‌ خويش؛ پس‌ هركه‌ را كه‌ شايسته‌ هدايت‌ است، هدايت‌ و هركه‌ را كه‌ سزاوار گمراهي‌ است، گمراه‌ مي‌كند.
حاصل‌ معني‌ اين‌ است‌: آن‌گاه‌ كه‌ پيامبر مرسل، شرع‌ خداي‌ عزوجل‌ را به‌ قومش‌ به‌ زبان‌ خودشان‌ بيان‌ كرد، ديگر او را بر هدايت ‌كردن‌ كسي‌ هيچ‌ قدرتي ‌نيست‌ زيرا هدايتگر و گمراه‌كننده‌ خود خداي‌ عزوجل‌ است. يا معني‌ چنين‌ است‌: درحقيقت‌ خداي‌ عزوجل‌ كافراني‌ را كه‌ گفتند: محمد به‌ زبان‌ ما سخن‌ مي‌گويد و او يكي‌ از خود ماست‌ پس‌ اين‌ نبوت‌ برايش‌ از كجا آمده‌؟ گمراه‌ كرده‌ است.
 
	آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هرآينه‌ موسي‌ را با نشانه‌هاي‌ خود فرستاديم‌» يعني‌: اي‌ محمد! چنان‌كه‌ تو را به‌ پيامبري‌ فرستاده‌ و بر تو كتاب‌ نازل‌ كرديم‌ تا مردم‌ را از تاريكي‌ها به‌سوي‌ نور رهبري‌ كني، همچنان‌ پيامبران‌ ديگر و از جمله‌ موسي‌(ع)  را نيز با همين‌ هدف ‌فرستاديم. مراد از نشانه‌هاي‌ نازل‌ شده‌ بر موسي‌(ع) ، معجزات‌ نه‌گانه‌اي‌ است‌ كه‌ به ‌وي‌ داده‌ شد. آري‌! موسي‌(ع)  را فرستاديم‌ با اين‌ پيام‌: «كه‌ قوم‌ خود» بني‌اسرائيل ‌«را» كه‌ تحت‌ فرمانروايي‌ و در قيد بندگي‌ فرعونند «بيرون‌ آور از تاريكي‌ها» يعني‌: از تاريكي‌هاي‌ كفر يا جهلي‌ كه‌ به‌ سبب‌ آن‌ به‌ موسي‌(ع)  گفتند: براي‌ ما خدايي‌ قرار ده‌ چنان‌كه‌ اين‌ بت‌پرستان‌ خدايي‌ دارند «به‌سوي‌ نور» يعني‌: به‌سوي‌ ايمان، يا به‌سوي‌ علم، يا به‌سوي‌ حريت‌ و آزادگي‌ «و ايام‌الله را به‌ آنان ‌يادآوري‌ كن‌» ايام‌الله: وقايعي‌ است‌ كه‌ خداوند(ج)  براي‌ رهايي‌ آنان‌ پديد آورد، چون‌ واقعه‌ بيرون‌آوردنشان‌ از زير اسارت‌ فرعون، شكافتن‌ دريا، سايبان‌ ساختن ‌ابر، فرودآوردن‌ من‌ و سلوي‌ و ديگر نعمتهايش‌ بر آنان. همچنان‌ مجازاتهاي ‌حق‌ تعالي‌ در روزهاي‌ بزرگ‌ وي‌ كه‌ در آنها از قوم‌ نوح‌ و عاد و ثمود انتقام‌ گرفت، شامل‌ ايام‌الله اند. پس‌ ايام‌الله هم‌ شامل‌ روزهاي‌ نعمت‌ است‌ و هم‌ شامل‌ روزهاي‌ نقمت‌ و نكبت‌ «قطعا در اين‌» يادآوري‌ از ايام‌الله «نشانه‌هاست‌» يعني‌: دلالتهاي‌ بزرگي‌ است‌ كه‌ انسانها را بر توحيد و كمال‌ قدرت ‌الهي‌ راه‌ مي‌نمايد «براي‌ هر صبار شكوري‌» صبار: بسيار شكيبا در محنتها و مصيبتهاست. شكور: بسيار سپاسگزار در برابر نعمتهاي‌ خداوند متعال‌ است. چنان‌كه‌ رسول‌ خدا ص در حديث‌ شريف‌ فرمودند: «بي‌گمان‌ كار مؤمن‌ همه‌ شگرف‌ و شگفت‌ است؛ خداوند(ج)  هيچ‌ قضايي‌ را در حق‌ وي‌ مبرم‌ نمي‌سازد  مگر اين‌كه‌ آن‌ قضا به‌ خير اوست، چه‌ اگر به‌ او آفت‌ و رنجي‌ برسد، شكيبايي‌ مي‌كند و اين‌ به‌ خير اوست‌ و اگر هم‌ به‌ او خوشي‌ و نعمتي‌ برسد، شكر مي‌گزارد و اين‌ نيز به‌ خير اوست‌».
جمله‌: ﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ‏﴾  مفيد آن‌ است‌ كه‌: فقط كسي‌ از ايام‌الله عبرت‌ مي‌گيرد كه‌ در او دو وصف‌ صبر و شكر وجود داشته‌ باشد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2056.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:2057.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:2058.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:2059.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:2060.txt">آيه  10</a></body></html>آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنجَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداوند متعال‌ از سخنان‌ موسي‌(ع)  در يادآوري‌ از ايام‌الله براي‌ قومش، چنين‌ حكايت‌ مي‌كند: «و ياد كن‌ هنگامي‌ را كه‌ موسي‌ به‌ قوم‌ خود گفت‌: نعمت‌ خدا را بر خود به‌ياد آوريد آن‌گاه‌ كه‌ شما را از فرعونيان‌ رهانيد» آن‌گاه‌ كه‌ من‌ شما را از سرزمين‌ مصر كوچاندم‌ و خداي‌ عزوجل‌ دريا را برايتان‌ گشود و فرعون‌ و لشكريانش‌ را درآن‌ غرق‌ ساخت‌ «همان‌ كساني‌ كه‌ بر شما عذاب‌ سخت ‌مي‌چشانيدند» كه‌ آن‌ عذاب‌ سخت‌ عبارت‌ بود از: برده‌ كردن‌ بني‌اسرائيل‌ و به‌كار گرفتنشان‌ در اعمال‌ شاقه‌ «و پسرانتان‌ را سر مي‌بريدند و دخترانتان‌ را زنده‌ مي‌گذاشتند» تا خوار و بي‌مقدارشان‌ سازند «و در اين‌ امر» كه‌ ذكر شد از افعال ‌فرعونيان‌ عليه‌ شما و سپس‌ رهانيدنتان‌ از چنگال‌ آنان‌ «براي‌ شما از جانب ‌پروردگارتان‌ آزمايشي‌ بزرگ‌ بود» تا در عرصه‌ ظهور معلوم‌ دارد كه‌ شما اين‌ نعمتها را چگونه‌ پاس‌ مي‌داريد! يا معني‌ اين‌ است‌: نجات ‌دادنتان‌ نعمتي‌ عظيم‌ از جانب‌ حق‌ تعالي‌ بود كه‌ شما از شكرگزاري‌ آن‌ عاجزيد.
	آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آن‌گاه‌ كه‌ پروردگارتان‌ اعلام‌ كرد» به‌ شما به‌ اعلامي‌ عام‌ و همگاني‌ تا سخن‌ او را بشنويد و آن‌ را به ‌درستي‌ دريابيد: «كه‌ اگر شكر كنيد» يعني‌: اگر نعمت‌هاي‌ يادشده‌ مرا بر خود واقعا سپاسگزاري‌ كنيد «بر نعمت‌ شما مي‌افزايم‌» يعني‌: نعمتي‌ بر نعمت‌ ديگر بر شما مي‌افزايم، به‌عنوان‌ بخششي‌ از جانب‌ خود. و به‌ قولي‌ معني‌ اين ‌است‌: قطعا از طاعت‌ خود بر شما مي‌افزايم‌ و شما را بيشتر از پيش، گرويده‌ راه‌حق‌ مي‌سازم‌ «و اگر ناسپاسي‌ كنيد» اين‌ نعمتهايم‌ را و آن‌ را انكار نماييد «قطعا عذاب‌ من‌ سخت‌ است‌» با سلب‌ كردن‌ اين‌ نعمتها. پس‌ ناگزير آنچه‌ كه‌ بايد، از اين ‌عذاب‌ سخت‌ بر شما رسيدني‌ است‌ و هيچ‌ برگشتي‌ ندارد.
قشيري‌ از صوفيه‌ در تعريف‌ شكر مي‌گويد: «حقيقت‌ شكر نزد اهل‌ تحقيق، مقر بودن‌ به‌ نعمت‌ منعم‌ بر وجه‌ فروتني‌ است‌». شبلي‌ مي‌گويد: «شكر، ديدن‌ منعم‌ بود، نه‌ ديدن‌ نعمت‌».
 
	آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ مُوسَى إِن تَكْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و موسي‌ گفت‌: اگر شما و هركه‌ در روي‌ زمين‌ است‌ همگي‌ كفر ورزيد» يعني‌: اگر شما و تمام‌ خلق‌ همه‌ يكجا نعمتهاي‌ حق‌ تعالي‌ را ناسپاسي‌ كنيد و آن‌ را هيچ‌ شكرو سپاس‌ نگزاريد «بي‌گمان‌ خدا بي‌نياز است‌» از شكرگزاري‌ شما و بدانيد كه‌ از اين ‌ناسپاسي‌ شما هيچ‌ نقصي‌ هم‌ دامنگير وي‌ نمي‌شود «ستوده‌ است‌» يعني‌: سزاوار ستايش‌ است؛ به‌خاطر ذات‌ خود