آيه  45</a><a class="text" href="w:text:2101.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:2102.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:2103.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:2104.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:2105.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:2106.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:2107.txt">آيه  52</a></body></html>آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لاَ يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاء ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداوند متعال‌ كيفيت‌ برخاستنشان‌ از قبرها و شتافتن‌شان‌ به‌ سوي‌ ميدان ‌حشر را بيان‌ كرده‌ مي‌فرمايد: «شتابانند» به‌سوي‌ محشر در پي‌ نداي‌ دعوتگر «سربه‌ بالا برداشتگان‌» به‌سوي‌ آسمان‌ و نگاه‌كنندگان‌ به‌سوي‌ آن؛ با نگاه‌هاي‌ پر از هول‌ و هراس‌ و بيچارگي‌ و ذلت، به‌طوري‌كه‌ همه‌ سر به‌ آسمان‌ دارند و كسي‌ به‌ديگري‌ نمي‌نگرد «چشمشان‌ به‌سويشان‌ باز نمي‌گردد» يعني‌: چشمهايشان‌ همچنان ‌باز و مبهوت‌ باقي‌ مي‌ماند «و دلهايشان‌ خالي‌ است‌» از عقل‌ و فهم‌ و جرأت، به‌سبب‌ پريشاني‌ و هراس‌ و حيرت‌ و دهشتي‌ كه‌ به‌ آن‌ در افتاده‌اند.
 
	آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذَابُ فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُواْ رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ نُّجِبْ دَعْوَتَكَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَوَلَمْ تَكُونُواْ أَقْسَمْتُم مِّن قَبْلُ مَا لَكُم مِّن زَوَالٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بترسان‌» اي‌ پيامبر! ص «مردم‌ را از روزي‌ كه‌ عذاب‌ بر آنان‌ مي‌آيد» كه‌ آن ‌روز، روز قيامت‌ است‌ «پس‌ آنان‌ كه‌ ستم‌ كرده‌اند، مي‌گويند» يعني‌: كافران‌ در آن ‌روز مي‌گويند: «پروردگارا! ما را تا چندي‌ مهلت‌ بخش‌» ما را تا زماني‌ معين‌ كه‌ دور نيست، مهلت‌ ده‌ و به‌ دنيا برگردان‌ «تا دعوت‌ تو را» كه‌ بر زبان‌ پيامبرانت‌ مطرح ‌كرده‌اي‌ «اجابت‌ كنيم‌ و از پيامبران‌ پيروي‌ كنيم‌» در آن‌ برنامه‌ها و تكاليفي‌ كه‌ به‌ ما ابلاغ‌ كرده‌اند و در اين‌ مهلت، آنچه‌ را كه‌ در قبال‌ آن‌ كوتاهي‌ و اهمال‌ كرده‌ايم، جبران‌ كنيم.
در اينجاست‌ كه‌ به‌ شيوه‌ توبيخ‌ در پاسخشان‌ گفته‌ مي‌شود: «مگر شما پيش‌ از اين‌ قسم‌ نمي‌خورديد كه‌ شما را هيچ‌ زوالي‌ نيست‌؟» آيا اين‌ شما نبوديد كه‌ در دنياسوگند مي‌خورديد كه‌ فنا ناپذيريد و هرگز در پي‌ آن‌ دنيا قيامت‌ و معادي‌ نيست‌؟!
	آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ‏
‏ترجمه : ‏
«آنان‌ كه‌ به‌ غيب‌ ايمان‌ مي‌آورند» ايمان: در لغت، تصديق‌ و باور محض‌ است، ولي‌ آن‌گاه‌ كه‌ به‌ طور مطلق‌ به‌ كار برده‌ شود؛ مراد از آن‌ همان‌ ايماني‌ است‌ كه ‌شامل‌ هر سه‌ اصل‌ اعتقاد، قول‌ و عمل‌ باشد. كه‌ بيشتر ائمه‌ براين‌ نظرند. احمدبن‌حنبل‌ و شافعي‌ گفته‌ اند: «اجماع‌ بر آن‌ است‌ كه‌ ايمان‌ عبارت‌ از: قول‌ وعمل‌ هر دو مي‌باشد». گفتني‌ است‌ كه‌ ايمان‌ به‌ آنچه‌ خداي‌ عزوجل‌ نازل‌ فرموده،تجزيه‌ پذير نمي‌باشد. اما «غيب‌»: هرآن‌ چيزي‌ است‌ كه‌ عقلها به‌ آن‌ راه‌ نمي‌يابدو رسول‌ خداص از وجود آن‌ خبر داده‌اند، مانند نشانه‌هاي‌ قيامت، عذاب‌ قبر، نشر و حشر، صراط، ميزان، بهشت‌ و دوزخ‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌رسول‌ خدا ص فرمودند: «الإيمان أن تؤمن بالله وملائكته وكتبه ورسله واليومالآخر، وتؤمن بالقدر خيره وشره: ايمان‌ آن‌ است‌ كه‌ خدا، فرشتگان، كتابها، پيامبرانش‌ و روز آخرت‌ را باور كني‌ و همچنين‌ قدر را در خير و شر آن‌ تصديق‌نمايي‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ ابوعبيده‌ جراح‌(رض) گفت: يارسول‌الله! آيا كسي‌ از ما اصحاب‌ بهتر هم‌ هست‌؛ با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ ما به‌ شماايمان‌ آورده‌ و همراه‌ شما جهاد كرده‌ايم‌؟ فرمودند: «آري! بعد از شما كساني‌ خواهند آمد كه‌ به‌ من‌ در حالي‌كه‌ مرا نديده‌اند ايمان‌ مي‌آورند، آنها از شما بهترند» 
دومين‌ صفت‌ متقيان‌ اين‌ است: «و نماز را برپا مي‌دارند» برپاداشتن‌ نماز: اداي‌آن، با رعايت‌ اركان، سنن‌ و آداب‌ آن‌ در اوقات‌ تعيين‌ شده‌ آن‌ است‌.
ابن‌ عباس‌(رض)در تفسير (وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ )مي‌گويد: «يعني‌ نمازهاي‌ پنج‌گانه‌ را برپا مي‌دارند». همچنين‌ او مي‌گويد: «بر پاداشتن‌ نماز؛  يعني‌ بجا آوردن‌ كامل‌ركوع، سجده، تلاوت‌ و خشوع‌ در آن‌». قتاده‌ مي‌گويد: «بر پاداشتن‌ نماز؛ يعني‌نگاه‌ داشتن‌ وقت، وضوء، ركوع‌ و سجده‌ آن‌». خلاصه‌ اين‌ كه: تقواپيشه‌گان ‌نماز را بر وجه‌ كامل‌ ـ با رعايت‌ شروط، اركان، آداب‌ و خشوع‌ آن‌ ـ برپا مي‌دارند. بنابراين، نماز بي‌ حضور همانند پيكر بي‌ روح‌ است‌.
سومين‌ صفت‌ متقيان‌ اين‌ است: «و از آنچه‌ به‌ ايشان‌ روزي‌ داده‌ايم، انفاق‌مي‌كنند» ابن‌ عباس‌(رض) مي‌گويد: «يعني‌ زكات‌ اموالشان‌ رامي‌پردازند». اماابن‌جرير طبري‌ مي‌گويد: «آيه‌ كريمه‌ عام‌ است‌ و شامل‌ زكات‌ فرض‌ و صدقات ‌نفل‌ - همه‌ - مي‌شود، بي‌ هيچ‌ گونه‌ تفاوتي‌ ميان‌ صدقه‌ فرض‌ و صدقه‌ نفل‌ و ميان‌ انفاق‌ بر نزديكان‌ و غير آنان‌». رأي‌ صحيح‌تر نيز همين‌ رأي‌ است‌. ابن‌ كثير مي‌گويد: «خداوند(ج) نماز و انفاق‌ مال‌ را در بسياري‌ از آيات‌ باهم‌ ذكر مي‌كندزيرا نماز؛ حق‌ خداوند متعال‌ و انفاق‌ مال‌؛ نيكي‌ و احسان‌ به‌ مخلوقات‌ وي ‌است»‌ 
آيه  169
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«او» يعني: شيطان‌ «شما را فقط به‌ بدي‌ و فحشاء فرمان‌ مي‌دهد» فحشاء: ازحد گذشتن‌ در زشتي‌ و قباحت‌ است‌. بعضي‌ گفته‌اند: فحشاء، زنا است‌ «و» شيطان‌ «شما را بر آن‌ مي‌دارد كه‌ آنچه‌ نمي‌دانيد به‌ خداوند نسبت‌ دهيد» چون‌ تحريم‌حيوانات‌ «بحيره، سائبه‌ و و صيله‌» كه‌ بيان‌ آنها در آيه‌ (103) سوره‌ «مائده‌» مي‌ آيد و نظاير اينها از اموري‌ كه‌ اهل‌ باطل‌ آن‌ را براي‌ خود دين‌ و شريعت‌ قرارداده‌اند. پس‌ همه‌ چيزهايي‌ - از اعيان‌ و اموال‌ موجود در روي‌ زمين‌ - كه‌ برتحريم‌ آنها نصي‌ شرعي‌ نيامده‌ است، اصل‌ و اساس‌ در آنها حلال‌ بودن‌ است‌ تاآن‌گاه‌ كه‌ دليلي‌ شرعي‌ بر حرمت‌ آنها اقامه‌ شود.
 
آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَسَكَنتُمْ فِي مَسَاكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ وَتَبَيَّنَ لَكُمْ كَيْفَ فَعَلْنَا بِهِمْ وَضَرَبْنَا لَكُمُ الأَمْثَالَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و سكونت‌ گزيديد» يعني‌: مستقر شديد «در منازل‌ كساني‌ كه‌ بر خود ستم‌كردند» آن‌ منازل‌ عبارت‌ از: شهرهاي‌ ثمود و مانند آن‌ از اماكن‌ كفاري‌ است‌ كه‌ باكف