ل‌ نمي‌سازد همچنين‌ حساب‌ يكي‌ از آنان‌ او را از حساب‌ ديگران‌ به‌ خود مشغول‌ نمي‌سازد لذا او اين‌ حساب‌ را همزمان‌ با تمام‌ خلايق‌ انجام‌ مي‌دهد.
 
	آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ هَذَا بَلاَغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ وَلِيَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ بلاغي‌ است‌» يعني‌: اين‌ قرآن، يا آنچه‌ كه‌ در اين‌ سوره‌ آمده‌ است ‌ابلاغي‌ است‌ كه‌ براي‌ پند و اندرز گرفتن‌ كافي‌ است؛ «براي‌ مردم‌» همگي‌شان؛ زيرا با قرآن، حجت‌ كامل‌ بر آنان‌ اقامه‌ مي‌شود «و تا بدان‌ بيم‌ يابند» يعني‌: تا با اين‌ ابلاغ، به‌ خود آيند و به‌ راه‌ گرايند «و تا بدانند كه‌ او معبودي‌ يگانه‌ است‌» يعني‌: تا با ادله‌ تكويني‌اي‌ كه‌ قبلا ذكر شد و با آيات‌ قرآني‌ تلاوت‌ شده‌ در اين‌ سوره، به ‌وحدانيت‌ خداي‌ سبحان‌ و عدم‌ وجود شريكي‌ براي‌ او پي‌ برده‌ و به‌ خوبي‌ به‌ اين ‌امر دانا گردند «و تا صاحبان‌ خرد پند گيرند» و با اين‌ ابلاغ، از تاريكي‌ها به‌ سوي ‌نور بيرون‌ آيند.
به‌ اين‌ ترتيب، اين‌ آيه‌ كريمه‌ مقاصد اين‌ سوره‌ را در ابلاغ‌، انذار، اعلام‌ وحدانيت‌ خداوند(ج)  و پند و تذكر براي‌ مردم‌ خلاصه‌ كرده‌ است.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2109.xml">صفحة (262) (آیه 1)</a><a class="folder" href="w:html:2126.xml">صفحة (263) (آیه 16)</a><a class="folder" href="w:html:2143.xml">صفحة (264) (آیه 32)</a><a class="folder" href="w:html:2161.xml">صفحة (265) (آیه 52)</a><a class="folder" href="w:html:2180.xml">صفحة (266) (آیه 71)</a><a class="folder" href="w:html:2201.xml">صفحة (267) (آیه 91)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2110.txt">وجه‌ تسميه‌:﴿سوره‌ حجر﴾</a><a class="text" href="w:text:2111.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:2112.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:2113.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:2114.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:2115.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:2116.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:2117.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:2118.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:2119.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:2120.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:2121.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:2122.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:2123.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:2124.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:2125.txt">آيه  15</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:212.txt">آيه  170</a><a class="text" href="w:text:213.txt">آيه  171</a><a class="text" href="w:text:214.txt">آيه  172</a><a class="text" href="w:text:215.txt">آيه  173</a><a class="text" href="w:text:216.txt">آيه  174</a><a class="text" href="w:text:217.txt">آيه  175</a><a class="text" href="w:text:218.txt">آيه  176</a></body></html>﴿سوره‌ حجر﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (99) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه‌: اين‌ سوره‌ مباركه‌ به‌ سبب‌ بيان‌ داستان‌ اصحاب‌ حجر در آن، «حجر» نام‌ گرفت. « حجر» وادي‌اي‌ است‌ در ميان‌ مدينه‌ و شام‌ و اصحاب‌ حجر، قوم‌ ثمود اند.
اين‌ سوره‌ در موضوع‌ خود اهداف‌ سوره‌هاي‌ مكي‌ را دنبال‌ مي‌كند، يعني ‌محور آن‌: اثبات‌ توحيد، نبوت‌ و معاد مي‌باشد.
 
	سوره حجر
آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ الَرَ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَقُرْآنٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
خوانده‌ مي‌شود: «الف، لام، راء» و بحث‌ بر سر حروف‌ مقطعه‌، در آغاز سوره‌ «بقره‌» گذشت‌ «اين‌» آياتي‌ كه‌ سوره‌ حجر متضمن‌ آن‌ است؛ «آيات‌ كتاب‌ و قرآن‌ مبين‌ است‌» مراد از كتاب‌ نيز قرآن‌ است‌ و در اينجا هر دو اسم‌ براي‌ آن‌ با هم ‌ذكر شد. مبين‌: يعني‌ روشنگر و مفيد بيان. آري‌! قرآن‌ روشنگر و اثبات‌ كننده‌ وجود، صفات‌ و سنن‌ الهي، بيانگر دين‌ و شريعت، تبيين‌ كننده‌ طبيعت‌ و ويژگي‌هاي‌ انسان، گوياي‌ دردها و درمانهاي‌ او و نهايتا روشنگر تمام‌ نيازهاي‌ او مي‌باشد.
 
	آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ رُّبَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ كَانُواْ مُسْلِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«چه‌بسا كساني‌ كه‌ كافر شدند، آرزو كنند كه‌ كاش‌ مسلمان‌ بودند» مراد اين‌ است‌ كه‌ چون‌ در روز قيامت‌ پرده‌هاي‌ ظلماني‌ دنياي‌ مادي‌ از برابر دل‌ و ديده‌ انسانها به‌ كنار رود و حقيقت‌ بر كفار آشكار گشته‌ بطلان‌ شيوه‌ كافريشان‌ روشن‌ گردد و اين‌ امر بر آنان‌ هويدا شود كه‌ دين‌ حق‌ نزد خداي‌ سبحان‌ همانا دين‌ اسلام‌ است‌ و دين‌ حقي ‌غير از آن‌ وجود نداشته، در اين‌ هنگام‌ است‌ كه‌ آنان‌ در اين‌ آرزو مي‌افتند كه ‌كاش‌ مسلمان‌ مي‌بودند ولي‌ اين‌ آرزويشان‌ فقط از روي‌ حسرت‌ و ندامت‌ و ملامت‌كردن‌ نفس‌هايشان‌ از قصور در پيشگاه‌ خداوند(ج)  است‌ و هيچ‌ سود و ثمري‌ برايشان‌ در بر ندارد. به‌قولي‌: كفار در وقت‌ جان‌ كندن‌ اين‌ آرزو را مي‌كنند آن‌گاه‌ كه‌ حجاب‌ها از برابر آنان‌ كنار زده‌ مي‌شود. به‌قولي‌ ديگر: هنگامي‌ اين‌ آرزو را مي‌كنند كه‌ مسلمانان‌ به‌ بهشت‌ وارد مي‌شوند چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌روايت‌ ابوموسي‌اشعري‌(رض)  از رسول‌ خدا ص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «چون ‌دوزخيان‌ و كساني‌ از اهل‌ قبله‌ كه‌ خداوند(ج)  خواسته‌ است‌ «يعني‌ گنهكارانشان‌» در دوزخ‌ با هم‌ يك‌جا شوند، كفار به‌ مسلمانان‌ مي‌گويند: آيا شما مسلمان ‌نبوده‌ايد؟ مي‌گويند: چرا; مسلمان‌ بوده‌ايم. مي‌گويند: اما اسلام‌ شما هيچ‌ بلايي‌ را از شما دفع‌ نكرد و اينك‌ با ما در دوزخ‌ همدم‌ گشته‌ايد؟ مسلمانان‌ در پاسخشان ‌مي‌گويند: ما گناهاني‌ داشته‌ايم‌ كه‌ بدانها مورد مؤاخذه‌ قرار گرفته‌ايم‌! آن‌گاه‌ خداي‌ عزوجل‌ كه‌ شنواي‌ گفت‌وگوي‌ آنان‌ است، دستور مي‌دهد تا كساني‌ از اهل ‌قبله‌ را كه‌ در دوزخ‌ هستند از آن‌ بيرون‌ آورند. پس‌ چون‌ كفار اين‌ رويداد را مي‌بينند، مي‌گويند: اي‌ كاش‌ ما هم‌ مسلمان‌ بوديم‌ تا چنان‌كه‌ آنان‌ از دوزخ‌ بيرون‌ آورده‌ شدند، ما نيز از آن‌ بيرون‌ آورده‌ مي‌شديم‌».
دليل‌ اين‌كه‌ از آرزوي‌ كفار به‌ (ربما) كه‌ مفيد تقليل‌ است، تعبير شد در حالي ‌كه ‌در چنان‌ مقامي‌ بايد چنين‌ آرزويي‌ بسيار باشد، اين‌ است‌ كه‌: كفار چنان‌ در هول‌ وهراس‌ دوزخ‌ و قيامت‌ گرفتار مي‌شوند كه‌ اين‌ هول‌ و هراس‌، مجال‌ فكر كردن‌ در چنين‌ اموري‌ را به‌ آنان‌ نمي‌دهد.
 
	آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ ذَرْهُمْ يَأْكُلُواْ وَيَتَمَتَّعُواْ وَيُلْهِهِمُ الأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداوند متعال‌ كفار را چنين‌ مورد تهديد قرار مي‌دهد: «بگذارشان‌» اي ‌پيامبر ص! «تا بخورند و برخوردار شوند و آرزوي‌ دراز سرگرمشان‌ كند پس‌ به‌زودي‌ خواهند دانست‌» يعني‌: رهايشان‌ كن‌ تا سرگرم‌ دنياي‌ دون‌ خودشان‌ بوده، هرگز به‌خود نيايند و هيچ‌گاه‌ از باطل‌ به‌سوي‌ حق‌ ره‌ نسپرند، بگذارشان‌ در فرورويهاي ‌باطل‌ و بيهوده‌شان؛ مانند خوردن‌، خوابيدن‌ و بهره‌مندشدن‌ از لذايذ و خوش‌گذار