در عين‌ يقين‌ به‌ ناروابودن‌ ادعاي‌ خويش، فقط با تكيه‌ بر مهارت‌خود، يا وكلاي‌ دعوايش، به‌ دادگاه‌ مراجعه‌ نمايد و بايد بداند كه‌ مال‌ مؤمن‌ برايش‌ به‌ ناحق‌ حلال‌ نيست، هرچند قاضي‌ بدان‌ حكم‌ نمايد، بلكه‌ مؤمن‌ بايد قاضي‌حقيقي‌ را كه‌ خداوند احكم‌الحاكمين‌ است‌ مدنظر داشته‌ باشد. در حديث‌ شريف‌ به ‌روايت‌ ام‌سلمه‌ رضي‌الله عنها آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «ألا إنما أنا بشر وإنما يأتيني الخصم، فلعل بعضكم أن يكون الحن بحجته من بعض فاقضي له، فمن قضيت له بحق مسلم فإنما هي قطعة من نار، فليحملها أو ليذرها: هان‌! بدانيد كه‌ من‌هم‌ بشري‌ هستم‌ و شما نزد من‌ به‌ دادخواهي‌ مي‌آييد، پس‌ چه‌ بسا كه‌ بعضي‌ از شما در ارائه‌ حجت‌ خويش‌ از برخي‌ ديگر لحني‌ رساتر و بياني‌ شيواتر داشته‌ باشد و من‌ هم‌ برابر چيزهايي‌ كه‌ مي‌شنوم‌ به‌ نفع‌ وي‌ حكم‌ صادر مي‌كنم، لذا كسي‌ كه‌ من‌برايش‌ از حق‌ برادر مسلمانش‌ چيزي‌ حكم‌ كردم، بداند كه‌ آن‌ چيزي‌ جز پاره‌اي‌ ازآتش‌ نيست، در اين‌ صورت‌ او مختار است‌ كه‌ آن‌ را بر مي‌دارد يا كه‌ مي‌گذارد».
 
سوره نحل آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«شك‌ نيست‌ در اين‌كه‌ آنها در آخرت‌ همان‌ زيان‌كارانند» يعني: در خسران‌ و زيان ‌كامل‌ قراردارند و به‌ حدي‌ درآن‌ فرورفته‌اند كه‌ فوق‌ آن‌ ديگر حد و مرزي‌ متصور نيست‌.
 
	سوره نحل آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُواْ مِن بَعْدِ مَا فُتِنُواْ ثُمَّ جَاهَدُواْ وَصَبَرُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«از سوي‌ ديگر، پرودگارت‌ نسبت‌ به‌ كساني‌ كه‌ هجرت‌ كردند» از دار كفر به‌سوي ‌دار اسلام‌ «بعد از آن‌كه‌ مورد شكنجه‌ قرار گرفتند» يعني: بعد از آن‌كه‌ كفار آنان‌ را با شكنجه‌ و آزار به‌ فتنه‌ درافگندند و آنها در زير شكنجه‌ و فشار به‌ گفتن‌ كلمه‌ كفر مجبور شدند «سپس‌ جهاد كردند» در راه‌ خدا(ج)  «و صبر كردند» بر جهاد و برسختي‌هاي‌ تكليف‌ «بي‌گمان‌ پروردگارت‌ بعد از آن‌» افتادنشان‌ در فتنه‌ كفار «قطعا آمرزنده‌ و مهربان‌ است‌» زيرا آنها كلمه‌ كفر را به‌ اجبار و در زير شكنجه‌ كفار گفته‌اند و سينه‌ها و دلهايشان‌ پذيراي‌ كفر نگرديده‌ است‌. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: حق‌ تعالي‌ بر كساني‌ كه‌ مورد فتنه‌ و شكنجه‌ قرارگرفته‌ و از بيم‌ از دست‌ رفتن‌ جان ‌خود كلمه‌ كفر را بر زبان‌ آوردند و كار بدانجا انجاميد كه‌ سينه‌هايشان‌ هم‌ پذيراي‌ كفر شد، آمرزگار مهربان‌ است، چنانچه‌ به‌سوي‌ او توبه‌كار شده‌ و به‌ دار الهجره‌ پيامبرش‌ هجرت‌ كنند و همراه‌ با وي‌ عليه‌ دشمنان‌ دين‌ و دعوت‌ جهاد نمايند.
ابن‌كثير مي‌گويد: «اين‌ آيه‌ ناظر بر گروه‌ ديگري‌ از مسلمانان‌ است‌ كه‌ در مكه‌ به‌سر مي‌بردند و از زمره‌ مستضعفان‌ بوده‌ در ميان‌ قوم‌ خود هيچ‌ ارج‌ و مقامي ‌نداشتند، آنها در زير فشار زبونساز و زجرآور كفار سرانجام‌ به‌ فتنه‌ پيوستند اما آخرالامر امكان‌ هجرت‌ يافته‌ خود را از چنگ‌ آنان‌ رهانيده‌ و به‌ طلب‌ خشنودي‌ وآمرزش‌ الهي، سرزمين‌ و خانواده‌ و اموال‌ خود را ترك‌ كردند و به‌ سلك‌ مؤمنان‌ در آمده‌ با كفار جهادي‌ پايدارانه‌ نمودند، كه‌ پروردگار متعال‌ در اين‌ آيه‌ به‌ آنان ‌وعده‌ آمرزش‌ داد».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2333.txt">آيه  111</a><a class="text" href="w:text:2334.txt"> آيه  112</a><a class="text" href="w:text:2335.txt">آيه  113</a><a class="text" href="w:text:2336.txt"> آيه  114</a><a class="text" href="w:text:2337.txt">آيه  115</a><a class="text" href="w:text:2338.txt"> آيه  116</a><a class="text" href="w:text:2339.txt">آيه  117</a><a class="text" href="w:text:2340.txt">آيه  118</a></body></html>سوره نحل آيه  111
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌ روز كه‌ هر كس‌ دفاع‌كنان‌ از طرف‌ شخص‌ خود مي‌آيد» تا خود را از عذاب ‌نجات‌ دهد. يعني: هر انساني‌ در روز قيامت‌ فقط براي‌ نجات‌ و خلاصي‌ خودش ‌حجت‌ و عذر پيش‌ مي‌آورد و فقط به‌ خود مي‌انديشد و كسي‌ ديگر برايش‌ اهميتي ‌ندارد «و هر كس‌ به‌ جزاي‌ آنچه‌ كرده‌» از خير يا شر «بي‌ كم‌ و كاست‌ پاداش‌ مي‌يابد و بر آنان‌ ستم‌ نمي‌رود» يعني: نه‌ از پاداش‌ خير كاسته‌ مي‌شود و نه‌ بر كيفر شر افزوده ‌مي‌گردد.
	سوره نحل آيه  112
‏متن آيه : ‏
‏ وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَداً مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خدا شهري‌ را مثل‌ زده‌ است‌» اين‌ مثلي‌ است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ براي‌ مردم ‌مكه‌ زده‌ است‌ تا قريش‌ بيدار شود، به‌ خود آيد و بر گمراهي‌اش‌ استمرار نورزد.
به‌قولي‌ مراد از «قريه‌» در اينجا خود شهر مكه‌ است‌ كه‌ خداوند(ج)  آن‌ را براي ‌غير آن‌ از شهرهاي‌ ستمگر مثل‌ زده‌ است‌ و اين‌ در زماني‌ بود كه‌ رسول‌ خدا ص در حق‌ مكيان‌ دعاي‌ بد كردند و گفتند: «اللهم اشدد وطأتك على مضر واجعلها عليهم سنين كسني يوسف: بارالها! فشارت‌ را بر مضر سخت‌ كن‌ و آن‌ فشار را برآنان ‌قحطي‌اي‌ چون‌ قحطي‌ عهد يوسف‌ بگردان‌» پس‌ دعاي‌ رسول‌ خدا ص مستجاب‌ شد و آنان‌ به‌ قحطي‌ سختي‌ مبتلا شدند تا بدانجا كه‌ استخوانهاي‌ پوسيده ‌را مي‌خوردند. همچنين‌ اين‌ مثل، اندرز و هشداري‌ به‌ غير مكيان‌ است‌ كه‌ از مانند چنين‌ فرجامي‌ بپرهيزند.
آري‌! تأمل‌ كنيد در مثل‌ آن‌ شهر: «كه‌ امن‌ و امان‌ بود» و مردم‌ آن‌ نه‌ ترسي‌ داشتند، نه‌ نگراني‌ و هراس‌ و پريشان‌حالي‌اي‌ «روزيش‌ از هر سو به‌ خوشي‌ و فراواني ‌مي‌رسيد» يعني: سرزمين‌ هاي‌ دور و نزديك، نعمت‌هاي‌ خود را به‌سوي‌ مكه ‌گسيل‌ مي‌داشت‌ «پس‌ كافر شدند» مردم‌ آن‌ شهر به‌ خداي‌ سبحان‌ و پيامبرانش‌ و «به‌ نعمت‌هاي‌ خداوند» كه‌ برآنان‌ منت‌ نهاده‌ بود ناسپاسي‌ كردند «پس‌ خداوند به‌سزاي‌ آنچه‌ مي‌كردند، لباس‌ گرسنگي‌ و ترس‌ را بر آن‌» يعني: بر مردم‌ آن‌ شهر «چشانيد» و به‌وسيله‌ اين‌ عذاب‌ آنان‌ را چنان‌ لاغر و رمق‌ باخته‌ و فلاكت‌زده ‌ساخت‌ كه‌ گويي‌ اين‌ حال‌ بد، لباسي‌ است‌ كه‌ برتن‌ آنان‌ پوشانده‌ شده‌ است‌. اين‌گونه‌ بود كه‌ خداوند متعال‌ دو حالت‌ اول‌ را به‌ ضد آنها تبديل‌ نمود؛ يعني ‌گرسنگي‌ را به‌جاي‌ فراواني‌ و گشايش، و ترس‌ و هراس‌ را به‌جاي‌ امنيت‌.
 
سوره نحل آيه  113
‏متن آ