ب‌ نكنيد» يعني: فرارسيدن‌ قيامت‌ يا عذاب‌ را قبل‌ از وقت‌ مقرر آن‌ درخواست‌ نكنيد. كفار به‌ انگيزه‌ تمسخر و تكذيب‌ هشدارها و وعده‌هاي‌ الهي‌ در برپايي‌ قيامت‌ يا نزول‌ عذاب، آنها را به‌ شتاب‌ مي‌طلبيدند «او منزه‌ و فراتر است‌ از آنچه‌ با وي‌ شريك‌ مقرر مي‌كنند» يعني: خداي‌ سبحان‌ منزه‌ و برتر است‌ از شرك‌آوري‌ آنان، يا از اين‌كه‌ شريكي‌ داشته‌ باشد. البته‌ شتابزدگي‌آنان‌ در نزول‌ عذاب‌ كه‌ برخاسته‌ از استهزا و تكذيبشان‌ است، نيز دلالت‌ برآن‌ داردكه‌ اين‌ كارشان‌ از شرك‌ است‌ زيرا اگر آنها خداي‌ عزوجل‌ را به‌ يگانگي‌ مي‌شناختند، تماما تسليم‌ وي‌ مي‌شدند و عذاب‌ را از سر انكار و استهزاء به‌شتاب ‌نمي‌طلبيدند.
 
	سوره نحل آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ يُنَزِّلُ الْمَلآئِكَةَ بِالْرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنذِرُواْ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنَاْ فَاتَّقُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فرشتگان‌ را با روح‌» يعني: با وحي‌، يا با قرآن‌ كه‌ از وحي‌ است‌ «به‌ امر خويش‌ بر هر كس‌ از بندگانش‌ كه‌ بخواهد فرود مي‌آورد» يعني: خداوند(ج)  انبياي‌ خود را به‌ وحي‌ خويش‌ كه‌ فرشتگانش‌ آن‌ را به‌ ايشان‌ فرود مي‌آورند، مخصوص‌ساخته‌ است‌. از وحي‌ به‌ «روح‌» تعبير نمود زيرا وحي‌ دلهاي‌ مرده‌ را زنده ‌مي‌گرداند چنان‌كه‌ روح، بدنهاي‌ مرده‌ را زنده‌ مي‌كند. مضمون‌ اين‌ وحي‌ الهي‌ اين ‌است: «كه‌ بيم‌ دهيد» يعني: مردم‌ را آگاه‌ كنيد و به‌ آنان‌ اعلام‌ كنيد «كه‌ معبودي‌جز من‌ نيست‌» يعني: آنان‌ را به‌ توحيد و يكتاپرستي‌ام‌ دستور دهيد و اين‌ وحدانيتم ‌را همراه‌ با بيم‌دهي‌ به‌ آنان‌ اعلام‌ كنيد. پس‌ توحيد، محور دعوت‌ همه ‌پيامبران‡ است‌ «پس، از من‌ پروا كنيد» اي‌ بندگان‌ من‌! اين‌ هشداري‌ است‌ به‌آنان‌ كه‌ مبادا به‌ وي‌ شرك‌ آورند.
 
سوره نحل آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آسمانها و زمين‌ را به‌ حق‌ آفريد» يعني: آنها را به‌ تدبيري‌ درست‌، نظامي ‌مستحكم‌ و زيربناي‌ متيني‌ از حكمت‌ آفريد تا بر قدرت‌ و وحدانيت‌ وي‌ دلالت ‌كنند لذا خداوند متعال‌؛ «از آنچه‌ با وي‌ شريك‌ مي‌گردانند» يعني: از شرك‌آوري ‌آنان، يا از آنچه‌ با وي‌ شريك‌ مقرر مي‌كنند «بلند قدر است‌» يعني: برتر، مقدس‌تر و فراتر است‌؛ زيرا اوست‌ كه‌ به استقلال‌ و انفراد آسمانها و زمين‌ را آفريد پس‌ فقط اوست‌ كه‌ سزاوار پرستش‌ مي‌باشد لذا چگونه‌ غير وي‌ را با او شريك ‌مي‌آورند ؟!.
 
	سوره نحل آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«انسان‌ را از نطفه‌اي‌» يعني: از جماد پست‌ و بي‌ارزشي‌ چون‌ آب‌ مني‌ كه‌ از بدن‌ وي‌ خارج‌ مي‌شود «آفريد» سپس‌ آن‌ آب‌ مني‌ را در روند تطور قرار داد تا صورت‌ انساني‌ آن‌ كامل‌ شد آن‌گاه‌ در آن‌ روح‌ دميد و سرانجام‌ او را از شكم‌ مادرش‌ به‌ اين‌ سراي‌ دنيا فرودآورد تا در آن‌ زندگي‌ كند «آن‌گاه‌ او» بعد از آفرينشش‌ با اين‌ وصف‌ و بيرون ‌آوردنش‌ از اين‌ كارگاه‌ با اين‌ همه‌ كمال‌ و بعد ازطي‌ آن‌ همه‌ مراحل‌ پيچيده‌ «ستيزه‌جويي‌ آشكار است‌» يعني: همچون‌ ستيزنده‌اي ‌است‌ با خداي‌ سبحان‌ در قدرتش، كه‌ ستيز و خصومتش‌ واضح‌ و آشكار است ‌درحالي‌كه‌ او آفريده‌ شده‌ تا بنده‌ باشد نه‌ ستيزنده‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است: آيه‌ كريمه‌ درباره‌ ابي‌بن‌خلف‌ نازل‌ شد آن‌گاه‌ كه ‌او استخوان‌ پوسيده‌اي‌ را نزد رسول‌ خدا ص آورد و گفت: اي‌ محمد! آيا مي‌پنداري‌ كه‌ خداوند اين‌ را بعد از آن‌كه‌ پوسيده‌ است، زنده‌ مي‌كند؟!
 
	سوره نحل آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چهارپايان‌ را براي‌ شما آفريد» كه‌ عبارتند از: شتر و گاو و گوسفند «در آنها براي‌ شما پوششي‌ است‌» گرمابخش‌. دف: آنچه‌ كه‌ وسيله‌ گرمابخشي‌ است‌؛ ازپشم‌ و كرك‌ و موي‌ آنها «و» براي‌ شما در آنها «منفعت‌هاي‌ ديگر است‌» كه‌عبارت‌ است‌ از: شير، سواري‌ بر آنها، زاد و ولد، كشاورزي‌ به‌ وسيله‌ آنها و مانند آن‌ از منافع‌ بسيار ديگر «و از آنها» يعني: از گوشت‌ و چربي‌ آنها «مي‌خوريد».
 
	سوره نحل آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» افزون‌ برآنچه‌ گذشت‌ «در آنها براي‌ شما تجملي‌ است‌» يعني: در چهارپايان‌ براي‌ شما زيبايي‌ و زينتي‌ است‌ «آن‌گاه‌ كه‌ شامگاهان‌ آنها را از چراگاه‌ برمي‌گردانيد و هنگامي‌ كه‌ بامدادان‌ آنها را به‌ چراگاه‌ مي‌بريد» چهارپايان‌ هنگام‌ رفت‌ وبرگشت‌ خود به‌ صحرا و چراگاه، شما را با منظري‌ چشم‌ و دلنواز به‌ بهجت ‌مي‌آورند ـ و لذت‌ نگاه‌ نيز نعمتي‌ است‌ بزرگ‌. خداوند(ج)  مخصوصا اين‌ دو وقت‌ را ياد كرد زيرا صاحبان‌ مواشي‌ و دامداران‌ به‌ چهارپايان‌ خود در اين‌ دو وقت ‌اهتمام‌ و عنايت‌ بيشتري‌ مي‌ورزند. وقت‌ برگشت‌ آنها از چراگاه‌ را بر وقت‌ رفتن ‌آنها مقدم‌ گردانيد زيرا اين‌ حيوانات‌ در وقت‌ برگشت، سير و سيراب‌ و خرم‌ و بامايه‌هايي‌ پر از شير از صحرا مي‌آيند، ظرفها را پر از شير، دلها را پر از سرور وچشمها را پر از بهجت‌ مي‌سازند و سخت‌ دل‌آرا و چشم‌نواز مي‌شوند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2220.txt"> آيه  7</a><a class="text" href="w:text:2221.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:2222.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:2223.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:2224.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:2225.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:2226.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:2227.txt"> آيه  14</a></body></html>آيه  179
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اي‌ خردمندان‌! براي‌ شما در قصاص‌ زندگاني‌اي‌ است‌» به‌ اعتبار اين‌ كه‌ قصاص‌ به‌ خودداري‌ مردم‌ از قتل‌ يك‌ديگر مي‌انجامد «باشد كه‌ به‌ تقوا روي‌ آوريد» و از بيم‌ قصاص، از خون‌ريزي‌ بپرهيزيد. آري‌! اين‌ است‌ قانون‌ «قصاص‌» در اسلام، قانوني‌ كه‌ جامعه‌ بشري‌ در هيچ‌ عصري‌ از آن‌ بي‌نياز نيست‌ و بجز آن، هيچ‌مجازات‌ ديگري‌ - از جمله‌ زندان‌ - نمي‌تواند بسياري‌ از افراد خونريز را از ارتكاب‌ جنايت‌ باز دارد، پس‌ اين‌ قصاص‌ است‌ كه‌ حياتي‌ آرام‌ و پايدار را براي‌جامعه‌ فراهم‌ كرده‌ و از ميزان‌ جنايت‌ قتل‌ در جامعه‌ بشري‌ مي‌كاهد زيرا هنگامي‌ كه ‌قاتل‌ به‌ خوبي‌ بداند كه‌ اگر 