 به‌ جهت‌ مغرب‌ مي‌وزد، باد «دبور» و باد كج‌ كه‌ ميان‌ دو باد از بادهاي ‌چهارگانه‌ مي‌وزد، باد «نكباء» ناميده‌ مي‌شود «و در ابري‌ كه‌ ميان‌ آسمان‌ و زمين ‌مسخر شده‌است‌» يعني: به‌ فرمان‌ خداوند متعال‌ رام‌ شده‌ است‌ و هر جا كه‌ او بخواهد مي‌رود. بعضي‌ گفته‌اند: تسخير آن، به‌ معناي‌ ثبوت‌ و آرميدن‌ آن‌ ميان ‌آسمان‌ و زمين‌ بدون‌ ستون‌ و تكيه‌گاه‌ آشكاري‌ است‌. آري‌! در اين‌ پديده‌هاي‌شگفت‌آور و عظيم: «واقعا نشانه‌هايي‌ وجود دارد» بر وجود و يگانگي‌ خداوند(ج) «براي‌ قومي‌ كه‌ مي‌انديشند» زيرا هر انديشمند و عاقلي‌ مي‌داند كه‌ هيچ‌يك‌ ازخدايان‌ ادعايي‌ كفار، قادر به‌ آوردن‌ چيزي‌ از اين‌ پديده‌ها نيستند، پس‌ هر كس ‌فقط به‌ يكي‌ از اين‌ پديده‌ها به‌ امعان‌نظر و به‌گونه‌ عميق‌ و دقيق‌ بينديشد و ازابزارهاي‌ علم‌ و تجربه‌ براي‌ شناخت‌ ابعاد عظمت‌ آنها كمك‌ بگيرد، به‌طور حتم‌ و قطع‌ باور خواهد كرد كه‌ صانع‌ و آفريننده‌ آنها خداي‌ سبحان‌ است‌.
 
سوره إبراهيم
آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ الَر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
خوانده‌ مي‌شود: «الف، لام، راء» و سخن‌ درباره‌ حروف‌ مقطعه‌ اوايل‌ سوره‌ها، در آغاز سوره‌ «بقره‌» گذشت‌ «كتابي‌ است‌ كه‌ آن‌ را به‌سوي‌ تو فروفرستاديم‌» يعني‌: اي‌ محمد ص! اين‌ قرآن‌ كتابي‌ است‌ كه‌ ما آن‌ را بر تو نازل ‌كرديم‌ «تا مردم‌ را بيرون‌ آوري‌» با دعوتشان‌ به‌سوي‌ اين‌ قرآن‌ و تربيت ‌نمودنشان‌ براساس‌ اين‌ قرآن‌ «از تاريكي‌ها به‌سوي‌ روشنايي‌» يعني‌: از تاريكي‌هاي‌ كفر وشهوت‌ و شرك‌ و شك‌ و جهل‌ و گمراهي، به‌سوي‌ نور ايمان‌ و علم‌ و هدايت‌ ورهايي‌ «به‌اذن‌ پروردگار شان‌» يعني‌: به‌وسيله‌ اين‌ حكم‌ و فرمان‌ پروردگار متعال‌ به‌ تو كه‌ آنها را به‌سوي‌ ايمان‌ دعوت‌ كني‌ و احكام‌ و برنامه‌هاي‌ روشنگر دين‌ حق‌ را به‌ آنان‌ تعليم‌ دهي. يا معني‌ اين‌ است‌: احدي‌ از آنان‌ از ظلمت‌ به‌سوي‌ نور بيرون ‌نمي‌رود  مگر كسي‌ كه‌ خداوند(ج)  به‌ بيرون رفتن‌ وي‌ از آن‌ حكم‌ داده‌ است، يا احدي‌ از آنان‌ به‌سوي‌ نور بيرون‌ نمي‌رود  مگر به‌ امر و توفيق‌ حق‌ تعالي‌ «به‌سوي ‌راه‌ آن‌ شكست‌ ناپذير ستوده‌» راه‌ خداوندي‌ كه‌ بر همه‌ چيز غالب‌ و قاهر، و در همه ‌افعال‌ و اقوال‌ و شرع‌ و امر و نهي‌ خويش‌ ستوده‌ است‌ كه‌ آن‌ همان‌ راه‌ و روش ‌روشني‌ است‌ كه‌ او براي‌ بندگانش‌ مشروع‌ كرده‌ است.
شيخ‌ سعيد حوي: در تفسير «الاساس‌» مي‌گويد: «از اين‌ آيه‌ و آيه‌ (و ان من امة الا خلا فيها نذير): (و هيچ‌ امتي‌ نبوده‌ مگر اين‌كه‌ در آن‌ هشداردهنده‌اي‌ گذشته‌ است‌) «فاطر/24» چنين‌ دانسته‌ مي‌شود كه‌: اين‌ فهم‌ برخي‌ از مردم‌ كه‌ پيامبران‌ الهي ‌جز در منطقه‌ عربي‌ و بلاد شام‌ برانگيخته‌ نشده‌اند، فهم‌ نادرستي‌ است‌ و پيامبران ‌الهي‌ در ميان‌ هر امتي‌ با هر زباني‌ مبعوث‌ گرديده‌اند».
 
آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ اللّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَوَيْلٌ لِّلْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ شَدِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خدايي‌ كه‌ آنچه‌ در آسمانها و آنچه‌ در زمين‌ است، از آن‌ اوست‌» در آفرينش‌ و در فرمانروايي‌ «و ويل‌ بر كافران‌ از عذابي‌ سخت‌» ويل‌: كلمه‌اي‌ است‌ به‌ معناي‌ عذاب ‌و هلاكت. لذا با اين‌ كلمه، حكم‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ «عذاب‌ و هلاكت‌» بر كفاري ‌كه‌ به‌ وسيله‌ راهنمايي‌ رسول‌ خدا ص از تاريكي‌هاي‌ كفر و شرك‌ به‌سوي‌ نور هدايت‌ بيرون‌ نمي‌روند، ثابت‌ و لازم‌ گرديده‌ است. به‌ قولي‌: معني‌ (ويل‌ بر آنها از عذابي‌ سخت‌) اين‌ است‌: كفار از عذاب‌ سختي‌ كه‌ گرفتار آن‌ شده‌اند، داد و واويلا و ضجه‌ و شيون‌ و ناله‌ سر مي‌دهند. به‌ قولي‌ ديگر: ويل، خود عذاب‌ است.
 
	آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجاً أُوْلَئِكَ فِي ضَلاَلٍ بَعِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ در بيان‌ صفات‌ كفار مي‌فرمايد: «همانان‌ كه‌ زندگي‌ دنيا را» به‌سبب‌ محبتي ‌كه‌ به‌ آن‌ دارند «بر آخرت‌» يعني‌: بر زندگي‌ جاودان‌ آخرت‌ و نعمتهاي‌ ابدي‌ آن ‌«ترجيح‌ مي‌دهند» از آن‌رو كه‌ به‌ آخرت‌ ايمان‌ ندارند «و مردم‌ را از راه‌ خدا بازمي‌دارند» با برگرداندن‌ و بازداشتن‌ آنان‌ از رفتن‌ به‌ آن‌ راه‌ «و در آن‌ كجي‌اي ‌مي‌طلبند» يعني‌: براي‌ راه‌خدا(ج)  كجي‌ و انحراف‌ و اشتباه‌ مي‌طلبند تا با هوي‌ و هوسهايشان‌ سازگار گشته‌ و نيازها و اهدافشان‌ را برآورده‌ كند. يا آن‌ را كج ‌مي‌طلبند تا در آن‌ طعن‌ و ايراد وارد كنند «آنانند كه‌ در گمراهي‌ دورودرازي ‌هستند» از راه‌ حق‌ و صواب. گمراهي‌ به‌ دوري‌ وصف‌ شد زيرا اين‌ گمراهي‌ است ‌كه‌ صاحب‌ خويش‌ را از راه‌ حق‌ دور مي‌كند.
پس‌ اين‌ آيات‌ براي‌ كفار سه‌ وصف‌ را بر مي‌شمارد:
1 ـ برگزيدن‌ زندگاني‌ دنيا بر آخرت.
2 ـ بازداشتن‌ از راه‌ خدا(ج) .
3 ـ طلب‌ كجي‌ و عيب‌ براي‌ راه‌ خدا(ج) .
البته‌ كفار همه‌ در اين‌ سه‌ وصف‌ شريكند.
 
آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ما هيچ‌ پيامبري‌ را جز به‌ زبان‌ قومش‌ نفرستاديم‌» تا آنچه‌ را كه‌ مي‌گويد، به ‌آساني‌ دريابند زيرا اگر پيامبر به‌ زباني‌ غيراز زبان‌ قومش‌ سخن‌ مي‌گفت، قطعا آنان‌ سخنان‌ او را درك‌ نمي‌كردند و خطاب‌ او را در نمي‌يافتند. پس‌ اين‌ لطفي‌است‌ بسيار بزرگ‌ از جانب‌ خداي‌ منان‌ بر بندگانش‌ «تا بيان‌ كند برايشان‌» شريعتي‌ را كه‌ خداوند متعال‌ برايشان‌ مشروع‌ كرده‌ است‌ و باز قوم‌ آن‌ پيامبرند كه‌ شريعتش‌را به‌ اقوام‌ ديگري‌ كه‌ به‌ زبانهاي‌ ديگر تكلم‌ مي‌كنند، بيان‌ و تبليغ‌ مي‌كنند تا آنان ‌نيز اوامر خداوند(ج)  و شريعت‌ وي‌ را همچون‌ قوم‌ آن‌ پيامبر و اهل‌ زبانش‌ بفهمند ودريابند «پس‌ خدا هركه‌ را بخواهد گمراه‌ مي‌كند» يعني‌: حق‌ تعالي‌ كساني‌ را كه‌اسباب‌ گمراهي‌ را برگزيده‌اند، گمراه‌ مي‌كند «و هركه‌ را بخواهد هدايت ‌مي‌كند» يعني‌: كساني‌ را كه‌ اسباب‌ هدايت‌ را برگزيده‌اند، هدايت‌ مي‌كند «و اوست‌ غالب‌ باحكمت‌» غالب‌ است؛ زيرا در خواسته‌ خود مغلوب‌ نمي‌شود و باحكمت‌ است‌ در افعا