تَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
 «مگر كسي‌ كه‌ دزديده‌ گوش‌ فرادهد كه‌ شهابي‌ روشن‌ در پي‌ او مي‌افتد» و بي‌درنگ ‌او را دنبال‌ كرده‌ يا به‌ قتلش‌ مي‌رساند، يا او را آشفته‌حال‌ و درمانده‌ مي‌گرداند چنان‌كه‌ در هر حال‌ از استراق‌ سمع‌ بازش‌ مي‌دارد.
ابن‌عباس‌(رض)  مي‌گويد: «قبل‌ از تولد عيسي‌(ع)  شياطين‌ از آسمانها بازداشته ‌نبودند لذا به‌ آسمانها وارد شده‌ اخبار غيب‌ را از فرشتگان‌ مي‌شنيدند و سپس‌ آن‌را به‌ منجمان‌ و كاهنان‌ انتقال‌ مي‌دادند و چون‌ عيسي‌(ع)  متولد شد، شياطين‌ از سه‌ آسمان‌ بازداشته‌ شدند و بعد از آن‌كه‌ رسول‌ خدا ص متولد شدند، آنها از همه ‌آسمانها ممنوع‌ شدند، از اين‌ جهت‌ كار كاهني‌ با بعثت‌ رسول‌ خدا ص از رونق‌ افتاد».
 
آيه  171
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لاَ يَسْمَعُ إِلاَّ دُعَاء وَنِدَاء صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مثل‌ كافران‌» يعني: صفت‌ آنان‌ «مثل‌ كسي‌ است‌ كه‌ حيواني‌ را كه‌ جز صدا وندايي‌ نمي‌شنود، بانگ‌ مي‌زند» در اين‌ آيه‌ دعوتگر و اندرزدهنده‌ كفار، يعني‌حضرت‌ محمدص، به‌ چوپاني‌ تشبيه‌ شده‌اند كه‌ شتران‌ يا گوسفندان‌ خود را بانگ‌مي‌زند، اما آن‌ چهارپايان‌ بي‌عقل‌ و خرد، جز صدا و ندايي‌ مبهم‌ و غيرقابل‌فهم، چيز ديگري‌ را نشنيده‌ و نداي‌ دعوتگر را درك‌ نمي‌كنند. ابن‌ عباس‌(رض) مي‌گويد:«داستان‌ اينان، همانند داستان‌ گاو و الاغ‌ و گوسفند است، كه‌ اگر به‌ آنها سخني‌بگويي، سخنت‌ را نمي‌فهمند، اما صدايت‌ را مي‌شنوند. كافر نيز چنين‌ است، اگر او را به‌ خيري‌ امر يا از شري‌ نهي‌ كني، يا به‌ وي‌ اندرزي‌ بدهي، آنچه‌ را كه‌مي‌گويي‌ درك‌ نمي‌كند، ولي‌ صدايت‌ را مي‌شنود». «كر و گنگ‌ و نابينا هستند» پس‌ توانايي‌ شنيدن‌ و ديدن‌ و سخن‌گفتن‌ به‌ حق را ندارند «و از اين‌ رونمي‌انديشند» يعني: نمي‌توانند در آنچه‌ كه‌ به‌ آنان‌ گفته‌ مي‌شود، بينديشند.
 
آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْزُونٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و زمين‌ را گسترانيديم‌» يعني‌: آن‌ را مانند فرشي‌ هموار گردانيديم‌ تا براي ‌زندگي ‌كردن‌ انسان‌ و حيوان‌ آماده‌ باشد. گفتني‌ است‌ كه‌ گسترده‌ بودن‌ زمين‌ با كرويت‌ آن‌ منافاتي‌ ندارد بلكه‌ خود يكي‌ از دلايل‌ علمي‌ كرويت‌ آن‌ مي‌باشد كه ‌انديشمندان‌ از تأمل‌ در آن‌ به‌ عظمت‌ آفريدگار متعال‌ راه‌ مي‌برند[1] «و در آن‌ كوههاي‌ استوار افگنديم‌» تا انسان‌ بر سطح‌ آن‌ دچار اضطراب‌ نشده‌ تعادلش‌ را از دست‌ ندهد و با آرامش‌ و آسايش‌ زندگي‌ نمايد «و از هر چيز، به‌طور سنجيده‌ در آن‌ رويانيديم‌» يعني‌: در زمين‌ از هر چيزي‌ در حدي‌ معين‌ و به‌ اندازه‌ و سنجش ‌رويانيديم. چنان‌كه‌ دانشمندان‌ گفته‌اند: هرچيزي‌ كه‌ در زمين‌ است، با ترازوي‌ حكمت‌ سنجيده‌ و به‌ حد حاجت‌ مقدر شده‌ است.
بايسته‌ يادآوري‌ است‌ كه‌ در روشني‌ اكتشافات‌ علمي‌ جديد، معجزات‌ بس‌ بزرگي‌ از اين‌ آيات‌ متجلي‌ شده‌ است.
 
[1] شيخ‌ محمد متولي‌ الشعراوي‌(رحمه الله) در كتاب‌ «معجزة‌ القرآن‌الكريم‌» كرويت‌ زمين‌ را از اين‌ آيه‌استنباط كرده‌ و در روشني‌ علم‌ مستدلا آن‌ را به‌ بررسي‌ گرفته‌ ، كه‌ مترجم‌ آن‌ مبحث‌ را در كتاب‌ «جلوه‌هايي‌جديد از اعجاز علمي‌ قرآن‌ كريم‌» نقل‌ كرده‌ است‌ پس‌ به‌ آن‌ كتاب‌ مراجعه‌ كنيد.	آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ وَمَن لَّسْتُمْ لَهُ بِرَازِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ شما در زمين‌ اسباب‌ معيشت‌ قرار داديم‌» از خوردني‌ها، آشاميدني‌ها، پوشيدني‌ها و غيره، كه‌ به‌وسيله‌ آنها زندگي‌ مي‌كنيد. به‌قولي‌: «معايش‌» عبارت‌ ازتصرف‌ در اسباب‌ رزق‌ و روزي‌ در مدت‌ زندگاني‌ است‌ «و براي‌ كساني‌ كه‌ شما روزي‌ دهنده‌ آنها نيستيد» نيز در زمين‌ اسباب‌ و وسايل‌ معيشت‌ قرار داديم‌ كه‌ آنان ‌مردم‌ ديگر غير از شما و نيز چهارپايان‌ و جانوران‌ ديگر ـ با اختلاف‌ انواع‌ واجناس‌ خود ـ مي‌باشند.
 
	آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هيچ‌ چيز نيست‌ مگر آن‌كه‌ گنجينه‌هاي‌ آن‌ نزد ماست‌» يعني‌: همه‌ ممكنات، مملوك‌ و مقدور قدرت‌ حق‌ تعالي‌ است‌ و آنها را به‌ هر كم‌ و كيفي‌ كه‌ بخواهد، از عدم‌ به‌ عرصه‌ وجود مي‌آورد «و ما آن‌» اشياء «را جز به‌ اندازه‌ مقرر فرود نمي‌آوريم‌» از آسمان‌ به‌سوي‌ زمين. يا آن‌ را برحسب‌ مشيت‌ و حكمت‌ بالغه‌ و رحمت‌ بي‌كران‌ خود به‌ خلق‌ خويش، به‌ مقدار نياز آنان‌ پديد مي‌آوريم.
در اين‌ آيه‌ مباركه‌ نيز اعجازهاي‌ عظيم‌ علمي‌ به‌ تجلي‌ نشسته‌ است، كه‌ علوم‌ جديد دست‌ اندركار آنهاست.
 
	آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بادها را بارداركننده‌ فرستاديم‌» كه‌ ابرها را با بخار آب‌ بارور مي‌سازند و در نتيجه‌ ابرها از آب‌ گرانبار مي‌شوند. همچنين‌ بادها را سبب‌ باردار شدن‌ درختان ‌گردانيديم، با انتقال‌ دادن‌ گرده‌ نر و تلقيح‌ آن‌ با گرده‌ ماده‌ تا در نتيجه‌ اين‌ پيوند، ميوه‌ها شكل‌ گيرند و متولد شوند.
اين‌ بخشي‌ ديگر از معجزات‌ علمي‌ قرآن‌ كريم‌ است‌ كه‌ در عصر جديد تجليات ‌آن‌ بهتر شناخته‌ شده، هرچند كه‌ مفسران‌ قديم‌ ـ مانند ابن‌كثير ـ توانسته‌اند با فهم‌هر چند محدود آن، از عصر خود جلوتر باشند مثلا ابن‌كثير در تفسير آن‌مي‌گويد: «أي‌ تلقح‌ السحاب‌ فتدر ماء وتلقح‌ الشجر ...».[2] «پس‌ شما را بدان‌سيراب‌ نموديم‌» يعني‌: آن‌ آب‌ باران‌ را براي‌ نوشيدن‌ شما و حيواناتتان‌ و سيراب ‌ساختن‌ اراضي‌تان‌ آماده‌ و مهيا كرديم‌ «و شما آن‌ را خزينه‌كننده‌ نيستيد» در ابرها، چاهها، آب‌گيرها، چشمه‌ها و كلا در دل‌ زمين‌ بلكه‌ اين‌ ما هستيم‌ كه‌ آن‌ رانگه‌ داشته‌ و از بين‌ نمي‌بريم‌ تا شما و همه‌ موجودات‌ زنده‌ حيواني‌ و نباتي‌ از آن‌ بهره‌ بريد.
 
[2] ترجمه‌ : بادها ابرها را بارور مي‌سازند و در نتيجه‌ ابر باران‌ را فرو مي‌ريزاند و نيز همين‌ بادها باعمل‌ تلقيح‌ درختان‌ را بارور مي‌سازند.
	آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ وَإنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَنَحْنُ الْوَارِثُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بي‌ترديد