ني‌هاي‌ دنيا زيرا آنان‌ همانند چهارپاياني‌ هستند كه‌ جز اين‌ ديگر هم‌ و غمي ‌ندارند. آري‌! بگذارشان‌ در اين‌ آرزوهاي‌ طولاني‌ و «طول‌ أمل‌»; تا آرزوهاي‌پرپهناي‌ دنيوي، آنان‌ را از پيروي‌ات‌ به‌ خود سرگرم‌ سازد اما به‌زودي‌ زشتي‌ وپليدي‌ عملكرد و فرجام‌ عبرتبار كار خويش‌ را خواهند دانست.
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ در نكوهش‌ طول‌ «أمل‌»  ـ يعني‌ آرزوهاي‌ طويل‌ مادي‌ و دنيوي‌ ـ احاديث‌ زيادي‌ آمده‌ است؛ از جمله‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ است‌: «فرزند آدم ‌پير مي‌شود اما دو چيز همچنان‌ در او جوان‌ مي‌گردد: حرص‌ و أمل‌». درحديث‌ شريف‌ ديگري‌ آمده‌ است‌: «چهار چيز از بدبختي‌ است‌: خشك‌ بودن ‌چشم، قساوت‌ قلب، طول‌ آرزو و حرص‌ بر دنيا».
هدف‌ آيه‌ كريمه، نوميد ساختن‌ پيامبر ص از اين‌ امر است‌ كه‌ كفار به‌ خود آيند و از كفر بازايستند و اعلام‌ اين‌ واقعيت‌ به‌ ايشان‌ است‌ كه‌ آنان‌ اهل‌ خواري‌ و خفت‌اند لذا نصيحتشان‌ هيچ‌ سودي‌ در بر ندارد.
 
	آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلاَّ وَلَهَا كِتَابٌ مَّعْلُومٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از آن‌كه‌ خداوند(ج)  پيامبرش‌ ص را به‌ ترك‌ كردن‌ اين‌ گروه‌ از كفار فرمان ‌داد، علل‌ اين‌ فرمان‌ را در آيات‌ ذيل‌ چنين‌ بيان‌ مي‌كند:
«و ما هيچ‌ شهري‌ را نابود نكرديم‌ مگر آن‌كه‌ اجل‌ مكتوب‌ معيني‌ داشت‌» كه‌ آن ‌اجل‌ نزد خداي‌ عزوجل‌ در لوح‌ محفوظ نوشته‌ است‌. لذا نابودي‌ مجرمان‌ نه‌ از آن ‌موعد پيش‌ مي‌افتد و نه‌ پس‌ و اين‌ موعد نزد حق‌ تعالي‌ نه‌ مجهول‌ است‌ و نه ‌فراموش‌ شده.
 
آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ مَّا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هيچ‌ امتي‌ از اجل‌ خويش‌ نه‌ پيش‌ مي‌افتد» يعني‌: قبل‌ از فرارسيدن‌ اجل‌ خود نابود نمي‌شود «و نه‌ پس‌ مي‌ماند» از اجل‌ خويش‌ لذا مهلتي‌ كه‌ به‌ امت‌ها داده‌ مي‌شود، نبايد عاقلان‌ را فريفته‌ خود گرداند.
بنابراين، سنت‌ و قانونمندي‌ خداوند(ج)  در امت‌ها يكي‌ است‌ و آن‌ اين‌ است ‌كه‌: او مردم‌ هيچ‌ سرزميني‌ را هلاك‌ نمي‌كند  مگر بعد از اقامه‌ حجت‌ بر آنان‌ و به ‌نهايت‌ رسيدن‌ اجل‌ مقرر و موعودشان‌ در لوح‌ محفوظ. پس‌ وقتي‌ سنت‌ الهي‌ اين ‌است، بدان‌ اي‌ محمد! كه‌ اجل‌ محتوم‌ كفاري‌ كه‌ با تو ستيزه‌ درپيش‌ گرفته‌اند نيز فرامي‌رسد، بدين‌ جهت، آنان‌ را در حال‌ و روزگار تأسف‌بارشان‌ فروگذار.
 
	آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُواْ يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و گفتند» كفار مكه‌ به‌ رسول‌ خدا ص از روي‌ تهكم‌ و استهزا «اي‌ آن‌كه‌ قرآن ‌بر او نازل‌ شده‌ است‌» يعني‌: اي‌ كسي‌ كه‌ به‌ زعم‌ و ادعايش‌ بر او قرآن‌ نازل‌ شده ‌است‌ «به‌ يقين‌ تو ديوانه‌اي‌» يعني‌: تو به‌ سبب‌ اين‌ ادعا كه‌ مي‌گويي‌ رسول‌ خدا و مأمور تبليغ‌ احكام‌ وي‌ هستي، يقينا ديوانه‌اي‌ زيرا به‌ نظر ما كسي‌كه‌ عاقل‌ باشد، چنين‌ ادعاي‌ بزرگي‌ نمي‌كند. آري‌! علت‌ ديگري‌ كه‌ بايد كفار مكه‌ را به‌حالشان ‌واگذاري‌ اين‌ گونه‌ سخنان‌ است.
	 آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ لَّوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلائِكَةِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌ گاه‌ كفار مكه‌ افزودند: «اگر از راست‌گويان‌ هستي، چرا فرشته‌ها را پيش‌ ما نمي‌آوري‌» تا بر راستگويي‌ات‌ گواهي‌ دهند؟ به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است‌: اگر از راست‌گويان‌ هستي، چرا فرشتگان‌ را بر سر ما نمي‌آوري‌ تا ما را به‌ سبب‌ تكذيب ‌تو مجازات‌ كنند؟.
 

	آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ مَا نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَا كَانُواْ إِذاً مُّنظَرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
خداوند متعال‌ اين‌ سخنانشان‌ را رد كرده‌ مي‌فرمايد: «فرشتگان‌ را جز به‌حق‌» يعني‌: جز براي‌ آنچه‌ كه‌ حكمت‌ و مشيت‌ رباني‌ ما اقتضا كند «فرو نمي‌فرستيم‌» و آن‌ مناسبت‌ حق، يا در فرود آوردن‌ پيام‌ و وحي‌ است، يا در نازل‌ كردن‌ عذاب‌ پس‌ درخواست‌ شما از آن‌ اموري‌ نيست‌ كه‌ فرستادن‌ فرشتگان‌ در آن ‌لازم‌ و قرين‌ حكمت‌ باشد «و در آن‌ هنگام، ديگر مهلت‌ نيابند» يعني‌: اگر ما فرشتگان‌ را فرودآوريم، قطعا كفار در آن‌ هنگام‌ مورد مجازات‌ سخت‌ قرار مي‌گيرند و نابود ساخته‌ مي‌شوند زيرا سنت‌ ما اين‌ است‌ كه‌ اگر طبق‌ درخواست ‌مردم‌ معجزه‌ حسي‌ نازل‌ كنيم‌ اما آنها بعد از مشاهده‌ آن‌ ايمان‌ نياورند، به‌دنبال‌ آن ‌بي‌درنگ‌ عذاب‌ ريشه‌كن‌ كننده‌ بر آنها نازل‌ مي‌كنيم‌ لذا فرودآوردن‌ فرشتگان ‌مسلما به‌ زيان‌ آنهاست‌ نه‌ به‌ سودشان‌ و حكمت‌ ما بر اين‌ نيست‌ كه‌ به‌ شتاب‌ عذابشان‌ كنيم‌ زيرا اين‌ امر در علم‌ ازلي ‌ما سبقت‌ گرفته‌ كه‌ برخي‌ از آنان‌ و از فرزندانشان‌ به‌ زودي‌ ايمان‌ مي‌آورند.
 
	آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ حق‌ تعالي‌ در رد اتهام‌ جنون‌ به‌ رسول‌ خدا ص به‌ سبب‌ نزول‌ قرآن‌ برايشان، مي‌فرمايد: «بي‌ترديد ما اين‌ قرآن‌ را نازل‌ كرده‌ايم‌» يعني‌: اين‌ قرآني‌ را كه‌ آنها منكر آنند و تو را به‌ سبب‌ آن‌ به‌ ديوانگي‌ متهم‌ مي‌كنند، ما فرود آورده‌ايم ‌«و قطعا ما خود نگهبان‌ آنيم‌» از اشتباه‌ و تحريف‌ و افزودن‌ و كاستن‌ و مانند اينها; ازآنچه‌ كه‌ سزاوار آن‌ نيست. آري‌! اين‌ ويژگي‌ مهم‌ قرآن‌ كريم‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي ‌در گذر زمان‌ تا ابدالدهر عهده‌ دار حفظ و نگهداشت‌ آن‌ گرديده، بر خلاف ‌كتاب‌هاي‌ پيشين‌ كه‌ علما و روحانيون‌ مأمور حفظ آنها بودند ولي‌ امانت‌ را رعايت ‌نكرده‌ و آن‌ كتابها را تبديل‌ و تحريف‌ نمودند بلكه‌ حتي‌ كار را بدانجا رساندند كه‌ اصل‌ آن‌ كتابها نابود و ناپديد شد و امروز ديگر اثري‌ از آنها بر جاي‌ نيست.
 
آيه  170
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلاَ يَهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ به‌ آنان‌» يعني‌ به‌ كفار «گفته‌ شود: از آنچه‌ خدا نازل‌ كرده‌است‌» از فرمان‌دادن‌ به‌ يگانه‌پرستي‌ و حلال‌ ساختن‌ پاكيزگي‌ها «پيروي‌ كنيد؛ مي‌گويند: نه‌ بلكه‌ ازچيزي‌ كه‌ پدران‌ خود را بر آن‌ يافته‌ايم، پيروي‌ مي‌كنيم‌. آيا هرچند نياكانشان‌ چيزي‌ رادرك‌ نمي‌كرده‌ و به‌ راه‌ صواب‌ نمي‌رفته‌اند» باز هم‌ درخور پيروي‌ هستند؟ آخر پدرانشان‌ در گمراهي‌ آشكاري‌ بوده‌اند و يك‌ نمونه‌ آن، تحريم‌ چيزهايي