تَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلَا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( بديشان ) گفت : اي قوم من ! چرا پيش از تلاش و كوشش براي جلب خوبيها و نيكيها ( با عبادت و اطاعت از الله ) عجله براي بلاها و بديها داريد ( و عذاب و مجازات خدا را با شتاب خواستار مي‌گرديد ؟ ) . چرا نبايد از خدا طلب آمرزش كنيد تا مورد مرحمت قرار گيريد ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« السَّيِّئَةِ » : بدي . مراد عذاب خدا است . چرا كه قوم صالح مي‌گفتند : اي صالح ! اگر راست مي‌گوئي كه تو پيغمبري و عذاب خدا در كمين بزهكاران است ، آنچه را كه ما را از آن بيم مي‌دهي بر سر ما بياور ( نگا : اعراف‌ / 77 ) . « الْحَسَنَةِ » : نيكي ، مراد رحمت و نعمت حاصل از ايمان به خدا است . « لَوْلا » : اين واژه به معني ( هَلاّ ) و براي ترغيب و تشويق انجام كار بعد از خود به كار مي‌رود .‏
 
سوره نمل آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا اطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِندَ اللَّهِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏گفتند : ما تو را و كساني را كه با تو هستند به فال بد گرفته‌ايم ( و شوم و بدشگونتان مي‌دانيم . به سبب نحوست وجود شما است كه قحطي و خشكسالي گريبانگيرمان شده است . در پاسخ بديشان ) گفت : بدشانسي و بدبختي شما ( به خاطر اعمال خودتان ) از سوي خدا ( بر سرتان مي‌آيد و چنين مجازاتي را سبب شده ) است . بلكه ( بايد بدانيد اين هوشدارها و بيدارباشها آزمايشهاي الهي هستند ، و پيوسته با خوبيها و بديها ) شما مردمان مورد آزمايش قرار مي‌گيريد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِطَّيَّرْنَا » : به فال بد مي‌گيريم . نحس و شوم مي‌دانيم . اصل آن ( تَطَيَّرْنَا ) و از باب تفعّل است ( نگا : اعراف‌ / 131 ، يس‌ / 18 ) . « طَآئِرُكُمْ » : بدبختي و بدطالعي شما ( نگا : اعراف‌ / 131 ، اسراء / 13 ) . « تُفْتَنُونَ » : مورد آزمايش قرار مي‌گيريد ( نگا : عنكبوت‌ / 2 ) . عذاب داده مي‌شويد ( نگا : ذاريات‌ / 13 ، بروج‌ / 10 ) . گول زده مي‌شويد و از دين برگردانده مي‌شويد و گمراه مي‌گرديد ( نگا : نساء / 101 ، اعراف‌ / 27 ) .‏
 
سوره نمل آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در آن شهر ( كه حِجر نام داشت ) نُهْ گروهك بودند كه در سرزمين ( آنجا با آراء و تبليغ و خرابه كاري خود ) تباهي مي‌كردند و به اصلاح ( حال خويش و جامعه ) نمي‌پرداختند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْمَدينَةِ » : شهر . مراد حِجر است كه بين حجاز و شام واقع است و « مدائن صالح‌ » ناميده مي‌شود ( نگا : حجر / 80 ) . « رَهْطٍ » : گروهك ( نگا : هود / 91 و 92 ) . مراد نُهْ نفر از رؤساء قبائل و اشراف شهر است همراه با دار و دسته ايشان .‏
 
آيه  100
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُواْ لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ خدا شريكاني‌ از جن‌ قرار دادند» يعني: مشركان‌، شيطان‌هاي‌ جني‌ را شريك‌ خداي‌ عزوجل‌ پنداشته‌ و به‌ پرستش‌ و تعظيم‌ آنها پرداختند، همان‌گونه‌ كه‌ به‌ پرستش‌ و تعظيم‌ پروردگار مي‌پرداختند «حال‌ آن‌ كه‌ خداوند آنان‌ را آفريده‌ است‌» يعني: در حالي‌كه‌ به‌ قطعيت‌ مي‌دانند كه‌ خداوند(ج) جنيان‌ را آفريده‌است‌. يا: در حالي‌كه‌ مشركان‌ به‌طور قطع‌ مي‌دانند كه‌ خداي‌ عزوجل ‌آفريننده‌ آنهاست‌ پس‌ چگونه‌ ديگران‌ را با آفريدگار متعال‌ خود به‌ پرستش ‌مي‌گيرند؟ «و براي‌ او، پسران‌ و دختراني‌ تراشيدند» يعني: مشركان‌ در خيال‌ خود براي‌ خداوند متعال‌ پسران‌ و دختراني‌ برساختند زيرا ادعا كردند كه‌ فرشتگان ‌دختران‌ خدايند. نصاري‌ نيز ادعا كردند كه‌ مسيح‌(ع) پسر خداست‌، يهود هم‌ ادعا كردند كه‌ عزير پسر خداست‌ «بدون‌ علم‌» بلكه‌ از روي‌ جهل‌ خالص‌ و ناداني ‌محض‌ «او پاك‌ است‌» و مقدس‌ «و برتر است‌» و فراتر «از آنچه‌ وصف ‌مي‌كنند» برايش‌ از سخنان‌ باطل‌ و بي‌اساس‌.
 
	 سوره نمل آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا تَقَاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ وَأَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ مَا شَهِدْنَا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اين گروهكها كه آئين صالح عرصه بر آنان تنگ كرده بود ، به يكديگر ) گفتند : براي همديگر به خدا سوگند بخوريد كه بر صالح و خانواده‌اش شبيخون مي‌زنيم و آنان را به قتل مي‌رسانيم ، سپس به ولي دم او مي‌گوئيم كه ما در كشتن ( وي و ) خانواده‌اش شركت نداشته‌ايم و ( در آنچه مي‌گوئيم ) راستگوئيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَقاسَمُوا » : براي يكديگر سوگند بخوريد و قسم ياد كنيد . فعل امر است . اين واژه مي‌تواند فعل ماضي بوده و بدل از واو ( قَالُوا ) يا حال فاعل باشد ( نگا : تفسير آلوسي ) . « لَنُبَيِّتَنَّهُ » : قطعاً شبيخون مي‌زنيم . از مصدر ( تَبْيِيت ) به معني شبيخون زدن و حمله غافلگيرانه شبانه . « وَلِيِّهِ » : صاحب خون و ولي دم صالح ، از قبيل خويشان و نزديكان . « مَهْلِكَ » : هلاك . مصدر ميمي است . يا اين كه اسم مكان يا اسم زمان است . يعني ما چه رسد كه ايشان را نكشته‌ايم ، اصلاً بدانجا گام ننهاده و در آن زمان در محلّ قتل نبوده‌ايم . « مَهْلِكَ أَهْلِهِ » : مراد اين است كه كسي كه اتباع صالح را نكشد ، حتماً خود او را نيز نمي‌كشد . « مَا شَهِدْنَا » : حاضر نشده‌ايم . شركت نداشته‌ايم .‏
 
سوره نمل آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَكَرُوا مَكْراً وَمَكَرْنَا مَكْراً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ايشان نقشه مهمي‌كشيدند ( براي نابودي صالح و پيروان او ) و ما هم نقشه مهمي‌كشيديم ،  ( براي نجات او و پيروانش ) . در حالي كه ايشان خبر نداشتند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَكَرُوا » : نقشه كشيدند . توطئه كردند . به چاره‌جوئي پرداختند ( نگا : آل‌عمران‌ / 54 ، انفال‌ / 30 ) .‏
 
سوره نمل آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْنَاهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بنگر كه عاقبت ، توطئه ايشان چه شد ( و كار آنان به كجا كشيد ؟ عاقبت ، اين شد ) كه ما آنان و قوم ايشان همگي را نابود كرديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَنَّا دَمَّرْنَاهُمْ . . . » : مؤوّل به مصدر و بدل از ( عاقِبَةُ مَكْرِهِمْ ) است . يا خبر مبتداي محذوف مي‌باشد .‏
 
سوره نمل آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خَاوِيَةً بِمَا ظَلَمُوا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اين ، خانه‌هاي ايشان است كه بر اثر ظلم و ستم فرو تپيده است و خالي از سكنه شده است . مسلّماً در اين امر عبرت بزرگي است براي كساني كه آگاه و فهميده باشند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« خَاوِيَةً » : فروتپيده و ويران . خالي از سكنه ( نگا : بقره‌ / 259 ،