عني‌: روزي‌ را بر برخي‌ از بندگانش‌ گشاد و فراخ‌ و بر برخي‌ ديگر چنان‌ تنگ‌ گردانيده‌ كه‌ قوت ‌لايموت‌ و طعمه‌ روز خود را نمي‌يابد پس‌ اين‌ يكي‌ را مالك‌ گردانيده‌ و آن‌ يكي‌را مملوك‌ و اين‌ از حكمت‌ بالغه‌ وي‌ است‌.
شهيد سيد قطب‌ در تفسير «في‌ ظلال‌ القرآن‌» پيرامون‌ اين‌ امر مي‌گويد: «برتري ‌دادن‌ در رزق، اسباب‌ و عللي‌ دارد كه‌ اين‌ اسباب‌ و علل‌ تابع‌ سنت‌ الهي ‌است‌ پس‌ گاهي‌ ممكن‌ است‌ كه‌ انسان‌ متفكر، دانشمند و اهل‌ خرد بوده‌ اما موهبتش‌ در كسب‌ روزي‌ محدود و اندك‌ باشد، از آن‌ روي‌ كه‌ او در ميدانهاي ‌ديگر داراي‌ مواهب‌ ديگري‌ است‌. گاهي‌ بر عكس‌ يك‌ انسان‌ كودن‌ و نادان‌ به‌ مال ‌و ثروتي‌ گسترده‌ دست‌ مي‌يابد اما بدانيد كه‌ اين‌ انسان‌ قطعا در اين‌ بعد خاص‌، ازموهبت‌ برخوردار است‌. پس‌ ساده‌لوحانه‌ است‌ اگر بپنداريم‌ كه‌ وسعت‌ رزق‌ وروزي‌، به‌ توانمندي‌ و استعداد انسان‌ ارتباطي‌ ندارد. البته‌ گاهي‌ هم‌ گشايش‌ وتنگي‌ در رزق، ابتلايي‌ از جانب‌ خداي‌ سبحان‌ است‌. به‌ هرحال، براساس‌ همين حكمت‌هاي‌ بالغه‌ است‌ كه‌ علاوه‌ بر تفاوت‌ در مال‌ و دارايي، در ساير ابعاد زندگي ‌انسانها نيز تفاوتهايي‌ قرار داده‌ شده‌ است‌؛ مانند تفاوت‌ در هوش، زيبايي، خرد، سلامتي، داشتن‌ اسم‌ زيبا و غيره‌...». به‌قولي‌ معني‌ آيه‌ اين‌ است: خداي‌ سبحان‌ به ‌مالكان‌ بردگان‌ بهتر از بردگانشان‌ روزي‌ داده‌ است، به‌دليل‌ اين‌ فرموده‌اش: «پس‌كساني‌ كه‌ فزوني‌ داده‌ شدند، بازگرداننده‌ روزي‌ خود بر مملوكان‌ خود نيستند» يعني: صاحبان‌ و مالكان‌ اموال، مال‌ و دارايي‌ خود را به‌ بردگان‌ خود نمي‌دهند «تا همه‌ آنان‌» يعني: مالكان‌ و مملوكان‌ «در آن‌» يعني: در روزي‌ و مال‌ و دارايي‌ «برابر باشند» پس‌ اي‌ مشركان‌! شما چگونه‌ بندگانم‌ را با من‌ شركايي‌ برابر قرار داده‌ وآنها را پرستش‌ مي‌كنيد، درحالي‌كه‌ خود بردگانتان‌ را شريك ‌مال‌ خويش ‌نمي‌گردانيد؟ «پس‌ آيا نعمت‌ خداوند را انكار مي‌ورزند» با شرك‌ آوردن‌ به‌ وي؟!
 
سوره نحل آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً وَجَعَلَ لَكُم مِّنْ أَزْوَاجِكُم بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خدا براي‌ شما از جنس‌ خودتان‌ همسراني‌ آفريد» كه‌ با آنان‌ انس‌ و الفت ‌مي‌گيريد و اگر همسرانتان‌ از نوعي‌ ديگر آفريده‌ مي‌شدند، آن‌ انس‌ و الفت‌ ومحبت‌ ميان‌ شما و آنان‌ برقرار نمي‌شد. پس‌ اين‌ از رحمت‌ حق‌ تعالي‌ بر شماست ‌«و براي‌ شما از زنانتان‌ فرزندان‌ و حفده‌اي‌ آفريد» حفده: نوادگان، يعني‌ فرزندان ‌فرزندانند. به‌قولي: حفده‌ فرزنداني‌اند كه‌ خدمت‌ پدر را مي‌كنند «و شما را از پاكيزه‌ها روزي‌ داد» كه‌ از آنها به‌ گوارايي‌ تمام‌ مي‌خوريد و لذت‌ مي‌بريد «آيا» بازهم‌ «به‌ باطل‌ ايمان‌ مي‌آورند» مراد از باطل: اين‌ عقيده‌ آنان‌ درباره‌ بتانشان‌ است ‌كه‌ نفع‌ و زيان‌ مي‌رسانند «و به‌ نعمت‌ خدا كفر مي‌ورزند» و آن‌ را به‌ غير وي‌ نسبت ‌داده‌ يگانگي‌ او را در بخشندگي‌ و نعمت‌ ارج‌ نمي‌گذارند؟.
 
	آيه  185
‏متن آيه : ‏
‏ شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ماه‌ رمضان‌» همان‌ ماهي‌ است‌ «كه‌ در آن‌ قرآن‌» در شب‌ قدر به‌ تمامي‌ و يكباره‌ از لوح‌ محفوظ به‌ بيت‌المعمور در آسمان‌ دنيا «فرو فرستاده‌ شده‌است‌» وسپس‌ جبرئيل‌(ع)  آن‌ را سوره‌به‌سوره‌ و آيه‌ به‌آيه‌ در مدت‌ بيست‌ و سه‌ سال‌ بر قلب ‌پيامبر اكرمص نازل‌ كرد. يا: اولين‌ آيات‌ آن‌ در ماه‌ رمضان‌ نازل‌ شد و نزول‌ اين‌آيات‌ در شب‌ قدر بود «كتابي‌ كه‌ مردم‌ را راهبر و» متضمن‌ «دلايل‌ آشكار هدايت‌است‌» كه‌ اين‌ دلايل‌ آشكار، مخصوص‌ به‌ آيات‌ محكم‌ آن‌ مي‌باشد «و» كتابي‌كه‌ «جداكننده‌ حق‌ از باطل‌ است‌» يعني: قرآن، ميزان‌ و معيار جداكننده‌ حق‌ از باطل‌است‌ «پس‌ هر كس‌ از شما اين‌ ماه‌ را دريابد» يعني: در آن‌ مقيم‌ باشد، نه‌ مسافر «بايد آن‌ را روزه‌ بدارد و كسي‌ كه‌ بيمار يا در سفر است‌» بايد به‌ شماره‌ آن، «تعدادي ‌از روزهاي‌ ديگر» را روزه‌ بگيرد و اگر در بخشي‌ از ماه، مقيم‌ و در بخشي‌ ديگرمسافر بود، روزه‌گرفتن‌ در ايام‌ اقامت‌ وي‌ برايش‌ حتمي‌ است، اما در سفر، رخصت‌ خوردن‌ دارد «خدا براي‌ شما آساني‌ مي‌خواهد و براي‌ شما دشواري‌نمي‌خواهد» به‌همين‌ جهت‌ است‌ كه‌ براي‌ مريض‌ و مسافر، رخصت‌ خوردن‌داده‌است‌.
بايد دانست‌ كه‌ يسر؛ يعني‌ آسان‌گيري‌ و عدم‌ سخت‌گيري، از مقاصد پروردگارسبحان‌ در تمام‌ امور دين‌ است‌ و رسول‌ خداص براي‌ تحقق‌ بخشيدن‌ به‌ اين‌مقصد، هميشه‌ به‌ آسان‌گيري‌ ارشاد و از سخت‌گيري‌ نهي‌ مي‌كردند، چنان‌كه‌ دراين‌ حديث‌ شريف‌ فرمودند: «يسروا ولا تعسروا، وبشروا و لاتنفروا: آسان‌ بگيريد و سخت‌ نگيريد و بشارت‌ دهيد و متنفر و پراكنده‌ نگردانيد».
«و مي‌خواهد كه‌ شماره‌ مقرر را تكميل‌ كنيد». لام‌ در (لتكملوا العده) براي‌ تعليل‌است، لذا معني‌ چنين‌ مي‌شود: به‌ اين‌ علت‌ در حالت‌هاي‌ بيماري‌ و سفر رخصت‌روزه‌ خوردن‌ را به‌ شما داديم‌ كه‌ به‌ شما آساني‌ را مي‌خواهيم‌ و مي‌خواهيم‌ كه ‌شماره‌ ايام‌ مقرر را تكميل‌ كنيد، پس‌ هر كس‌ به‌ سبب‌ عذر بيماري، يا سفر، نتوانست‌ آن‌ را با ادا تكميل‌ كند، بايد بعدا با قضا آن‌ را تكميل‌ نمايد، ازاين‌ رو، قضا نمودن‌ روزه‌ براي‌ مريض‌ و مسافر، به‌ منظور كامل‌ ساختن‌ شماره‌ ايام‌ ماه‌ وتكميل‌ اجر و پاداش‌ آنان‌ است‌ «و تا خدا را به‌ بزرگي‌ بستاييد» با روزه ‌گرفتن‌ و ذكر وي‌ در هنگام‌ كامل‌ ساختن‌ شمار ايام‌ روزه‌داري‌ «به‌ سپاس‌ آن‌ كه‌ رهنموني‌تان‌كرده‌ است‌» به‌ سوي‌ احكام‌ سراسر منفعت‌ بار، لذا عظمت‌ وي‌ و حكمت‌ بالغه‌اش ‌در اصلاح ‌نمودن‌ بندگانش‌ را به‌ ياد آوريد و بدانيد كه‌ او با مشروع‌ساختن‌ احكام‌ مورد نظر خويش، بندگانش‌ را تربيت‌ مي‌كند و مي‌سازد پس‌ احكام‌ وي‌ همه‌؛ ازنظر معنوي‌ 