 آنچه‌ كه‌ مقتضاي‌ اجابت‌ دعاء است‌. پس‌ مراد قرب‌ مكاني‌ نيست‌ «و دعاي‌ دعاكننده‌ را - به‌ هنگامي‌ كه‌ مرا بخواند - اجابت‌مي‌كنم‌». در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «إن الله تعالى ليستحيي أن يبسط العبد إليه يديه يسأله فيهما خيراً فيردهما خائبتين‌: همانا خداوند متعال‌ حيا مي‌كند از اين‌ كه‌ بنده‌ دستانش‌ را به‌ سوي‌ او به‌ دعا بردارد - در حالي‌كه‌ از او در آنها خيري‌مي‌خواهد - و او آنها را خالي‌ برگرداند». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه ‌رسول‌ خداص فرمودند: «ما من مسلم يدعو الله عزوجل بدعوة ليس فيها اثم ولا قطیعة رحم إلا أعطاه الله بها إحدى ثلاث خصال: إما أن يعجل له دعوته، وإما أن يدخره له في الأخرى، وإما أن يصرف عنه من السوء مثلها: هيچ‌ مسلماني‌ نيست‌ كه‌ در بارگاه‌خداوند(ج)  دعايي‌ بكند كه‌ در آن‌ دعا گناه‌ و قطع‌ رحمي‌ نيست، مگر اين‌ كه‌خداوند(ج)  به ‌وسيله‌ آن‌ دعا، به‌ وي‌ يكي‌ از سه‌ خصلت‌ زير را مي‌دهد: يا اين‌ كه‌دعايش‌ را به‌ طور عاجل‌ برايش‌ مستجاب‌ مي‌گرداند. يا اجر آن‌ را برايش‌ درآخرت‌ ذخيره‌ مي‌كند و يا اين‌ كه‌ بديي‌ را برابر آن‌ دعا از وي‌ باز مي‌دارد». جمهور علما بر آنند كه‌ دعا از مهمترين‌ مقام‌هاي‌ عبوديت‌ است‌ زيرا خداوند بزرگ‌ خودش‌ از ما خواسته‌ است‌ كه‌ او را به‌ دعا بخوانيم، كه‌ اين‌ خود بر فضل‌ واهميت‌ دعا دلالت‌ مي‌كند. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ نيز آمده‌ است‌ كه‌رسول‌ اكرمص فرمودند: «الدعاء مخ العبادة: دعا مغز عبادت‌ است‌».
از شرايط دعاكننده‌ اين‌ است‌ كه: 
1- به‌ قدرت‌ مطلقه‌ الهي‌ دانا بوده‌ و يقين‌ داشته‌ باشد كه‌ همه‌ اسباب‌ و وسايط درقبضه‌ تسخير وي‌ مي‌باشد.
2- با حضور قلب‌ و نيت‌ راستين‌ دعا كند زيرا خداوند(ج)  دعا را از قلبي‌ كه‌ غافل ‌باشد نمي‌پذيرد.
3- از خوردن‌ حرام‌ بپرهيزد.
4- از دعاكردن‌ ملول‌ و دلتنگ‌ نشود.
و از شرايط خود دعا اين‌ است‌ كه: 
1- دعا بايد از امور جايز بوده‌ و شرعا مطلوب‌ باشد.
2- دعا عليه‌ حقوق‌ مسلمانان‌ نباشد.
3- اوقات‌ دعا عبارت‌ است‌ از: وقت‌ سحر، وقت‌ افطار، مابين‌ اذان‌ و اقامه، مابين‌ ظهر و عصر روز چهارشنبه، وقت‌ بيچارگي‌ و پريشاني، حالت‌ سفر و بيماري، هنگام‌ نزول‌ باران‌ و هنگام‌ رويارويي‌ در جهاد في‌سبيل‌ الله كه‌ درباره‌ همه‌ اينها احاديث‌ و روايات‌ آمده‌ است‌. و چون‌ شروط دعا فراهم‌ شد، مورد اجابت‌ قرارمي‌گيرد.
«پس‌ آنان‌» يعني: بندگان‌ من‌ «بايد براي‌ من‌ فرمان‌برداري‌ كنند» يعني: مرابخوانند «و به‌ من‌ ايمان‌ آورند» يعني: ايمان‌ داشته‌ باشند به‌ اين‌ كه‌ چون‌ مرابخوانند، اجابتشان‌ مي‌گويم‌. يا معني‌ اين‌ است: بر ايمان‌ خويش‌ تداوم‌ و استحكام‌بخشند «باشد كه‌ راه‌ يابند» و اجابت‌ دعا شامل‌ راهيافتن‌ شخص‌ دعاكننده‌ به ‌اسباب‌ آن‌ نيز مي‌شود، يعني‌ خداوند متعال‌ براي‌ دعاكننده، راه‌هاي‌ رزق‌ و شفا وكاميابي‌ و تحقق‌ ديگر دعاهاي‌ وي‌ را هموار و آماده‌ مي‌سازد. ابن‌كثير مي‌گويد: «بيان‌ اين‌ آيه‌ در ميانه‌ احكام‌ روزه‌ - كه‌ بر انگيزاننده‌ مؤمنان‌ بر دعاء است‌ - ارشادي‌ است‌ بر اين‌ امر كه‌ بايد در هنگام‌ به‌ پايان ‌رساندن‌ رمضان‌ و در هنگام‌ هر افطاري، سخت‌ در دعا كوشيد، چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «للصائم‌ عندافطاره‌ دعوه‌ مستجابه‌: براي‌ روزه‌دار در هنگام‌ افطارش، دعايي‌ است‌ پذيرفته‌شده‌ و مستجاب‌».
 


سوره نحل آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّمَّا خَلَقَ ظِلاَلاً وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ الْجِبَالِ أَكْنَاناً وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِيلَ تَقِيكُم بَأْسَكُمْ كَذَلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خدا از آنچه‌ آفريده، به‌ سود شما سايه‌سارها پديد آورد» يعني: اشيايي‌ چون‌ درختان‌ و سقف‌ها را پديد آورد كه‌ از گرماي‌ خورشيد به‌ سايه‌ آنها پناه‌ مي‌بريد «و از كوهها براي‌ شما غارها پديد آورده‌» كه‌ بدانها از باران‌ در امان‌ مي‌مانيد. ابن‌كثير «أكنان‌» را به‌ دژها و قلعه‌ها معني‌ نموده، كه‌ اين‌ معني‌ دقيق‌تر و عام‌تر است‌ «و براي‌ شما تن‌پوشهايي‌ ساخت‌» كه‌ عبارتند از: پيراهن‌ و جامه‌هاي‌ ديگرساخته ‌شده‌ از پشم، پنبه، كتان‌ و غيره‌ «كه‌ شما را از گرما حفظ مي‌كند» و همچنين‌ ازسرما. مخصوصا از گرما ياد شد نه‌ از سرما، به‌ سبب‌ اكتفا به‌ ذكر يكي‌ از ضدين‌ از ذكر ديگري، چرا كه‌ نگه‌داري‌ از زيان‌ گرما امري‌ است‌ كه‌ انسان‌ گاهي‌ متوجه‌ آن‌ نمي‌شود پس‌ ذكر آن‌ لازم‌ بود. همچنان‌ محتمل‌ است‌ كه‌ عدم‌ ذكر سرما به‌ سبب ‌اين‌ باشد كه‌ آيه‌ كريمه فقط در مورد منت‌ نهادن‌ به‌ آن‌ چيزي‌ است‌ كه‌ از گرمامحافظت‌ مي‌كند «و» براي‌ شما «تن‌پوشهايي‌» آفريد «كه‌ شما را از آسيب ‌جنگتان‌ حمايت‌ مي‌كند» كه‌ عبارتند از: زره‌ها و جوشن‌هايي‌ كه‌ مردم‌ در جنگ ‌مي‌پوشند و به‌وسيله‌ آنها خود را از ضرب‌ و طعن‌ و تير دشمن‌ نگه‌ مي‌دارند «اين‌گونه‌ وي‌ نعمتش‌ را بر شما تمام‌ مي‌گرداند» با انواع‌ و اصناف‌ نعمت‌هايي‌ كه‌ در اينجا ذكر شد و با غير آن‌ از نعمت‌ها «تا باشد كه‌ منقاد شويد» و به‌ فرمانش‌ گردن ‌نهيد زيرا كسي‌كه‌ به‌ امعان‌ نظر و تأملي‌ درخور در اين‌ نعمت‌ها بنگرد، جز مسلمان ‌شدن‌ و گردن‌ نهادن‌ به‌ حق، راه‌ ديگري‌ در پيش‌ روي‌ او باقي‌ نمي‌ماند.
 
سوره نحل آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ اگر رويگردان‌ شدند» از پذيرش‌ تمام‌ اسلام «جز اين‌ نيست‌ كه‌ بر تو ابلاغ‌ و رساندن‌ آشكار است‌» و جز اين، چيز ديگري‌ بر عهده‌ تو نيست‌ زيرا خداوند متعال‌ تو را بر آن‌ مكلف‌ نساخته‌ كه‌ آنها را هر طوري‌ شده‌ به‌ ايمان‌ وادار كني‌.
 
	سوره نحل آيه  83
‏متن آيه : ‏
‏ يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللّهِ ثُمَّ يُنكِرُونَهَا وَأَكْثَرُهُمُ الْكَافِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«نعمت‌ خدا را مي‌شناسند» يعني: مي‌دانند كه‌ اين‌ حق‌ تعالي‌ است‌ كه‌ بر آنان ‌فضل‌ و منت‌ نهاده‌ اما «باز هم‌ منكر آن‌ مي‌شوند» با اعمال‌ وقيحانه‌ خود؛ از جمله‌ با پرستش‌ غير الله(ج)  و گفتن‌ سخنان‌ باطل‌ و بيهوده، مانند اين‌ سخن‌ كه: اين‌ نعمت‌ها بر اثر شفاعت‌ و ميانجيگري‌ بتان‌ به‌ ما ارزاني‌ شده‌ است‌ و اين‌كه: ما اين‌ نعمت‌ها را از پدرانمان‌ به‌ ارث‌ برده‌ايم‌! به‌هرحال، آنان‌ اين‌ نعمت‌ها را در راهي‌ كه ‌فراهم ‌آورنده‌ رضاي‌ پروردگار سبحان‌ باشد، به‌كار نمي‌گيرند «و بيشترين‌شان‌ كافرند