ها را آفريد» در زمين‌ «تا شما راه‌ خودرا پيدا كنيد» به‌ وسيله‌ آنها در سفرهايتان‌.
 
	آيه  180
‏متن آيه : ‏
‏ كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بر شما فرض‌ شده‌است‌ كه‌ چون‌ مرگ‌ يكي‌ از شما فرا رسد» فرارسيدن‌ مرگ‌؛ فرارسيدن‌ اسباب‌ و علائم‌ آن‌ است‌. آري‌! در اين‌ هنگام‌ بر انسان‌ فرض‌ است‌؛ «اين‌ كه‌ اگر خيري‌ برجاي‌ گذارد» يعني: اگر مالي‌ باقي‌ مي‌گذارد، بايد «وصيت‌ كند» چرا كه‌ ديگر مجالي‌ براي‌ زندگي‌ وي‌ باقي‌ نمانده‌ است‌. بعضي‌ از مفسران‌، «خير» را به‌ مال‌ بسيار تفسير كرده‌اند، اما ظاهرا - چنان‌كه‌ ابن‌عباس‌(رض) و گروهي‌ ازتابعين‌ نيز گفته‌اند - مراد از «خير»، مطلق‌ مال‌ است، چه‌ كم‌ باشد و چه‌ بسيار زيرا اسم‌ «خير» بر مال‌ اندك‌ و بسيار هر دو اطلاق‌ مي‌شود. آري‌! بايد وصيت‌ كند، امابراي‌ چه‌كسي‌؟ «براي‌ پدر و مادر و خويشاوندان‌ خود» و بعد از اجراي‌ وصيت‌ وي، بقيه‌ مالش‌ براي‌ فرزندانش‌ باقي‌ مي‌ماند.
البته‌ اين‌ حكم‌ در اول‌ اسلام‌ مشروع‌ شد و سپس‌ وصيت‌ براي‌ نزديكان‌ با آيات ‌ميراث‌ (در سوره‌ نساء و غيرآن) منسوخ‌ گرديد. همچنين‌ با اين‌ حديث‌ شريف: «لاوصيه‌ لوارث‌: براي‌ هيچ‌ وارثي‌ وصيتي‌ نيست‌». نسخ‌ وصيت‌ براي‌ وارث، رأي‌ جمهور فقها و بيشتر مفسران‌ بلكه‌ به‌ قول‌ ابن‌كثير، حكمي‌ اجماعي‌ است‌. اما حكم‌ وصيت‌ براي‌ غير وارث‌، به‌ حال‌ خود باقي‌ است‌ و بنابر ارشاد همين‌ آيه‌ و نيزاحاديث‌ رسول‌ خدا ص، وصيت‌ نمودن‌ از ثلث‌ مال‌ براي‌ غير وارث، مستحب‌ ونافذ مي‌باشد، از جمله‌ اين‌ حديث‌ شريف: «ماحق امريء مسلم له شيء يوصي فيه يبيت ليلتين إلا ووصيته مكتوبة عنده: اگر شخص‌ مسلمان‌ داراي‌ مالي‌ است‌ كه‌ مي‌بايد در آن‌ وصيت‌ كند، نشايد كه‌ دو شب‌ را بگذراند، مگر اين‌ كه‌ بايستي‌ وصيت‌ وي ‌نوشته‌ شده‌ در نزدش‌ نهاده‌باشد». همچنان‌ وصيت‌ بايد «به‌طور معروف‌» يعني‌عادلانه‌ و پسنديده‌ و بدون‌ هيچ‌ افراط و تفريطي‌ باشد بنابراين، وصيت‌ كننده‌ نبايد توانگري‌ را بر فقيري‌ برتري‌ دهد، يا به‌ بيشتر از ثلث‌ (يك‌سوم) مال‌ وصيت‌ كند. ولي‌ حنفي‌ها وصيت‌ به‌ كل‌ مال‌ را نيز در صورتي‌ كه‌ وصيت‌كننده‌ ميراث‌ بري‌ ازخود به‌جا نگذاشته‌ باشد، جايز دانسته‌ اند «اين‌ حقي‌ است‌» واجب‌ و لازم‌ «برپرهيزگاران‌». البته‌ بايد دانست‌ كه‌ قبل‌ از نسخ‌ حكم‌ وصيت‌ با آيات‌ ميراث، وصيت‌ نمودن‌ واجب‌ بود، ولي‌ بعد از نسخ‌ - چنان‌كه‌ گفتيم‌ - در حق‌ غير وارث ‌مستحب‌ و در مورد وارث‌ حرام‌ است‌.
 سوره نحل آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ وَعَلامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نشانه‌هايي‌ ديگر نيز آفريد» در راهها كه‌ عبارت‌اند از: علايم‌ راهنما و هر علامت‌ فارقه‌ ديگري‌ «و آنان‌ به‌ وسيله‌ ستارگان‌ راه‌يابي‌ مي‌كنند» يعني: مردم‌ مخصوصا با انواع‌ ستارگان‌ مختلف‌ راه‌يابي‌ مي‌كنند و به‌وسيله‌ آنها جهات‌ اربعه‌ و از جمله‌ جهت‌ قبله‌ را مي‌شناسند و در سفرهاي‌ شبانه‌ دريايي‌ و بري، با نگريستن‌ به‌ستارگان‌ راه‌ياب‌ مي‌شوند. به‌قولي: مراد از نجم‌ در اينجا، ستاره‌ «جدي‌» يا ستاره‌ «قطبي‌» است‌.
 
	سوره نحل آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَمَن يَخْلُقُ كَمَن لاَّ يَخْلُقُ أَفَلا تَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ آيا كسي‌ كه‌ مي‌آفريند» اين‌ مصنوعات‌ بزرگ‌ را و اين‌ كارهاي‌ شگفت‌ را سامان‌ و سرانجام‌ مي‌دهد «مانند كسي‌ است‌ كه‌ نمي‌آفريند» چيزي‌ از آنها را و بر ايجاد حتي‌ يكي‌ از آن‌ پديده‌ها قادر نيست‌؟ كه‌ مراد بتان‌ بي‌جانند «آيا پند نمي‌گيريد؟» اي‌ مشركان‌! تا به‌ فساد اين‌ راه‌ و روشتان‌ پي‌ برده‌ و بدانيد كه‌ پرستش، جز براي‌ ذات‌ آفريننده‌ سزاوار نيست‌؟.
 
	سوره نحل آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللّهَ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ حق‌ تعالي‌ به‌ بسياري‌ و فراواني‌ نعمت‌ها و احسانهاي‌ خويش‌ توجه‌ داده ‌مي‌فرمايد: «و اگر نعمت‌هاي‌ خداوند را شماره‌ كنيد، نمي‌توانيد آن‌ را احاطه‌ كنيد» وبرشماريد، چه‌ رسد به‌ اين‌كه‌ به‌ حق‌ آنها قيام‌ ورزيده‌ و شكر آنها را ادا نماييد! به‌طور مثال‌؛ اگر در جزئي‌ از اجزاي‌ انسان‌ كوچكترين‌ خلل‌ و ساده‌ترين‌ نقصي‌ پديدار شود، يقينا نعمت‌ها بر او ناگوار و تلخ‌ مي‌شوند و او آرزو مي‌كند تا اگرهمه‌ دنيا هم‌ در مالكيت‌ وي‌ باشد، آن‌ را بدهد تا اين‌ خلل‌ از وي‌ برطرف‌ گردد «قطعا خدا آمرزنده‌ مهربان‌ است‌» و شما را به‌ كوتاهي‌تان‌ در شكر نعمت‌هايش‌ مؤاخذه‌ نمي‌كند. پس‌ انسان‌ مؤمن‌ بايد خاشعانه‌ بگويد: (اللهم‌ إني‌ أشكرك‌ عدد ما شكرك ‌الشاكرون‌ بكل‌لسان‌ في‌ كل‌ زمان: بارخدايا! من‌ تو را شكر مي‌گزارم‌ به‌ شمار آنچه كه‌ شكرگزاران‌ به‌ هر زباني‌ و در هر زماني‌ شكر گزارده‌اند».
 
	سوره نحل آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خدا آنچه‌ را كه‌ پنهان‌ مي‌داريد» از امور «و آنچه‌ را كه‌ آشكار مي‌سازيد، مي‌داند» اين‌ هشداري‌ است‌ به‌ مشركان‌ كه‌ بدانند؛ روز قيامت‌ حتما در برابراعمالشان‌ جزا داده‌ مي‌شوند.
 
سوره نحل آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌ را كه‌ كافران‌ جز خدا مي‌پرستند» يعني: خدايان‌ و معبودان‌ دروغين ‌كفار «چيزي‌» از مخلوقات‌ را اصلا «نمي‌آفرينند» نه‌ بزرگ‌ و نه‌ كوچك، نه ‌ارزشمند و نه‌ حقير را «در حالي‌ كه‌ خود آفريده‌ مي‌شوند» و مخلوقند پس‌ هر كس‌ چنين‌ باشد، او عبد است‌ نه‌ رب‌. يا معني‌ اين‌ است: كفار بتان‌ را از چوب‌ يا سنگ ‌و غيره‌ مي‌سازند لذا بتان‌ در هستي‌ خود نيازمند آفرينشند، درحالي‌كه‌ خدا بايد واجب‌الوجود باشد.
 
	سوره نحل آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاء وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مردگانند» اين‌ بتان‌ بي‌روح‌ «نه‌ زندگان‌» و اگر به‌ راستي‌ خداي‌ حقيقي ‌مي‌بودند، ديگر مردن‌ آنها جايز نبود «و نمي‌دانند» اين‌ بتان‌ جامد و بي‌روح‌ «كي ‌برانگيخته‌ خواهند شد» پرستشگرانشان‌. يا معني‌ اين‌ است: اين‌ بتان‌ بي‌جان ‌نمي‌دانند كه‌ خود كي‌ برانگيخته‌ مي‌شوند پس‌ به‌ چه‌ دليلي‌ آنها را مورد پرستش ‌قرار مي‌دهيد؟ در حالي‌ 