 توسط آنهاست‌ كه‌ خداوند(ج)  آن‌ را حرام‌ نكرده‌ است، پس‌ آيا اگر راه‌ و رسم‌ پدران‌ ازعقلي‌ صحيح‌ و نقلي‌ صريح، يعني‌ از سرچشمه‌ خرد و هدايت‌ آسماني‌ بي‌بهره‌باشد، باز هم‌ بايد كوركورانه‌ از آنان‌ پيروي‌ كرد؟
بنابراين‌ آيه‌ و امثال‌ آن‌ از آيات، امت‌ اسلام‌ اجماع‌ دارند بر اين‌ كه‌ تقليد درعقايد جايز نيست‌ و بر هر مكلف‌ (بالغ‌ عاقل)، آموختن‌ عقيده‌ توحيد و يقين‌ به‌آن‌ فرض‌ است‌. تقليد: نزد علما عبارت‌ است‌ از: قبول‌ سخني‌ بدون‌ حجت‌. اما «اتباع‌»، پذيرفتن‌ سخن‌ ديگري‌ بعد از شناخت‌ دليل‌ آن‌ است‌. اما در مورد تقليد در احكام‌ بايد گفت: بر هر شخص‌ عامي‌اي‌ كه‌ نمي‌تواند احكام‌ را از اصول‌ آنهااستنباط كند، فرض‌ است‌ كه‌ از اهل‌ علم‌ بپرسد و از فتوايشان‌ پيروي‌ كند.
 
آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الأَوَّلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ از باب‌ تسليت‌ و دلجويي‌ پيامبرش‌ خطاب‌ به‌ ايشان‌ مي‌فرمايد: «و به‌يقين‌ پيش‌ از تو نيز در گروه‌هاي‌ پيشينيان‌» يعني‌: در امت‌ها، فرقه‌ها و طوائف‌ نخستين‌ و آيندگان‌ آنان‌ «پيامبراني‌ فرستاديم‌» پس‌ اي ‌محمدص! تنها تو نيستي‌ كه‌ در ميدان‌ رسالت، با اين‌ امواج‌ سركش‌ مخالفت‌ روبرو شده‌اي. شيع‌: جمع‌ شيعه‌ است‌ و شيعه‌: فرقه‌ يا گروهي‌ است‌ كه‌ در عقيده، يا در مذهب، يا در انديشه‌ بر يك‌ رأي‌ متفق‌ باشد.
 
آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هيچ‌ پيامبري‌ بر آنان‌ نيامد جز آن‌كه‌ او را به‌ مسخره‌ مي‌گرفتند» چنان‌كه‌ اي ‌محمدص! اين‌ گروه‌ كفار با تو چنين‌ رويه‌اي‌ در پيش ‌گرفتند.
 
	آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بدين‌گونه‌ آن‌ را در دل‌ مجرمان‌ راه‌ مي‌دهيم‌» يعني‌: گمراهي‌ را در دل‌ مجرمان ‌و بزهكاران‌ جديد راه‌ مي‌دهيم‌ چنان‌كه‌ آن‌ را در دل‌ مجرمان‌ پيشين‌ راه‌ داديم. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است‌: بدين‌گونه‌ قرآن‌ را در دل‌ آنان‌ راه‌ مي‌دهيم‌ پس‌ آن‌ را تكذيب‌ مي‌كنند چنان‌كه‌ پيشينيان‌ پيامهاي‌ ما را تكذيب‌ كردند.
 
	آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الأَوَّلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كه‌ به‌ آن‌ ايمان‌ نمي‌آورند» يعني‌: به‌ قرآني‌ كه‌ آن‌ را فرود آورديم‌، ايمان ‌نمي‌آورند «و هرآينه‌ سنت‌ پيشينيان‌ گذشت‌» يعني‌: راه‌ و رسم‌ پيشينيان‌ پيوسته‌ چنين‌ بوده‌ است‌. همچنين‌ سنتي‌ كه‌ خداوند(ج)  در نابود كردنشان‌ بنيان ‌گذاشته‌ ـ آنجا كه‌ روش‌ تكذيب‌ و استهزا را در پيش‌ گيرند  ـ تغيير ناپذير است، بدين‌ جهت‌ اي‌ محمد ص! به‌ مسلمان‌ شدنشان‌ طمع‌ مبند و آنها را فروگذار تا در باتلاق‌ انديشه‌ها و آرزوهاي‌ پست‌ خود فرو روند.
 
	آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَاباً مِّنَ السَّمَاءِ فَظَلُّواْ فِيهِ يَعْرُجُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر بر آنان‌» يعني‌: بر اين‌ گروه‌ معاند تكذيب ‌كننده‌ استهزاگر به‌ محمدص «دري‌ از آسمان‌ مي‌گشوديم‌» و به‌ آنان‌ امكان‌ مي‌داديم‌ تا بر آن‌ صعود كنند «پس‌ همواره‌ در آن‌ بالا مي‌رفتند» به‌وسيله‌ ابزار و تجهيزات‌ فضايي، يا بدون‌ ابزار تا آنچه‌ را در آسمان‌ از عجايب‌ ملكوت‌ است، مشاهده‌ كنند،	آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَالُواْ إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَارُنَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَّسْحُورُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
 آري‌! اگر چنين‌ مي‌كرديم ‌«قطعا مي‌گفتند» اين‌ كفار نابكار; از فرط عناد و سركشي‌ و لجاجت‌شان‌ «جز اين ‌نيست‌ كه‌ ما چشم‌بندي‌ شده‌ايم‌» و چشمان‌ ما از دريافت‌ حقيقت‌ بسته‌ شده‌ است. به‌قولي‌ معناي‌ سخنشان‌ اين‌ است‌: اختلال‌ پديد آمده‌ در ديدگان‌ ما بر اثر مستي‌ شراب‌ است‌ «بلكه‌ ما مردمي‌ هستيم‌ كه‌ افسون‌ شده‌ايم‌» بنابراين، آنچه‌ مي‌بينيم ‌هيچ‌ حقيقتي‌ ندارد.
اين‌ تصويري‌ است‌ واقعي‌ از عنادشان‌ زيرا وقتي‌ آنان‌ معجزه‌ حسي‌اي‌ كه‌ ايمان ‌به‌ خدا(ج) ، فرشتگان، پيامبران‡ و كتبش‌ را بر آنان‌ الزام‌ مي‌كند ببينند ولي‌ به ‌بينايي‌ خود اين‌ نسبت‌ را بدهند كه‌ ادراك‌ آن‌ به‌ سبب‌ عارضه‌ سكر و مستي‌ يا جادو و افسون‌زدگي، ادراكي‌ حقيقي‌ و منطبق‌ با واقع‌ نيست‌ پس‌ در چنين‌ حال‌ و وضعي، جز فروگذاشتنشان‌ ديگر چه‌ راهي‌ باقي‌ مي‌ماند؟ مگر پند و موعظه‌ سودي ‌به‌ حالشان‌ دارد؟!
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2127.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:2128.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:2129.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:2130.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:2131.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:2132.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:2133.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:2134.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:2135.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:2136.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:2137.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:2138.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:2139.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:2140.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:2141.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:2142.txt">آيه  31</a></body></html>آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاء بُرُوجاً وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بي‌گمان‌ در آسمان‌ برجهايي‌ آفريديم‌» مراد از برجها: ستارگان‌ سيار دوازده‌گانه‌ مشهورند كه‌ نامهاي‌ آنها عبارت‌ است‌ از: حمل، ثور، جوزا، سرطان، اسد، سنبله، ميزان، عقرب، قوس، جدي، دلو و حوت. گفتني‌ است‌ كه‌ دانش‌ نجوم‌ و شناخت‌ منازل‌ ستارگان‌ از بزگترين‌ علوم‌ است‌ كه‌ انديشمندان‌ از تعمق‌ در آنها به‌ عظمت‌ خالق‌ متعال‌ راه‌ مي‌يابند، به‌علاوه‌ اين‌كه‌ بشر از فوايد ومنافع‌ اين‌ شناخت‌ نيز برخوردار مي‌گردد; زيرا از آن‌ در جهت‌ يافتن‌ راههاي ‌خشكي‌ و دريا، شناخت‌ اوقات‌ و امور بسيار ديگري‌ بهره‌ مي‌برد «و آن‌ را» يعني‌: آسمان‌ را «براي‌ بينندگان‌ آراستيم‌» و نقش‌ ستارگان‌ در زيباسازي‌ آسمان‌ بر هيچ‌كس‌ پوشيده‌ نيست، بويژه‌ بر انديشمنداني‌ كه‌ در آنها به‌ ديده‌ عبرت‌ و تأمل ‌مي‌نگرند و بر دانشمنداني‌ كه‌ دست‌اندر كار علم‌ نجوم‌ و بهره‌گيري‌ از فوايد آن‌بوده‌ و از آن‌ به‌ وجود و قدرت‌ آفريدگار بزرگ‌ راه‌ مي‌برند.
 
	آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ وَحَفِظْنَاهَا مِن كُلِّ شَيْطَانٍ رَّجِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آن‌ را» يعني‌: آسمان‌ را «از هر شيطان‌ رانده‌ شده‌اي‌ حفظ كرديم‌» به‌طوري‌ كه‌ شياطين‌ نمي‌توانند به‌ آن‌ دستبرد زده‌ و چيزي‌ از وحي‌ يا غير آن‌ را بشنوندآيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ إِلاَّ مَنِ اس