يه : ‏
‏ وَلَقَدْ جَاءهُمْ رَسُولٌ مِّنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ وَهُمْ ظَالِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌يقين، به‌سوي‌ آنان‌» يعني: به‌سوي‌ مردم‌ مكه، يا به‌سوي‌ شهري‌ كه‌ به‌ آن ‌مثل‌ زده‌ شده‌ است‌ «پيامبري‌ از خودشان‌ آمد» يعني: از جنسشان‌ كه‌ آنها او و نسبش‌ را نيك‌ مي‌شناختند «اما او را تكذيب‌ كردند» در پيامي‌ كه‌ به‌ همراه‌ آورده‌ بود «پس‌ عذاب‌ آنان‌ را فروگرفت‌» يعني: از سوي‌ خداي‌ سبحان‌ بر آنان‌ عذاب ‌فرود آمد «در حالي‌كه‌ ستمكار بودند» بر نفس‌هاي‌ خود، با درافگندن‌ خويش‌ در اين‌ عذاب‌ خفت‌بار.
 
	سوره نحل آيه  114
‏متن آيه : ‏
‏ فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلالاً طَيِّباً وَاشْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس، از آنچه‌ خدا روزيتان‌ داده‌ است، حلال‌ و پاكيزه‌ بخوريد» يعني: حلال‌ و پاكيزه‌ را بخوريد و پليدي‌ها را ترك‌ كنيد، كه‌ عبارتند از: گوشت‌ مردار (خودمرده‌)، خون‌ ريخته‌ و ديگر محرمات‌ بيان‌ شده‌ در شريعت‌ «و نعمت‌ خدا را» كه‌ بر شما ارزاني‌ داشته‌ «شكر گزاريد» و حقشناس‌ و سپاسگزار بشناسيد «اگر تنها او را مي‌پرستيد» نه‌ غير او را زيرا از مقتضيات‌ پرستش، شكر نعمت‌ اوست‌.
اما قرائتي‌ از دين‌ كه‌ عبادت‌ را با حرمان‌ از پاكيزگي‌ها و كناره‌جويي‌ از آنها همراه‌ مي‌كند، قرائت‌ و برداشت‌ اشتباهي‌ است‌ كه‌ با ديدگاه‌ اسلامي‌ در اين ‌موضوع‌ همخواني‌ و هماوايي‌ ندارد.
	سوره نحل آيه  115
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالْدَّمَ وَلَحْمَ الْخَنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداوند(ج)  به‌ بيان‌ محرمات‌ پرداخته‌ مي‌فرمايد: «جز اين‌ نيست‌ كه‌ خدا مردار و خون‌ و گوشت‌ خوك‌ و آنچه‌ را كه‌ نام‌ غير خدا بر آن‌ برده‌ شده‌ بر شما حرام‌ گردانيده‌ است‌ اما اگر كسي‌ به‌ خوردن‌ آنها ناگزير و مضطر شود و تجاوزكار و زياده‌خواه‌ نباشد، قطعا خدا آمرزنده‌ مهربان‌ است‌» تفسير نظير اين‌ آيه‌ در سوره‌ «بقره/‌173» گذشت‌.
 
	سوره نحل آيه  116
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلاَلٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» اي‌ مشركان‌! و اي‌ همه‌ فروافتادگان‌ در ورطه‌ حرام‌! «براي‌ آنچه‌ كه‌ زبان ‌شما به‌ دروغ‌ مي‌پردازد» و برآن‌ هيچ‌ حجتي‌ نداريد «نگوييد كه‌ اين‌ حلال‌ است‌ و آن ‌حرام‌ تا بر خدا دروغ‌ بنديد» يعني: تحليل‌ و تحريم‌ را به‌ حق‌ تعالي‌ ـ بي‌ آن‌كه‌ از جانب‌ وي‌ باشد ـ نسبت‌ ندهيد تا بدين‌گونه‌ بر او دروغ‌ بنديد پس‌ بدانيد كه‌ تحليل‌ و تحريم‌ و مشروع‌ساختن‌ احكام‌ دين، تنها حق‌ خداوند متعال‌ است‌ و بنابراين، احدي‌ از بشر را نسزد كه‌ حكم‌ ديني‌اي‌ را از جانب‌ خود بنيان‌ گزارد و اگر بشري ‌چنين‌ كرد و حكم‌ ديني‌اي‌ را از نزد خود مرسوم‌ ساخت، سپس‌ آن‌ را به‌خداوند(ج)  نسبت‌ داد، اين‌ كار وي‌ ـ مضاف‌ بر گناه‌ حرام‌ و حلال‌سازي‌ ـ متضمن‌ گناه‌ افترا و دروغ ‌بستن‌ بر خداوند متعال‌ نيز هست‌ «بي‌گمان‌كساني‌ كه‌ بر خدا دروغ‌ مي‌بندند، رستگار و مفلح‌ نمي‌شوند» نه‌ در دنيا و نه‌ درآخرت‌. فلاح: دست ‌يافتن‌ به‌ مطلوب‌ است‌.
از ابي‌نضره‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ گفت: «چون‌ اين‌ آيه‌ از سوره‌ نحل‌ را خواندم، از آن‌ زمان‌ به‌ بعد هميشه‌ از فتوا دادن‌ مي‌ترسم‌». ابي‌نضره‌ راست ‌مي‌گويد زيرا اين‌ آيه‌ با عموميتي‌ كه‌ دارد، شامل‌ فتاواي‌ همه‌ كساني‌ كه‌ برخلاف ‌كتاب‌ خدا(ج)  و سنت‌ رسولش‌ ص فتوا مي‌دهند، مي‌شود همان‌ گونه‌ كه‌ بسياري‌ از ترجيح‌دهندگان‌ و مقدم‌ دارندگان‌ رأي‌ بر روايت، يا جاهلان‌ به‌ علم‌ كتاب‌ و سنت ‌در اين‌ ورطه‌ درمي‌افتند. پس‌ شايسته‌ اين‌ است‌ كه‌ چنين‌ كساني‌ از فتوا دادن‌ بازداشته‌ شوند و از جهالت‌هايشان‌ منع‌ گردند زيرا آنان‌ بي‌ داشتن‌ علمي‌ از سوي‌ حق‌ تعالي، يا رهنمود و حجتي‌ روشن‌ فتوي‌ مي‌دهند پس‌ به‌ علاوه‌ اين‌كه‌ خود گمراه‌ مي‌شوند، ديگران‌ را نيز گمراه‌ مي‌سازند. بدين‌جهت‌ بود كه‌ ائمه‌ فقه‌ در فتوا دادن‌ سخت‌ احتياط مي‌كردند چنان‌كه‌ امام‌ ابوحنيفه: مي‌گويد: «اگر اداي ‌مسئوليت‌ نمي‌بود، فتوا نمي‌دادم‌ زيرا چه‌ سود از امري‌ كه‌ گوارايي‌هاي‌ آن‌ از ديگران‌ و مظلمه‌ آن‌ از آن‌ ما باشد».
 
	سوره نحل آيه  117
‏متن آيه : ‏
‏ مَتَاعٌ قَلِيلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«برخورداري‌ اندكي‌ است‌» يعني: اين‌كه‌ بر اساس‌ هواي‌ نفس‌ خويش‌ چيزهايي ‌را حرام‌ يا حلال‌ مي‌گردانند، برايشان‌ بهره‌ و برخورداري‌ اندكي‌ است‌ «و سپس ‌عذابشان‌ دردناك‌ است‌» در آخرت‌.
آيه‌ كريمه‌ دلالت‌ مي‌كند بر اين‌كه‌ حرام‌ و حلال ‌كردن‌ اشياء بر اساس‌ هوي‌ نفس، كفر است‌.
آيه  189
‏متن آيه : ‏
‏ يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوْاْ الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اين‌ آيه‌ كريمه‌، تكميل‌كننده‌ احكام‌ روزه‌ است‌ زيرا روزه‌ و افطار هر دو به‌رؤيت‌ هلال‌ بستگي‌ دارند.
«درباره‌ هلالهاي‌ ماه‌ از تو مي‌پرسند». ابن‌عباس‌(رض)  در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: اين‌ آيه‌ كريمه‌ درباره‌ معاذبن‌ جبل‌(رض) و ثعلبه‌بن‌ غنم‌(رض) - دو تن‌ از انصار - نازل‌شد كه‌ گفتند: يا رسول‌ الله! چرا ماه‌ همانند رشته‌ نخ‌ باريكي‌ نمايان‌ مي‌شود وسپس‌ بزرگ‌ و بزرگتر مي‌گردد تا كه‌ تبديل‌ به‌ ماه‌ تمام‌ مي‌شود و باز يك‌بار ديگر، قرص‌ آن‌ رو به‌ كاستي‌ و باريكي‌ مي‌گذارد تا به‌ همان‌ شكل‌ اوليه‌ خودبازمي‌گردد، چرا قرص‌ ماه‌ به‌ يك‌ حالت‌ واحدي‌ نيست؟ اين‌ بود كه‌ خداوند متعال‌ به‌ اسلوب‌ حكيمانه‌ خويش‌، از حكمت‌ هلالهاي‌ ماه‌ به‌ آنها خبر داد نه‌ ازحقيقت‌ آن‌ سؤال‌ زيرا پاسخ‌دادن‌ به‌ آن، مفيد فايده‌اي‌ نيست، بدان‌ جهت‌ كه‌رسول‌خداص نه‌ معلم‌ نجوم‌ برانگيخته‌ شده‌اند و نه‌ آموزگار علوم‌ كيهاني، پس ‌بهتر اين‌ است‌ كه‌ پاسخ‌ سؤال‌، به‌ حكمت‌ و هدف‌ تغيير شكل‌ هلال‌ بپردازد تا به ‌ماهيت‌ آن‌. «بگو: آن، وقت‌نماي‌ مردم‌ و مو