ي‌ و اين‌كه‌ اين‌ قدرت‌ هرگز با تصورات‌ بشري‌ و با نيروهاي‌ بشري‌ نمي‌تواند مقايسه ‌شود، نيز غفلت‌ كرده‌اند.
 
	سوره نحل آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَاذِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ حق‌ تعالي‌ حكمت‌ خويش‌ در معاد و رستاخيز اجساد در روز قيامت‌ را يادآوري‌ كرده، مي‌فرمايد: «تا براي‌ آنان‌ بيان‌ كند» يعني: قطعا برمي‌انگيزدشان‌ تا برايشان‌ روشن‌ كند «آنچه‌ را در مورد آن‌ اختلاف‌ دارند» از حقيقت‌ امر دين‌ حق‌. كه‌ اختلافشان‌ در اين‌ امر، با مؤمنان‌ است‌ «و تا كساني‌ كه‌ كافر شده‌اند» به‌خداي‌ سبحان‌ و منكر زندگي‌ بعد از مرگ‌ گشته‌اند «بدانند كه‌ آنها خود دروغگو بوده‌اند» در جدال‌ و انكار بعث‌ بعد از مرگ‌ با اين‌ سخنشان‌ كه: (خداوند كساني‌ راكه‌ مي‌ميرند برنمي‌انگيزد) [آيه ‌قبل‌]. چنان‌كه‌ در مكه‌ شخص‌ مشركي‌ كه‌ مسلماني ‌از وي‌ وامش‌ را خواسته‌ بود و به‌ او در ميانه‌ سخنانش‌ گفته‌ بود: «اميدوارم‌ كه‌ آن‌را بعد از مرگم‌ از تو بازستانم‌»، سوگند ياد كرد كه: «خداوند كساني‌ را كه ‌مي‌ميرند مجددا برنمي‌انگيزد». سبب‌ نزول‌ آيه‌ (38) نيز همين‌ واقعه‌ بود.
 
سوره نحل آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ حق‌ تعالي‌ بعد از بيان‌ سهولت‌ اعاده‌ حيات‌ و بعث‌ مجدد بر وي‌ به‌ بيان ‌قدرت‌ مطلقه‌ خود بر همه‌ چيز و بيان‌ كيفيت‌ ايجاد ابتدايي‌ پرداخته‌ و مي‌فرمايد: «فرمان‌ ما درباره‌ چيزي‌ كه‌ اراده‌اش‌ را كرده‌ايم‌ جز اين‌ نيست‌ كه‌ به‌ آن‌ مي‌گوييم: موجود شو پس‌ بي‌درنگ‌ موجود مي‌شود».
 
	سوره نحل آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ فِي اللّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏

«و كساني‌كه‌ هجرت‌ كردند» از مكه‌ به‌سوي‌ مدينه‌ «در راه‌ خدا» يعني: در راه‌ ياري‌ دادن‌ دين‌ وي‌ و طاعتش‌. هجرت: ترك‌ ديار و خانواده‌ است‌ «بعد از آن‌كه‌ بر آنان‌ ستم‌ شد» يعني: بعد از آن‌كه‌ در راه‌ خدا(ج)  مورد شكنجه‌ و اهانت‌ قرار گرفتند زيرا اهل‌ مكه‌ گروهي‌ از مسلمانان‌ را شكنجه‌ و آزار مي‌دادند تا بدانجا كه‌ تعدادي‌ از آنان‌ ـ ناخواسته‌ ـ همان‌ سخني‌ را كه‌ مشركان‌ از آنان‌ مي‌خواستند، بر زبان‌ آوردند و چون‌ از ايشان‌ دست‌ برداشتند، از مكه‌ هجرت‌ كردند «البته‌ آنان‌ را در دنيا به‌ سرايي‌ نيك‌ جاي‌ مي‌دهيم‌» به‌ قولي‌ مراد: فرود آوردن‌ مؤمنان‌ به‌ مدينه‌ وسپس‌ استيلايشان‌ بر سرزمين‌هايي‌ ديگر با فتح‌ قلمروها و گشودن‌ شهرهاست‌ و به‌علاوه‌ ستايش‌ و ثنايي‌ است‌ كه‌ بعد از آن‌ برايشان‌ باقي‌ مي‌ماند و افتخار و شرفي ‌است‌ كه‌ نصيب‌ فرزندانشان‌ مي‌شود «و قطعا پاداش‌ آخرت‌» يعني: پاداش ‌اعمالشان‌ در آخرت‌ «بزرگتر است‌» از آنچه‌ كه‌ مهاجران‌ از بهره‌هاي‌ نيكوي ‌يادشده‌ در دنيا به‌دست‌ آوردند «اگر مي‌دانستند» يعني: اگر آن‌ گروه‌ ستمگر اين‌حقيقت‌ را مي‌دانستند كه‌ مهاجران‌ چه‌ مقام‌ و مرتبه‌ بزرگي‌ دارند، قطعا به‌ هجرت ‌مبادرت‌ مي‌ورزيدند.
اين‌ آيه‌ مؤمنان‌ زير فشار را به‌ هجرت‌ در راه‌ خدا(ج)  ترغيب‌ مي‌كند زيرا با هجرت‌ بود كه‌ اسلام‌ نيرومند شد.
ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: اين‌ آيه‌ درباره‌ شش‌ تن‌ از صحابه‌ نازل‌ شد كه‌ عبارت‌ بودند از: صهيب، بلال، عمار، خباب، عابس‌ و جبير كه‌ بردگان‌ آزاد شده‌ قريش‌ بودند و به‌خاطر عقيده‌شان‌ مورد شكنجه‌ قرار گرفتند تا سرانجام‌ هجرت‌ كردند. اما قتاده‌ مي‌گويد: اين‌ آيه‌ درباره‌ مهاجران‌ به‌ حبشه‌ نازل ‌شد كه‌ گروهي‌ نزديك‌ به‌ هشتاد تن‌ بودند و سپس‌ خداي‌ عزوجل‌ ايشان‌ را در سراي ‌نيكو ـ يعني‌ در مدينه‌ ـ جاي‌ داد. ابن‌عطيه‌ مي‌گويد: روايت‌ قتاده‌ در بيان‌ سبب ‌نزول‌ آيه‌ صحيح‌ است‌.
	سوره نحل آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانان‌ كه‌ صبر كردند» بر آزارهاي‌ مشركان‌ و بر تلخي‌ و دشواريهاي‌ هجرت ‌«و» مخصوصا «بر پروردگارشان‌ توكل‌ مي‌كنند» در تمام‌ امور خويش‌. پس‌ از آنجا كه‌ صبر و توكل‌ هر دو در آنان‌ جمع‌ شد لذا خداي‌ عزوجل‌ ايشان‌ را در دنيا و آخرت‌ عاقبت‌ به‌ خير گردانيد.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2260.txt"> آيه  43</a><a class="text" href="w:text:2261.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:2262.txt"> آيه  45-46-47</a><a class="text" href="w:text:2263.txt"> آيه  48</a><a class="text" href="w:text:2264.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:2265.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:2266.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:2267.txt"> آيه  52</a><a class="text" href="w:text:2268.txt"> آيه  53</a><a class="text" href="w:text:2269.txt"> آيه  54</a></body></html>آيه  182
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَنْ خَافَ مِن مُّوصٍ جَنَفاً أَوْ إِثْماً فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ هر كس‌ از اجحاف‌ يا گناه‌ وصيت‌كننده‌اي‌ ترسيد» جنف: گرايش‌ از حق‌ وعدل‌ به‌ سوي‌ خطا و اشتباه‌ و اثم: انحراف‌ عمدي‌ در وصيت‌ از جاده‌ عدل‌ وانصاف‌ است‌. مثال‌ آن‌ اين‌ است‌ كه‌ وصيت‌كننده‌ از ثلث‌ مال‌، بيشتر وصيت‌ كند، يا براي‌ فرد توانگري‌ وصيت‌ نمايد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «اجحاف‌ در وصيت‌، از گناهان‌ كبيره‌ است‌». آري‌! هر كس‌ مشاهده‌ كرد كه‌ وصيت‌ كننده‌ در وصيت‌ خود ستم‌ ياگناهي‌ را مرتكب‌ شده‌ است‌؛ «پس‌ ميانشان‌ اصلاح‌ آورد» يعني: آشفتگي‌ و اختلافي‌ را كه‌ ميان‌ ورثه‌ به‌سبب‌ آن‌ وصيت‌ ناروا واقع‌ شده‌ بود؛ به‌ اصلاح‌ آورد، بدين‌گونه‌ كه‌ آن‌ قسمت‌ از متن‌ وصيت‌ را كه‌ به‌ زيان‌ برخي‌ از ورثه‌ و مخالف‌ با شرع‌ خداوند(ج)  بود، ابطال‌ و آنچه‌ را كه‌ حق‌ بود - چون‌ وصيت‌ براي‌ نزديكان‌ غير ارث ‌برنده‌ - ابقا و اثبات‌ نمود، در اين‌ صورت‌ «بر او» يعني: بر شخصي‌ كه‌ با هدف‌ خير و اصلاح، در وصيت‌ تغيير ايجاد مي‌كند «گناهي ‌نيست‌ زيرا خدا آمرزنده‌ مهربان‌ است‌» بر كسي‌ كه‌ با هدف‌ خير و اصلاح، دروصيت‌ تغيير به‌ وجود مي‌آورد.[3]
 
[3] برای آشنایی با احکام تفصیلی وصیت به کتب فقه رجوع نمایید.سوره نحل آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و پيش‌ از تو جز مرداني‌ را كه‌ بديشان‌ وحي‌ مي‌كرديم