 مي‌شود و باز مي‌مانيد. يا بر احوال‌ و عذاب‌ سهمگينشان‌ آگاه‌ شده‌ و چنان‌ صحنه‌هاي‌ هولناكي ‌را مي‌بينيد كه‌ ديدن‌ آنها را تاب‌ نمي‌آوريد «و آنجا كه‌ به‌ شما دستور داده‌ مي‌شود، برويد» يعني‌: به‌ همان‌ سمتي‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ شما را به‌ رفتن‌ آن‌ دستور داده، برويد. به‌قولي‌: جايي‌ كه‌ بايد مي‌رفتند، سرزمين‌ ابراهيم‌ خليل‌(ع)  بود.
 
	آيه  66
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَضَيْنَا إِلَيْهِ ذَلِكَ الأَمْرَ أَنَّ دَابِرَ هَؤُلاء مَقْطُوعٌ مُّصْبِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ سوي‌ او وحي‌ فرستاديم‌» يعني‌: به‌سوي‌ لوط(ع)  «اين‌ امر را» يعني‌: نابودي‌ قومش‌ را. سپس‌ «امر» را با اين‌ فرموده‌اش‌ تفسير مي‌كند: «كه‌ ريشه‌ آن‌ گروه، صبحگاهان‌ بريده‌ مي‌شود» يعني‌: آخرين‌ كسي‌ كه‌ از آنان‌ باقي‌ مانده، نيز صبحگاهان‌ هلاك‌ مي‌شود.
 
	آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَاء أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» از سوي‌ ديگر «مردم‌ شهر شادي‌كنان‌ روي‌ آوردند» يعني‌: مردم‌ شهر «سدوم‌» كه‌ شهر قوم‌ لوط بود، درحالي‌كه‌ از قدوم‌ ميهمانان‌ لوط شاد و مسرور بودند، به‌ انگيزه‌ طمع‌ در ارتكاب‌ عمل‌ فحشا با آنان، به‌سوي‌ خانه‌ لوط روي ‌آوردند.
	آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ إِنَّ هَؤُلاء ضَيْفِي فَلاَ تَفْضَحُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» لوط(ع)  به‌ قومش‌ «هرآينه‌ اينان‌ مهمانان‌ منند» لوط(ع)  فرشتگان‌ را به ‌هيأت‌ مهمانان‌ ديد، درحالي‌كه‌ قومش‌ ـ به‌ عنوان‌ ابتلايي‌ از سوي‌ حق‌تعالي‌ ـ ايشان‌ را امرداني‌ نيكوروي‌ ديدند، از اين‌ جهت‌ در آنان‌ طمع‌ كردند. لوط(ع)  افزود: «پس‌ مرا رسوا نكنيد» با تعرض‌ به‌ آنان‌ به‌ منظور ارتكاب‌ فحشا زيرا در آن‌ صورت‌ آنها مي‌دانند كه‌ من‌ از حمايتشان‌ به‌ عنوان‌ كساني‌ كه‌ به‌ مثابه ‌ميهمان‌ نزدم‌ فرود آمده‌اند، ناتوانم‌ و اين‌ رسوايي‌اي‌ براي‌ من‌ است.
 
آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ وَاتَّقُوا اللّهَ وَلاَ تُخْزُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از خدا پروا كنيد» در كارشان‌ «و مرا خوار نسازيد» خزي‌: ذلت‌ و خواري ‌است. لوط(ع)  از آن‌ ترسيد كه‌ اگر از حمايت‌ ميهمانانش‌ عاجز شود، ذليل‌ وبي‌مقدار خواهد شد.
ابن‌كثير مي‌گويد: «لوط(ع)  اين‌ سخن‌ را به‌ قومش‌ قبل‌ از آن‌ گفت‌ كه‌ بداند; آنان‌ فرستادگان‌ خداوند(ج)  اند ـ چنان‌كه‌ در سوره‌ «هود» آمده‌ است‌  ـ و در اينجا نيز سياق‌ آيات‌ مقتضي‌ ترتيب‌ نيست، چرا كه‌ برخلاف‌ اين‌ ترتيب، دليل ‌آمده‌ است.
 
	آيه  70
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا أَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند: آيا تو را از جهانيان‌ منع‌ نكرده‌ بوديم‌؟» يعني‌: آيا قبلا نزد تو نيامديم‌ و تو را منع‌ نكرديم‌ از اين‌كه‌ با ما درباره‌ احدي‌ از مردم‌ ـ چون‌ بر او قصد ارتكاب ‌فحشا كرديم‌ ـ سخن‌ نگويي‌؟ نقل‌ است‌ كه‌ آنان‌ بر هر شخص‌ غريبي‌ تعرض‌مي‌كردند و لوط(ع)  هم‌ به‌ قدر توان‌ خود آنان‌ را از اين‌ تجاوز و تعرض‌ منع ‌مي‌كرد. به‌قولي‌: قوم‌ لوط(ع)  او را از ميهمان‌ كردن‌ مردم‌ بيگانه‌ منع‌ كرده‌ بودند.
 
	آيه  176
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ نَزَّلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِي الْكِتَابِ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌» چيزي‌ كه‌ ذكر شد از مجازات‌ آتش‌ جهنم‌ و پيامدهاي‌ ديگر براي‌ آنان ‌«از آن‌ است‌» يعني: به‌ سبب‌ آن‌ است‌ «كه‌ خداوند كتاب‌ را به‌ حق‌» يعني: به‌ صدق‌و راستي‌ و براي‌ برپا ساختن‌ حق‌ «نازل‌ كرده‌ است‌» پس‌ بيان‌ آن‌ بر علما واجب‌ وپرهيز از كتمان‌ آن‌ ضروري‌ است، لذا هرگاه‌ از آن‌ مورد سؤال‌ قرار مي‌گيرند، يا نيازي‌ به‌ بيان‌ آن‌ پيش‌ مي‌آيد، بايد بي‌هيچ‌ ملاحظه‌اي‌ آن‌ را اعلام‌ كنند «و كساني‌كه‌ در آن‌ اختلاف‌ ورزيده‌اند» با ايمان‌ به‌ برخي‌ از آن‌ و كتمان‌ برخي‌ ديگر آن‌ - كه‌يهوديانند - يا مراد مشركانند كه‌ برخي‌ از آنان‌ گفتند؛ اين‌ كتاب‌ سحر است‌ وبرخي‌ گفتند؛ افسانه‌هاي‌ پيشينيان‌ است، اينان‌ همگي‌ «در شقاق‌» يعني: مخالفت ‌و ستيزه‌ و كشمكش‌ «دور و درازي‌» از حق‌ و حقيقت‌ «قراردارند».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2181.txt">آيه  71</a><a class="text" href="w:text:2182.txt">آيه  72</a><a class="text" href="w:text:2183.txt">آيه  73</a><a class="text" href="w:text:2184.txt">آيه  74</a><a class="text" href="w:text:2185.txt">آيه  75</a><a class="text" href="w:text:2186.txt">آيه  76</a><a class="text" href="w:text:2187.txt">آيه  77</a><a class="text" href="w:text:2188.txt">آيه  78</a><a class="text" href="w:text:2189.txt">آيه  79</a><a class="text" href="w:text:2190.txt">آيه  80</a><a class="text" href="w:text:2191.txt">آيه  81</a><a class="text" href="w:text:2192.txt">آيه  82</a><a class="text" href="w:text:2193.txt">آيه  83</a><a class="text" href="w:text:2194.txt">آيه  84</a><a class="text" href="w:text:2195.txt">آيه  85</a><a class="text" href="w:text:2196.txt">آيه  86</a><a class="text" href="w:text:2197.txt">آيه  87</a><a class="text" href="w:text:2198.txt">آيه  88</a><a class="text" href="w:text:2199.txt">آيه  89</a><a class="text" href="w:text:2200.txt">آيه  90</a></body></html>آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ هَؤُلاء بَنَاتِي إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌: اينان‌ دختران‌ منند» پس‌ به‌ نكاح‌شان‌ درآوريد «اگر مي‌خواهيد كاري ‌انجام‌ دهيد» يعني‌: اگر مي‌خواهيد با ميهمانان‌ من‌ مرتكب‌ فحشا شويد، يا اگر مي‌خواهيد از خود دفع‌ شهوت‌ كنيد پس‌ اينك‌ اينان‌ دختران‌ منند، آنان‌ را به‌ نكاح ‌حلال‌ بگيريد و مرتكب‌ حرام‌ نشويد. به‌قولي‌: مراد او از دخترانش، زنان‌ قومش ‌بودند زيرا پيامبر يك‌ قوم، حكم‌ پدر آن‌ قوم‌ را دارد.
 
	آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سوگند به‌ عمر تو» اهل‌ تفسير اتفاق‌ نظر دارند براين‌كه‌ اين‌ عبارت‌، سوگندي‌ ازسوي‌ خداوند(ج)  بر مدت‌ حيات‌ پيامبرش‌ حضرت‌ محمدص است. گفتني‌ است ‌كه‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ هر چه‌ و هر كه‌ از مخلوقاتش‌ كه‌ بخواهد سوگند ياد مي‌كند، مانند سوگند خوردنش‌ به‌ ستاره، به‌ وقت‌ چاشت، به‌ خورشيد، به‌ شب‌ و مانند اينها. ابن‌عباس(رض)  مي‌گويد: «نشنيده‌ام‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ حيات‌ كسي‌ جز حيات‌ محمد ص سوگند ياد كرده‌ باشد زيرا او كسي‌ را گرامي‌تر نزد خود ازمحمد ص نيافريده‌ است‌». آري‌! سوگند به‌ جان‌ تو اي‌ محمد ص; «كه‌ آنان‌ در مستي‌ خود سرگشته‌ بودند» سكره‌: در اينجا به‌ معناي‌ طغيان‌ شهوت‌ حرام‌ است.يعني‌: آنان‌ در گمراهي‌ و سرمستي‌شان‌ چنان‌ سرگردان‌ و مستغرق‌ بودند كه‌ طغيان‌ شهوت‌ حرام‌ و لجام‌گسيختگي‌ نفس، عقل‌ و بصيرت‌ را از سر و نهادشان‌ گريزانده ‌بود. حق‌ تعالي‌ آنان‌ را در گمراهي‌شان‌ سرگشته‌ خواند زيرا گمراهي، خرد را از سر صاحب‌ خود مي‌برد چنان‌كه‌ مستي‌ شراب، 