و يا شعله و اخگري چند از آتش برايتان مي‌آورم ، تا اين كه خويشتن را گرم كنيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَانَسْتُ » : ديده‌ام . مشاهده كرده‌ام . « شِهَابٍ » : آذرخش . در اينجا مراد شعله و اخگر آتش است . « قَبَسٍ » : برگرفته . برداشته شده . مقداري از آتش كه از آتش ديگري برداشته شود و از جائي به جائي برده شود ( نگا : طه‌ / 10 ) . « تَصْطَلُونَ » : خود را با آتش گرم كنيد .‏
 
سوره نمل آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا جَاءهَا نُودِيَ أَن بُورِكَ مَن فِي النَّارِ وَمَنْ حَوْلَهَا وَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه به آتش رسيد ، ندائي برخاست كه : مبارك است آن كسي كه ( آثار قدرتش ) در آتش ( جلوه‌گر ) است و ( آفريدگار همه جهان است ، و مبارك است ) آن كسي كه ( موسي نام ) و پيرامون آتش ( بر پاي ايستاده ) است ( و براي بردن آتش ظاهري آمده است ، ولي با آتش پيام آسماني بر مي‌گردد ) ، و خدا كه پروردگار جهانيان است منزّه است ( از اين كه محدود به مكان و مقيّد به مادّيّت و جسميّت و متجلّي در صورت و شكلي همچون آتش شود ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« نُودِيَ » : ندا داده شد . ندائي برخاست . مجهول فعل ( نادي ) و از باب مُفاعله است . « أَنْ » : حرف تفسيريّه است . يعني ندا اين بود . « مَن فِي النَّارِ » مراد خدا است كه نشانه قدرت او در آتش جلوه‌گر بود . « مَنْ حَوْلَهَا » : مراد موسي است كه با آتش عشق الهي روياروي گشته است و پيام رسان آسمان شده است . « سُبْحَانَ اللهِ . . . » : مراد تنزيه خدا از جسميّت ، و تقيّد به مكان ، و حلول و ظهور در چيزي است . و يا اين كه آفريدگار در ذات و صفات و افعال ، جداي از آفريدگان است .‏
 
سوره نمل آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ يَا مُوسَى إِنَّهُ أَنَا اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي موسي ! آن كس ( كه با تو سخن مي‌گويد ) منم كه يزدان ( جهان و جهانيان و ) توانا و مقتدر شكست‌ناپذير و آگاه و فرزانه كار به جايم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِنَّهُ » : آن كس كه با تو سخن مي‌گويد . « اللهُ » : عطف بيان است . برخي ضمير ( هُ ) در ( إِنَّهُ ) را ضمير شأن ، و ( أَنَا ) را مبتدا و ( اللهُ ) را خبر دانسته‌اند . در اين صورت معني آيه چنين مي‌شود : بي‌گمان من خداي عزيز و حكيم هستم .‏
 
سوره نمل آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَلَمْ يُعَقِّبْ يَا مُوسَى لَا تَخَفْ إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي موسي ! براي اطمينان خاطر و يقين به حضور در پيشگاه خداي غفور ) عصاي خود را بينداز .  ( همين كه عصايش را انداخت به اژدهائي تبديل شد ) . هنگامي كه ديد به حركت درآمد ، انگار مار چابك و تندروي است ، پاي به فرار گذاشت و پشت سر خود را ننگريست !  ( او را ندا در داديم : ) اي موسي مترس !  ( تو پيغمبري و در بارگاه حضور خدائي ، و ) پيغمبران در پيشگاه من نمي‌ترسند ( چرا كه اينجا آستانه دادگري و امن و امان يزدان است‌ ؛ نه دربار ستمگري و خوف و هراس فرعون و فرعونيان ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَهْتَزُّ » : حركت مي‌كند . مي‌جنبد . « جَآنٌّ » : مار تندرو و سريع‌السير سفيد يا زرد رنگ . « وَلّي مُدْبراً » :  ( نگا : توبه‌ / 25 ) . « لَمْ يُعَقِّبْ » : به پشت سر نگاه نكرد ، يعني برنگشت .‏
 
سوره نمل آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَّا مَن ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و امّا هر كس كه ستم كند و سپس ( توبه نموده و در مقام جبران برآيد و بدين وسيله ) بدي را به نيكي تبديل نمايد ،  ( او را خواهم بخشيد ، چرا كه ) بي‌گمان من بخشايشگر و مهربانم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِلاّ مَنْ . . . » : مگر كسي كه . با توجّه بدين معني ، استثناء متّصل است و مراد از لغزش پيغمبران ، ترك اوّلي است و تنها به صورت گناه است ( نگا : اعراف‌ / 22 و 23 ، انبياء / 87 ، قصص‌ / 16 ) يا اين كه ( إِلاّ ) به معني ( لكن ) است و معني آن در ترجمه آيه گذشت ، و استثناء منقطع است و مستثني كساني جز پيغمبران هستند كه در پرتو توبه و ترك معاصي و انجام كارهاي پسنديده ، مي‌توانند از مغفرت و مرحمت خدا برخوردار گردند ( نگا : انعام‌ / 54 ) .‏
 
سوره نمل آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ فِي تِسْعِ آيَاتٍ إِلَى فِرْعَوْنَ وَقَوْمِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْماً فَاسِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( اي موسي ! ) دست خود را به گريبان خويش فرو ببر ( و سپس آن را از چاك گريبان بيرون بيار و ببين ) كه سفيد و درخشان ( همچون ماه تابان ) به در مي‌آيد ، بدون آن كه ( به بيماري بَرَص يا بيماري ديگري مبتلا شده باشد و ) عيبي در آن وجود داشته باشد ،  ( و بدان كه معجزات تو منحصر به يد بيضاء و عصا نيست ، و بلكه اين دو معجزه ) از جمله نه معجزه‌اي است كه تو آنها را به فرعون و قوم او نشان خواهي داد . ايشان واقعاً جماعت طغيانگر و نافرمانبرداري هستند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَيْضَآءَ » سفيد . درخشان ( نگا : اعراف‌ / 108 ) . حال است . « تِسْعِ ءَايَاتٍ » : نُهْ معجزه . نُهْ دليل بر صدق رسالت موسي ( نگا : اسراء / 101 ) . « فَاسِقِينَ » : درروندگان از پذيرش فرمان خدا .‏
 
آيه  96
‏متن آيه : ‏
‏ فَالِقُ الإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَاناً ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هم‌ اوست‌ كه‌ شكافنده‌ صبح‌ است‌» يعني: شكافنده‌ ستون‌ صبح‌ از تاريكي‌ شب‌ است‌، يا آفريننده‌ نور و روشني‌ روز است‌ «و شب‌ را آرامگاه‌ گردانيد» كه‌ مردم‌ درآن‌ از جنب‌وجوش‌ و تكاپو براي‌ معاششان‌ آرام‌ گرفته‌ و از خستگي‌ روز مي‌آسايند و به‌ خواب‌ مي‌روند، همان‌گونه‌ كه‌ دوستان‌ خداوند متعال‌، شبانگاه‌ از وحشت‌ خلق‌ به‌سوي‌ انس‌ با حق‌، آرام‌ مي‌گيرند «و خورشيد و ماه‌ را معيار حساب‌ گردانيد» يعني: آنها را وسيله‌ و نشانه‌ حساب‌ و كتابي‌ قرارداد كه‌ مصالح‌ بندگان‌ به‌آن‌ وابسته‌ است‌ زيرا سيروسفر خورشيد و ماه‌، بر اندازه‌هاي‌ معيني‌ استوار مي‌باشد كه‌ كم‌ و زياد نمي‌شود و هر يك‌ از آنها را منازلي‌ است‌ كه‌ در تابستان‌ و زمستان‌ وديگر فصلهاي‌ سال‌، آن‌ را مي‌پيمايند پس‌ اختلاف‌ شب‌ و روز از نظر درازي‌ وكوتاهي‌، بر اين‌ حركت‌ مترتب‌ است‌. آري‌! بدين‌سان‌ پروردگار متعال‌ خورشيد و ماه‌ را وسيله‌ و معيار حساب‌ قرار داد تا بندگانش‌ را به‌ قدرت‌ عظيم‌ و صنع‌ بديع‌ خويش‌ رهنمون‌ گردد «اين‌ است‌ اندازه‌گيري‌ آن‌ تواناي‌ دانا» و ذات‌ ذوالجلالي‌ كه ‌از توانايي‌ها و دانايي‌هاي‌ او، يكي‌ هم‌ راهبري‌ خورشيد و ماه‌ بر چنين‌ تدبير استوار و محكمي‌ است‌.
 
	سوره نمل آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا جَاءتْهُمْ آيَاتُنَا مُبْصِرَةً قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه مع