 آيه : ‏
‏ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِن قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هركجا بر آنان‌ دست‌ يافتيد، آنان‌ را بكشيد و از آنجاكه‌ شما را بيرون‌ راندند» يعني: از مكه‌ «آنان‌ را بيرون‌ برانيد و فتنه‌ از قتل‌ بدتر است‌» يعني: فتنه‌اي‌ كه‌ آنهاخواستند تا شما را به‌ آن‌ دراندازند - كه‌ عبارت‌ از برگردانيدنتان‌ به‌ كفر و شرك‌است‌ - سخت‌تر و بدتر از كشتن‌ است‌. يا مراد اين‌ است: شرك‌ مشركان‌، بدتر ازقتلي‌ است‌ كه‌ آن‌ را بزرگ‌ مي‌پندارند. يا مراد از فتنه، انواع‌ آزار و شكنجه‌اي‌ بود كه‌ مشركان‌ عليه‌ مسلمانان‌ به‌ كار مي‌بردند. گروهي‌ از علما گفته‌اند: اين‌ آيه‌ كريمه ‌مفيد آن‌ است‌ كه: جنگيدن‌ در صورتي‌ براي‌ شما جايز است‌ كه‌ كفار با شما بجنگند، سپس‌ اين‌ حكم‌، با آيه: ﴿ وقَاتِلُواْ الْمُشْرِكِينَ كَآفَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَآفَّةً﴾ «توبه‌ /36»، و نيز آيات‌ «5، 29،123»از همان‌ سوره‌ منسوخ‌ شد. اما ابن‌عباس، عمربن‌عبدالعزيز و مجاهد بر آنند كه‌ آيه‌ كريمه‌ محكم‌ است‌ و منسوخ‌ نيست‌ و مراد آن‌اين‌ است‌: با كفاري‌ كه‌ با شما در حال‌ جنگ‌ هستند بجنگيد، اما با كشتن‌ زنان‌ وكودكان‌ و كشيشان‌ مرتكب‌ تجاوز نشويد. ابن‌كثير و امام‌ رازي‌ نيز بر قول‌ به‌ نسخ‌اشكال‌ وارد كرده‌اند. و در اين‌ كه‌ آيا سبب‌ جنگ‌ مسلحانه‌ اسلامي‌ (جهاد)، دفع‌ آزار و تجاوز است‌ يا محو كفر؟ جمهور فقها بر قول‌ اول‌ و شافعي‌ و جمعي‌ ديگربر قول‌ دوم‌اند، و هر يك‌ هم‌ دلايل‌ خود را دارند[7]. «و در مسجدالحرام‌»يعني: در سرزمين‌ حرم‌ «با آنان‌ نجنگيد» حرم: شامل‌ شهر مكه‌ و پيرامون‌ آن‌ تااماكن‌ نشانه‌گذاري‌ شده‌ در عرفات‌ و تنعيم‌ و غير آن‌ كه‌ محدوده‌ سرزمين‌ حرم‌ رامشخص‌ مي‌كنند، مي‌باشد «مگر آن‌ كه‌ آنان‌ در آنجا با شما بجنگند، پس‌ اگر با شماجنگيدند، آنان‌ را بكشيد كه‌ كيفر كافران‌ چنين‌ است‌» يعني: اگر آنها آغازگر جنگ‌در حرم‌ بودند، شما نيز از جنگيدن‌ در حرم‌ پروا نكنيد و با آنان‌ بجنگيد.
ابن‌ عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيات‌ مي‌گويد: اين‌ آيات‌ در صلح‌ حديبيه‌ نازل‌شد زيرا خطر آن‌ متصور بود كه‌ مشركان‌ در سال‌ بعد به‌ پيمان‌ خود وفا نكرده‌ ومسلمانان‌ را از ورود به‌ حرم‌ بازدارند و جنگ‌ را آغاز كنند.
 
[7] نگاه کنید به تفسیر المنیر 2/187 سوره إسراء آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ مَّنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هر كس‌ به‌ راه‌ آمد، جز اين‌ نيست‌ كه‌ به‌ نفع‌ خود راهياب‌ شده‌ است‌» يعني‌: ثواب ‌راهيابي‌ كسي‌ كه‌ با تلاش‌ و كوشش‌ مجدانه‌ به‌ هدايت‌ دست‌ يافته‌ است‌، به‌ خودش ‌تعلق‌ مي‌گيرد «و هركه‌ گمراه‌ شد پس‌ جز اين‌ نيست‌ كه‌ به‌ زيان‌ خود گمراه ‌مي‌شود» يعني‌: فرجام‌ گناه‌ و گمراهي‌ وي‌ مربوط به‌ خودش‌ هست‌ «و هيچ ‌بردارنده‌اي‌ بار گناه‌ ديگري‌ را برنمي‌دارد» بلكه‌ هر انساني‌ بار گناهش‌ را خودش‌ برمي‌دارد و هيچ‌ كس‌ ديگري‌ به‌جايش‌ اين‌ بار را برنمي‌دارد. وزر: بار و سنگيني‌ است‌، كه‌ مراد از آن‌ در اينجا گناه‌ است‌.
اين‌ آيه‌ بيانگر اصل‌ مسئوليت‌ شخصي‌ و فردي‌ است‌ كه‌ پروردگار متعال‌ از روي‌ عدل‌ و رحمتش‌ آن‌ را وضع‌ كرده‌ است‌.
از ابن‌عباس‌(رض)  در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: اين‌ آيه‌ درباره ‌وليدبن‌مغيره‌ نازل‌ شد آن‌گاه‌ كه‌ به‌ مردم‌ مكه‌ گفت‌: به‌ محمد كافر شويد و گناه ‌همگي‌ شما بر دوش‌ من‌! «و ما عذاب‌كننده‌ نيستيم‌  مگر آن‌كه‌ پيامبري‌ را بفرستيم‌» اين‌ حقيقت‌ نيز از عدل‌ حق‌ تعالي‌ خبر مي‌دهد.
علما گفته‌اند: كساني‌ كه‌ در زمان‌ انقطاع‌ پيامبران‌ (عهد فترت‌) يا در طفوليت‌ ـ قبل‌ از آن‌كه‌ به‌ سن‌ تكليف‌ برسند ـ مرده‌اند، چنين‌ كساني‌ در عرصات‌ قيامت ‌مورد آزمايش‌ و امتحان‌ قرار مي‌گيرند.
بنابراين‌، خداي‌ عزوجل‌ بندگانش‌ را عذاب‌ نمي‌كند  مگر بعد از آن‌كه‌ با فرستادن ‌پيامبران‌ و فرود آوردن‌ كتابهايش‌، حجت‌ را بر آنها تمام‌ كرده‌ و عذر را به‌ آنان ‌نمايانده‌ باشد، از اين‌رو، قبل‌ از برپاداشتن‌ حجت‌ بر آنان‌، هيچ‌ مؤاخذه‌اي‌ در كارنيست‌.
بايد گفت‌ كه‌ علماي‌ توحيد درباره‌ اهل‌ فترت‌ (دوران‌ انقطاع‌ پيامبران‌) بر دو رأي‌اند: أشاعره‌ برآنند كه‌ آنها ـ نه‌ در اصول‌ و نه‌ در فروع‌ ـ مخاطب‌ احكام‌ و تكاليف‌ شرع‌ نيستند اما ماتريدي‌ها بر آنند كه‌: آنها در اصول‌ مخاطب‌ تكاليف ‌شرعي‌اند نه‌ در فروع‌. معتزله‌ مي‌گويند: آنها در اصول‌ و فروعي‌ كه‌ عقل‌ به‌نيكويي‌ آنها حكم‌ كند، مخاطب‌ اند. گفتني‌ است‌ كه‌ سخن‌ معتزله‌ با نصوص ‌وارده‌ در اين‌ باب‌، مردود است‌.
علما درباره‌ اطفال‌ مشركان‌ بر سه‌ قول‌ اختلاف‌ نظر دارند:
1 ـ آنان‌ در بهشت‌ اند.
2 ـ آنان‌ با پدرانشان‌ در دوزخ‌اند.
3 ـ درباره‌ آنان‌ توقف‌ بايد كرد. يعني‌ خداي‌ عزوجل‌ خود داناتر است‌ كه‌ با آنان ‌چه‌ مي‌كند. ابن‌كثير مي‌گويد: «اين‌ قول‌ اخير، همه‌ ادله‌ وارده‌ در اين‌ بحث‌ را كه ‌مورد اختلاف‌ علماء است‌ با هم‌ گرد مي‌آورد».
 
سوره إسراء آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداي‌ متعال‌ از چگونگي‌ وقوع‌ عذاب‌ بعد از فرستادن‌ پيامبران‡ چنين‌ خبر مي‌دهد: «و چون‌ بخواهيم‌ كه‌ قريه‌اي‌ را» يعني‌: شهري‌ را «هلاك‌ كنيم‌، سركشان‌ آن‌ را فرمان‌ مي‌دهيم‌» به‌ طاعت‌ و خير اما آنان‌ عصيان‌ كرده‌ و مرتكب‌ شر و جنايت‌ مي‌گردند. به‌قولي‌: معني‌(أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا) اين‌ است‌: فساق‌ و نافرمانانشان ‌را بسيار مي‌گردانيم‌ زيرا «آمر» و «أمر» در يكي‌ از لغات‌ و لهجه‌هاي‌ عرب‌، به‌معناي‌ بسيار گردانيدن‌ است‌. مترفين‌: متنعمان‌ و توانگراني‌اند كه‌ نعمت‌ و رفاه‌ و نازپروردگي‌، آنها را مغرور و سرمست‌ و گردنكش‌ گردانيده‌ و عمدتا از جباران ‌سلطه‌گر و مستبد، شاهان‌ بيدادگر و توانگران‌ فاجر و فاسق‌ تشكيل‌ شده‌اند. آري‌! چون‌ بخواهيم‌ مردم‌ شهري‌ را هلاك‌ كنيم‌، خوشگذرانا