وشحاليد .  ( زيرا شما تنها به بودن اين دنيا معتقديد و سخت به وسائل زندگي و رفاه آن دل بسته‌ايد . ولي ما بدين جهان و آن جهان باور داريم ، و اينجا را پلي براي رسيدن به سعادت آنجا مي‌دانيم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« جَآءَ » : ذكر فعل به صورت مفرد با توجّه به سردسته و گوينده فرستادگان است . « قَالَ » : حضرت سليمان به عنوان تحدّث به نعمت خدا و برشمردن الطاف او ، شاكرانه گفت . « تَفْرَحُونَ » : شادمان مي‌شويد ( نگا : آل‌عمران‌ / 188 ) . مغرور مي‌گرديد ( نگا : هود / 10 ، قصص‌ / 76 ) .‏
 
سوره نمل آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لَّا قِبَلَ لَهُم بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُم مِّنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏به سوي ايشان بازگرد ( و بديشان بگو كه ) ما با لشكرهائي به سراغ آنان مي‌آئيم كه قدرت مقابله با آنها را نداشته باشند ، و ايشان را از آن ( شهر و ديار سبا ) به گونه خوار و زار در عين حقارت بيرون مي‌رانيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِرْجِعْ » : برگرد اي رئيس گروه اعزامي بلقيس !  « قِبَلَ » : توانائي . تاب مقاومت . « صَاغِرُونَ » :  ( نگا : توبه / 29 ، اعراف‌ / 13 و 119 ، يوسف‌ / 32 ) .‏
 
سوره نمل آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ يَا أَيُّهَا المَلَأُ أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( سليمان خطاب به حاضران ) گفت : اي بزرگان ! كدام يك از شما مي‌تواند تخت او را پيش من حاضر آورد ، قبل از آن كه آنان نزد من بيايند و تسليم شوند ( تا بدين وسيله با قدرت شگرفي روياروي گردند و دعوت ما را بپذيرند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا » : تخت بلقيس را براي من مي‌آورد .‏
 
سوره نمل آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ عِفْريتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏عفريتي از جنّيان گفت : من آن را براي تو حاضر مي‌آورم پيش از اين كه ( مجلس به پايان برسد و ) تو از جاي برخيزي . و من بر آن توانا و امين هستم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عِفْرِيتٌ » : نيرومندترين جنّيان . ديو قوي و درشت هيكل . سرگذشت سليمان پر از شگفتيها و خارق عادات است ، و از جمله اطاعت جنّيها از او و انجام كارهاي شگفت براي او است ( نگا : سبأ / 12 ، ص‌ / 35 ) . « ءَاتِي . . . » : مي‌آورم . آورنده . اين واژه مي‌تواند فعل مضارع و متكلّم وحده ، و يا اين كه اسم فاعل ( إتيان ) باشد . « أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ » : مراد پايان يافتن مجلس است .‏
 
آيه  99
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِراً نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبّاً مُّتَرَاكِباً وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انظُرُواْ إِلِى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اوست‌ آن‌ كه‌ از آسمان‌ آبي‌ فرودآورد» كه‌ آب‌ باران‌ است‌ «پس‌ به‌ وسيله‌ آن‌آب‌، هرگونه‌ گياه‌» يعني: گونه‌هاي‌ مختلف‌ گياهي‌ «را برآورديم‌» تعبير: ﴿فَأَخْرَجْنَا بِهِ﴾ : (پس‌ به‌ وسيله‌ آن‌ بر آورديم‌)؛ التفاتي‌ است‌ از حالت‌ غايب‌ به‌ حالت‌ تكلم‌، كه‌ اين‌ «التفات‌»، مفيد عنايت‌ به‌ شأن‌ انسان‌ و نعمتهايي‌ است‌ كه‌ به‌ زندگي‌ او مربوط مي‌شود «و از آن‌ گياه‌، جوانه‌ سبزي‌ بيرون‌ آورديم‌» خضر: سبزيجات‌ تروتازه ‌است‌ «كه‌ از آن‌ جوانه‌ سبز، دانه‌هاي‌ متراكمي‌ برمي‌آوريم‌» يعني: دانه‌هاي ‌درهم‌رسته‌اي‌ كه‌ برخي‌ با برخي‌ به ‌هم ‌پيوسته‌اند چنان‌كه‌ در تركيب‌ خوشه‌ها مي‌بينيم‌ «و از شكوفه‌ درختان‌ خرما خوشه‌هايي‌ است‌ نزديك‌ به‌ زمين‌» يعني: به‌ فرمان‌ حق‌ تعالي‌ خوشه‌هاي‌ درختان‌ خرما از شكوفه‌هاي‌ آن‌ بيرون‌ مي‌آيد، درحالي‌ كه‌ «دانيه‌» است‌. دانيه: يعني: نزديك‌ است‌ به‌طوري‌ كه‌ شخص‌ در هر دو حال‌ ايستاده‌ و نشسته‌ به‌ آن‌ دسترسي‌ دارد. زجاج‌ مي‌گويد: «معني‌ اين‌ است‌ كه: بعضي‌ از اين‌ خوشه‌ها نزديك‌ و در دسترس‌ است‌ و بعضي‌ دور. و جمله‌ (بعضي‌از آنها دور است‌) حذف‌ شد زيرا ماقبل‌ آن‌ بر آن‌ دلالت‌ مي‌كرد». «و نيزباغهايي‌ از درختان‌ انگور و زيتون‌ و انار ـ همانند و غيرهمانند ـ بيرون‌ آورديم‌» يعني: ميوه‌هايي‌ كه‌ در حجم‌ و رنگ‌ همانند و در طعم‌ و مزه‌ غيرهمانند هستند.
سپس‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ فرزندان‌ آدم‌(ع) فرمان‌ مي‌دهد تا به‌سوي‌ اين‌ ميوه‌ها در مرحله‌ شكوفه‌دهي‌ و در مرحله‌ پختگي‌ و نضج‌ آنها كه‌ مرحله‌ بهره‌برداري‌ از آنهاست‌ و براي‌ بدنشان‌ در آن‌ هنگام‌ بسيار سازگار و مفيد است‌، به‌ ديده‌ عبرت ‌بنگرند و در اين‌ حقيقت‌ نيك‌ تأمل‌ كنند كه‌ خداي‌ عزوجل‌ چگونه‌ از خاك‌ تيره‌ميوه‌هاي‌ الوان‌ پديد مي‌آورد، چگونه‌ از يك‌ خاك‌ و يك‌ آب‌، هزاران‌ گونه‌ گياه‌ و ثمر با هزاران‌ گونه‌ خواص‌ و طعم‌ و رنگ‌ تقديم‌ انسان‌ مي‌كند؟ پس‌ فرمود: «به‌ ميوه‌ آن‌ چون‌ ثمر دهد بنگريد» كه‌ چگونه‌ شكوفه‌ آن‌ ضعيف‌ و غيرقابل ‌بهره‌گيري‌ است‌ «و» نيز بنگريد به‌سوي‌ «پختگي‌ آن‌، آن‌گاه‌ كه‌ برسد. قطعا در اينها براي‌ مردمي‌ كه‌ ايمان‌ مي‌آورند، نشانه‌هاست‌» يعني: در آنچه‌ كه‌ به‌ اجمال‌ و تفصيل‌ ذكر شد؛ براي‌ اهل‌ ايمان‌ نشانه‌هايي‌ است‌ راه‌گشا به‌سوي‌ وجود و يگانگي‌ خداي‌ تواناي‌ حكيم‌ زيرا پديد آوردن‌ اجناس‌ مختلف‌ و گوناگون‌ از يك‌ اصل‌؛ فقط به‌قدرت‌ آفريننده‌ توانايي‌ ممكن‌ است‌ كه‌ به‌ راز و رمزهاي‌ مخلوقاتش‌ به‌خوبي‌ آگاه‌ است‌ پس‌ تأمل‌ در هر بخشي‌ از آنها، فتح‌ بابي‌ به‌سوي‌ اين آيات‌ و نشانه‌هاست‌.
آري‌! آيه‌ (99) تا (95)، متضمن‌ چهار نوع‌ از ادله‌ بر وجود خداي‌ آفريننده‌ و بر يگانگي‌، علم‌، قدرت‌ و حكمت‌ وي‌ است:
نوع‌ اول: برگرفته‌ از دلالت‌ احوال‌ نباتات‌ و حيوانات‌ است‌.
نوع‌ دوم: برگرفته‌ از احوال‌ نجوم‌ و افلاك‌ است‌.
نوع‌ سوم: برگرفته‌ از احوال‌ انسان‌ و خلقت‌ وي‌ از يك‌ اصل‌ و يك‌ ريشه‌ است‌.
و نوع‌ چهارم: برگرفته‌ از روش‌ رويانيدن‌ و تنوع‌ گونه‌هاي‌ اشجار و نباتات‌ و اختلاف‌ انواع‌ ميوه‌ها و محصولات‌ است‌. كه‌ علم‌ جديد در هر بابي‌ از اين‌ ابواب‌، ميادين‌ عظيمي‌ را پيموده‌ و افقهاي‌ جديدي‌ را در جهت‌ ايمان‌ و يقين‌ به‌ روي‌ عقل ‌و قلب‌ انسان‌ رهپوي‌ جستجوگر گشوده‌ است‌. پس‌ در واقع‌ ما در اين‌ آيات‌، دربرابر كتاب‌ باز شده‌ هستي‌ پروردگار عزوجل‌ قرار داريم‌. اسفا! 