي‌داند؟ «فقط خردمندانند» يعني‌: صاحبان‌ خردهاي‌ برترند «كه‌ پند مي‌پذيرند» اما آنان‌ كه‌ از خردي‌ سالم‌ بي‌بهره‌اند، پند نمي‌پذيرند و هر كس‌ پند نپذيرفت‌، نابيناست‌.
سپس‌ خداي‌سبحان‌ ويژگي‌هاي‌ هر دو گروه‌ را بيان‌ مي‌كند و در آغاز به ‌اوصاف‌ و ويژگي‌هاي‌ اهل‌ حق‌ پرداخته‌ مي‌فرمايد: 
 
	آيه  162
‏متن آيه : ‏
‏ خَالِدِينَ فِيهَا لاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنظَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! كافراني‌ كه‌ در حال‌ كفر مردند؛ «در آن‌» يعني: در دوزخ، يا در لعنت ‌«جاودانه‌ مي‌مانند، نه‌ عذابشان‌ كاسته‌ مي‌شود و نه‌ مهلت‌ مي‌يابند» پس‌ در اين‌ لعنت‌فراگير، جاودانه‌ ماندگارند.
 
آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَلاَ يِنقُضُونَ الْمِيثَاقَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همان‌ كساني‌ كه‌ به‌ عهد خدا» يعني‌: به‌ پيمانهايي‌ كه‌ ميان‌ خود و پروردگار خويش‌، يا ميان‌ خود و ديگر بندگان‌ ـ به‌نام‌ خدا(ج)  ـ بسته‌اند «وفا مي‌كنند و پيمان ‌او را» كه‌ بر خود الزام‌ كرده‌ و آن‌ را با سوگند و امثال‌ آن‌ از صيغه‌هاي‌ تأكيد، مؤكد و مستحكم‌ ساخته‌اند «نمي‌شكنند» و هرآنچه‌ را كه‌ بنده‌ بر خود واجب‌ گرداند يا به‌ گردن‌ بگيرد، چون‌ نذر و مانند آن‌ نيز شامل‌ «ميثاق» مي‌شود. پس ‌نخستين‌ وصف‌ اهل‌ حق‌: وفا به‌ عهد است‌.
 
آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا