 حسي‌ براي‌ ساختن‌ و تربيت‌ شخصيت‌ آنهاست‌ «و باشد كه‌شكرگزاري‌ كنيد» براي‌ خداوند(ج)  در برابر همه‌ اين‌ نعمتها و در برابر اين‌ كه‌ او به‌ هريك‌ از دو حالت‌ عزيمت‌ و رخصت، حق‌ آن‌ را در جايگاه‌ مقررش‌ داده‌ است‌.
جمهور علماي‌ اهل‌ تأويل‌ بر آنند كه‌ اين‌ آيه، دليل‌ بر مشروعيت‌ تكبير گفتن‌ درعيدفطر است‌. روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ برخي‌ از سلف، در شب‌ عيد فطر - ازهنگامي‌ كه‌ هلال‌ شوال‌ را مي‌ديدند تا هنگام‌ بيرون‌رفتن‌ امام‌ براي‌ نماز عيد - تكبير مي‌گفتند. لفظ تكبير در نزد امام‌ مالك‌ و گروه‌ ديگري‌ از علما اين‌ است‌ كه‌سه‌ بار «الله اكبر» بگويد. ولي‌ از علما الفاظ ديگري‌ چون: تكبير و تهليل‌ وتسبيح، هر سه‌ نقل‌ شده‌ است‌. اما درباره‌ وقت‌ و مدت‌ تكبير، از ابوحنيفه‌ و مالك‌نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ گفته‌اند: در عيدفطر از وقت‌ بيرون‌ آمدن‌ شخص‌ از خانه‌اش‌ تارسيدن‌ وي‌ به‌ مصلي‌ تكبيرگفتن‌ مستحب‌ است‌ و چون‌ نماز به‌ پايان‌ رسيد، عيد هم‌به‌ پايان‌ مي‌رسد. ولي‌ شافعي‌ واحمدبن‌ حنبل‌ مي‌گويند: تكبير گفتن، از وقت ‌غروب‌ خورشيد شب‌ عيد تا وقت‌ اداي‌ نماز عيد به‌ دنبال‌ نمازها و در هر وقت‌ديگري‌ مستحب‌ است‌[5].
 
[5] احکام تفصیلی روزه را در کتب فقه و فتوی بجویید

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2291.txt">آيه  73</a><a class="text" href="w:text:2292.txt"> آيه  74</a><a class="text" href="w:text:2293.txt"> آيه  75</a><a class="text" href="w:text:2294.txt">آيه  76</a><a class="text" href="w:text:2295.txt"> آيه  77</a><a class="text" href="w:text:2296.txt">آيه  78</a><a class="text" href="w:text:2297.txt">آيه  79</a></body></html>سوره نحل آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَهُمْ رِزْقاً مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ شَيْئاً وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌جاي‌ خداوند چيزهايي‌ را» يعني: معبوداتي‌ را «مي‌پرستند كه‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ مالك‌ روزي‌ دادن‌ آنان‌ از آسمانها و زمين‌ نيستند و توانايي‌ ندارند» در اين‌كه‌ آن‌ روزي ‌را مالك‌ گشته‌ و در آن‌ تصرف‌ كنند زيرا اين‌ معبودات‌ از جماداتند و هيچ‌ شعور و تواني‌ ندارند. پس‌ كسي‌ كه‌ اين‌ گونه‌ بيچاره‌ باشد، چگونه‌ لايق‌ آن‌ است‌ كه‌ مورد پرستش‌ قرار گيرد؟.
 
	سوره نحل آيه  74
‏متن آيه : ‏
‏ فَلاَ تَضْرِبُواْ لِلّهِ الأَمْثَالَ إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
و از آنجا كه‌ پرستشگران‌ غير خداي‌ سبحان‌ اين‌ پرستش‌ خود را با فلسفه‌بافي‌هاي‌ بي‌اساس‌ توجيه‌ كرده‌ و در اين‌ باره‌ مثل‌ مي‌زنند، خداي‌ سبحان ‌فرمود: «پس‌ براي‌ خدا مثل‌ نزنيد» يعني: براي‌ او مثل‌ و مانندي‌ قرار ندهيد زيرا او يگانه‌ است‌ و مثل‌ و مانندي‌ ندارد.
مشركان‌ مي‌گفتند: خداي‌ عالم‌ بزرگتر و بلندمرتبه‌تر از آن‌ است‌ كه‌ يكي‌ از ما مستقيما او را پرستش‌ نمايد، از اين‌روي‌ به‌ بتان‌ و ستارگان‌ توسل‌ جسته‌ آنها را وسيله‌ قرب‌ خود به‌ حق‌ تعالي‌ مي‌شناختند چنان‌كه‌ مردم‌ زيردست‌ و پايين‌مرتبه‌ به‌بزرگان‌ خدمت‌ مي‌كنند و باز آن‌ بزرگان‌ به‌ خدمت‌ شاه‌ مي‌پردازند «هرآينه‌ خداوند مي‌داند و شما نمي‌دانيد» او مي‌داند كه‌ همتايي‌ ندارد اما شما با جهل‌تان‌ برايش‌ همتا قائل‌ مي‌شويد.
 
	سوره نحل آيه  75
‏متن آيه : ‏
‏ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً عَبْداً مَّمْلُوكاً لاَّ يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقاً حَسَناً فَهُوَ يُنفِقُ مِنْهُ سِرّاً وَجَهْراً هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداوند(ج)  براي‌ رد و ابطال‌ شرك‌شان‌ دو مثل‌ مي‌زند؛ مثل‌ اول‌ اين ‌است: «خداوند مثلي‌ مي‌زند بين‌ برده‌اي‌ مملوك‌ كه‌ بر هيچ‌ كاري‌ قدرت‌ ندارد» كه‌ آن‌را انجام‌ دهد بنابراين‌ مالك‌ چيزي‌ هم‌ نيست‌ «و بين‌ كسي‌ كه‌ از سوي‌ خويش‌ به‌ وي ‌روزي‌ نيكو بخشيده‌ايم‌» از آزادگاني‌ كه‌ هم‌ مالك‌ اموال‌ است‌ و هم‌ هرگونه‌ كه‌ خواسته‌ باشد در اموال‌ خويش‌ تصرف‌ مي‌كند «پس‌ او از آن‌ روزي‌ خرج‌ مي‌كند» در راههاي‌ خير و انواع‌ امور پسنديده‌ «پنهان‌ و آشكارا» يعني: در هر وقتي‌ كه‌ خواسته‌ باشد، با تمام‌ اختيار و اراده‌ خود «آيا اين‌ دو برابرند؟» يعني: آيا آن‌ شخص‌ برده‌ و اين‌ شخص‌ آزاد كه‌ به‌ اوصاف‌ ذكر شده‌ موصوف‌ است، يكسان‌ و برابرند؟ مسلما برابر نيستند. پس‌ همچنين‌ بدانيد كه‌ پروردگار آفريننده‌ روزي‌دهنده، با بتان‌ جامدي‌ كه‌ مالك‌ هيچ‌ نفع‌ و زياني نبوده‌ و عاجزترين ‌موجودات‌ مي‌باشند، برابر نيست‌ «الحمد لله‌» همه‌ سپاس‌ها مخصوص‌ خداست‌؛ در برابر كمالاتش‌ «بلكه‌ بيشترشان‌ نمي‌دانند» اين‌ حقيقت‌ را تا فقط آن‌ ذاتي‌ را بپرستند كه‌ پرستش‌ شايسته‌ اوست‌ و تا آن‌ منعمي‌ را بشناسند كه‌ به‌ آنان‌ نعمت‌هاي‌ بزرگي‌ ارزاني‌ كرده‌ است‌.
 
سوره نحل آيه  76
‏متن آيه : ‏
‏ وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اما مثل‌ دوم: «و خدا مثلي‌ ديگر مي‌زند» براي‌ خود و براي‌ بتان‌ كه‌ از مثل‌ قبلي ‌روشنتر و آشكارتر است‌ «دو مرد هستند كه‌ يكي‌ از آنها گنگ‌ است‌» ابكم: ازسخن ‌گفتن‌ كاملا درمانده‌ و ناتوان‌ است‌. به‌قولي: ابكم‌ كسي‌ است‌ كه‌ بريده‌بريده‌ سخن‌ مي‌گويد و به‌ خوبي‌ قادر به‌ سخن‌ گفتن‌ نيست‌ «و هيچ‌ كاري‌ از او برنمي‌آيد» به‌ سبب‌ عدم‌ فهم‌ و عدم‌ قدرتش‌ بر نطق‌ و بيان‌ «و او سربار است‌ بر سرپرست‌ خويش‌» و بار دوش‌ سرپرست‌ و نزديكان‌ خويش‌ است‌ «هر جا كه‌ او را مي‌فرستد، هيچ‌ خيري‌ به‌ همراه‌ نمي‌آورد» زيرا او از هرگونه‌ تصرف‌ و كاركرد نيكي ‌عاجز است‌ و برايش‌ امكان‌ سخن‌ گفتن‌ هم‌ وجود ندارد «آيا اين‌ شخص‌» با اين ‌اوصافي‌ كه‌ دارد «با كسي‌ كه‌ به‌ عدل‌ فرمان‌ مي‌دهد» و داراي‌ هوش‌ و حواسي‌سالم‌ است‌ «و او خود» شخصا «بر راه‌ راست‌ است‌» يعني: بر دين‌ مستقيم‌ و پايدار و بر سيرت‌ و روشي‌ نيكو است‌ «برابر است‌؟» قطعا برابر نيست‌. هدف‌ از اين‌ مثل ‌نيز، امتناع‌ برابري‌ ميان‌ خداي‌ سبحان‌ و ميان‌ بتان‌ بي‌زبان، بي‌اختيار و ناتواني‌ است ‌كه‌ مشركان‌ آنها را شريك‌ خداي‌ سبحان‌ قرار مي‌دهند.
 
	سوره نحل آيه  77
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِلّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلاَّ كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ ال