‌ در فضايي‌ فراخ‌ زندگي‌ كنند. پس‌ جبرئيل‌(رض)  نزد آن‌ حضرت‌ص آمد وگفت‌: اگر مي‌خواهي‌ درخواستهاي‌ قومت‌ برآورده‌ مي‌شود ولي‌ اگر با وجود آن ‌باز هم‌ ايمان‌ نياورند، ديگر مهلت‌ داده‌ نمي‌شوند و اگر مي‌خواهي‌ با آنان‌ از درمهلت‌ درآيي‌، نيز اختيار با توست‌. آن‌گاه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد. يعني‌: اگر معجزات‌ پيشنهادي‌ آنان‌ را بفرستيم‌ و باز هم‌ آن‌ را تكذيب‌ كنند، ديگر به‌ شتاب‌ مورد عذاب‌ قرار گرفته‌ و هرگز مهلت‌ داده‌ نمي‌شوند چنان‌كه‌ سنت‌ خداي‌ سبحان‌ در پيشينيان‌ نيز همين‌ بوده‌ است‌.
سپس‌ نمونه‌اي‌ عيني‌ از اجراي‌ اين‌ سنت‌ را ارائه‌ كرده‌، مي‌فرمايد: «و به‌» قبيله ‌«ثمود ماده‌ شتري‌ داديم‌» بر اثر پيشنهادشان‌ «تا نشانه‌اي‌ باشد» دال‌ بر راستگويي ‌صالح‌(ع)  در پيش‌ چشمانشان‌ «ولي‌ به‌ آن‌ ستم‌ كردند» يعني‌: منكر آن‌ شدند «و ما نشانه‌ها را جز براي‌ بيم‌ دادن‌ نمي‌فرستيم‌» يعني‌: ما معجزات‌ را جز به‌ عنوان ‌مقدمه‌اي‌ پيشاپيش‌ عذاب‌ براي‌ بيم ‌دادن‌ تكذيب‌كنندگان‌ نمي‌فرستيم‌ تا شايد ايمان ‌آورند پس‌ اگر ايمان‌ نياوردند، قطعا عذاب‌ بر آنان‌ فرود مي‌آيد. يا ممكن‌ است ‌مراد از «آيات‌» وقوع‌ حوادثي‌ چون‌ زلزله‌ها و توفانها باشد چنان‌كه‌ ابن‌كثير مي‌گويد: «به‌ ما حكايت‌ كرده‌اند كه‌ در زمان‌ ابن‌مسعود(رض)  زلزله‌ كوفه‌ را لرزاند، او گفت‌: هان‌ اي‌ مردم‌! در حقيقت‌ پروردگار شما عتابتان‌ مي‌كند پس‌ عتاب‌ او را دريابيد و به‌ خود آييد». همچنين‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ در عهد عمر(رض)  مدينه‌ چند بار لرزيد پس‌ او خطاب‌ به‌ مردم‌ فرمود: «به‌ خدا كه‌ بدعت‌ آورديد! به‌ خدا سوگند كه‌ اگر زمين‌لرزه‌ تكرار شد، با شما چنين‌وچنان‌ خواهم‌ كرد!».
 
آيه  196
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَتِمُّواْ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلاَ تَحْلِقُواْ رُؤُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضاً أَوْ بِهِ أَذًى مِّن رَّأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِّن صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَن لَّمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ اين‌ است‌ كه‌ مردي‌ نزد رسول‌ خداص آمد و سؤال‌ كرد: يارسول‌ الله! مرا در انجام‌ عمره‌ام‌ به‌ چه‌ چيز دستور مي‌دهيد؟ پس‌ نازل‌ شد: «وبراي‌ خدا حج‌ و عمره‌ را به‌ اتمام‌ رسانيد» يعني: حج‌ و عمره‌ را با رعايت‌ همه‌ حقوق ‌آنها ادا نماييد، پس‌ هر كس‌ به‌ حج‌ يا عمره‌ احرام‌ بست، به‌پايان ‌رساندن‌ آن‌ بر وي ‌واجب‌ است‌. بعضي‌ گفته‌اند: به‌اتمام‌رساندن‌ حج‌ و عمره‌ اين‌ است‌ كه‌ هر يك‌ ازآنها مستقلا و به ‌تنهايي‌ به‌جاي‌ آورده‌ شوند، نه‌ همراه‌ با حج‌ «تمتع‌» و حج ‌«قران‌». يعني‌ عمره‌ بايد در غير ماههاي‌ حج‌ ادا شود و اين‌ قول‌ عمر(رض) است‌.
صاحب‌ تفسير «المنير» با گردآوري‌ همه‌ اقوال‌ در اين‌ باره‌ گفته‌ است: «به‌اتمام‌ رساندن‌ حج‌ و عمره‌ عبارت‌ است‌ از: اداي‌ آنها به‌ طور تام، بدون‌ كاستن‌چيزي‌ از شرطها و افعال‌ آنها و بدون‌ اين‌ كه‌ چيزي‌ از محظورات‌ احرام‌ در اثناي ‌آنها از حاجي‌ يا معتمر سرزند و اين‌ با اداي‌ مناسك‌ بر وجه‌ مطلوب‌ شرعي‌ آن‌ - در ظاهر - و با اخلاص‌ براي‌ خداوند متعال‌ و نداشتن‌ قصد منفعتي‌ دنيوي‌ - درباطن‌ - ميسر است‌. و بجز اين‌ معني‌ كه‌ از آن‌ برمي‌آيد؛ قيد (اتموا) بيانگر اين‌ نيز هست‌ كه‌ مسلمانان‌، اداي‌ مناسك‌ حج‌ و عمره‌ را عملا در سال‌ ششم‌ شروع‌ نموده‌ اما از به‌ اتمام‌ رساندن‌ آن‌ بازداشته‌ شدند، پس‌ خداي‌ عزوجل‌ فرمود: اينك‌ آنهارا به‌ اتمام‌ رسانيد. از اين‌ جهت‌، عمره‌ سال‌ هفتم‌ را عمره‌ قضا مي‌نامند». «و اگر محصر شديد». گفتني‌ است‌؛ به‌ كسي‌ كه‌ بعد از بستن‌ احرام‌ به‌ دليل‌ بيماري‌ ياوجود دشمن‌ يا غيرآن‌ از علل‌ در مسير راه‌ از ورود به‌ مكه‌ بازداشته‌ مي‌شود، اصطلاحا «محصر» مي‌گويند. آري‌! اگر از ورود به‌ مكه‌ بازداشته‌ شديد؛ «آنچه‌ ازهدي‌ ميسر است، قرباني‌ كنيد» هدي: حيواني‌ از شتر يا گاو يا گوسفند است‌ كه‌ به‌خانه‌ كعبه‌ اهدا مي‌شود تا قربه‌ الي‌الله در مكه‌ ذبح‌ شده‌ و ميان‌ فقرا تقسيم‌ شود. حسن‌ مي‌گويد: «برترين‌ هديه‌ شتر، اوسط آن‌ گاو و كمترين‌ آن‌ گوسفندي‌است‌». «و تا قرباني‌ به‌ محل‌ قربانگاه‌ نرسيده‌» محل: جاي‌ فرود آوردن‌ قرباني‌است‌ و آن‌ در نزد شافعي‌ و مالك، همان‌ محل‌ احصار (بازداشته‌شدن‌ از ادامه‌ طي‌ طريق‌ به‌ سوي‌ حج) است‌. اما در نزد حنفي‌ها، محل‌ خود حرم‌ است‌. آري‌! تاقرباني‌ به‌ محل‌ قربانگاه‌ نرسيده‌ «سر خود را نتراشيد» يعني: خود را حلال‌ نسازيد. اين‌ خطابي‌ است‌ به‌ همه‌ كساني‌ كه‌ احرام‌ بسته‌اند، كه‌ تا وقتي‌ قرباني‌ خود را ذبح ‌نمي‌كنند - اگر با خود قرباني‌اي‌ دارند - نبايد خود را با تراشيدن‌ سر، حلال‌ سازند «و هر كس‌ از شما بيمار باشد، يا در سر ناراحتي‌اي‌ داشته‌ باشد» چون‌ شپش‌ زدگي، يا سردرد و ناچار شود كه‌ درحال‌ احرام‌ سر بتراشد «به‌ كفاره‌ آن‌ بايد روزه‌اي‌ بگيرد، يا صدقه‌اي‌ بدهد، يا قرباني‌اي‌ بكند» يعني: بايد يكي‌ از سه‌ كار ذيل‌ را انجام‌ دهد: با سه‌ صاع‌ از خوراك‌ غالب‌ آن‌ سرزمين، به‌ شش‌ نفر مسكين‌ خوراك‌ بدهد[8]، ياگوسفندي‌ را قرباني‌ كند و يا سه‌ روز، روزه‌ بگيرد. نسك: اصلا به‌ معناي‌ عبادت‌است، اما در اينجا مراد از آن‌ حيوان‌ مذبوحه‌ مي‌باشد و آن‌ را نسك‌ ناميدند زيرا ذبح‌ حيوان‌ در حرم، از بهترين‌ و شريف‌ترين‌ عباداتي‌ است‌ كه‌ مؤمن‌ به‌ وسيله‌ آن ‌به‌ خداوند متعال‌ تقرب‌ مي‌جويد. «أو» براي‌ تخيير (انتخاب) است، يعني: اگر كسي‌ به‌ دليل‌ بيماري‌ يا وجود ناراحتي‌اي‌ در سر خويش، قبل‌ از ذبح‌ سرمي‌تراشد، بايد يكي‌ از اين‌ سه‌ كار را انتخاب‌ كند و انجام‌ دهد و كساني‌ كه‌ بدون ‌داشتن‌ عذري‌ سر مي‌تراشند، نيز در اين‌ حكم، همانند شخص‌ معذور مي‌باشند. وآنان‌ كه‌ سر نمي‌تراشند، اما - به‌ سبب‌ داشتن‌ عذري‌ يا بدون‌ آن‌ - از خوشبويي، پوشيدن‌ لباس‌ غير احرام‌ و استعمال‌ روغن‌ بهره‌ مي‌گيرند، نيز مشمول‌ اين‌ حكم‌اند.
بخاري‌ در بيان‌ 