اگير، علم‌ وسيع ‌و ديگر اوصاف‌ جلال‌ و كمالش‌ «و اوست‌ عزيز» يعني: قدرتمند در ملكش، كه ‌در كمال‌ و مطلقيت‌ قدرتش‌ يگانه‌ است‌ «حكيم‌» است‌ و به‌ كمال‌ حكمت‌ در صنع ‌و آفرينش‌ موصوف‌ مي‌باشد، از اين‌ روي‌ به‌ بندگان‌ گمراه‌ و ستمگر خويش‌ مهلت ‌مي‌دهد.
	سوره نحل آيه  61
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَكِن يُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر خداوند مردم‌ را به‌ سبب‌ ستم‌ آنان‌ گرفتار مي‌كرد» مراد از مردم‌ در اينجا، كفار يا تمام‌ گنهكارانند. از جمله‌ ستم‌ كفار، يكي‌ هم‌ اين‌ ادعايشان‌ است‌ كه‌ بتان ‌دختران‌ خدايند. آري‌! اگر خداي‌ سبحان‌ مردم‌ را به‌ سبب‌ ستمشان‌ مؤاخذه ‌مي‌كرد: «هيچ‌ جنبنده‌اي‌ بر روي‌ زمين‌ باقي‌ نمي‌گذاشت‌» قتاده‌ مي‌گويد: «خداي‌ سبحان‌ در زمان‌ نوح‌ چنين‌ كرد و تمام‌ جانداراني‌ را كه‌ در روي‌ زمين ‌بودند ـ جز آنچه‌ در كشتي‌ حمل‌ شده‌ بود ـ همه‌ را هلاك‌ ساخت‌». بيهقي‌ نقل ‌مي‌كند: «ابوهريره‌(رض)  از مردي‌ شنيد كه‌ مي‌گويد؛ ستمگر جز به‌ خودش‌ زيان ‌نمي‌رساند. پس‌ در رد قول‌ وي‌ فرمود: به‌ خدا(ج)  سوگند چنان‌ نيست‌ كه‌ تو مي‌گويي‌ بلكه‌ حتي‌ مرغان‌ در آشيانه‌هاي‌ خود به‌ سبب‌ ظلم‌ ظالم‌ مي‌ميرند». درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «چون‌ خداوند(ج)  به‌ قومي‌ عذاب‌ را اراده‌ كند، به‌ همه ‌كساني‌ كه‌ در ميان‌ آن‌ قوم‌ هستند (اعم‌ از بدكار و نيكوكار) عذاب‌ درمي‌رسد، ليكن‌ پس‌ از آن، آنان‌ براساس‌ نيت‌ يا بر وفق‌ اعمال‌ خود برانگيخته‌ مي‌شوند».
دليل‌ اين‌كه‌ حق‌ تعالي‌ ظالم‌ و غير وي‌ و هيچ‌ جنبنده‌ ديگري‌ را بر روي‌ زمين ‌باقي‌ نمي‌گذاشت، درحالي‌كه‌ ستم‌ فقط از بعضي‌ صادر مي‌شود نه‌ از همه‌؛ اين ‌است‌ كه: ظالم‌ با گرفتار شدن‌ در چنبره‌ انتقام‌ و ديگران‌ هم‌ از شومي‌ ظلمش‌ نابود مي‌شوند؛ به‌ وسيله‌ خشكسالي‌ يا غير آن‌ از بلايا و كوبنده‌ها.
«ليكن‌» كيفر «آنان‌ را تا وقتي‌ معين‌» كه‌ وقت‌ انتهاي‌ حيات‌ و به‌ سررسيدن ‌عمرشان، يا ميعاد سررسيدن‌ عذاب‌شان، يا روز قيامت‌ است‌ «بازپس‌ مي‌اندازد پس‌ چون‌ اجلشان‌ فرارسد، نه‌ ساعتي‌ پس‌ و نه‌ ساعتي‌ پيش‌ افتند» تفسير نظير اين‌جمله، در (آيه‌34) از سوره‌ «اعراف‌» گذشت‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «خداوند(ج)  عمر چيزي‌ را كه‌ اجلش‌ فرارسد، به ‌تأخير نمي‌اندازد و جز اين‌ نيست‌ كه‌ افزودن‌ بر عمر، به‌ وسيله‌ فرزندان‌ شايسته‌اي ‌است‌ كه‌ خداوند(ج)  آنان‌ را به‌ بنده‌اش‌ ارزاني‌ مي‌دارد زيرا آنان‌ بعد از مرگش ‌برايش‌ دعا مي‌كنند و دعايشان‌ در حق‌ وي، در قبرش‌ به‌ وي‌ مي‌پيوندد. پس‌ اين ‌است‌ معني‌ افزودن‌ در عمر».
 
سوره نحل آيه  62
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَجْعَلُونَ لِلّهِ مَا يَكْرَهُونَ وَتَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْكَذِبَ أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنَى لاَ جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ الْنَّارَ وَأَنَّهُم مُّفْرَطُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چيزي‌ را كه‌ خوش‌ نمي‌دارند» نسبت ‌دادن‌ آن‌ را به‌سوي‌ خود «براي‌ خدا قرار مي‌دهند» يعني: دختران‌ را كه‌ محل‌ نفرتشان‌ است‌ به‌ خداي‌ سبحان‌ نسبت ‌مي‌دهند، داشتن‌ شريك‌ در ملك‌ و مال‌ را كه‌ براي‌ خود ناپسند مي‌دارند، به‌خداي‌ سبحان‌ نسبت‌ مي‌دهند و اگر كسي‌ به‌ فرستاده‌ آنها اهانت‌ كند، ناخشنود مي‌شوند درحالي‌كه‌ به‌ فرستادگان‌ خداي‌ سبحان‌ اهانت‌ روا مي‌دارند «و زبانشان‌ دروغ‌ پردازي‌ مي‌كند كه‌ نيكويي‌ از آن‌ ايشان‌ است‌» يعني: به‌ دروغ‌ مي‌پندارند كه ‌خصلت‌ نيك‌ ـ كه‌ به‌ ظنشان‌ اولاد ذكور است‌ ـ يا پاداش‌ نيك‌ بهشت، از آن‌ ايشان‌ است‌ «شكي‌ نيست‌ كه‌ آتش‌ براي‌ آنان‌ است‌» و اين‌ است‌ چيزي‌ كه‌ شايسته ‌آنهاست‌ نه‌ آنچه‌ كه‌ پنداشته‌اند «و آنان‌ در اين‌ راه‌ رها شدگانند» يعني: آنها در دوزخ‌ رها و فراموش‌ مي‌شوند. قتاده‌ در معني‌ (مفرطون‌) مي‌گويد: «آنها به‌سوي‌ آتش‌ دوزخ‌ پيشتازند و در وارد شدن‌ به‌ آن‌ شتاب‌ مي‌كنند».
 
	سوره نحل آيه  63
‏متن آيه : ‏
‏ تَاللّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سوگند به‌ خدا كه‌ همانا پيامبران‌ را به‌سوي‌ امت‌هاي‌ پيش‌ از تو فرستاديم‌ پس ‌شيطان‌ كردارهاي‌» پليد «شان‌ را برايشان‌ آراست‌» مانند كفر و تكذيب‌ و استهزا را «پس‌ امروز هم‌ همو يار اين‌ كافران‌ است‌» يعني: شيطان‌ در حال‌ حاضر نيز قرين‌ و همدمشان‌ است‌. به‌قولي: مراد اين‌ است‌ كه‌ شيطان‌ در روز قيامت‌ و در دوزخ‌ نيز يار و ياورشان‌ است‌. پس‌ اگر ياراي‌ ياري‌ دادن‌ را دارد، بايد از او ياري‌ بخواهند!! «و برايشان‌ عذابي‌ دردناك‌ است‌» در روز قيامت‌.
 
	آيه  184
‏متن آيه : ‏
‏ أَيَّاماً مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! برشما فرض‌ شده‌ است‌ «روزه‌ گرفتن‌ روزهاي‌ چند شمرده‌ شده‌» يعني: روزهاي‌ معلوم‌ و معين‌ اندكي‌ - براي‌ آسان‌گيري‌ بر شما. اين‌ ايام‌ معين‌ به‌ قول ‌جمهور مفسران، عبارت‌ از ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ است‌. ابن‌كثير نقل‌ مي‌كند: رسول‌ خداص بعد از هجرت‌ به‌ مدينه، از هر ماه‌ سه‌ روز را روزه‌ مي‌گرفتند و روزعاشورا را نيز روزه‌ مي‌گرفتند تا آن‌ كه‌ خداوند متعال‌ روزه‌ رمضان‌ را فرض‌ نمود. «پس‌ هر كس‌ از شما بيمار» بود و توان‌ روزه‌گرفتن‌ را نداشت، خوردن‌ براي‌ وي‌عزيمت‌ است‌ و اگر توان‌ آن‌ را داشت، ولي‌ همراه‌ با قبول‌ ضرر و مشقت، پس‌خوردن‌ روزه‌ براي‌ وي‌ رخصت‌ است‌ «يا» هر كس‌ از شما «در سفر باشد» سفري‌ به‌اندازه‌ مسافت‌ كوتاه‌كردن‌ نماز، يعني‌ (89) كيلومتر در نزد جمهورفقها و (96) كيلومتر در نزد حنفي‌ها «پس‌ لازم‌ است‌» بر وي‌ روزه‌ گرفتن‌ «شمار آن‌ از روزهاي‌ ديگر» كه‌ بايد آنها را در عوض‌ روزهايي‌ كه‌ خورده‌ است‌، روزه‌گرفته‌ و روزه‌هاي‌ فوت‌ شده‌ را قضا كند «و بر كساني‌ كه‌ روزه‌ طاقت‌فرساست‌» يعني: بر كساني‌كه‌ روزه‌ را به‌ دشواري‌ تحمل‌ مي‌كنند و تاب‌ و تحمل‌ آن‌ راندارند، چون‌ پيرمردان‌ كهنسال‌، زنان‌ با