y></html>آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از هر چه‌ كه‌ از او خواستيد به‌ شما عطا كرد» و از هر چه‌ هم‌ كه‌ نخواستيد، اما مورد نياز شماست‌ و از آن‌ بهره‌مند مي‌شويد، نيز به‌ شما عطا كرد «و اگر نعمت‌ خدا را شماره‌ كنيد، نمي‌توانيد آن‌ را به‌شمار درآوريد» يعني‌: به‌هيچ‌ وجهي‌ از وجوه‌، توان ‌شمارش‌ و احاطه‌ نعمتهاي‌ حق‌ تعالي‌ را نداريد و اگر فردي‌ از افراد بشر بخواهد تا نعمتهاي‌ خداي‌ عزوجل‌ را بر خود در آفرينش‌ عضوي‌ از اعضا يا حسي‌ از حواسش‌ به‌شمار آورد، هرگز بر اين‌ كار قادر نيست‌ پس‌ چگونه‌ خواهد بود شمارش‌ ديگر نعمتهايي‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ در كل‌ اعضاي‌ وجودش‌ آفريده‌ است‌ و نيز ساير نعمتهايي‌ كه‌ از خارج‌ وجودش‌ بر او احاطه‌ كرده‌ و با اجناس‌ و الوان‌ مختلف ‌و متنوع‌ خود، او را در هر وقت‌ و هر زمان‌ از همه‌ جهت‌ زير پوشش‌ خويش ‌قرارداده‌ است.
امام‌ فخر رازي‌ در «تفسير كبير» مي‌گويد: «چون‌ خواهي‌ لقمه‌ ناني‌ برگيري‌ و به‌ دهان‌ بري... در اين‌ امر نيك‌ تأمل‌ كن‌ كه‌ اين‌ لقمه‌ نان‌ به‌سامان‌ نمي‌رسد  مگر آن‌كه‌ اين‌ عالم‌ به‌ تمام‌وكمال‌ بر درست‌ترين‌ وجه‌ فعال‌ باشد»، سپس‌ او شرحي ‌شافي‌ و كافي‌ از روند شكل‌يابي‌ اين‌ امر ارائه‌ كرده‌ و در پايان‌ مي‌گويد: لذا با آنچه ‌ياد كرديم، آشكار شد كه‌ شناخت‌ سود و منافع‌ همين‌ يك‌ لقمه، جز با شناخت ‌جزئيات‌ بسيار ديگري‌ مقدور نيست‌ و عقل‌ها از درك‌ ذره‌اي‌ از اين‌ مباحث‌ قاصرند». در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بخاري‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص دردعاي‌ خويش‌ مي‌گفتند: «اللهم لك الحمد غير مكفي ولا مودع ولا مستغني عنه ربنا: بارخدايا! شكر و سپاس‌ براي‌ توست، بي‌آن‌كه‌ تو به‌ شكر و سپاس‌ ما نيازي‌ داشته‌باشي، يا آن‌ را ترك‌ كنيم‌ و با آن‌ وداع‌ گوييم، يا از آن‌ بي‌نياز باشيم‌ پروردگارا». پس‌ بارخدايا! ما تو را بر هر نعمتي‌ كه‌ به‌ ما داده‌اي‌ و جز تو هيچ‌كس‌ ديگر، حد ومرز و مقدار آن‌ را نمي‌داند، شكر و سپاس‌ مي‌گوييم‌: «اللهم‌ إنا نشكرك‌ علي‌ كل نعمة أنعمت‌ بها علينا مما لا يعلمه‌ إلا أنت‌» «همانا انسان‌ ستم‌ پيشه‌ است‌» بر خود با غفلت‌ از شكر نعمت‌ «ناسپاس‌ است‌» كفار: بسيار ناسپاس‌ است‌ نعمتهاي‌ خداوند(ج)  را بر خود و منكر آن‌ نعمتهاست‌ و چنان‌كه‌ بايد شكرگزار آنها نيست.
 
آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ياد كن‌ هنگامي‌ را كه‌ ابراهيم‌ گفت‌» بعضي‌ از مفسران‌ برآنند كه‌ ذكر داستان ‌ابراهيم‌(ع)  در اينجا همچون‌ مثالي‌ براي‌ كلمه‌ پاكي‌ است‌ كه‌ در هر وقت‌ ميوه‌اي ‌پاك‌ مي‌دهد[2] لذا ابراهيم‌(ع)  در عبادت‌ خداي‌ عزوجل‌ الگو و نمونه‌ است‌ و بايد موحدان‌ به‌ او اقتدا كنند. آري‌! ابراهيم‌(ع)  دعاي‌ پايداري‌ بر آيين‌ توحيد كرد وگفت‌: «پروردگارا، اين‌ شهر را» يعني‌: مكه‌ را «جايي‌ امن‌ بگردان‌ و مرا و فرزندانم‌ را از پرستيدن‌ بتان‌ دور دار» به‌ قولي‌: مراد وي‌ فرزندان‌ صلبي‌اش، و به‌ قولي‌ ديگر: مراد وي‌ تمام‌ ذريه‌ و تبارش‌ بود. صنم‌: تمثالي‌ بود كه‌ اهل‌ جاهليت‌ از سنگ‌ و مانند آن‌ مي‌ساختند و آن‌ را پرستش‌ مي‌كردند.
وقتي‌ ابراهيم‌(ع)  ـ اين‌ قافله‌سالار توحيد و پدر پيامبران‡ ـ از عبادت‌ بتان‌ به‌خدا(ج)  پناه‌ برده‌ و دعا مي‌كند كه‌ حق‌ تعالي‌ او را از آن‌ دور بدارد پس‌ ديگران‌ به‌ترس‌ از افتادن‌ در اين‌ ورطه‌ سزاوارترند زيرا هر عصري‌ داراي‌ بتان‌ و اصنام ‌مخصوص‌ به‌ خود است‌ كه‌ گاهي‌ حتي‌ بر تيزبينان‌ آن‌ عصر هم‌ پنهان‌ و ناشناخته‌ مي‌مانند لذا بايد به‌هوش‌ بود و بتان‌ زمان‌ خويش‌ را شناخت.
 
[2] نگاه‌ كنيد به‌ «آيه/‌25» از همين‌ سوره.آيه  168
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلاَلاً طَيِّباً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از آن‌ كه‌ خداوند بزرگ، حقيقت‌ توحيد خويش‌ را بيان‌ كرد؛ اكنون‌ به‌ بيان‌اين‌ حقيقت‌ مي‌پردازد كه‌ فقط او روزي‌دهنده‌ تمام‌ مخلوقاتش‌ مي‌باشد: «اي‌مردم‌! از آنچه‌ در زمين‌ است، حلال‌ و پاكيزه‌ را بخوريد» يعني: آنچه‌ را كه‌ حلال‌ وگواراست‌ و خداوند(ج) بر شما حرام‌ نكرده‌ است، بخوريد. حلال: چيزي‌ است‌ كه‌خداوند(ج) آن‌ را مباح‌ كرده‌، حرام: چيزي‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) آن‌ را ممنوع‌گردانيده‌ و حلال‌ طيب‌: آن‌ است‌ كه‌ در آن‌ هيچ‌ شبهه‌ و گناهي‌ نبوده‌ و هيچ‌ حقي‌ ازديگران‌ به‌ آن‌ تعلق‌ نداشته‌ باشد. «و از گامهاي‌ شيطان‌» در آنچه‌ كه‌ شرع‌ خدا(ج) آن‌ را تحريم‌ نكرده‌ و او بر شما حرام‌ مي‌گرداند و از ساير خواسته‌هاي‌ وي‌ «پيروي‌نكنيد چراكه‌ او دشمن‌ آشكار شماست‌» ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «سوگند يا نذري‌ كه‌در حال‌ خشم‌ از انسان‌ صادر شود؛ از خطوات‌ شيطان‌ است، پس‌ بايد آن‌ را نقض‌كرد و كفاره‌ آن، كفاره‌ سوگند (يمين) است‌». همچنين‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ نزدعبدالله بن‌ مسعود(رض) شير و نمكي‌ آوردند و او همراه‌ با جمع، شروع‌ به‌ خوردن‌ آن‌كرد، در اين‌ اثنا مردي‌ از آن‌ جمع‌ كناره‌ گرفت‌. ابن‌ مسعود(رض) فرمود: به‌ رفيقتان ‌هم‌ بدهيد! اما آن‌ مرد گفت: من‌ نمي‌خواهم‌. ابن‌ مسعود(رض) پرسيد: آياروزه‌داري‌؟ گفت: نه‌! پرسيد: پس‌ چرا نمي‌خوري‌؟ گفت: بر خود حرام‌ ساخته‌ام‌كه‌ هرگز شير نخورم‌. فرمود: اين‌ از خطوات‌ شيطان‌ است، بخور و براي‌ سوگندت‌ كفاره‌ بده‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌ عباس‌(رض) آمده‌ است: «اين‌ آيه‌ نزدرسول‌ خداص تلاوت‌ شد، دراين‌ هنگام‌ سعدبن‌ابي‌وقاص‌(رض) برخاست‌ و گفت: يا رسول‌الله! از خدا بخواهيد كه‌ مرا مستجاب‌الدعوه‌ گرداند. آن‌ حضرت‌ ص فرمودند: اي‌ سعد! خوراكت‌ را پاك‌ گردان، مستجاب‌الدعوه‌ مي‌شوي‌. سوگند به‌ذاتي‌ كه‌ جان‌ محمد در يد اوست، دعاي‌ انسان‌ به‌ سبب‌ آن‌ كه‌ لقمه‌ حرامي‌ را درشكمش‌ مي‌افگند، چهل‌ روز پذيرفته‌ نمي‌شود. و آن‌ بنده‌اي‌ كه‌ گوشت‌ بدنش‌ ازحرام‌ و ربا رشد يافته‌ باشد، آتش‌ دوزخ‌ به‌ وي‌ سزاوارتر است‌».
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ گفته‌اند: اين‌ آيه‌ درباره‌ قبايل‌ «ثقيف‌»، «خزاعه‌» و «بني‌مدلج‌» نازل‌ شد كه‌ گوشت‌ انواع‌ خاصي‌ از چهارپايان‌ را بر خودحرام‌ كرده‌ بودند.
آيه  36