كه‌ فقط كسي‌ سزاوار خداوندي‌ است‌ كه‌ زنده‌ آفريننده‌، داناي‌ غيب‌ و دهنده‌ پاداش‌ و عقاب‌ باشد.
 
	سوره نحل آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٌ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
لذا تنها حقيقتي‌ كه‌ بايد اظهار شود و اينك‌ بدان‌ تصريح‌ مي‌شود، اين‌ حقيقت ‌است‌ كه: «معبود شما، معبودي‌ است‌ يگانه‌» آري‌! حقيقت‌ وحدانيت ‌خداي‌ سبحان، حقيقتي‌ بي‌رقيب‌ است‌ كه‌ با آيات‌ گذشته‌ به‌ اثبات‌ رسيد «پس ‌كساني‌كه‌ به‌ آخرت‌ ايمان‌ ندارند، دلهايشان‌ انكارگر است‌» وحدانيت‌ حق‌ را لذا هيچ ‌موعظه‌اي‌ در آنها تأثير نكرده‌ و هيچ‌ پند و اندرزي‌ در آنها سودمند واقع‌ نمي‌شود «و آنان‌ مستكبرند» و سركش‌ به‌ همين‌ جهت‌ به‌ حق‌ تن‌ نداده‌ و آن‌ را نمي‌پذيرند.
 
	سوره نحل آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ جَرَمَ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«شكي‌ نيست‌ كه‌ خداوند آنچه‌ را پنهان‌ مي‌دارند و آنچه‌ را آشكار مي‌سازند» از گفتار يا كردار خويش‌ «مي‌داند» پس‌ آنها را در برابر آن‌ مجازات‌ مي‌كند «هرآينه ‌او مستكبران‌ را دوست‌ نمي‌دارد» كه‌ از آن‌ جمله‌‌اند اين‌ گروهي‌ كه‌ از اقرار به‌يگانگي‌ الله(ج)  استكبار مي‌ورزند.
 
سوره نحل آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا قِيلَ لَهُم مَّاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُواْ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در اين‌ آيه‌ و آيات‌ بعد از آن، چندين‌ شبهه‌ از شبهات‌ منكران‌ مشرك‌ مطرح ‌مي‌شود. شبهه‌ اول‌ كه‌ در اين‌ آيه‌ مطرح‌ شده، طعن‌ زدن‌ مشركان‌ به‌ قرآن‌است[1]‌: «و چون‌ به‌ آنان‌ گفته‌ شود: پروردگارتان‌ چه‌ چيز نازل‌ كرده‌ است‌؟» به‌ قولي:سؤال ‌كنندگان‌ مسلمانانند كه‌ مشركان‌ منكر مستكبر در پاسخشان: «مي‌گويند:افسانه‌هاي‌ پيشينيان‌ است‌» يعني: چيزي‌ كه‌ شما مسلمانان‌ مدعي‌ فرود آمدن‌ آن ‌از آسمان‌ هستيد، اباطيل، ترهات‌ و افسانه‌هايي‌ است‌ كه‌ مردم‌ از قرنهاي‌ پيشين‌ به ‌اين‌سو از آنها سخن‌ مي‌گويند. اساطير: جمع‌ اسطوره‌ به‌ معني‌ خرافه‌ است‌. البته ‌اين‌ شيوه‌ از قديم‌ الايام‌ تا كنون، شيوه‌ و منطق‌ بي‌پايه‌ مستكبران‌ بوده‌ است‌ كه‌ حق ‌را مشتي‌ خرافه‌ و افسانه‌ مي‌پنداشته‌اند. پس‌ دلهاي‌ مستكبران‌ در طول‌ قرنها همانند و بيماريشان‌ يكي‌ است، فرقي‌ كه‌ هست‌ در اين‌ است‌ كه‌ هر نسلي‌ به‌ شيوه‌ مخصوص‌ خود از اين‌ ماهيت‌ سخن‌ مي‌گويد.
[1] شبهات‌ ديگر در آيات‌ (33، 35، 38 و 43) مطرح‌ شده‌ است‌.	سوره نحل آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ لِيَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلاَ سَاء مَا يَزِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا روز قيامت‌ بار گناهان‌ خود را تمام‌ بردارند» يعني: مآل‌ و فرجام‌ تكذيب‌شان‌ به‌ قرآن‌ و اين‌ ادعايشان‌ كه‌ قرآن‌ افسانه‌هايي‌ محض‌ است، اين‌ است‌ كه: گناهانشان‌؛ از جمله‌ اين‌ سخن‌ و غير آن‌ از سخنان‌ بر دوش‌ آنها تا روز قيامت‌ باقي ‌مي‌ماند و همه‌ اين‌ گناهان‌ را گرانبار؛ به‌ تمام‌ و كمال‌ با خود مي‌آورند درحالي‌كه ‌هيچ‌ چيز از اين‌ گناهان‌ بر آنها بخشيده‌ نشده‌ است، به‌ علت‌ اين‌كه‌ مسلمان‌ نشده‌اند زيرا اين‌ اسلام‌ است‌ كه‌ سبب‌ كفاره‌ گناهان‌ مي‌شود «و نيز بخشي‌ از بار گناهان‌ كساني‌ را كه‌ آنان‌ را گمراه‌ مي‌كنند» بر مي‌دارند «از روي‌ ناداني‌» يعني: درحالي‌ كه‌ از آنچه‌ بر ذمه‌ آنان‌ از گناهان‌ پيروان‌ گمراهشان‌ تعلق‌ مي‌گيرد، بي‌خبرند؛ گناه‌ همان ‌كساني‌ كه‌ دروغ‌هايشان‌ در مورد قرآن‌ را تصديق‌ كرده‌اند زيرا هر كس‌ سنت‌ بدي ‌را بنيان‌ گذارد، گناه‌ آن‌ سنت‌ بد و گناه‌ كساني‌ كه‌ بدان‌ عمل‌ كنند، نيز بر دوش ‌اوست، بي‌آن‌كه‌ از گناه‌ مرتكبان‌ چيزي‌ كاسته‌ شود. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است: «هر كس‌ به‌سوي‌ هدايتي‌ دعوت‌ كند، براي‌ او از پاداش‌ همانند پاداش‌كساني‌ است‌ كه‌ از او پيروي‌ كرده‌اند، كه‌ اين‌ پاداش‌ وي‌ از پاداش‌ آنان‌ چيزي‌ كم ‌نمي‌كند و هر كس‌ به‌سوي‌ گمراهي‌اي‌ فراخواند، بر ذمه‌ او از گناه‌ مانند گناهان ‌كساني‌ است‌ كه‌ از او پيروي‌ كرده‌اند، اين‌ گناه‌ وي‌ از گناهان‌ آنان‌ چيزي‌ كم ‌نمي‌كند». «آگاه‌ باشيد، چه‌ بد باري‌ را بر دوش‌ مي‌كشند» يعني: اين‌ بار گناهشان‌ چه ‌بدباري‌ است‌!.
 
	آيه  181
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَن بَدَّلَهُ بَعْدَ مَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ هر كس‌» وصيت‌ را «بعد از شنيدنش‌ تغيير دهد» چه‌ آن‌ تغييردهنده‌ خودوصي، يا گواه‌ بر وصيت‌ باشد «گناهش‌ تنها بر گردن‌ همان‌ كساني‌ است‌ كه‌ آن‌ را تغيير مي‌دهند» و بر وصيت‌كننده‌ هيچ‌ بازخواستي‌ نيست‌ زيرا او، با انجام‌ وصيت‌ به‌تكليف‌ خود عمل‌ كرده‌ است‌ «و خداوند شنواست‌» سخن‌ وصيت‌ كننده‌ را «داناست‌» به‌ فعل‌ وصي‌ و ديگران، پس‌ آنان‌ را در برابر عملشان‌ جزا مي‌دهد.
 
سوره نحل آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللّهُ بُنْيَانَهُم مِّنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِن فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ كساني‌ پيش‌ از آنان‌ بودند كه‌ مكر كردند» يعني: ترتيب‌ دادند آنچه ‌ترتيب‌ دادند؛ از تهيه‌ اسباب‌ و آماده‌ كردن‌ مقدمات‌ تا مردم‌ را به‌ تكذيب‌ پيام‌ و پيامبران‌ حق‌ وادارند «ولي‌ خدا از پايه‌ بر بنيانشان‌ زد» فرمان‌ خداوند(ج)  از جهت ‌پايه‌هاي‌ آن‌ بنا در رسيد، پايه‌هاي‌ آن‌ را به‌ لرزه‌ درآورد و آن‌ را فرو غلتاند. يا معني‌ اين‌ است: آنان‌ فلسفه‌ها و تفكرات‌ خود را بر زيربناي‌ باطلي‌ بنا كردند پس ‌خداي‌ عزوجل‌ اين‌ بناي‌ باطل‌ فكري‌شان‌ را در هم‌ فرو ريخت‌. چنان‌كه‌ در عصر حاضر مي‌بينيم‌ كه‌ فلسفه‌هاي‌ باطل، چگونه‌ يكي‌ از پي‌ ديگري‌ سقوط مي‌كنند «پس‌ بر آنان‌ سقف‌ برافتاد» و فرو ريخت‌ «از بالاي‌ سرشان‌» لذا هلاك‌ شدند و امكان‌ گريز نيافتند «و عذاب‌» هلاك‌ «بر سر آنان‌ از جايي‌ نازل‌ شد كه‌ فكرش‌ را نمي‌كردند» بلكه‌ براين‌ گمان‌ واهي‌ بودند كه‌ از آنجا كاملا در امانند.
بيشتر مفسران‌ برآنند كه‌ مراد از پيشينيان‌ در اين‌ آيه، نمرودبن‌كنعان‌ است‌ زيرا او كاخ‌ بس‌ بزرگي‌ به‌ ارتفاع‌ پنج‌ هزار گز