ر به‌ خداي‌ سبحان‌ و نافرماني‌ وي‌ بر خويشتن‌ ستم‌ كردند «و براي‌ شما آشكار شد» با مشاهده‌ آثار عذابشان‌ «كه‌ با آنان‌ چگونه‌ معامله‌ كرديم‌» و چه‌ مجازات‌ و عذاب‌ سختي‌ در برابر جرايم‌ و گناهان‌ و نافرماني‌هايشان‌ به‌ آنان‌ رسانديم، اما با وجود مشاهده‌ اين‌ آثار، درس‌ عبرت‌ نگرفتيد «و مثلها براي‌ شما زديم‌» دركتابهاي‌ خود و بر زبان‌ پيامبران‌ خويش‡ به‌جهت‌ توضيح‌ و بيان‌ بيشتر و اتمام‌ واكمال‌ حجت. يعني‌: پس‌ چرا آن‌ همه‌ حجت‌ را مورد انكار قرار داده‌ و از آنها درس‌ نگرفتيد؟!
 
	آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَدْ مَكَرُواْ مَكْرَهُمْ وَعِندَ اللّهِ مَكْرُهُمْ وَإِن كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌يقين‌ آنان‌ نيرنگ‌ خود را به‌كار بردند» در انكار حق‌ و اثبات‌ باطل‌ بزرگي‌ كه‌ تمام‌ توش‌ و توان‌ خود را در راه‌ آن‌ نهاده‌اند «و مكرشان‌ نزد خداست‌» يعني‌: با دوستان‌ خداي‌ سبحان‌ مكر مي‌ورزند در حالي‌كه‌ او آنان‌ را در حال‌ مكرورزي ‌مي‌بيند و بر مكر و نيرنگشان‌ احاطه‌ داشته‌ و آن‌ را دقيقا مي‌داند «هرچند از مكرشان‌ كوهها از جاي‌ برآيند» يعني‌: هرچند نيرنگ‌ آنان‌ تا بدان‌ پايه‌ نيرومند باشد كه‌ به‌ ازجا كنده‌ شدن‌ كوهها بينجامد، اما باوجود آن‌ نيرنگ‌ بزرگ، خداي‌ عزوجل‌ دين‌خويش‌ را نصرت‌ مي‌دهد. به‌ قولي‌ ديگر معني‌ اين‌ است‌: خداوند(ج)  از نيرنگشان ‌آگاه‌ است‌ و او نيرنگشان‌ را چنان‌ بزرگ‌ نمي‌داند كه‌ كوهها بر اثر آن‌ از جاي ‌برآيند بلكه‌ نيرنگشان‌ بسيار ضعيف‌ است‌. پس‌ در حالي‌كه‌ آفرينش‌ كوهها با آن ‌بزرگي‌ بر خداي‌ عزوجل‌ بس‌ آسان‌ است، چگونه‌ بي‌اثر ساختن‌ نيرنگشان‌ بر وي ‌دشوار مي‌باشد؟ به‌ قولي‌ ديگر: خداوند(ج)  در اين‌ آيه‌ اهل‌ ايمان‌ را به‌ كوه‌ها تشبيه ‌كرده‌ است.
 
آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ فَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ مپندار كه‌ خداوند وعده‌ خود به‌ پيامبرانش‌ را خلاف‌ مي‌كند»  مراد، وعده‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ پيامبرا نش‌ با اين‌ فرموده‌ وي‌ است‌:    (انا لننصر رسلنا): (ما قطعا پيامبران‌ خود را نصرت‌ مي‌دهيم‌) «غافر/51» و فرموده‌ وي‌: (كتبل الله لاغلبن انا و رسلي)  ‌: (خداوند فيصله‌ كرده‌ است‌ كه‌ قطعا من‌ و پيامبرانم‌ پيروز مي‌شويم‌) «مجادله/21». «بي‌گمان‌ خداوند غالب‌» است‌ پس‌ هيچ‌ كس‌ نمي‌تواند بر او غلبه‌ كند «صاحب‌ انتقام‌ است‌» پس‌ قطعا از دشمنانش‌ براي‌ دوستانش‌ انتقام‌ مي‌گيرد.آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُواْ للّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«روزي‌ كه‌ زمين‌ به‌ غير اين‌ زمين‌ مبدل‌ گردانيده‌ شود» در رأي‌ اكثر مفسران، مراد از آن‌: تغيير دادن‌ اوصاف‌ زمين‌ است. اما به‌ قولي‌: مراد تغيير دادن‌ ذات‌ زمين ‌مي‌باشد «و آسمانها به‌ غير اين‌ آسمانها مبدل‌ گردانيده‌ شود» تغيير دادن‌ آسمانها نيز ـ بنا بر اختلاف‌ فوق‌ در ميان‌ مفسران‌ ـ به‌معناي‌ تغيير دادن‌ اوصاف‌ يا تغيير دادن‌ ذات‌ آنهاست.
تغيير دادن‌ اوصاف‌ زمين‌ در روز قيامت‌ عبارت‌ است‌ از: هموار كردن‌ تلها و بلنديهاي‌ آن، درهم ‌كوبيدن‌ و هموار كردن‌ كوههاي‌ آن‌ و گستراندن‌ و هم ‌سطح ‌ساختن‌ نابرابريهاي‌ آن. و تبديل ‌كردن‌ اوصاف‌ آسمانها عبارت‌ است‌ از: متلاشي‌ ساختن‌ و درهم‌ شكافتن‌ ستارگان، درهم‌ پيچاندن‌ خورشيد و تاريك ‌كردن‌ ماه. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «مردم‌ در روز قيامت‌ بر زمين‌ سفيد بي‌نشاني‌ حشر مي‌شوند كه‌ همانند قرص‌ نان‌ پاك‌ و صافي[3] است‌ و در آن‌ از هيچ‌ كس‌ علامت‌ و نشاني‌ وجود ندارد». در روايت‌ ديگري‌ آمده‌ است‌: «زمين‌ محشر، زميني‌ است ‌سفيد كه‌ نه‌ بر آن‌ خوني‌ ريخته‌ است‌ و نه‌ بر آن‌ گناهي‌ انجام‌ گرفته‌ است‌». همچنين ‌از عائشه‌ رضي‌الله عنها روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: از رسول‌ خدا ص درباره‌ آيه‌: ﴿‏ يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ ...﴾ سؤال‌ كردم‌ و گفتم‌: يا رسول ‌الله! در آن‌ روز كه ‌زمين‌ به‌ زمين‌ ديگري‌ تبديل‌ مي‌شود، مردم‌ كجا هستند؟ فرمودند: «بر بالاي ‌صراط». «و مردم‌ به‌ حضور خداوند يگانه‌ قهار ظاهر شوند» يعني‌: مردم‌ از قبرهاي‌ خود ظاهر و آشكار شوند، يا آنچه‌ را كه‌ در دنيا از اعمال‌ خود كتمان‌ مي‌كردند، آشكار شود. ذكر وحدانيت‌ حق‌ تعالي‌ در كنار قهاريت‌ وي‌، مفيد آن‌ است‌ كه‌ كار در آن‌ روز، نهايت‌ سخت‌ و سنگين‌ است.
 
[3] عبارت‌ حديث‌ شريف‌ «قرصه‌النقي‌» است، قرصه‌النقي‌ ناني‌ است‌ كه‌ آرد آن‌ چندين‌ بار غربال‌ شده‌باشد.
آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُّقَرَّنِينَ فِي الأَصْفَادِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مجرمان‌ را در آن‌ روز دست‌ و پا به ‌هم‌ بسته‌ در زنجيرها مي‌بيني‌» يعني‌: مشركان ‌را در روز قيامت‌ مي‌بيني‌ كه‌ در زنجيرها به‌ هم‌ بسته‌ شده‌اند، يا با شياطين‌ به‌هم ‌بسته‌ شده‌اند، يا دستهايشان‌ در زنجيرها و بندها به‌ پاهايشان‌ بسته‌ شده‌ است.چنان‌كه‌ در ترجمه‌ شاه‌ ولي‌الله  دهلوي: آمده‌ است.
	آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٍ وَتَغْشَى وُجُوهَهُمْ النَّارُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
 «تن‌ پوشهايشان‌ از قطران‌ است‌» يعني‌: لباسها و پيراهنهايشان‌ از ماده‌ «قطران‌» است‌ كه‌ از آن‌ بر پوست‌ بدنشان‌ ماليده‌ مي‌شود. و چرا اين‌ ماده‌ انتخاب‌ شده‌ است‌؟ زيرا آتش‌ در اين‌ ماده‌ به‌ سرعت‌ مشتعل‌ مي‌شود و نيز اين‌ ماده‌ بوي ‌گنديده‌اي‌ دارد. قطران‌: صمغي‌ رقيق، چسبنده‌ و سياهرنگ‌ است‌ كه‌ از جوشاندن ‌چوب‌ و زغال‌ يا مانند آن‌ به‌ دست‌ مي‌آيد و سخت‌ قابل‌ اشتعال‌ مي‌باشد. ابن‌عباس‌ مي‌گويد: «قطران‌ مس‌ گداخته‌ است‌». در بعضي‌ از ترجمه‌ها «قطران‌» به‌ «قير» معني‌ شده‌ است‌ «و آتش‌ چهره‌هايشان‌ را مي‌پوشاند» يعني‌: آتش‌ بر روي‌ چهره‌هايشان‌ زبانه‌ مي‌كشد و آنان‌ را عذاب‌ مي‌دهد. مخصوصا پوشش‌ آتش‌ بر چهره‌هايشان‌ ذكر شد زيرا حواس‌ مدركه‌ در چهره‌ قرار دارد وچهره‌ گرامي‌ترين‌ بخش‌ ظاهري‌ بدن‌ است‌ چنان‌كه‌ قلب‌ گرامي‌ترين‌ عضو باطني ‌بدن‌ مي‌باشد.
 
آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ لِيَجْزِي اللّهُ كُلَّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا خداوند هر كسي‌ را، بر وفق‌ آنچه‌ كرده‌ است‌» از خير يا شر «جزا دهد، همانا خداوند زود حساب‌گر است‌» چيزي‌ او را از كار حساب‌ به‌ خود مشغو