ن‌كه‌ او را در حال‌ ستايش‌تسبيح‌ مي‌گويد» به‌ زبان‌ قال‌ يا به‌ زبان‌ حال‌. پس‌ اين‌ معني‌ شامل‌ همه‌ مخلوقاتي‌مي‌شود كه ‌«شي‌» ناميده‌ مي‌شوند ـ هر چه‌ كه‌ باشند ـ آري‌! تمام‌ مخلوقات‌گواهي‌ مي‌دهند به‌ اين‌كه‌ خداوند(ج)  آفريننده‌ و تواناست‌ «ولي‌ شما تسبيح‌ آنها را درنمي‌يابيد» و آنچه‌ را كه‌ جمادات‌ از تسبيح‌ حق‌ تعالي‌ مي‌گويند، نمي‌فهميد. به‌قولي‌: خطاب‌ متوجه‌ كفاري‌ است‌ كه‌ از انديشه‌ و تدبر دراين‌ نشانه‌ها و از عبرت‌گرفتن‌ از آنها روي‌ برمي‌تابند «بي‌گمان‌ او بردبار آمرزگار است‌» از بردباري‌ وي‌ است‌ كه‌ شما را مهلت‌ مي‌دهد و از آمرزگاري‌ وي‌ است‌ كه‌ توبه‌كاران‌ شما رامؤاخذه‌ نمي‌كند.
جمعي‌ از مفسران‌ گفته‌اند: تسبيح‌گفتن‌ تمام‌ اشيا براي‌ خداوند(ج)  بنابر حقيقت‌ خود مي‌باشد، يعني‌ اين‌كه‌: تمام‌ اشيا به‌طور حقيقي‌ نه‌ مجازي‌ به‌ تسبيح‌ گفتن‌خداوند متعال‌ ناطق‌اند ولي‌ بشر اين‌ تسبيح‌ آنها را نمي‌شنود و نمي‌فهمد. درحديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بخاري‌ و مسلم‌ از ابي‌هريره‌(رض)  آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداصفرمودند: «موري‌ بدن‌ يكي‌ از انبيا‡ را گزيد پس‌ آن‌ پيامبر امر كرد تا لانه ‌مورچگان‌ را آتش‌ زدند آن‌گاه‌ خداوند(ج)  به‌ او وحي‌ فرستاد كه‌: به‌خاطر آزار يك‌ مور، امتي‌ از امت‌ها را كه‌ براي‌ من‌ تسبيح‌ مي‌گفتند، آتش‌ زدي‌؟!». ابن‌مسعود(رض)  مي‌گويد:«ما در حال‌ خوردن‌ غذا، تسبيح‌ گفتن‌ غذا را مي‌شنيديم‌». ابوذر(رض)  روايت‌ مي‌كند كه‌: «رسول‌ خداص سنگريزه‌هايي‌ را به‌دست‌ گرفتند پس‌صداي‌ تسبيح‌ گفتن‌ آنها همانند آواز زنبور عسل‌ شنيده‌ مي‌شد». همچنين نقل‌ است‌كه‌ صداي‌ تسبيح‌ سنگريزه‌ها در دست‌ ابوبكر و عمر و عثمان‌ رضي‌الله عنهم‌ شنيده ‌مي‌شد. نيز در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابي‌سعيد خدري‌(رض)  آمده‌ است‌ كه ‌رسول‌ خداص فرمودند: «جن‌ و انس‌ و درخت‌ و سنگ‌ و كلوخ‌ و هيچ‌ چيز ديگر صداي‌ مؤذن‌ را نمي‌شنوند  مگر اين‌كه‌ برايش‌ در روز قيامت‌ گواهي‌ مي‌دهند».
پس‌ با نگاهي‌ به‌ اين‌ روايات‌ و ديگر رواياتي‌ كه‌ نقل‌ آنها در اينجا ميسر نيست‌، در مي‌يابيم‌ كه‌ قول‌ اين‌ گروه‌ از مفسران‌ بر قول‌ كساني‌ از ايشان‌ كه‌ مي‌گويند: تسبيح‌گفتن‌ جمادات‌ مجازي‌ و به‌ زبان‌ حال‌ است‌ نه‌ به‌ زبان‌ قال‌، ترجيح‌ دارد. ابن‌كثير نيز قول‌ اول‌ را ترجيح‌ داده‌ است‌.
 
	سوره إسراء آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجَاباً مَّسْتُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ قرآن‌ بخواني‌، ميان‌ تو و كساني‌ كه‌ به‌ آخرت‌ ايمان‌ ندارند، پرده‌اي‌ پوشيده‌ قرار مي‌دهيم‌» يعني‌: كافران‌ به‌ سبب‌ روگرداني‌ و تغافل‌ از قرائت‌ تو، همانند كساني‌اند كه‌ ميان‌ تو و آنان‌ حجابي‌ پوشاننده‌ قراردارد كه‌ آنها را از شنيدن‌ قرائتت ‌بازمي‌دارد. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است‌: ميان‌ تو و آنان‌ پرده‌اي‌ قرار مي‌دهيم‌ كه‌ تو را نمي‌بينند و از آزارشان‌ ايمن‌ مي‌ماني‌، درحالي ‌كه‌ قرائت‌ تو را نمي‌شنوند ونمي‌فهمند. به‌ تأييد اين‌ قول‌ نيز رواياتي‌ آمده‌ است‌؛ از آن‌ جمله‌ روايت‌ ابن‌كثير از اسماء دختر ابوبكر(رض)  است‌ كه‌ فرمود: «چون‌ سوره‌ (تبت‌ يدا ابي‌لهب‌) نازل‌ شد، ام‌ جميل‌ زن‌ ابولهب‌ درحالي‌كه‌ سنگ‌ بر دست‌ داشت‌ و رجز مي‌خواند، ولوله‌كنان ‌پيامبر خداص را مي‌جست‌ تا به‌ ايشان‌ حمله‌ كند اما ايشان‌ را كه‌ در كنار ابوبكر(رض)  نشسته‌ بودند، نمي‌ديد».
از اين‌ آيه‌ چنين‌ بر مي‌آيد كه‌ منكران‌ آخرت‌ تحمل‌ شنيدن‌ آيات‌ الهي‌ را ندارند.
 
سوره إسراء آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْراً وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْاْ عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بر دلهايشان‌ پوششهايي‌ مي‌نهيم‌ تا آن‌ را نفهمند» آيا مراد از اين‌ پوشش‌ها همان‌ حجاب‌ ذكر شده‌ در آيه‌ قبل‌ است‌، يا مراد حجابي‌ ديگر افزون‌ بر حجاب ‌قبل‌ مي‌باشد؟ ابن‌جرير طبري‌ ترجيح‌ مي‌دهد كه‌ مراد از آن‌ حجابي‌ ديگر افزون‌ برآن‌ پوششهاست‌ «و در گوشهايشان‌ سنگيني‌اي‌» يعني‌: كري‌ و گراني‌اي‌ قرار مي‌دهيم‌. «و چون‌ در قرآن‌ پروردگار خود را به‌ يگانگي‌ ياد كني‌» بي‌ آن‌كه‌ خدايانشان ‌را نزد او شفيع‌ آوري‌ «با نفرت‌ پشت‌ مي‌كنند» تا قرآن‌ را نشنوند.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: جمعي‌ از اشراف‌ قريش‌ به‌ ديدار ابوطالب ‌آمدند، در اين‌ اثنا رسول‌ خداص وارد خانه‌ شدند و به‌ قرائت‌ قرآن‌ پرداخته‌ آيات ‌توحيد را مرور كردند، سپس‌ فرمودند: «اي‌ گروه‌ قريش‌! (لااله‌الاالله) بگوييد تا با اين‌ كلمه‌ عرب‌ از آن‌ شما شود و عجم‌ براي‌ شما مطيع‌ گردد. اما آنها رو برگرداندند. همان‌ بود كه‌ اين‌ آيه‌كريمه‌ نازل‌ شد.
 
	سوره إسراء آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَإِذْ هُمْ نَجْوَى إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ رَجُلاً مَّسْحُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هنگامي‌ كه‌ به‌سوي‌ تو گوش‌ فرامي‌دارند، ما بهتر مي‌دانيم‌ كه‌ به‌چه‌ منظور گوش ‌مي‌دهند» يعني‌: منظور آنان‌ از گوش ‌دادن‌ به‌ تو استهزا و استخفاف‌ به‌ تو و به‌ قرآن ‌است‌ تا با به‌ راه‌ انداختن‌ سر و صدا و همهمه‌ در هنگامي‌ كه‌ تو پروردگارت‌ را به‌يگانگي‌ ياد مي‌كني‌، چنان‌ غلغله‌اي‌ ايجاد كنند كه‌ كسي‌ صدايت‌ را نشنود و پيامت ‌را نفهمد «و نيز آن‌گاه‌ كه‌ به‌ نجوا مي‌پردازند» يعني‌: ما داناتريم‌ به‌ آنچه‌ كه‌ در ميان ‌خويش‌ مطرح‌ مي‌كنند آن‌گاه‌ كه‌ پيرامون‌ تكذيب‌ و استهزاي‌ تو با هم‌ راز گفته‌ ونجوا مي‌كنند؛ «وقتي‌ كه‌ اين‌ ستمگران‌ مي‌گويند: جز مردي‌ افسون‌شده‌ را پيروي ‌نمي‌كنيد» كه‌ بر اثر جادو عقلش‌ درهم‌ و برهم‌ گشته‌ و از حد اعتدال‌ خارج‌ شده‌ است‌.
	سوره إسراء آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُواْ لَكَ الأَمْثَالَ فَضَلُّواْ فَلاَ يَسْتَطِيعْونَ سَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بنگر كه‌ چگونه‌ براي‌ تو مثلها زدند» باري‌ گفتند كه‌ تو كاهني‌، باري‌ گفتند كه‌ جادوگري‌، باري‌ گفتند كه‌ شاعري‌ و باري‌ گفتند كه‌ ديوانه‌اي‌ «پس‌ گمراه ‌شدند» از راه‌ صواب‌ در تمام‌ اين‌ پندارهاي‌ خود «و در نتيجه‌ راه‌ به‌ جايي ‌نمي‌برند» يعني‌: به‌سوي‌ هدايت‌ راه‌ نمي‌توانند برد، يا نمي‌