م‌ حج‌ است‌» هلال‌ ماه، وقت‌نما وگاه‌شمار مردم‌ است‌ در زمان‌ سر رسيد بدهكاريهايشان‌ و در موسم‌ روزه، نماز، افطار، عده‌ زنان، مناسك‌ حج‌ و در همه‌ معاملات‌ و قراردادهايي‌ كه‌ مدت‌داراست‌. «و نيكي‌ آن‌ نيست‌ كه‌ از پشت‌ خانه‌ها درآييد» در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آن‌ روايت‌شده‌ است: انصار وقتي‌ به‌ حج‌ يا عمره‌ احرام‌ مي‌بستند، قبل‌ از تمام‌كردن‌ حج، ازدر خانه‌هاي‌ خود وارد نمي‌شدند تا سقف‌ خانه‌ ميان‌ آنان‌ و آسمان‌ حايل‌ نگردد زيرا براين‌ باور بودند كه‌ هيچ‌ چيز نبايد ميان‌ فرد محرم‌ و آسمان‌ حايل‌ گردد، اما قريش‌ خود را «احمسي‌»، يعني‌ در دين‌ خويش‌ سرسخت‌ و حماسي‌ مي‌دانستند وبراي‌ خود امتياز ويژه‌اي‌ قايل‌ گشته‌ درحال‌ احرام‌ از در وارد منازل‌ مي‌شدند، پس‌خداوند متعال‌ اين‌ رسم‌ غلط و اين‌ تبعيض‌ ناروا را برانداخت‌ و فرمود؛ اين‌ كار هرگز نشانه‌ نيكي‌ نيست‌ «بلكه‌ نيكي‌ آن‌ است‌ كه‌ كسي‌ تقوي‌ پيشه‌ كند» يعني: نيكي‌؛ نيكي‌ آن‌كسي‌ است‌ كه‌ تقوي‌ پيشه‌ كرده‌ و از خدا پروا كند؛ با ترك‌ مخالفت‌ وي ‌«و به‌ خانه‌ها از در ورودي‌ آنها درآييد» در حال‌ احرام‌ نيز، همچون‌ غير آن‌ از اوقات‌ديگر «و از خدا بترسيد، باشد كه‌ رستگار شويد» يعني: از مجازات‌ نجات‌ يابيد.
 
سوره نحل آيه  118
‏متن آيه : ‏
‏ وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا مَا قَصَصْنَا عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از آن‌كه‌ خداوند(ج)  حلال‌ها، حرام‌ها و رخصت‌ها بر امت‌ محمد ص را بيان‌ كرد، اينك‌ به‌ بيان‌ محرمات‌ بر يهود ـ قبل‌ از نسخ‌ شريعتشان‌ ـ مي‌پردازد تا مسلمانان‌ آن‌ آساني‌ را با اين‌ سختي‌ مقايسه‌ كرده‌ و شكرگزار نعمت‌ حق‌ تعالي‌ برخود باشند: «و بر يهوديان‌ حرام‌ گردانيديم‌» يعني: مخصوصا برآنان‌ حرام‌ گردانيديم‌ نه‌ بر غيرشان‌ «آنچه‌ را پيشتر بر تو خوانده‌ايم‌» با اين‌ فرموده‌ خويش: ‏ وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا: و بر يهوديان‌ هر حيوان‌ چنگال ‌داري‌ را حرام‌ گردانيديم‌ و از گاو و گوسفند پيه‌ آن‌ دو را بر آنان‌ حرام‌ گردانيديم، به‌ استثناي‌ پيه‌هايي‌ كه‌ بر پشت‌ آن‌ دو يا بر روده‌هاست، يا آنچه‌ با استخوان‌ درآميخته‌ است‌) «انعام/‌146». يعني: تمام‌ محرمات‌ از اغذيه‌ وخوراكي‌ها كه‌ خداوند(ج)  آنها را در قرآن‌ و در تورات‌ بر همه‌ مردم‌ يا مخصوصا بر يهود حرام‌ گردانيده، همان‌ است‌ كه‌ در آيه‌ (115) اين‌ سوره‌ و آيه‌ (146) سوره‌ «انعام‌» براي‌ شما بيان‌ كرده‌ايم‌ پس‌ حكم‌ حرمت‌ آنچه‌ را كه‌ بجز اينها حرام‌گردانيده‌ايد، از كجا آورده‌ايد؟ «و ما بر آنان‌» يعني: بر يهوديان‌ «ستم ‌نكرديم‌» با اين‌ تحريم‌ زيرا اين‌ جزاي‌ سركشي‌ خودشان‌ بود «بلكه‌ آنها به‌ خود ستم ‌مي‌كردند» از آنجا كه‌ خودشان‌ اسباب‌ و مقدمات‌ اين‌ تحريم‌ را فراهم‌ كردند و ما هم‌ اين‌ چيزها را به‌ عنوان‌ مجازاتي، برآنان‌ حرام‌ گردانيديم‌.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2342.txt">آيه  119</a><a class="text" href="w:text:2343.txt">آيه  120</a><a class="text" href="w:text:2344.txt"> آيه  121</a><a class="text" href="w:text:2345.txt"> آيه  122</a><a class="text" href="w:text:2346.txt">آيه  123</a><a class="text" href="w:text:2347.txt">آيه  124</a><a class="text" href="w:text:2348.txt">آيه  125</a><a class="text" href="w:text:2349.txt"> آيه  126</a><a class="text" href="w:text:2350.txt"> آيه  127</a><a class="text" href="w:text:2351.txt">آيه  128</a></body></html>سوره نحل آيه  119
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُواْ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«با اين‌ همه‌ پروردگار تو نسبت‌ به‌ كساني‌ كه‌ به‌ ناداني‌» يعني: از روي‌ غلبه‌ شهوت‌ و به‌ انگيزه‌ لذت‌ هوي‌ نه‌ عصيان‌ مولي‌ «مرتكب‌ گناه‌ شده‌ اند، سپس‌ بعد از آن‌» يعني: بعد از ارتكاب‌ عمل‌ گناه‌ «توبه‌ كرده‌ و اصلاح‌ كرده‌اند» آن‌ بخش‌ از اعمالشان‌ را كه‌ به‌ فسادي‌ آلوده‌ بوده‌ است‌ «بي‌گمان‌ پروردگار تو بعد از اين‌» توبه‌ و اصلاح‌ «آمرزگار مهربان‌ است‌» تفسير نظير اين‌ آيه‌ در سوره‌ «نساء/17 » گذشت‌.
 
سوره نحل آيه  120
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتاً لِلّهِ حَنِيفاً وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ راستي‌ ابراهيم‌ يك‌ امت‌ بود» به‌ تنهايي‌ خود، به‌ سبب‌ كمال‌ وي‌ در اوصاف‌ خير. يعني: او امامي‌ بزرگوار و پيشوايي‌ مطيع‌ بود كه‌ بدو اقتدا مي‌شود. يا او به ‌اين‌ معني‌ امت‌ بود كه‌ نشانه‌ راهنما و مناره‌اي‌ از مناره‌هاي‌ خير و خوبي‌ و كمال‌ و هدايت‌ بود. يا به‌ اين‌ معني‌ كه‌ جامع‌ خصلت‌هاي‌ خير بود. يا او به‌ آنچه‌ كه‌ خداوند متعال‌ برايش‌ از شريعت‌ها آموخته‌ بود، عالم‌ بود «براي‌ خداوند قانت ‌بود» يعني: ابراهيم‌(ع) انسان‌ مطيعي‌ بود كه‌ بيم‌ و خشيت‌ الله(ج)  بر اعضا و اندامهاي ‌وجودش‌ حاكم‌ شده‌ بود «حنيف‌ بود» يعني: از اديان‌ باطل‌ به‌سوي‌ دين‌ حق‌گرايش‌ يابنده‌ بود «و از مشركان‌ نبود» به‌ خداي‌ سبحان، بر خلاف‌ ادعاي‌ كفار قريش‌ كه‌ مي‌پندارند او بر دين‌ باطلشان‌ بوده‌ است‌.
 
	سوره نحل آيه  121
‏متن آيه : ‏
‏ شَاكِراً لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
همچنين‌ ابراهيم‌(ع) «نعمت‌هاي‌ خداوند را» كه‌ بر او منت‌ نهاده‌ بود «شكرگزار بود، خدا او را برگزيد» به‌ نبوت‌ «و به‌ راهي‌ راست‌ هدايتش‌ كرد» كه‌ آيين‌ اسلام‌ و دين‌ حق‌ است‌.
 
	سوره نحل آيه  122
‏متن آيه : ‏
‏ وَآتَيْنَاهُ فِي الْدُّنْيَا حَسَنَةً وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در اين‌ دنيا به‌ او حسنه‌ عطا كرديم‌» يعني: خصلت‌ حسنه، كه‌ به‌قولي: عبارت ‌از فرزند صالح‌؛ به‌قولي: عبارت‌ از نبوت‌؛ و به‌قولي: عبارت‌ از اين‌ است‌ كه‌ تمام‌ اهل‌ اديان‌ به‌ ولايت‌ و دوستي‌ وي‌ مي‌نازند و هوادار وي‌ اند. ابن‌كثير مي‌گويد: «يعني‌ براي‌ ابراهيم‌(ع) خير دنيا را از تمام‌ آنچه‌ كه‌ مؤمن‌ در اكمال‌ زندگي ‌پاكيزه‌اش‌ بدان‌ نيازمند است، گرد آورديم‌». و همه‌ اين‌ اقوال‌ صحيح‌ است‌ «وهرآينه‌ او در آخرت‌» نيز «از شايستگان‌ است‌».
بدين‌سان‌ خداوند(ج)  در سه‌ آيه، ابراهيم‌ خليلش‌ را با نه‌ وصف‌ مدح‌ و ستايش ‌كرد. شكي‌ نيست‌ كه‌ گرد آمدن‌ اين‌ اوصاف‌ در يك‌ انسان، از او نمونه‌ و الگويي ‌از يك‌ مسلمان‌ كامل‌ مي‌سازد، بدين‌ جهت