، به‌خاطر بسيار بودن‌ نعمتهايش‌ و به‌خاطر منافعي ‌كه‌ از شكرگزاري‌ و ستايشتان‌ براي‌ وي‌ به‌ خود شما عايد مي‌گردد چرا كه‌ حق‌ تعالي ‌با اين‌ شكرگزاري‌ از شما راضي‌ شده‌ و به‌ فضل‌ و بخشايش‌ خود بر شما مي‌افزايد.
	آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ لاَ يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اللّهُ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّواْ أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُواْ إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا خبر كساني‌ كه‌ پيش‌ از شما بودند; قوم‌ نوح‌ و عاد و ثمود و كساني‌ كه‌ بعد از آنان‌» يعني‌: بعد از اقوام‌ ذكر شده‌ «آمدند، به‌ شما نرسيده‌ است‌؟ كسي‌ جز خدا از آنان‌ آگاهي‌ ندارد» يعني‌: كسي‌ جز خداي‌ سبحان‌ شمار آنها را نمي‌داند و بر آنان‌ به‌سبب‌ كثرت‌شان‌ احاطه‌ علمي‌ ندارد. مفسران‌ از اين‌ تعبير چنين‌ فهميده‌اند كه ‌شناخت‌ دقيق‌ تاريخ‌ زندگي‌ بشر امري‌ است‌ كه‌ از حيطه‌ توان‌ بشر خارج‌ است ‌بنابراين، به‌ آنچه‌ مورخان‌ در اين‌ باره‌ نوشته‌اند، نمي‌توان‌ اعتماد مطلق‌ كرد.
محتمل‌ است‌ كه‌ اين‌ آيه‌ نيز حكايت‌ دنباله‌ سخنان‌ موسي‌(ع)  به‌ قومش‌ باشد بنابراين، اين‌ آيه‌ در مضمون‌ يادآوري‌ از ايام‌الله براي‌ آنها، داخل‌ است. همچنين ‌احتمال‌ دارد كه‌ اين‌ آيه‌ بر سبيل‌ «استطراد»،[1] آيه‌اي‌ مستقل‌ و جمله‌ مستأنفه‌اي ‌از كلام‌ خداي‌ سبحان‌ خطاب‌ به‌ امت‌ محمد ص باشد كه‌ آنان‌ را از مخالفت‌ با آن‌ ذات‌ متعال‌ هشدار مي‌دهد. ابن‌كثير احتمال‌ دوم‌ را ترجيح‌ داده، به‌ دليل‌ اين‌كه‌ داستان‌ عاد و ثمود در تورات‌ نيامده‌ است.
«پيامبرانشان‌ بينات‌» يعني‌: حجتها و دلايل‌ روشن‌ و معجزات‌ را «برايشان‌ آوردند ولي‌ آنان‌ دستهايشان‌ را در دهانهايشان‌ نهادند» تا از روي‌ غيظ و خشم‌ ازآنچه‌ كه‌ پيامبران‡ برايشان‌ آورده‌اند، پشت‌ دست‌ به‌ دندان‌ بگزند زيراپيامبران‌‡ درواقع‌ بر بي‌خردي‌ و سفاهتشان‌ و بر بي‌اعتبار ساختن‌ بتانشان‌ حجتهاي ‌كوبنده‌ آوردند. به‌ قولي‌ مراد اين‌ است‌ كه‌: آن‌ امت‌ها دستانشان‌ را بر دهان ‌پيامبران‡ نهادند تا ايشان‌ را خاموش‌ گردانند; به‌ انگيزه‌ رد و اعتراض‌ برسخنانشان‌ «و گفتند: ما به‌ آنچه‌ شما به‌ آن‌ فرستاده‌ شده‌ايد، كافريم‌ و همانا از آنچه‌ ما را بدان‌ مي‌خوانيد» از ايمان‌ به‌ خداي‌ يگانه‌ و ترك‌ ماسواي‌ آن‌ «سخت‌ درشكيم‌» يعني‌: حقيقت‌ آنچه‌ كه‌ شما برايمان‌ آورده‌ايد، موجب‌ شك‌ و شبهه‌اي ‌سخت‌ و اضطراب‌ و نگراني‌ بسيار است‌. پس‌ هرگاه‌ اين‌ پيام‌ توحيدي‌ شما امري ‌مشكوك‌ و غير يقيني‌ است، ديگر چگونه‌ از ما مي‌خواهيد تا بدان‌ ايمان‌ آوريم‌ در حالي‌كه‌ ما در اصل‌ صحت‌ نبوت‌ شما شك‌ داريم‌؟ همچنان‌ محتمل‌ است‌ كه‌ آنان ‌عليه‌ پيامبران‡ ادعايي‌ بدين‌ مضمون‌ كرده‌ باشند كه‌: شما غير از آنچه‌ اظهار مي‌داريد، نيات‌ و اهداف‌ اعلام‌ نشده‌ ديگري‌ داريد كه‌ عبارت‌ است‌ از به‌ دست ‌آوردن‌ قدرت‌ و حاكميت‌ در ميان‌ اقوامتان، به‌دست ‌آوردن‌ اموال‌ و دستيابي‌ به‌ ثروتهاي‌ كلان.
البته‌ آنها اين‌ سخن‌ را به‌ خاطر آن‌ گفتند تا عزم‌ پيامبران‡ را در كار دعوت ‌به‌سوي‌ حق‌ سست‌ ساخته‌ و اراده‌ ايشان‌ را متزلزل‌ كنند.
 
[1] استطراد: انتقال‌ از موضوعي‌ به‌ موضوع‌ ديگري‌ است‌ ـ به‌دنبال‌ كوچكترين‌ مناسبت.	آيه  165
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبّاً لِّلّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اما با وجود اين‌ دلايل‌ روشن‌ و مفيد كه‌ نشانگر سلطه‌ و چيرگي‌ بي‌انتهاي ‌خداوند قدير و حكيم‌ است، باز هم: «برخي‌ از مردم‌ هستند كه‌ همتاياني‌ براي ‌خداوند قايل‌ مي‌شوند» يعني: از بتها و ديگر معبودان‌ باطل‌ براي‌ خداي‌ سبحان ‌همانندهايي‌ برگزيده‌ و آنها را به‌ پرستش‌ مي‌گيرند «و آنها را همچون‌ خدا دوست‌مي‌دارند» يعني: همچنان‌كه‌ مؤمنان‌ خداوند منان‌ را دوست‌ مي‌دارند. يا چنان‌كه‌مشركان‌ خداوند(ج) را دوست‌ دارند؛ معبودان‌ باطل‌ خويش‌ را نيز دوست‌ مي‌دارند «ولي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌اند، خداوند را دوست‌تر مي‌دارند» يعني: بيشتر از انچه‌ كه‌كفار معبودان‌ باطل‌ خويش‌ را دوست‌ مي‌دارند زيرا مؤمنان‌ در هيچ‌ حالي‌ از خداي‌ عزوجل‌ روي‌ بر نمي‌گردانند، در حالي‌ كه‌ كفار فقط به‌ هنگام‌ سختي‌ها و انقطاع‌اسباب‌ مادي، به‌ خداي‌ سبحان‌ روي‌ مي‌آورند «كساني‌ كه‌» با برگزيدن‌ بتها ودوست‌داشتن‌ آنها همچون‌ خداي‌ سبحان، بر خود «ستم‌ نموده‌اند، اگر مي‌دانستند هنگامي‌ كه‌ عذاب‌ را مشاهده‌ كنند، تمام‌ نيرو از آن‌ خداست‌ و خداوند سخت‌كيفراست‌» آري‌! اگر نيروي‌ لايزال‌ الهي‌ و گرفتن‌ ناگهاني‌ او در روز قيامت‌ و عجز و درماندگي‌ خدايانشان‌ را از دفع‌نمودن‌ عذاب‌ از خود، مي‌ديدند؛ هرگز اين ‌معبودان‌ باطل‌ را به‌ دوستي‌ برنمي‌گزيدند. يا معني‌ اين‌ است‌: اي‌ محمد! اگر توستمگران‌ را در عذاب‌ ببيني‌، قطعا كار بزرگي‌ را ديده‌اي‌. كه‌ در هردو صورت‌، جواب‌ شرط مضمر است‌.
 
آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى قَالُواْ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَآؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پيامبرانشان‌ گفتند: مگر در باره‌ خدا ـ آفريننده‌ آسمانها و زمين‌ ـ شكي‌ هست‌؟» يعني‌: آيا در وجود و يگانگي‌ حق‌ تعالي‌ ـ ذاتي‌ كه‌ اختراع‌كننده‌ و ايجادگر آسمانها و زمين‌ بعد از عدم‌ آنهاست‌ ـ شك‌ و ترديدي‌ هست‌؟ در حالي‌كه‌ وجود و وحدانيت‌ او در منتهاي‌ روشني‌ و وضوح‌ بوده‌ و فطرتها گواه‌ وجود او مي‌باشند؟ استفهام‌ انكاري‌ است، يعني‌: در اين‌باره‌ هيچ‌ شكي‌ وجود ندارد «او شما را دعوت‌ مي‌كند» به‌سوي‌ ايمان‌ به‌ وجود و يگانگي‌ خود «تا بر شما از گناهانتان‌ بيامرزد» يعني‌: تا حق‌ تعالي‌ پاره‌اي‌ از گناهاني‌ را كه‌ آمرزش‌ آن‌ را بخواهد، بر شما بيا