د. پس‌ همچنين‌ است‌ كلمه‌ توحيد و كلمه‌ خير كه‌ هميشه‌ ميوه‌ خير داده‌ وحامل‌ خويش‌ را در هر زماني‌ به‌سوي‌ عمل‌ نيك‌ پيش‌ مي‌افگند و انسان‌ مؤمن ‌به‌سبب‌ آن‌ وارد بهشت‌ مي‌شود. حديث‌ شريف‌ ذيل‌ مؤيد قول‌ فوق‌ است‌ كه ‌رسول‌ خدا ص خطاب‌ به‌ اصحاب‌ فرمودند: «به‌ من‌ از درختي‌ خبر دهيد كه‌ همانند انسان‌ مسلمان‌ است، از برگهاي‌ آن‌ هيچ‌ نمي‌ريزد و ميوه‌ خود را در هر زماني‌ مي‌دهد؟ سپس‌ خود فرمودند: اين‌ درخت، درخت‌ خرماست‌» «و خدا براي‌ مردم‌ مثلها مي‌زند تا بود كه‌ متذكر شوند» چراكه‌ زدن‌ مثلها، يادآوري، تفهيم وتصوير معاني‌ را تسريع‌ و به‌ آن‌ كمك‌ شاياني‌ مي‌كند.
 
آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَثلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مثل‌ سخني‌ ناپاك‌» كه‌ عبارت‌ از كلمه‌ كفر و هر سخني‌ است‌ كه‌ به‌سوي‌ شر وبدي‌ فراخواند «چون‌ درختي‌ ناپاك‌ است‌ كه‌ از روي‌ زمين‌ كنده‌ شده‌» يعني‌: ريشه‌كن‌ شده‌ لذا باد آن‌ را در هم‌ مي‌تكاند و ديري‌ نمي‌پايد كه‌ آن‌ درخت‌ از بين‌ مي‌رود. به‌ قولي‌: مراد از اين‌ درخت، درخت‌ «حنظل‌» است‌ «آن‌ را هيچ‌ قراري ‌نيست‌» يعني‌: آن‌ درخت‌ بر روي‌ زمين‌ هيچ‌ استقراري‌ ندارد. پس‌ همچنين‌ است ‌كلمه‌ كفر و باطل‌ و شر كه‌ اگر چندي‌ در ميان‌ مردم‌ رونق‌ گيرد ولي‌ به‌زودي‌ از رمق ‌افتاده‌ راه‌ فنا درپيش‌ مي‌گيرد و از آنجا كه‌ كلمه‌ كفر و شخص‌ كافر اساسا از هيچ‌ حجتي‌ بهره‌مند نيست‌ پس‌ نه‌ در آن‌ ثباتي‌ است، نه‌ هرگز از آن‌ خيري‌ به‌دست ‌مي‌آيد و نه‌ از آن‌ سخن‌ يا عملي‌ پاك‌ پديدار مي‌شود در حالي‌كه‌ كلمه‌ حق‌ و انسان‌ مؤمن‌ هم‌ در ملكوت‌ اعلي‌ شاخ‌وبرگ‌ دارد و هم‌ در دنيا پيوسته‌ اوج‌ وصعود تازه‌اي‌ مي‌يابد و مردم‌ از او بهره‌مند مي‌شوند.
 
	آيه  167
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّؤُواْ مِنَّا كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُم بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و پيروان‌ مي‌گويند: كاش‌ براي‌ ما بازگشتي‌ بود» به‌ سوي‌ دنيا «تا همان‌گونه‌ كه‌آنان‌ از ما بيزاري‌ جستند، ما نيز از آنان‌ تبري‌ مي‌جستيم‌» و عمل‌ شايسته‌ انجام‌مي‌داديم‌ «اين‌گونه، خداوند كارهايشان‌ را - كه‌ بر آنان‌ مايه‌ حسرتهاست‌ - به‌ آنان‌ مي‌نماياند» يعني: خداوند بزرگ‌ عملهاي‌ فاسدشان‌ را به‌ آنان‌ نشان‌ مي‌دهد و اين‌خود مايه‌ حسرتشان‌ مي‌شود. همچنان‌ اعمال‌ نيك‌ و شايسته‌اي‌ را كه‌ مكلف‌ به‌انجام‌ آن‌ بوده‌اند ولي‌ آن‌ را ترك‌ كرده‌اند، به‌ آنان‌ مي‌نماياند و اين‌ نيز مايه ‌حسرت‌ و افسوسشان‌ مي‌شود. آري‌! خداوند(ج) به‌ آنان‌ مي‌نماياند كه‌ اعمالشان ‌بدترين‌ اثر را بر زيان‌ آنها داشته‌ است‌ زيرا اين‌ اعمال‌ جز حسرت‌ و بدبختي، چيز ديگري‌ برايشان‌ به‌ ارمغان‌ نياورده‌ است‌ «و از آتش‌ بيرون‌آمدني‌ نيستند» اين‌ تعبير، گوياي‌ جاودانه‌ ماندن‌ كفار در دوزخ‌ است‌.
 
 آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ يُثَبِّتُ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَيُضِلُّ اللّهُ الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللّهُ مَا يَشَاءُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خدا مؤمنان‌ را با سخن‌ استوار» كه‌ همانا كلمه‌ طيبه‌: «أشهد أن‌ لا إله‌ إلا الله  و أن ‌محمدا رسول ‌الله» و ساير سخنان‌ حق‌ است‌ «ثابت‌ مي‌گرداند» زيرا گويندگان‌ اين‌سخن‌ استوار، بر آن‌ استمرار ورزيده‌ و پيوسته‌ برآن‌ پايدار مي‌مانند، هم‌ «در زندگي‌ دنيا» چرا كه‌ هرگاه‌ دشمنان‌ خدا(ج)  در دنيا ايشان‌ را زير فشار قرار دهند، يا شيطانهاي‌ انسي‌ و جني‌ ايشان‌ را به‌ وسوسه‌ درافگنند، ايشان‌ بر كلمه‌ حق‌ ثابت‌ و پايدار باقي‌ مي‌مانند «و» هم‌ «در آخرت‌» يعني‌: خداي‌ عزوجل‌ مؤمنان‌ را در وقت‌ پرسش‌ نكير و منكر در قبر و در روز قيامت‌ نيز، با سخن‌ استوار ثابت‌ مي‌گرداند.
جمهور مفسران‌ برآنند كه‌ مراد از استواري‌ مؤمن‌ در زندگي‌ آخرت، استواري ‌وي‌ در گفتن‌ كلمه‌ حق‌ در قبر است، يعني‌: وقتي‌ مؤمنان‌ از دين‌ و معتقدات‌ خود در قبر موردپرسش‌ قرار گيرند، آن‌ را با سخنان‌ ثابت، استوار و روشن، بي‌هيچ ‌لكنت‌ و تردد و يا ناداني‌اي‌ بيان‌ مي‌كنند چنان‌كه‌ در جانب‌ مقابل، كسي‌ كه‌ از اين ‌توفيق‌ بي‌بهره‌ است، در پاسخ‌ سؤال‌ نكير و منكر مي‌گويد: «نمي‌دانم‌!». آن‌گاه‌ به‌وي‌ گفته‌ مي‌شود: «نه‌ دانستي‌ و نه‌ هم‌ خواندي‌». امام‌ رازي‌ نيز مي‌گويد: «به‌ قول ‌مشهور، اين‌ آيه‌ درباره‌ پرسش‌ دو فرشته‌ نكير و منكر در قبر و اين‌كه‌ خداوند(ج)  كلمه‌ حق‌ را بر مؤمن‌ تلقين‌ نموده‌ و او را بر گفتن‌ حق‌ استوار مي‌گرداند، آمده‌ است‌». «و خدا ستمگران‌ را گمراه‌ مي‌كند» يعني‌: حجتشان‌ را از نزدشان‌ گم‌وگور مي‌كند. پس‌ در قبرهايشان‌ و در هنگامه‌ حساب‌ روز حشر، قادر به ‌بيان‌ آن‌ نمي‌شوند.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عثمان‌بن‌ عفان‌ آمده‌ است‌: «چون‌ رسول‌ خدا ص از دفن‌ ميت‌ فارغ‌ مي‌شدند، بر سر قبر وي‌ مي‌ايستادند و مي‌فرمودند: براي ‌برادرتان‌ آمرزش‌ بخواهيد و برايش‌ پايداري‌ مسئلت‌ كنيد زيرا او همين‌ حالا مورد پرسش‌ قرار مي‌گيرد». «و خدا هر چه‌ بخواهد انجام‌ مي‌دهد» يعني‌: در وقت‌ مرگ ‌توفيق‌ اداي‌ كلمه‌ شهادت‌ مي‌دهد و در وقت‌ سؤال‌ نكير و منكر مؤمن‌ را به‌ قول‌ حق‌ گويا مي‌كند لذا مشيت‌ وي‌ مطلق‌ است‌ و از آنچه‌ مي‌كند مورد پرسش‌ قرارنمي‌گيرد.
از ابن‌عباس‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «چون‌ مرگ‌ مؤمن‌ فرارسد، فرشتگان‌ نزد او حاضر شده‌ و بر او سلام‌ مي‌گويند، آن‌گاه‌ به‌ او مژده‌ بهشت ‌مي‌دهند و چون‌ بميرد با جنازه‌ وي‌ همراه‌ مي‌شوند، سپس‌ همراه‌ مردم‌ بر او نماز مي‌گزارند، آن‌گاه‌ چون‌ دفن‌ شود، در قبر خويش‌ نشانده‌ مي‌شود و به‌ او گفته ‌مي‌شود: پروردگارت‌ كيست‌؟ مي‌گويد: پروردگارم‌ خداوند(ج)  است. سپس‌ به‌ اوگفته‌ مي‌شود: پيامبرت‌ كيست‌؟ مي‌گويد: پيامبرم‌ محمد ص است. سپس‌ به‌ او گفته‌ مي‌شود: شهادتت‌ چيست‌؟ مي‌گويد: «أشهد أن‌ لا إله‌ إلا الله  و أشهد أن ‌محمدا رسول ‌الله». در اين‌ هنگام‌ قبرش‌ به ‌اندازه‌ امتداد ساحه‌ ديدش‌ بر وي‌ فراخ‌ ساخته ‌مي‌شود. اما كافر; پس‌ حكايت‌ وي‌ چنين‌ است‌ كه‌ فرشتگان‌ در هنگام‌ مرگ‌ بر وي ‌فرود مي‌آيند و بر چهره‌ و پشتش‌ مي‌زنند و چو